خبرگزاری فارس- رقیه عزیزی شیرکوهی:چند سالی است که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با راهاندازی پروژه «رمان نوجوان امروز» تلاش کرده است تا بخشی از نیاز این گروه سنی را در بخش تألیف رمان نوجوان تأمین کند و خوشبختانه این مهم نیز تا حدود زیادی محقق شده است.
به همین منظور با سیدصادق رضایی، مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان درباره پروژه «رمان نوجوان امروز» و مشکلات حوزه فرهنگ در بخش کتاب و ادبیات به گفتوگو نشستیم که در ذیل از نظرتان میگذرد:
آقای رضایی درباره دلایل راهاندازی پروژه «رمان نوجوان امروز» در کانون توضیحاتی دهید؟
یکی از نیازهای نوجوانان دختر و پسر ایران اسلامی ما این است که علاقهمند بوده تا به صورت تخصصی به حوزه ادبیات بخش خود وارد شوند. نوجوانان نیازمند آن هستند تا در حوزه شعر، رمان، نمایشنامه و دیگر تولیدات فرهنگی مربوط به این گروه سنی را به سهولت در اختیارشان قرار گیرد به همین منظور خلاء آن نیز به شدت احساس میشد.
یکی از دلایل راهاندازی پروژه «رمان نوجوان امروز» این بود که به صورت ویژه دختران و پسران نوجوان ایرانی، رمانهای خارجی میخواندند که آن هم به نبود رمان ایرانی به اندازه نیاز آنها مربوط میشد. هر کسی تمایل دارد که وقتی رمانی را مورد مطالعه قرار میدهد سرزمین آن رمان را قبل دیده باشد و یا امکان دیدن آن سرزمین برایش وجود داشته باشد، لباسها، ضرب المثلها، آداب و رسوم و حتی تکه کلام و صحبتهای شخصیت آن رمان از سرزمین او باشد.

* ورود سبک زندگی غربی در خانواده با پذیرش بیش از اندازه آثار ترجمه
وقتی این مهم موجود نبود در واقع به این نیاز و به این عطش کتابهای ترجمه خارجی جواب میداد و همه میدانیم که اگر ما از یک حدی بیشتر رمان و مباحث فرهنگی، هنری و حتی سینمایی و موسیقی خارجی را بپذیریم قطعاً سبک زندگی آنها به تدریج وارد زندگی ما خواهد شد.
بر این اساس پروژه «رمان نوجوان امروز» را راهاندازی کردیم و تاکنون نیز بیش از 60 عنوان از این رمانها را به چاپ رساندیم و هم در بازار موجود است که خریداران میخرند و هم در اختیار بیش از یک هزار مرکز فرهنگی _ هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان قرار گرفت. هم اکنون کانون دارای مراکز فرهنگی _ هنری است که دختران و پسران کودک و نوجوان در آن مراکز عضو هستند و آنها نیز بیشتر به مطالعه رمان داخلی بیشتر از خارجی میپردازند.
* از قشر نوجوان کشور جلوتر هستیم/شناسایی علاقهمندی نوجوانان در بخش فرهنگ، هنر و ادبیات
یعنی شما معتقدید که این پروژه توانسته نیازهای نوجوانان را در این حوزه برآورده کند؟
با این پروژه میتوان گفت که هماکنون ما یک گام از قشر نوجوان کشورمان جلوتر هستیم؛ قطعاً سیاستهای حمایتی ما نسبت به مؤلفان وجود دارد و از طرفی به لطف پروردگار این تفکر گسترش پیدا کرده است و ناشران بخش خصوصی هم در این حوزه ورود داشتهاند که اکنون نیز ورود آنها در این بخش از لحاظ کمی و کیفی بهتر بوده است.
وقتی ما مؤفقیت این طرح را دیدیم و با استقبال خوب نوجوانان مواجه شدیم طرح و پروژه«شعر نوجوان امروز»را راهاندازی کردیم و در آینده نزدیک نیز کتابهای این مجموعه به چاپ خواهد رسید.
کتابهای«نمایشنامه نوجوان امروز»کار خود را آغاز کرده است و قریب به 10 عنوان کتاب آن در 18 تیر سال جاری همزمان با روز ملی ادبیات کودک و نوجوان رونمایی خواهد شد به نوعی مجموعه علاقهمندی نوجوانان دختر و پسر ایران در بخش فرهنگ، هنر و ادبیات، شناسایی خواهند شد تا بتوانیم به آن بپردازیم.
* مجلس شورای اسلامی قانون کپیرایت را با شجاعت بررسی و تصویب کند
چرا آثار ترجمه در حوزه کودک و نوجوان رو به افزایش است؟
یکی از دلایل همه آن عدم رعایت قانون کپی رایت است یعنی اگر مجلس شورای اسلامی قانون کپیرایت را با شجاعت بررسی و تصویب کند با همین قیمت دلار امروز برای هیچ کسی نمیصرفد که کتابهای خارجی را به چاپ برساند یعنی با دلار 3500 تومانی کجا میصرفد که شما یک کتاب 10 الی 12 میلیونی را به چاپ برسانید و این امر همانند اقتصاد است.
در این راستا باید گفت، فرهنگ و هنر در بخش مباحث ریالی همانند اقتصاد است، چطور میشود که از چندی پیش شما به مناطق آزاد هم سفر میکنید، جنس ایرانی مشاهده میکنید؟ به این دلیل که برای فروشنده نمیصرفد تا با این دلار بتواند جنس خارجی ولو اینکه قاچاق باشد، بیاورد یعنی اگر حقوق گمرکی دولت و مردم را هم نپردازد باز هم نمیصرفد.
* بیش از 85 درصد آثار چاپ شده برخی از ناشران، ترجمه است
اما در این راستا برای فروشنده میصرفد که از تهران و تبریز کالایی را خریداری و لب مرز آن را به فروش برساند؛ متأسفانه برخی از ناشران بیش از 85 تا 90 درصد کتابهایی که به چاپ میرساند، ترجمه است یکی از مواردی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید از از ناشران درخواست کند، قانون کپی رایت و مجوز را از ناشر یا مؤلف و یا ناشر خارجی است که این مهم یعنی پرداخت کردن حق و حقوق تألیف کننده اصلی اثر. در اینجا این سؤال مطرح است که با این شرایط فوق اگر بخواهیم شعر کودک چاپ کنیم به سراغ کتابهای خارجی خواهیم رفت؟ شعر و داستان کودک خارجی فقط ترجمه تحتاللفظی میخواهد چراکه تصویر، همان تصویر است با کمترین قیمت یعنی یکی از جاهایی که در واقع دارد به ادبیات کودک و نوجوان ما و به ذهن آنها و گنجینه لغات این عزیزان لطمه میزند این است که ما قانون کپیرایت را رعایت نمیکنیم البته ما به صورت داخلی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان این مهم را را رعایت میکنیم.

* کتاب تألیفی باید برابر با نیاز کودکان و نوجوانان منتشر شود
یکی دیگر از دلایل افزایش کتابهای ترجمه در کشور این است که ما در واقع باید کاری کنیم که کودکان و نوجوانان ما آثار ایرانی را مورد مطالعه قرار دهند یعنی هنرمندان را تشویق و حمایت کنیم چراکه اگر تشویق و حمایت وجود داشته باشد و کتاب برابر با نیاز کودکان و نوجوانان تألیف شود و بتواند به طرق مختلف در اختیار آنها قرار گیرد.
من و شمای بزرگسال اگر یک مطلب فرهنگی، هنری و یا چیز دیگری را بخواهیم آنقدر جستوجو میکنیم تا آن را پیدا کنیم اما آیا برای کودک این امکان وجود دارد؟ برای کودک باید جلوی دیدگانش و دسترس او قرار گیرد یعنیدر مسجد، حسینیه، مدرسه و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کتاب باشد یعنی هر جایی که کودک نگاه میکند، باید کتاب ببیند.
معتقدم حتی رسانه ملی هم باید به این مقوله یعنی «کتاب» اهمیت دهد یعنی تلویزیون اگر برنامهای را نشان میدهد بکگراند پشت آن باید کتاب باشد و اگر میخواهند 2 نفر با یکدیگر وعده بگذارند در کتابخانه وعده بگذارند و اگر دو نفر میخواهند در فیلم و یا سریالی که کودک به عنوان علاقهمند است هدیهای دهند ولو در کارتون و انیمیشن باید به یکدیگر کتاب هدیه دهند.
* والدین یاد بگیرند که بخشی از خرید زندگی روزانه آنها کتاب باشد
والدین یاد بگیرند که بخشی از خرید زندگی روزانه آنها کتاب باشد و با اگر برای فرزندانشان کتابی را خریداری میکنند آن را برای برای فرزندانشان بخوانند. در واقع باید گفت چون کودک اختیار زندگی خود را در دوران کودکی و نوجوانی ندارد، تأثیر در جیب و کیف خرج سبد خانواده هم ندارد اما ما باید توسعه کتابخوانی را از بزرگترها شروع کنیم یعنی والدین، معلمان، مربیان و سیاستمداران و همه کسانی که در واقع اقتصاد این مملکت در دستشان است، کاری کنیم که آنها از خواندن لذت ببرند بلکه بگویند این لذت توسعه پیدا کند و به کودک و نوجوانان هم برسد.
* بیتوجهی به تأثیرگذاران توسعه کتاب و کتابخوانی در کشور
به نظر شما در عرصه فرهنگی به ویژه در حوزه کتاب و ادبیات چه کاری باید انجام میشده اما مورد غفلت واقع شده است؟
در واقع این امر در چند بخش خلاصه میشود یعنی همه کسانی که در توسعه امر کتاب و کتابخوانی تأثیرگذار بودهاند، به آنها بیتوجهی شده است یعنی اگر به ناشری که الان در غوغایی که در زمینه بالا رفتن قیمتها به وجود آمده است و به کسانی که کتاب میفروشند، نگاه کنیم به وضوح متوجه خواهیم شد که به آنها توجه کافی نمیشود.
در اینجا این سؤال مطرح است که به کسانی که کتاب را توزیع و چاپ میکنند و حتی مولفان، تصویرگران و کتابخانههایی که کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالان در آن مکان کتاب میخوانند، تا چه اندازه به این موارد توجه میشود؟ شما از هر زاویهای نگاه کنید ما در این حوزه ضعف داریم.
* «رفع مظلومیت» از حوزه فرهنگ و هنر تنها در شعار باقی ماند
در این راستا سؤالات متفاوتی وجود دارد که آیا رفع مظلومیتی که مقام معظم رهبری در چند سال گذشته بیان کردند، انجام شده است؟ آیا رهبر انقلاب شعاری دادند که ما پس از آن شعار دهیم یا دردی را حس کردند و وقتی این درد را حس کردند برای آن نسخه نوشتند؟
همه نمیتوانیم در جیبمان نسخه داشته باشیم، ایشان نسخه نوشتند ما باید آن را اجرا میکردیم آیا خوب اجرا شد؟ آیا از حوزه فرهنگ و هنر رفع مظلومیت زدوده شد؟ درد را مقام معظم رهبری در حوزه فرهنگ تشخیص دادند و بیان کردند مظلومیت بخش فرهنگ و هنر؛ نسخه نوشتند به عنوان یک طبیب حاذق که در همه حوزههای انقلاب اسلامی کار کرد دارد اما آیا این نسخه به دست اهلاش رسید یا نااهل آن.
در اینجا این سؤال مطرح است که همان بیان مقام معظم رهبری که «رفع مظلومیت» است، چقدر مورد توجه قرار گرفت؟ در نسخهخوانی که شفا نیست، دیگران باید عمل میکردند آیا عمل کردند؟ در چه حوزههایی؟ از هر زاویهای که شما نگاه کنید ما کمبودهای فراوانی داریم.
* متأسفانه آدمهایی که در بخش فرهنگی کار میکنند، فرهنگی نیستند
از طرفی باید گفت، تمام بخشهای غیر فرهنگی است که مباحث مربوط به فرهنگ در اختیار آنها است یعنی هر حوزهای که شما بخواهید نام ببرید اصل حوزه، غیرفرهنگی است اما نظارت میخواهد داشته باشد بر بخش فرهنگ آیا آدمهای اهلاش آنجا هستند؟ شما میبینید که سازمانی مستقل میخواهد بخش بودجه کشور را در مباحث فرهنگی و هنری دستگاههای دولتی را مدیریت کند، آیا اهل آنجا وجود دارد؟ مظلومیت چرا به وجود میآید؟ چرا نگفتند مظلومیت از بخش راه و سد؟ آیا شما یک آدم کم سواد را میتوانید بگذارید کارشناس مباحث بودجه سدسازی؟ پس معلوم است که یک بخش مظلومیت این است که آدمهایی که در این بخش هستند، آدمهای فرهنگی نیستند.
* آیا مردودین میخواهند بر مبحث فرهنگی نظارت کنند؟!
در اینجا این سؤال مطرح است که آیا این آدمها از اول با این عنوان جذب شدهاند؟نکند کمکارترین آدمها در همه حوزههای اقتصادی، بازرگانی، صنعتی و راه رد میشوند حالا میگوئیم بروید در بخش فرهنگی کارشناس شوید؟ نکند این باشد که مردودین همه حوزهها در بخش فرهنگی جمع شدهاند و میخواهند بر مبحث فرهنگی نظارت کنند.
در اینجا این سوال است که چرا بخش فرهنگ کشور آنقدر ضعیف است؟ چرا رفع مظلومیت از سوی بالاترین مقام اعلام میشود؟ اگر یک امام جمعه این مطلب را بیان میکردند ما خوشحال میشدیم که خدا را شکر یک امام جمعه در کشور متوجه شد که بخش فرهنگ مظلوم است اما مقام معظم رهبری این بیانات را داشتند.
در اینجا یک سوال دیگر مطرح است که آیا منابع در کشورمان کم است؟یک ضربالمثل و یا یک مصرع شعر در این مملکت ظرفیت رمان شدن دارد؛ در این کشور ضربالمثل، حکایت، روایت، مثل و متل و قرآن را داریم که بیش از 3 هزار آیه قرآن کریم نیز در راستای قصه و قصهگویی است.
به نظرتان آیا مظلومیت در منابع داریم؟ چه منابع فرهنگی و چه منابع اقتصادی، مظلومیت در چیست مظلومیت در فهم و نگاه است، رفع شد؟متأسفانه حوزه فرهنگ مظلومتر شد؛فکر کردند رفع مظلومیت حوزه فرهنگ این است که 10 تا نهاد دیگر درست کرده و در کنار آن بگذاریم.
* کسانی که با مسائل فرهنگی آشنا هستند، اختیارات این حوزه را بپذیرند
راهکار شما به عنوان یک مسئول فرهنگی چیست؟
معتقدم انسانهایی که فرهنگ را متوجه میشوند، اختیار مباحث فرهنگی را در بخشهای اقتصادی و نظارتی داشته باشند به نوعی آدمهایی که اهلاش هستند در این سمت قرار گیرند چراکه اهالی فرهنگ میتوانند نسخه خوبی برای مشکلات و دردهای فرهنگ بنویسند نه اهالی غیرفرهنگی.
* برخیها مردودین سازمان خودشان را میآورند در بخش فرهنگ میگذارند!
میدانیم که کسانی که مباحث فرهنگی در سازمانهای غیر فرهنگی را رصد میکنند، اهل فرهنگ و هنر نیستند، اهل ادبیات نیستند به گونهای دیگر کارشناس نیستند و 2 جلد کتاب نخواندهاند بلکه مردودین سازمان خودشان را میآورند در بخش فرهنگ میگذارند یعنی در حوزه راه، صنعت، بازرگانی، سدسازی و معدن چیزی بلد نیست و سریعاً خود را نشان میدهد فوراً مردود میشود حال که مردود شد میگویند برو بخش فرهنگ کارشناس شوید در صورتی که همه منابع، وجود دارد ولی اوست که نمیتواند از آن دفاع کند.
* مشکل فرهنگ و هنر کشور، اعتبار و منابع نیست
همین امسال این سوال مطرح است که آیا ما مشکل اعتباری داریم؟ مشکل عدد و رقم داریم؟ ولی چرا برخی از دستگاههای فرهنگی کشور بودجهشان صفر است؟ چرا بخشهای دیگر اینگونه نیست؟ دو نقطه از بودجه سایر حوزهها کم شود باید یک نقطه از بودجه بخش فرهنگی کاسته شود نه اینکه بودجه صفر شود.
در این راستا باید گفتنوع نگاه و ساختار مشکل دارد؛ در منابع اقتصادی و منابع محتوایی ما در ایران اسلامی هیچ مشکلی نداریم چراکه هر چه بخواهیم منابع، نویسنده، شاعر، تدوینگر، هنرمند و کارگردان داریم اما هنوز بخش فرهنگ مظلوم است.