پایگاه خبری تحلیلی امروله08:40 - 1392/03/16

درباره استراتژی اپوزیسیون در 34 سال گذشته

بسیار شنیده ایم که اپوزیسیون و برخی از مردم صحبت از تحریم انتخابات می کنند و مدعی هستند تحریم انتخابات و قهر سیاسی یک کنش دموکراسی خواهی است و نوعی اعتراض محسوب می شود. در این مقال می خواهl این کنش سیاسی را یررسی کنیم. البته موضع شخصی من از نوع دوکراسی خواهانه است و طرفدار آزادی بیان و حقوق شهروندی هستم و در این مقال می خواهم بررسی کنم که آیا این ژست ها ی قهر آمیز و تحریمی هیچ موفق بوده است یا نه؟

تقریبا ۳۴ سال است که اپوزیسیون ایرانی، استراتژی تحریم را دنبال می کند اما جواب نمی گیرد ولی باز هم همان استراتژی غلط را تکرار و تکرار می کند. هر سال می بینیم که می گویند این بار مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن نخواهند آمد، یا این بار مردم در راهپیمایی روز قدس نمی آیند و یا این بار مردم در انتخابات شرکت نمی کنند و هر بار برعکس آن اتفاق می افتد. چرا نمی فهمند که این استراتژی پس از ۳۴ سال امتحان کردن همیشه شکست خورده است و باید این استراتژی غلط را به کناری بگذارند. استراتژی تحریم و قهر سیاسی شکست خورده است و اپوزیسیون باید به دنبال راه حل دیگری باشند.

۱- به خاطر دارم که در سال ۷۶ که آقای خاتمی و آقای ناطق نوری کاندید شده بودند یک شور و هیجان وصف ناپذیری در مردم به وجود آمده بود که بروند و به خاتمی رای بدهند. در همان موقع اپوزیسیون می گفتند که خاتمی با ناطق فرق ندارند همه از یک قماشند و یا می گفتند که امکان ندارد که نظام اجازه بدهد تا خاتمی انتخاب بشود. چه شما رای بدهید و چه شما رای ندهید مطمئن باشید که ناطق از قبل انتخاب شده است. برخلاف این حرف ها ما رفتیم و به خاتمی رای دادیم و خاتمی هم رئیس جمهور شد. ار فردای انتخابات که حرف های اپوزیسیون نقض شده بود شروع کردند به گفتن اینکه خاتمی هم از خودشان است و اصلا خاتمی را آوردند تا مردم را گول بزنند. خاتمی سوپاپ اطمینان نظام شد و از این حرف ها. بالا خره آن دوران گذشت تا بعد از سال ۸۸ که حالا چند سالی می شود که خاتمی را در تلویزیون نمی بینیم و البته اپوزیسیونی ها نیانمدند معذرت خواهی کنند و بگویند که ما در مورد خاتمی اشتباه می کردیم و خاتمی خودش بود و سوپاپ اطمینان نبود.

مخلص کلام اینکه ما به خاتمی رای دادیم و خاتمی رییس جمهور شد و حالا هم معلوم شده که خاتمی را برای سوپاپ اطمینان نفرستاده بودند. یعنی همه تحلیل های اپوزیسیون غلط بوده است.

۲- در سال هشتاد و چهار در دور اول من رفتم به معین رای دادم که رای نیاورد و هاشمی و احمدی نژاد به دور دوم رفتند. در آن سال اصلاح طلبان با هاشمی خوب نبودند و احمدی نژاد هم شناخته شده نبود. البته خیلی حرف های شعاری می زد اما من شناختی از او نداشتم. به همین دلیل در دور دوم انتخابات شرکت نکردم. نتیجه تحریم انتخابات در آن سال این شد که آقای احمدی نژاد رییس جمهور شد. آیا دوستانی که انتخابات را تحریم کردند حالا می پذیرند که کاش به هاشمی رای داده بودیم تا این بال بر سر کشور نیاید؟

مخلص کلام اینکه تحریم انتخابات در سال ۸۴ نتیجه ای جز فاجعه نداشت.

۳- در سال ۸۸ ، مردم به شکل باورنکردنی ای در انتخابات شرکت کردند. اینکه نتیجه انتخابات چه بود و آیا تقلب شده بود یا نه مورد بحث من نیست( هر چند که من شخصا جزو کسانی هستم که قبلا فکر می کردم تقلب شده و حالا فکر می کنم که تقلب نشده بود)، اما هر چه که بود در نا آرامی های سال ۸۸ همه آن اتفاقی که اپوزیسیون دوست دارد و به دنبال آن است ،اتفاق افتاد. بنابراین حتی اگر از نگاه اپوزیسیون به موضوع بنگریم شرکت در انتخابات سال ۸۸ بهتر از تحریم آن بود.

۴- نتیجه گیری:
اولا هیچوقت تحریم انتخابات یا تحریم راهپیمایی و قهر سیاسی، در طول این ۳۴ سال از طرف مردم به شکل گسترده پذیرفته نشده است یعنی مردم هیچ گاه به این دعوت اپوزیسیون به شکل گسترده لبیک نگفته اند. بنابراین اپوزیسیون باید این سیاست و این استراتژی را شکست خورده تلقی کنند.

ثانیا با بررسی ای که در بالا شد معلوم می شود که شرکت در انتخابات همیشه نتیجه ای برخلاف ادعاهای اپوزیسیون داشته است.