پایگاه خبری تحلیلی امروله07:43 - 1392/12/12

نوروز در لرستان

در باورها و تقویم محلی مردم لرستان هنگامی که زمین در سی و پنجمین روز از زمستان نفس پنهان خود را می‎کشد(نفس دُزه) و بعد از آن در چهل و پنجمین روز از زمستان، نفس آشکار زمین، سرما را می‎شکند، “کله‎باد“؛ این نخستین باد بهاری، نوید بهار را می‎دهد. یخ‎ها را می‎شکند، برف‎ها را آب می‎کند، درختان جوانه می‎زنند و پرندگان خوش‎خوان نغمه سر می‎دهند.

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منطقه لرستان، در این هنگام پیرزن(دایا) در اندوه از دست دادن فرزندانش امیل و ممیل که نمادی از سرما و چله بزرگ و کوچک هستند به کوه رفته و می‎خواهد با برافروختن کنده‎ درختی(چُمَت) زمین را به آتش بکشد.

 

او در حالی که سر کُنده نیمه سوخته‎ای را در دست گرفته با خود چنین می‎گوید: امیلم مرد، ممیلم مرد، دل وه کی کنم خَش، چٌمتی بیرم عالمی بزنم تَش.

 

اهالی بر این باورند که اگر پیرزن کُنده را در خشکی بیاندازد، آن سال خشکسالی خواهد بود، اگر در خاکستر اندازد، سالی پربرف و اگر در آب بیاندازد سالی پرباران خواهد شد.

 

پیرزن پس از آنکه کُنده نیمه سوخته را به هوا پرتاب می‎کند، گریبان، دستبند و گردنبندش را تکه تکه می‎کند و این زمانی است که تگرگ می‎آید که آن دانه‎های گردنبند پیرزن است.

 

از این پس عمونوروز می‎آید و با پیرزن می‎جنگد و او را از پای در می‎آورد و مرگ پیرزن با جشن نوروز همراه می‎شود.

 

چند روز مانده به جشن نوروز مردم لرستان بسان سایر مردم ایران، با خانه ‎تکانی «گردیله» به پیشواز آن می‎روند و لباس و لوازم نو می‎خرند.

 

در گذشته زنان کدبانو، شیرینی عید(کاک، کلیره، برساق) را خود تهیه می‎کردند.

 

مادر یا مادربزرگ هر خانه، به تعداد زندگان و مردگان آن خانه مقداری عدس، گندم و ماش را در بشقاب یا سینی ریخته تا برای سفره هفت سین و بردن بر سر مزار عزیزانشان سبز شود.

 

برخی از زنان باسلیقه با استفاده از کوزه‎های سفالی و دانه‎های غلات سبزه‎های زیبایی تهیه می‎کنند.

 

در آخرین چهارشنبه‎ سال، بعد از غروب آفتاب، جوانان و نوجوانان مراسم چهارشنبه ‎سوری را برپا می‎دارند.

 

با جمع‎آوری مقداری بوته‎های خشک در محلات و کوچه، کپه‎هایی را آماده کرده و آتش می‎زنند.

 

زن و مرد، دختر و پسر با دیگر اعضای خانواده، شادی ‎کنان با گفتن زردی من از تو، سرخی تو از من، دوری قضا و بلا و... از روی شعله‎های آتش می‎پرند.

 

در گذشته در همین هنگام، حاجی فیروز با خواندن نغمه‎هایی شادیانه و نواختن کمانچه و تنبک بر شور و هیجان این مراسم می‎‎افزود.

 

قاشق‎زنی، فال کوزه و توزیع آجیل مشکل ‎گشا از دیگر مراسمی بود که در این شب توسط دختران و زنان انجام می‎شد.

 

در روز بعد از چهارشنبه‎سوری در آخرین بعدازظهر پنج‎شنبه سال «شو جمه آخرسال» به گورستان می‎روند و برای مردگان‎شان فاتحه می‎خوانند.

 

یک روز مانده به عید که آن را شو الَفه یا عید مردگان می‎گویند همانند شب جمعه آخرسال به گورستان می‎روند و با گذاشتن سبزه و گل بر مزار مردگان برای آن‎ها خرما، شیرینی و میوه خیرات می‎کنند.

 

در غروب همان‎روز بسیاری از خانواده‎ها نان و حلوایی تهیه کرده و برای خواندن فاتحه میان همسایگان‎شان تقسیم می‎کنند.

 

بعد از این مراسم همه در انتظار تحویل سال و روز عید می‎مانند، چند ساعت مانده به تحویل سال سفره هفت سین را می‎چینند، بر سر سفره قرآن، دیوان حافظ، گلاب‎پاش، تکه‎ای نان، ماهی قرمز، سیب، سیر، سرکه، سکه، سمنو، سماق و سنجد می‎گذارند.

 

در هر ساعتی از روز یا شب که سال تحویل می‎شود همه اعضای خانواده پاکیزه و با لباس‎های آراسته در کنار سفره می‎نشینند و با آغاز تحویل سال روبوسی می‎کنند و سال و بهار نو را به یکدیگر تبریک می‎گویند.

 

پدربزرگ‎ها و مادربزرگ‎ها به عنوان دشت سال نو از اسکناس‎هایی که قبلاً لای قرآن گذاشته‎اند به بچه‎ها عیدی می‎دهند.

 

دید و بازدید عید از نخستین ساعات روز عید آغاز می‎شود و تا سیزده نوروز ادامه دارد.

 

ابتدا کوچک‎ترهای خانواده با پوشیدن لباس نو به دیدار بزرگ‎ترها می‎روند و با شیرینی و میوه از آن‎ها پذیرایی می‎شود.

 

برخی از خانواده‎ها با دعوت از سایر اعضای خانواده خود، پسر یا دختری که تازه ازدواج کرده باشد را دعوت کرده تا شام عید را که بیشتر خورش سبزی، باقلاپلو و چلوکباب است را با هم صرف ‎کنند.

 

در بین روستائیان و عشایر برای شام عید هم‎چون شب چله از قبل مقداری روغن حیوانی و گوسفندی(کشتی) را نگهداری می‎کنند.

 

بعد از گذشت 12 روز از عید که اغلب در دید و بازدید و جشن و سرور می‎گذرد روز سیزدهم نوروز- سیزده به در- اکثر مردم شهر و روستا همراه با تدارکاتی که از قبل دیده‎اند به دامن طبیعت می‎روند و آن روز را در کنار دیگر اقوام و دوستان با صرف ناهار، بازی‎های محلی(دال‎پَلو، طاق پیل، جوزو، هرازگونی) و زیارت اماکن متبرکه می‎گذرانند.

 

در این روز نوازندگان بومی و محلی دوره‎گرد با هنرنمایی و نواختن ساز و دهل، تنبک و کمانچه سرور و شادمانی بیشتری را در میان مردم فراهم می‎کنند.

 

دختران دم بخت به نیت گشودن بخت‎شان بر سبزه‎ها و گندم‎های تازه رسته گره می‎زنند و یا همراه با مادران‎شان بر امام‎زاده‎ای نزدیک دخیل می‎بندند.

 

در پایان روز برای دور شدن از قضا و بلا سبزه‎های عید را گره زده و به آب می‎سپارند.