فلسفه مناظره این است که کاندیدا اصلح مشخص شود .مناظره همچون مسابقه ورزشی میتواند پذیرای ورزشکاران سالم و با اخلاق باشد و هم میتواند در سیطره ورزشکاران بی اخلاق و دوپینگی قرار گیرد. مناظرات میتواند هم برای استفاده مناسب در بیان دیدگاهها و برنامه ها قرار گیرد و هم زمانی مناسب برای جمع اوری ارا به شکل غیر اخلاقی و دو پینگی باشد ،بنابراین مناظرات نباید فصل الخطابی برای تصمیم گیری مردم باشد .اما در واقع ،عکس این موضوع صدق میکند و عده زیادی از مردم منتظر نهایی شدن و اتمام مناظرات هستند و بعد انتخاب کاندیدای خود .
مناظره در بین افکار عمومی بیشتر نقش مثبت و نجات دهنده ای دارد. تصور بیشتر مردم این است که مناظرات میتواند انها را از بن بست تصمیم گیری خارج نماید و به سوی انتخاب اصلح سوق دهد. تمام گره ها و مشکلات در روند تصمیم گیری بدست مناظرات باز میشود . به خاطر همین تصمیم نهایی اکثر مردم به مناظرات منوط میشود . ولی اشتباه بزرگ همین جاست . همین جاست که کاندیدای های دوپینگی میتوانند از فرصت لازم در فضای منظرات نهایت استفاده را بکنند، و با سواستقاده از احساسات مردم و باکلام قوی و رسا و توانایی در بازی با کلمات ،خود را در این فضا به مردم ایده ال اصلح نشان دهند. و از ان طرف کسی که دارای برنامه قوی و مدون و منظمی هست اما قدرت بیان ضعیفی دارد یا اینکه فشار و استرس بر او مسلط شده، قربانی مناظره ها می گردد.
تاکید زیاد مردم بر مناظرات، تمام جنبه های رقابتی مختلف بین کاندیداها را محدود به مناظرات میکند و از ان طرف کاندیداها چون میدانند مناظره میدانی است که میتوانند سیل عظیم ارا به سوی خود جذب کنند،تمام تلاش خود چه به صورت واقهی و چه به صورت ظاهری و صوری ،در این راه به کار میگیرند و در این راه امکان دارد که در زمان مقتضی، اخلاق را زیر پا بگذارند ، وعده های ناممکن بدهند یا تهمت و افترا زدن به رقیب خود بزنند تا اینکه به نیت و هدف خود برسند.
بنابراین مناظره انچنان هم که تصور میرود مثمر ثمر نیست و میتواند به همان اندازه فضا را برای سو استفاده نااهلان و فرصت طلبان فراهم اورد..منطقی این است که مردم بیشتر به سوابق گذشته این اقایان نگاه کنند و تنها دل به شعارهای شکلاتی و خوش فرم و مناظرات صرف نبندند.
در بین کاندیداها جز اقای غرضی و جلیلی ما بقی کاندیداها چهره شناخته شده ای در بین مردم هستند و تقریبا با منش و رفتار ان ها اشنا هستند .اشخاصی چون ولایتی یا قالیباف یاحداد در گذشته بارها در برخورد با مسائل مختلف ، وزنه خود را در کفه ترازو قضاوت افکار عمومی قرار داده اند .
وقتی کاندیدای امتحان خود را در سالهای گذشته پس داده، تحت تاثیر قرار گرفتن از شعارها کاندیدای مورد نظر انچنان هم عقلانی نخواهد بود. .
سابقه اکثر این نامزدها روشن است شخصی همچون اقای حداد که در ریاست مجلس هفتم وبا مماشات بسیار خود با اقای احمدی نژاد ،در عمل موضع دو پهلو و نا فرم خود را به مردم نشان داده است.
حداد در عمل نشان داده که در جای خود قانون را متذکر نمیشود و به سمت مصلحت اندیشی و مماشات با دیگران رهسپار میشود ، و به جای در نظر گرفتن حق مردم و نظام و رهبری بیشتر جوانب دوستی با رییس جمهور را در اولویت کاری خود قرار میدهد. برخورد تبعیض امیز و امیخته بر ضعف سیاسی اقای حداد مطمئنا در پست ریاست جمهوری هم میتواند با همان دلایل ادامه داشته باشد.
کاش اقای حداد و بقیه دوستان بیان میکردند که در این چند سالی که پست های مختلف و گوناگونی در کشور مشغول بودند برای مردم چه قدمی برداشتند و چه کردند تا سوابق خود را شعار و ملاک خود برای ارائه به مردم در نظر گیرند.
افکار عمومی نسبت به چهره های شناخته تر، اسان تر تصمیم میگیرد و حساسیت بالایی به خرج نمیدهد ولی در عوض در مقابل چهر های نشناخته و گمنام مقاومت و سختگیری بیشتری ازخود نشان میدهد و به راحتی اعتماد نمیکند . اما در این بین، افکار عمومی فقط به دنبال کوچک ترین بهانه هستند تا به این دسته از کاندیداها گمنام روی خوش نشان دهد و به محض ایجاد پالس فورا واکنش نشان دهند. در واقع کاندیداهای گمنام ، پتانسیل جذب ناگهانی ارای متعلق به کاندیدهای دیگر را دارند. ولی این جذب ارا، منوط به حادثه یا اتفاقی غیر عادی و خارج از منوال عادی انتخابات خواهد بود.
مناظره در بین افکار عمومی بیشتر نقش مثبت و نجات دهنده ای دارد. تصور بیشتر مردم این است که مناظرات میتواند انها را از بن بست تصمیم گیری خارج نماید و به سوی انتخاب اصلح سوق دهد. تمام گره ها و مشکلات در روند تصمیم گیری بدست مناظرات باز میشود . به خاطر همین تصمیم نهایی اکثر مردم به مناظرات منوط میشود . ولی اشتباه بزرگ همین جاست . همین جاست که کاندیدای های دوپینگی میتوانند از فرصت لازم در فضای منظرات نهایت استفاده را بکنند، و با سواستقاده از احساسات مردم و باکلام قوی و رسا و توانایی در بازی با کلمات ،خود را در این فضا به مردم ایده ال اصلح نشان دهند. و از ان طرف کسی که دارای برنامه قوی و مدون و منظمی هست اما قدرت بیان ضعیفی دارد یا اینکه فشار و استرس بر او مسلط شده، قربانی مناظره ها می گردد.
تاکید زیاد مردم بر مناظرات، تمام جنبه های رقابتی مختلف بین کاندیداها را محدود به مناظرات میکند و از ان طرف کاندیداها چون میدانند مناظره میدانی است که میتوانند سیل عظیم ارا به سوی خود جذب کنند،تمام تلاش خود چه به صورت واقهی و چه به صورت ظاهری و صوری ،در این راه به کار میگیرند و در این راه امکان دارد که در زمان مقتضی، اخلاق را زیر پا بگذارند ، وعده های ناممکن بدهند یا تهمت و افترا زدن به رقیب خود بزنند تا اینکه به نیت و هدف خود برسند.
بنابراین مناظره انچنان هم که تصور میرود مثمر ثمر نیست و میتواند به همان اندازه فضا را برای سو استفاده نااهلان و فرصت طلبان فراهم اورد..منطقی این است که مردم بیشتر به سوابق گذشته این اقایان نگاه کنند و تنها دل به شعارهای شکلاتی و خوش فرم و مناظرات صرف نبندند.
در بین کاندیداها جز اقای غرضی و جلیلی ما بقی کاندیداها چهره شناخته شده ای در بین مردم هستند و تقریبا با منش و رفتار ان ها اشنا هستند .اشخاصی چون ولایتی یا قالیباف یاحداد در گذشته بارها در برخورد با مسائل مختلف ، وزنه خود را در کفه ترازو قضاوت افکار عمومی قرار داده اند .
وقتی کاندیدای امتحان خود را در سالهای گذشته پس داده، تحت تاثیر قرار گرفتن از شعارها کاندیدای مورد نظر انچنان هم عقلانی نخواهد بود. .
سابقه اکثر این نامزدها روشن است شخصی همچون اقای حداد که در ریاست مجلس هفتم وبا مماشات بسیار خود با اقای احمدی نژاد ،در عمل موضع دو پهلو و نا فرم خود را به مردم نشان داده است.
حداد در عمل نشان داده که در جای خود قانون را متذکر نمیشود و به سمت مصلحت اندیشی و مماشات با دیگران رهسپار میشود ، و به جای در نظر گرفتن حق مردم و نظام و رهبری بیشتر جوانب دوستی با رییس جمهور را در اولویت کاری خود قرار میدهد. برخورد تبعیض امیز و امیخته بر ضعف سیاسی اقای حداد مطمئنا در پست ریاست جمهوری هم میتواند با همان دلایل ادامه داشته باشد.
کاش اقای حداد و بقیه دوستان بیان میکردند که در این چند سالی که پست های مختلف و گوناگونی در کشور مشغول بودند برای مردم چه قدمی برداشتند و چه کردند تا سوابق خود را شعار و ملاک خود برای ارائه به مردم در نظر گیرند.
افکار عمومی نسبت به چهره های شناخته تر، اسان تر تصمیم میگیرد و حساسیت بالایی به خرج نمیدهد ولی در عوض در مقابل چهر های نشناخته و گمنام مقاومت و سختگیری بیشتری ازخود نشان میدهد و به راحتی اعتماد نمیکند . اما در این بین، افکار عمومی فقط به دنبال کوچک ترین بهانه هستند تا به این دسته از کاندیداها گمنام روی خوش نشان دهد و به محض ایجاد پالس فورا واکنش نشان دهند. در واقع کاندیداهای گمنام ، پتانسیل جذب ناگهانی ارای متعلق به کاندیدهای دیگر را دارند. ولی این جذب ارا، منوط به حادثه یا اتفاقی غیر عادی و خارج از منوال عادی انتخابات خواهد بود.