عزت الله مطهری (شاهی) در سال 1325 در خوانسار و در خانوادهای مذهبی متولد شد، وی از مبارزان قدیمی انقلاب است که سالهای زیادی را در زندانهای رژیم منحوس پهلوی به سر برده و شکنجههای غیرانسانی فراوانی را تحمل کرده است.
وی از مبارزین دیرپای انقلاب اسلامی است که خاطرات خود را در کتابی با نام «خاطرات عزت شاهی» به نگارش دراورده که تدوین و تحقیق آن به عهده محسن کاظمی بوده است.
این مبارز در گفتوگوی تفصیلی با خبرنگار اجتماعی فارس به بیان خاطرات خود از روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی پرداخت و از چگونگی ورود به گروههای مبارز مسلح، اصلاح ناپذیری رژیم شاهنشاهی، باز شدن نسبی فضای سیاسی کشور در سالهای 55 و 56 و دستگیری 24 ساعته مجاهدین توضیحاتی داد.
وی در پاسخ به این سوال که روز 21 بهمن در کجا و مشغول چه کاری بوده است، گفت: 21 بهمن 57 در مدرسه علوی مستقر بودم و وظیفه حراست از پنجرهای را داشتم که امام از داخل آن برای مردم دست تکان میداد. مراقب بودم تا کسی چیزی پرتاب نکند و کسی هم از پنجره بالا نرود، وقتهای بیکاری هم میآمدم به مدرسه رفاه و از دستگیر شدگان لشگری و کشوری در زیرزمین مدرسه نگهداری میکردیم.
مطهری در مورد نحوه اعدام 4 نفر از مقامات ارشد رژیم پهلوی در مدرسه رفاه گفت: در زمان اعدام آن 4 نفر (نصیری و ...) من در مدرسه رفاه حضور نداشتم. خود خلخالی حکم را صادر و اجرا کرد. این افراد توسط رژیم سابق برای ظاهرسازی در زندان عشرت آباد به سر میبردند و بعد از اینکه مردم عشرت آباد را تصرف کردند، این افراد قصد فرار داشتند که دستگیر و به مدرسه رفاه منتقل شدند.
وی افزود: ما هم نمیدانستیم که خلخالی این افراد را اعدام کرده است. فکر میکردیم این افراد هنگام فرار کشته شده اند، اما از یک طرف هم ترس داشتیم از اینکه این افراد بدون محاکمه آزاد شوند.

دستور امام حکم حکومت نظامی را شکست
این مبارز انقلابی ادامه داد: قرار بود روز 21 بهمن با اعلام حکومت نظامی مانع از حضور مردم در خیابان شوند و از خلوتی خیابانها استفاده کنند و امام، شهید بهشتی و سایر کسانی که در راس انقلاب بودند را بکشند و یا دستگیر کنند، این خبر به گوش امام رسید و ایشان دستور دادند تا مردم به خیابانها بیایند و اینطور نقشه رژیم نقش بر آب شد.
مطهری خاطرنشان کرد: زمانی که شاپور بختیار با چهره ملی گرایانه و انتقاد از شاه به روی کار آمد ساواک را منحل کرد و حتی دستگاههای شکنجه مانند «آپولو» را از زندانها خارج کردند، این وسایل حتی بعدها هم پیدا نشد و این دستگاهی که اکنون در موزه عبرت است، نمونه ساخته شده آن است.
وی افزود: به افراد ساواک گفتند موقتا کاری نکنند و از کشور خارج شوند چون این شلوغیها مانند کف روی آب است و به زودی خاتمه پیدا میکند و بعد از مدتی برگردند سرکارشان، به همین دلیل بود که آنها مدام فوت امام را پیش بینی میکردند و میگفتند یک ماه، دو ماه یا سه ماه دیگر امام فوت میکند و انقلاب تمام میشود.
مطهری گفت: امام با وجودی که نهضت ملی را قبول نداشت اما احساس کرد که آمریکا با اینها کنار میآید و به خاطر همین قدرت را دست آنها داد و به قم رفت، در این میان نه اروپا و نه آمریکا قدرت دین را درک نکرده بودند، امام خود را کنار کشید تا خود و اطرافیانش را بازسازی کند و بعد به صحنه برگشتند.
وی در مورد اعتقادات نهضت ملی گفت: نهضت ملی انقلابی نبودند و اعتقاد به اصلاح داشتند، میخواستند که شورای سلطنت حکومت کند تا قدرت به دست ولیعهد برسد، آنها اعتقادی به براندازی نداشتند.
این زندانی سیاسی در رژیم پهلوی در مورد تلاشهای آمریکا جهت مقابله با نظام جمهوری اسلامی گفت: زمانی که آمریکاییها دیدند کاری از پیش نمیبرند کودتای نوژه را ترتیب دادند. اما کودتا در نطفه خفه شد و اختلاف افکنیهای میان مردم هم اثری نکرد به همین جهت به سراغ جنگ رفتند. فکر میکردند چون ارتش از هم پاشیده، میتوانند کاری از پیش ببرند.

فکر نمیکردیم انقلاب پیروز شود
وی با اشاره به اینکه کسی پیشبینی پیروزی انقلاب را نمیکرد گفت: زمانی که در زندان بودم اصلا فکر نمیکردم انقلاب پیروز شود. نه من که هیچ کس دیگر هم این فکر را نمیکرد، حتی خود امام هم تا سال 55، 56 در صحبتهای خود شاه را نصیحت میکرد.
مطهری تصریح کرد: از سال 55 به بعد شرایطی پیش آمد که روند انقلاب را سرعت بخشید، کارتر در آمریکا به روی کار آمد و دموکراتها قدرت را در دست گرفتند. کارتر به رژیم برای آزادی بیان و احزاب فشار آورد و رژیم هم به ناچار آزادیهایی در داخل به مردم داد و اجازه تاسیس احزاب را داد، در صورتیکه تا آن زمان تنها حزب رستاخیز فعال بود. روزنامه به داخل زندان آمد، شکنجهها کمتر و ملاقاتها بیشتر شد و رفاه زندانیان افزایش یافت.
مطهری اما این اقدام را بزرگترین ضربه به مبارزان عنوان کرد و افزود: چون شاه گفته بود آمار زندانیان زیاد نشود، ساواک گروههایی که دستگیر میکرد را بعد از 12 ساعت بازجوی قتل عام میکرد و بعد هم میگفتند که این افراد در درگیری کشته شدهاند.
این مبارز انقلابی تأکید کرد: ساواک بعد از دستگیری اعلام میکرد که این افراد کشته شدهاند و چون از نظر تشکیلاتی وقتی فردی دستگیر میشد موظف بود تا 12 ساعت مقاومت کند و بعد حرف بزند، دوستان وی که فکر میکردند این افراد کشته شدهاند و اعترافی نمیکنند قانون 12 ساعت را مدنظر قرار نمیدادند.
وی ادامه داد: ساواکیها هم بعد از 12 ساعت و اعتراف دستگیرشدگان، انها را میکشتند و به سراغ خانه تیمیهای بعدی میرفتند. به این دلیل بود که گروهها با وجود اینکه از سال 55 فضای سیاسی بازتر شده بود، اما تلفاتشان افزایش یافته بود.
وی در مورد حمایتهای غرب از شاه گفت: غربیها هم در اواخر به این نتیجه رسیده بود که کوپن شاه پر شده و اگر ملی مذهبیها و نهضت آزادیها به روی کار بیایند بهتر خواهد بود.
مراد دلفانی نفوذی ساواک در مجاهدین بود
این مبارز دوران پهلوی در مورد علت روی آوردن جوانان به مبارزه مسلحانه گفت: آن زمان مبارزه دو نوع بود، سیاسی و مسلحانه، آن دست از افرادی که مبارزه سیاسی میکردند سال 42 کم کم از صحنه کنار کشیدند چرا که تا آن زمان اگر رژیم به فعالیتهای سیاسی 4 یا 5 ماه زندان میداد، این مدت را به 4 تا 5 سال افزایش داد.
وب خاطرنشان کرد: این افراد که افرادی با سن بالا بودند و گرفتار زن و بچه و مسائل مالی بودند کمی کنار کشیدند و به بن بست رسیدند، از سال 46 به بعد بود که قشر جوانی که نمیخواست ساکت بنشیند به مبارزه مسلحانه روی آورد و قشر روحانی و توده مردم با این اقدام مخالف هم بودند.
وی در مورد نحوه دستگیری اعضای مجاهدین گفت: مراد دلفانی نفوذی ساواک در مجاهدین بود، این فرد حتی تعداد زیادی هم اسلحه به مجاهدین فروخت اما اسلحههایی که از ساواک گرفته و بود، هنگام تیراندازی گیر میکردند.

مطهری تصریح کرد: مدتی بعد دلفانی به آنها میگوید میخواهید چه کار کنید که مجاهدین جواب میدهند اقداماتی در سر داریم اما دلفانی باز میگوید شما که تنها تعداد محدودی اسلحه دارید (چون خیال میکرد که تنها منبع خرید اسلحه مجاهدین خود اوست) که مجاهدین گفتند ما از راههای دیگر تعداد زیادی اسلحه خریداری کردهایم. این شد که رژیم در آستانه جشن هنر شیراز احساس خطر کرده و ظرف 24 ساعت همه آنها را دستگیر کرد.
مطهری در واکنش به این سوال که آیا رژیم شاه قابل اصلاح بود یا خیر؟ گفت: به نظر من قابل اصلاح نبود چون از خودش استقلالی نداشت و کاملا وابسته به غرب بودند. شاه در خدمت غرب بود و باید با دستور آنها کار میکرد.
فعالیتهای مسلحانه ما مردم را آگاه کرد
وی در خصوص روند فعالیت خود در زمان انقلاب اظهار داشت: من با توجه به وضعیت رژیم پهلوی تحلیلی برای فعالیتهای خود داشتم و یک حداقل و حداکثری را برای خودم مشخص کرده بودم که در این راه یا دستگیر و یا اعدام میشوم، به همین خاطر هم فکر بعد از اعدام را نکرده بودم.
وی با اشاره به اینکه ما خود را آغازکننده را می دانستیم، گفت: ما بر این باور بودیم که در صورت دستگیری یا اعدام ما، دیگران باید راه را ادامه دهند و به همین جهت هم باید قبول کنیم که فعالیتهای مسلحانه ما بی تأثیر نبود و علی رغم عدم اطلاع رسانیها، مردم را آگاه کرد.
بمبگذاری در هتل شاه عباسی اصفهان
این مبارز انقلابی در ادامه به بمبگذاری در اصفهان اشاره کرد و افزود: یکبار که نخست وزیر یکی از کشورهای اروپای شرقی مهمان استاندار اصفهان بود من به همراه وحید افروخته، حسن عبدلی و محسن فاضل با هدف بمبگذاری در محل صرف ناهار میهمانها عازم اصفهان شدیم.
وی در خصوص شیوه آماده سازی بمبها گفت: به دلیل اینکه آن زمان TNT کمیاب بود، ما مواد منفجره را خودمان آماده و بستهبندی میکردیم، به این شکل که کودهای شیمیایی را خیس میکردیم و وقتی تهنشین میشد گل آن را دور میریختیم و آبی که باقی مانده بود را روی چراغ تبخیر میکردیم.
مطهری ادامه داد: پس از تبخیر آب، موادی مانند براده شیشه باقی میماند که به آن نیترات آلومینیوم میگفتند، از هر یک کیلو کود شیمیایی کمتر از 100 گرم نیترات آلومینیوم به دست میآمد، با این حال ما آنقدر آین کار را تکرار کردیم تا حدود 30 کیلو نیترات آلومینیوم به دست آوردیم.
وی افزود: ما یکی از بمبها را در میدان چهارباغ و یکی دیگر را با بستهبندی سبز رنگ لا به لای چمنهای رو به روی هتل شاه عباسی گذاشتیم، بمبی که در میدان گذاشته بودیم منفجر شد اما بمب رو به روی هتل عمل نکرد و ما فکر کردیم که بمب را پیدا و خنثی کردهاند.
این مبارز انقلابی با تأکید بر اینکه بمب دوم روز بعد منفجر شد، گفت: روز بعد حدود ساعت 10 اماده برگشتن به تهران بودم که صدای مهیبی را شنیدم، حدس ردم بمب دوم منفجر شده به همین جهت خودم را به هتل رساندم و دیدم که جلوی هتل شلوغ شده و خسارتهایی هم وارد شده و در این میان یک نظافتچی هم کشته شده است.

وی افزود: ظاهرا یکی از نظافتچیها بسته بمب را پیدا کرده و وقتی ساعت را دیده و خواسته آن را جدا کند، بمب در دستانش منفجر شده، با این حال تنها اطلاع رسانی در یکی از روزنامههای اصفهان صورت گرفت و موضوع چندان خبری نشد، حتی آن موقع اعدامها را هم اعلام نمیکردند و تنها به خانوادههای اعدامیها اطلاع میدادند.
امام خمینی هنوز هم شناخته نشده/ یکی از ویژگیهای برجسته امام خمینی (ره) تفکر بود
این مبارز انقلابی در ادامه با اشاره به شخصیت امام خمینی (ره) اظهار داشت: امام خمینی هنوز هم شناخته نشده و باید زمانهای زیادی بگذرد تا حقیقت وجودی ایشان شناخته شود.
وی امام خمینی (ره) را یک شخصیت استثنا دانست و گفت: اما فردی بودند که علاوه بر شهامت و استقلال فکری، در صحبتهای خود تحلیل و تفسیر داشت، شخصیت سیاسی و نترس امام ریشه خانوادگی داشت و پدر ایشان جزو روشنفکران و مبارزان حکومت رضا خان بود.
مطهری با تأکید بر تفاوت فکری امام با دیگر روحانیون گفت: امام خمینی به دنبال ایجاد وحدت در میان مردم بود و آنقدر مناعت طبع، بلندنظری داشت که تا سال 42 رساله نداد و معتقد بود که آقایان هستند و کفایت میکند.
وی افزود: از منظر قانون اساسی زمان شاه مجتهد مصونیت سیاسی داشت، به همین جهت رژیم شاه که تحمل امام را نداشت، تلاش میکرد ثابت کند که امام مجتهد نیست، تلاشهای زیادی برای اثبات اجتهاد امام صورت گرفت و چاپ رساله ایشان هم در این راستا بود و رژیم پهلوی فهمید که نمیتواند با امام کنار بیاید.
مطهری ادامه داد: یکی از ویژگیهای برجسته امام خمینی (ره) تفکر بود، ایشان اول فکر میکرد بعد صحبت میکرد یا چیزی می نوشت، اگر دستخط های ایشان را ببینید هیچ دستخطی پیدا نمیکنید که خط خوردگی داشته باشد، چون ایشان همیشه اول فکر میکرد.
وی افزود: امام هیچ وقت نه کارهای ما را تأئید کرد نه تکذیب، چرا که معتقد بود برای کشتن یک فرد مسائل شرعی رعایت نمیشود و نیاز به اذن حاکم شرع وجود دارد، حتی تا آن زمان مالکیت دولت را قبول داشت.

به دلیل اختلاف در دیدگاهها از کمیته استعفا دادم/ برخی از اعضای گروه فرقان ابراز پشیمانی کردند
وی در خصوص تشکیل کمیته بعد از انقلاب گفت: اول انقلاب چون تمام نیروهای انتظامی و ارتش از هم پاشیده بود و ترس از فعالیت در بین نیروها وجود داشت، کم کم پس از 22 بهمن 57 کمیته به ریاست مهدوی کنی شکل گرفت و کمیتههای مردمی هم در تهران و شهرستانها فعال شد.
این مبارز انقلابی تصریح کرد: من در کمیته مسئول دستگیری و بازپرسیها بودم و دستخط من و مهر کمیته حکم به حساب میآمد، تا سال 63 یا 64 بیش از 5 هزار متهم گرفتیم که از این تعداد بیش از 1200 نفر را تحویل محاکم قضایی دادیم، اما بقیه افراد با ضمانت من آزاد شدند چرا که من خودم زندانی بودم و میدانستم که زندان نتیجه معکوس دارد.
مطهری تصریح کرد: من بیشتر تلاش کردم با صحبت افراد را برگزدانم، یکی از اعضای گروه فرقان بعد از توبه به دانشگاه رفت و تخصص قلب گرفت و الان در خارج از کشور است و هرازگاهی برای شرکت در سمینارها به ایران میاید.
وی درپایان گفت: من تا سال 63 کمیته بودم اما بعداز آن به دلیل اختلاف در دیدگاهها استعفا دادم، اما در بحث کارهای انقلابی هرجا ضرورت داشت حضور پیدا کردم.