پایگاه خبری تحلیلی امروله08:25 - 1392/04/14

اسم ما «مردم» است

به گزارش سرویس فضای مجازیخبرگزاری فارسوبلاگخلوتگاه یک سربازنوشت: ما در کنار کسانی زندگی می‌کنیم و خودمان هم جزء همان‌هاییم، کسانی که به سختی قدرشناس‌اند، در تکاپوی آسایش و فرار از تلاش و کار هستند.

ما استعداد بسیار در انتقاد کردن داریم چون اسم ما «مردم» است؛ درستی و نادرستی همه تصمیمات با معیار رضایت ما که اسم‌مان «مردم» است سنجیده می‌شود؛ چیزی نمانده که اخلاق را هم ما «مردم» ارزش‌گذاری کنیم.

آن مسئول اداره فلان کارش اشتباه است چون ما مردم نپسندیدیم، همان مسئول اداره فلان نیز وقتی پایش را از اتاقش خارج می‌کند جزء همین مردم می‌شود و تصمیمات دیگران را به عیار خود می‌سنجد.

کسانی که امروز در بزرگ‌ترین جایگاه‌های اجرایی و غیر اجرایی قرار دارند همین مردم دیروز بودند و مردم امروز در فرداهای دیگر جایگاه‌های مهم را صاحب کرسی می‌شوند؛ ما «مردم» از کسانی انتقاد می‌کنیم که مردم بوده‌اند.

من امروز بر سر شغلی جدید هستم؛ دیروز هم مسئولیت شغل دیگری را بر عهده داشتم؛ بگذارید کمی از محیط‌های کاری بگویم که ما مردم آنها را اداره می‌کنیم.

ما مردم صبح که سر کار می‌رویم از ساعت 8 تا 9 گیج و منگ هستیم و صبحانه را گاه و بیگاه در محل کارمان می‌خوریم؛ از ساعت 12 تا 13:30 مشغول ناهار و نمازیم؛ نمی‌دانم ناهار خوردن و نماز خواندن مگر چقدر زمان نیاز دارد؛ بعد از 13:30 هم که شکم پر است و خواب آلوده‌ایم؛ حوصله کار نمانده برایمان.

کمی این ور آن ور می‌چرخیم تا ساعت 16 شود و وقت اداری تمام؛ اگر اقساط بانکی داشته باشیم که 2 ساعت بیشتر چرخ می‌زنیم تا ساعت 18 شود و اضافه کار را هم پر کنیم؛ بماند که اگر قرار باشد ساعت 16 کارمان به پایان برسد از ساعت 15 لباسمان را پوشیده و آماده قفل کردن در اتاق هستیم.

ارباب‌رجوع باید با زبان تند و عصبانیت با ما سخن بگوید تا کارش را جدی بگیریم وگرنه پرونده‌اش را در صفی می‌گذاریم که اصلاً وجود ندارد.

اگر یک ربع کار کنیم، 2 ربع حرف می‌زنیم و 3 ربع استراحت می‌کنیم؛ هدف برای ما رسیدن به سر ماه و دریافت حقوق ثابتمان است؛ ما همیشه طلبکاریم چرا اینطور شد چرا آنطور شد؛ در محل کار بخشی از زمانمان سر این صرف می‌شود که آمارهای دیگران را استخراج و به نحو مقتضی از آن استفاده کنیم.

ما کسانی هستیم که برای کار نکرده پول می‌گیریم و هر چه کمتر بازده داشته باشیم بیشتر مدعی هستیم؛ همگی از هم دیگر سوتی‌هایی داریم، از این رو به پای هم دیگر نمی‌پیچیم؛ با تلفن محل کار به موبایل و تلفن خانه و دوستانمان تماس می‌گیرم و در مورد قیمت فلان محصول خانگی بحث می‌کنیم.

ما مردم کسانی هستیم که قیمت سکه و دلار و خانه و تمامی کالای ضروری بازار را کنترل می‌کنیم اما اتفاقات ناگوارش همگی به پای بزرگترها می‌نویسیم؛ ما مردم اگر کج هم برویم صراط مستقیم همین است و همین.

وقتی دکمه ایجاد یک پست جدید را زدم می‌خواستم از یکی از تصمیمات دولتی و اجرایی انتقاد کنم اما در اثنای کلام دیدم بهتر است ابتدا یک سوزن به خود بزنم سپس یک جوالدوز به آنها؛ این پست سوزن به خودمان بود، جوالدوز آنها را در پست‌های آتی خواهم زد.

البته اینجایی که الان کار می‌کنم اینطور نیست؛ کار کاملاً جدی است و همه سرشون توی لاک خودشون هست و پیوسته موتورشون روشن است و دارن کار می‌کنن؛ اما تجربه‌هایی مثل آنچه در بالا گفته شد را هم دارم.