به گزارش گروه اجتماعی امروله : هنگامی که ما در آسایش و رفاه در خانه های خود بسر می بریم و گاه آنقدر سرمان شلوغ و است و جز به اندوختن پول و مادیات به چیز دیگری نمی اندیشیم در این شهر و در همسایگی ما آدمهایی زندگی می کنند که به نان شب خود محتاج هستند که نورخدا مردی از این گروه می باشد مردی که گرچه بسیاری او را یک عقب مانده ذهنی و ساده می پندارند اما دل پاک و مهربانی دارد که آزارش به هیچ کس نمی رسد و البته طلب نیاز از کسی هم نمی کند .
نورخدا که پشت و پناهی جز خدا ندارد و حتی برادر و خواهرهایش او را رها کرده اند در اتاقکی حقیر از چوب و آجر درکوچه پس کوچه های محله جواد آباد زندگی می کند و معلوم نیست چه کسی برایش ساخته است ؟ اتاقی که در آن از آب و برق و وسیله گرم کننده خبری نیست تنها چند پتوی کهنه و وسایلی مختصر در آن یافت می شود البته او به تمیزی و پاکی اهمیت ویژه ای دارد . شب ها را بدون نور و روشنایی سر می کند و زنده ماندن او در سرمای زمستان در آن اتاق سرد و تاریک تنها می تواند معجزه ای از خدا باشد . خدایی که همیشه هوایش را دارد و روزیش را هر طور است بدستش می رساند همسایگان و کسانی که او را می شناسند به او غذا می دهند و کسی چه می داند شاید هم بعضی مواقع چیزی برای خوردن نداشته باشد .
نورخدا معرفت و مهربانی را می فهمد و به آدمهایی که به او کمک می کنند وفادار و قدر شناس است گاهی در کارها به آنها کمک می کند ولی کمک هر کس را قبول نمی کند و با هرکس راحت نیست . ممکن است بارها او را بر سر راه خود دیده باشیم اما نسبت به او بی اعتنا رد شده ایم براستی چرا ما آدمیان از ارزش و کمالات انسانی فاصله گرفتیم حتی برای ثانیه ای کوتاه به آن فکر کنید . کاش می شد برای نورخدا امکاناتی درنظر گرفت بدون اینکه آسایش او را برهم بزنیم .
گزارش از : س - رضایی
