پایگاه خبری تحلیلی امروله19:52 - 1392/09/18
وبلاگ شهیده نقره مصطفایی

دوسش دارم

وبلاگ "شهیده نقره مصطفایی" نوشت :
 
 
تو بیمارستان که بودیم یه جانباز رو آوردن, موجی بود . 20 سال با این درد زندگی کرده بود 

بستری که شد همسرش نشست کنارش و شروع کرد به گریه کردن 

پرستار پرسید چی شده ؟

با صورتی کبود و تنی رنجور پرسید : 

نمیشه خودم تو خونه مراقبش باشم ؟ 

پرستار گفت : باز حالش بد بشه کتکت بزنه چیکار میکنی ؟ 

در حالیکه چشمش به همسرش بود جواب داد : 

خوب منو بزنه بهتر از اینه که خودشو بزنه 

شوهرمه . عشقمه . دوسش دارم . 

وباز گریه کرد 

از پنجره به بیرون نگاه کردم 

آسمون هم تاب شنیدن نداشت 

شروع کرد به باریدن...