هیچ کس نمی توانست پیش بینی کند راهیکهعلیرضا افخمی وعلیرضا برازش کارگردانومشاور مذهبی سریال «او یک فرشته بود»درحدود 12 سال پیش آغاز کردند سرانجام منتهی شود به نمایش داستانیازتلویزیون جمهوری اسلامی ایران کهدرآنباعمل پیوند قرنیه چشم، خاصیت چشم برزخی یک استادبادوز معنویت فضایی به شاگردش منتقل شودوحضرت شاگردازآن قابلیت معنوی سوء استفاده کند برای کارهای ناشایست.
همه کسانیکهآن سال کذایی پای تلویزیون ایران نشسته بودند مجبور بودن تصاویر مضحکیازگاز زدن دستوپارابه عنوان نمایش نتیجه غیبت کردنازمنشی بی خبر بنده خداییراتماشا کنندواحتمالا به زعم آقای سازنده فیلمودوستانش دیگر طرف غیبت نروندواین برای اولین بار نبودکهمفاهیم قدسیوماورایی دین به دست سازندگان سریال های تلویزیونی معنا گرا؛ ماورایی، دینی یا هر چیز دیگر مربوط این چنین دستمالیوبه زیر کشیده می شد.

سالها بعد سریالی به نام «ملکوت»ازشبکه دو پخش شد کهدرآن یک عدد فرشتهبایک عدد حاج آقای ریاکارکهطبق معمول شریفی نیا هم نقششرابازی می کردد بر سر هزینه اینکه حاجی یک سر برود برزخویک سروگوشی آب بدهد؛ سر اعمالش چانه می زدند. آخر کار قرار شد یکیازاعمال خوب حاجی کم شودوبه ازایش یک سری به برزخ بزندوببینید اوضاع چه طور است یک تفرجی ؛سیاحتی شاید هم دوستوآشناییرابببیندودیدارها تازه شود. اما تازه این شروع ماجرا بود. هر چه گشتند عمل خیری پیدا نکردند. ناگهان چراغ بالای سر حاجی روشن شد به فرشته گفتکهمرد ناحسابی من چهارمیلیون پول بی زبانرادادم یک زندانیراآزاد کردم مثل اینکه دستگاه حساب کتابتان مشکل دارد. فرشتهباآرامش پوزخندی زدوبه حاجی گفتکهاصلا فکر انراهم نکند.چرا؟ چون یک آقایی سراغ حاجی امده استوگفته استکهما یک جماعتی هستیمکهمی خواهیم یک زندانیراآزاد کنیموحاجی جان شما هم کمک کن حاجی هم گشاده دستی کردهوگفته کل مبلغرامی دهم. خب؟ ... فرشته نگاه عاقل اندر سفیهی به حاجی انداختوگفت: حاج فتاح! توبااین کار بقیه راازانجام یک کار خیر محروم کردی. ایندرنامه اعمالت به عنوان یک کار خوب ثبت نشده استواین اوج نگاه عوامانهای بود کهدرهمه این سالهادرتلویزیون ایران به راه افتاده بود

سنت ساخت سریال های ماوراییدرهمه این سالها اینقدر دیگر ریشه دوانده استوجای پای خودشراسفت کرده استکهگاهی اوقات خیال می کنیم که همه ماه رمضان هایمان راباجنوپریوفرشته هاوشیطان ها سرگرم بوده ایم اما واقعیت این استکهفرشته هاوشیطان هاوروح ها دیر زمانی نیستکهمهمان ناخوانده اما پر استقبال دیده سفره های افطارمان هستند.
باورمان این است کهدراین ده سال اگر بیشازگزافه گویی های معمول درباره تکنیک های جلوه های ویژه درباره اینکه روحی کهازدر رد می شود همه اعضای بدنش رد نمیشود یا اینکهدرتبدیل شیطان به انسان جلوه های کامپیوتری کار بچه گانهازآب درآمده استوهمه این حرفهای معمولی، مستقیما وارد بطن انحراف محتواییودینی ماجراهای ساخت سریال های ماورایی تلویزیوندرماه رمضان ها می شدیم الان کار به اینجا نمی کشیدکهشاهد آموزش نحوه رفتن روحی سرگردان به خواب یک آدم دیگر نبودیم. تازه ادمیکهنامحرم هم هستووقتی روح شما قرار است به خوابش برود بهتر است آن ور اتاقرانگاه کند تا به گناه هم نیفتد. اتفاقیکهسه سال پیشدریک سریال ماه رمضانی اتفاق افتاد.
امسال دومین سالی استکهسریالهای مناسبتی تلویزیون ایران، عاریازهر نوع نشانهوعنصر خیالی ماورائی است.درهر چهار سریال مطرح این سالها، «شاید برای شما هم اتفاقی بیفتد»، «مادرانه»، «دودکش»و«خروس» اثریازجنوفرشتهوروحوپریورفتن به دنیای دیگر نیستواین اتفاق خوبی برای تلویزیون ایران است حتی اگر همه ناراستیهاوانحرافات این سریالهارانادیده بگیریم فقط به یک دلیل :
واقعیت این استکههمه تلاش های انجام شدهدرسریال های ماورایی تلویزیوندرجهت تبلیغ دینوافزایش کارکرد دیندرجامعهورواج اخلاق عملا هیچ گونه فایده وکاربردی نداشت، به یک دلیل خیلی ساده همه مفاهیمیکهقرار بود منتقل شودوهمه آموزش هاییکهقرار بوددرحین سریالدرباب خوب بودن به بیننده داده شوددرچهارچوب قصه این نوع سریالها باقی میماند. چرا؟ چون کدام یکازما سابقه برخوردبایک فرشته یک روحویا یک شیطان رادرزندگی خود یا اطرافیانمان داشته ایم. این محدود کردن قصه همه سریال ها به وجود یک عامل ماورایی نتیجه ای جز محدود ماندن طیف مخاطبان درگیرش نداشت، سریال به شدت پربیننده میشدو نمایش خیلی جذابیازآب درمیآمد، اما کدام یکیازمادرموقعیت مشابه شخصیتهای سریال، مواجههباشیطانوفرشتهورفتن رحمان به سفر به دنیای دیگری مواجه میشدیمکهپیام های سریال به کمکمان بیاند؟ ما به خوبی یاد میگرفتیم کهدرمواقع مواجههباعوامل ماورایی مثل شیطان چگونه عمل کنیموچگونه فریب یک شیطان انسان شدهرانخوریم. اما این قضیه وقتی به کارمان میآمدکهمطمئن میشدیم کهبایک شیطان مجسم شده سروکار داریموالبتهکههیچ کداممان خاطرهایازاین نوع شیاطین نداشتیم.

تقریبادرهمه سریالهایی ماورائی که ازتلویزیون ایران تا به حال پخش شده استوشیطاندرآنها نقشی داشته است ما شیطانرابه صورت یک انسان، مجسم شده دیدهایم. ایندرحالی استکهبه غیرازیک روایت مبهم دینی هیچ علامت یا نشانه ای مبنی بر اینکه راه ورود شیطاندراذهان آدم ها تجسم آنها به شکل انسانی است وجود نداردواساسا مشخص نیستکهشیطان های سریال های تلویزیون چرا همه شان به شکل یک آدم متاسفانه غالبا هم مذهبی وحزب اللهی برای فریب انسان ها به میدان می آیند. این یک نکته ؛ اما نکته مهمتر این استکهطبق نص صریح آیات قران شیطان برای قریب آدم ها تنها ابزاری کهدراختیار دارد ابزار وسوسهوتحریک کردن است.اما شیطانهای سریالهای ما تقریبا همه توانایی های یک قادررادارند. آنها می توانند واقعیترابه کلی تغییر دهند باعث یک اتفاق یا مانع افتادن یک اتفاق شوندویا اینکهباجعل واقعیاتوصحنه آرایی! جوری مسائلراکنار هم بچیننندکهطعمه مورد نظر ما چاره ای جز انتخاب راه متناسببامیل جناب شیطانرانداشته باشدواین شیوه شیطان نگاری کاملا متفاوت استباانچهدرمنابعورویات دینی موجود است. علاوه بر اینکه عملا یک شیوه غیرعقلانی است. غیرعقلانی است ملامت همه آدم هایی کهدرسریال های تلویزیون فریب شیطانرامی خورند آنها عملا چاره دیگری نداشتند.
علاوه بر همه اینها دنیایی کردنوکشیدن مفاهیم معنویودینی به دایره نمایش رسانه ای به خصوص وقتی کهبامفاهیم ماورایی روبرو هستیم کار به شدت پیچیده ایوخاصی ستکهنیاز به دقتوهوشمندی به شدت زیادی دارد وگرنه نتیجه همینی می شود کهدراین سالها ماه رمضان هاازتلویزیون می بینیم . چیزیکهبیشترازانکهیک نمایش دینی باشد دستمایه مضحکه شدن همه مفاهیم بلندمرتبه قدسی رادرپی دارد. اینکه مفاهیم عمیقی مثل چشم برزخی ان گونه دستمالی شودواینکه همه بهشت های سریال های تلویزیون یک باغ ویلایی پر گلوبتهدرحوالی مناطق شمالی کشور باشدوجهنم شعله های زردوقرمزونارنجی داشته باشدو فرشته ها همه بازیگران چشم آبی مطرح سینمای ایران هستندکهلباس سرتاسری سفیدی بر تن دارندوهر رو صبح ریش هایشان راباشماره 2 کوتاه می کنندومعمولا هم سعی زیادی دارندکهپرتوپلا بگویندوگوییازنوعی دیگر آزاری رنج می برندودائما سعی دارند بنده خدایی راکهباهاش طرفندراسرکار بگذارندوبه ریش داشتهونداشته اش حسابی بخندندووقتی حواسش نیست غیب شوندووقتی انتظارشانراندارد یکهوییازسقف بیفتند پایین...