به گزارش خبرنگار آیین و اندیشهخبرگزاری فارس، مراسم بزرگداشت فیلسوف فرهنگ با حاشیههای جالبی همراه بود:
ـ سالن محل برگزاری از فضای کافی برخوردار نبود و بسیاری از اساتید از جمله غلامعلی حداد عادل جایی برای نشستن پیدا نکردند، بنابراین مسؤلان فرهنگسرای ابن سینا مجبور شدند عدهای را به بیرون از سالن هدایت کنند. همچنین هنگام رونمایی از کتاب «هلیوپولیس» به علت ازدحام عکاسان در جلوی سن، چیزی قابل رؤیت نبود.
ـ تنها عدهای از حضار توانستند در سالن اصلی مراسم بزرگداشت شرکت داشته باشند که کارت قرمز حضور دریافت کرده بودند. این برای خبرنگاران هم مشکلاتی را ایجاد کرد.
ـ در ابتدای ورود رضا داوری اردکانی به سالن، وی با شوق و اشتیاق و ابراز ارادت بسیار حضار روبهرو شد به طوری که همه از جا برخاستند و به صورت مکرر و پیاپی کف زدند و این ابراز احساس یک بار دیگر نیز در طول سخنرانی استاد داوری زمانی که وی گفت «جهان با مهر و محبت بنا شده و با مهر نیز سامان مییابد» صورت گرفت.
ـ اکثر مثالهای علیاکبر ولایتی، عضو فرهنگستان علوم پزشکی درباره نهضت ترجمه و مباحث پزشکی و ... بود.
ـ صادق خرازی، سفیر سابق ایران در سازمان ملل متحد در سخنانش به نحوه آشنایی خود با رضاداوری اردکانی اشاره و بیان کرد که از زمانی در آمریکا با یکدیگر بودهاند با وی آشنایی بیشتری پیدا کرده است.
ـ محمدرضا تابش نماینده مردم اردکان در مجلس شورای اسلامی در سخنرانی خود اصرار داشت که دکتر داوری را دوستدار پروپا قرص اردکان معرفی کند. تا جایی که خرازی گفت: آقای تابش اصرار عجیبی دارد که بگوید اردکان «یونان کوچک» است!
ـ بیشتر صحبتهای آیتالله محقق داماد به انتقاد از دولت دهم اختصاص داشت. وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: از دکتر داوری متشکرم که در مقابل تصمیم شورای عالی انقلاب فرهنگی ایستادگی کرد تا هویت و استقلال فرهنگستان علوم حفظ شود.
ـ پخش کلیپ صحبتهای فرزندان و همسر دکتر داوری با استقبال حاضران روبهرو شد. این کلیپ پس از ورود حجتالاسلام سیدمحمد خاتمی ـ که رفاقتی نیمقرنه با داوری اردکانی دارد ـ بار دیگر پخش شد.
ـ این مراسم قرار بود تا ساعت 21 تمام شود اما تا 22:30 صحبت سخنرانان و اهدای هدایا به طول انجامید. جالب اینکه سخنرانی افرادی همچون بیژن عبدالکریمی به دلیل ضیق وقت منتفی شد. برای صرف شام نیز مهمانهای ویژه به بخش vip واقع در پشت بام فرهنگسرا مراجعه کردند.
ـ هدیههای اهدا شده به دکتر داوری به حدی زیاد بود که عدهای به شوخی میگفتند آقای دکتر باید وانتبار بگیرد تا بتواند کادوها را به منزل ببرد!