به گزارشامروله، یادداشت- علی عرفانی : پيشرفتهاي علمي و تكنولوژي در سالهاي اخير، انسانها را با انبوهي فزاينده از مسائل گوناگون مواجه ساخته است. كار، تحصيل و فشارهاي رواني- اجتماعي از جمله مسائلي هستند كه اغلب نوجوانان و جوانان با آنها روبرو هستند. توانايي حل مؤثر مسائل مذكور و مشكلات مشابه از جمله مهارتهاي مهم و مفيدي هستند كه نقش تعيين كنندهاي در تأمين سلامت رواني و موفقيت فرد و در نتيجه زندگي سالم و اثر بخش دارند.
همه انسانها به طور فطري توانايي حل مشكلات زندگي را دارند، وليكن اين توانايي بايد مطابق با شرايط و موقعيت فرد پرورش يابد بطوريكه به عنوان مهارتهاي كارآمد در آنان دروني شود. متأسفانه طبق بررسيهاي انجام شده تواناييها و مهارتهاي عملي و سازشي بسياري از نوجوانان و جوانان كشور ما براي حل مؤثر مسائل زندگي فردي و اجتماعي آنان كفايت نميكند. بنابراين آموزش مهارتهاي زندگي با تأكيد بر مهمترين مسائل فردي و اجتماعي نوجوانان به عنوان اصلي مهم و انكار ناپذير است كه تاكنون عليرغم توجه خاص بسياري از كشورهاي جهان و تأكيد خاص «سازمان بهداشت جهاني» . جاي آن در برنامههاي تحصيلي مدارس كشورمان خالي مانده است. البته اخيراً گامهايي برداشته شده است كه نيازمند توجه علمي و تخصصي بيشتري ميباشد.
آموزش مهارتهاي زندگي مبتني بر يادگيري مشاركتي و عملي ميباشد. اين گونه فعاليتها در افزايش سلامتي و پيشگيري اوليه از بروز مشكلات و همچنين كمك به نوجوان جهت يادگيري رفتارهاي مثبت و حفظ سلامت رواني خويش بسيار اثر بخش است. بنابراين برنامههاي بهداشت مدارس و مداخلات پيشگيرانه مبتني بر مدرسه ميتوانند در جهت ايجاد رفتارهاي سالم و افزايش آگاهي دانش آموزان در جهت تمرينات حمايت كننده از سلامتي جسماني، رواني و اجتماعي و به طور كلي مهارتهاي زندگي به كار گرفته شوند. بنابراين از طريق اينگونه برنامهها، نوجوانان نسبت به سلامتيشان مسؤوليت پذير ميشوند، تصميمات بهداشتي مناسبي را اتخاذ مينمايند و به طور كلي سبك زندگي سالمي در طول نوجواني آغاز مي كنند و در طول زندگي تداوم ميبخشند. اين امر نوجوانان را قادر ميسازد كه طبق استعدادهاي بالقوه خويش عمل نمايند و آماده رويارويي با تغييرات و نيازهاي زندگي آينده شوند.
روان شناسان در دهههاي اخير، در بررسي اختلالات رفتاري و انحرافات اجتماعي به اين نتيجه رسيدهاند كه بسياري از اختلالات و آسيبها و ناتواني افراد در تحليل صحيح و مناسب از خود و موقعيت خويش، عدم احساس كنترل و كفايت شخصي جهت رويارويي با موقعيتهاي دشوار و عدم آمادگي براي حل مشكلات و مسائل زندگي به شيوه مناسب، ريشه دارد. بنابراين با توجه به تغييرات و پيچيدگيهاي روزافزون جامعه و گسترش روابط اجتماعي، آماده سازي افراد بخصوص نسل جوان جهت رويارويي با موقعيتهاي دشوار، امري ضروري به نظر مي رسد، در همين راستا، روانشناسان با حمايت سازمانهاي ملي و بينالمللي، جهت پيشگيري از بيماريهاي رواني و نابهنجاري اجتماعي، آموزش مهارتهاي زندگي را در سراسر جهان و در سطح مدارس آغاز نمودهاند.
آنچه كه امروزه تحت عنوان مهارتهاي زندگي مشهور است، تنها حاصل كار پژوهشگران عصر حاضر نيست، بلكه بسياري از اين مهارتها در لابلاي تعاليم الهي بخصوص در قرآن و احاديث معصومين (ع) بيان شده است، بطوري كه تلاش براي برقراري ارتباط مفيد و مؤثر با ديگران، خودشناسي و توجه به ارزشها كه از فصول اساسي درس مهارتهاي زندگي است، به كرات در قرآن، نهج البلاغه و صحيفة سجاديه و احاديث منقول از ساير معصومين (ع) مورد تأكيد قرار گرفته است.
دوره نوجواني، دورهاي بحراني است كه تغييرات عمدهاي در فرد (از لحاظ فيزيولوژيكي ، شناختي و رواني) و محيط بيروني فرد (فشار همسالان، انتقال از محيط كوچك درس به محيطي بزرگتر در جامعه و مواجه شدن با هنجارها) به وجود ميآيد. چنين تغييراتي اغلب با مشكلاتي همراه است كه بسيار استرسزا ميباشد. به همين دليل اكثر نوجوانان در يك دوره بحراني به سر ميبرند. با توجه به اين مسائل، جهت پيشگيري از اختلالات رواني و يا تداوم سلامت رواني، نوجوانان بايد راهبردهاي مقابلهاي مؤثر را ياد بگيرند.
با توجه به گسترس خدمات بهداشت رواني مبتني بر مدرسه در كشورهاي مختلف، «سازمان بهداشت جهاني» طرح تحقيقي مهارتهاي زندگي را به عنوان بخشي از برنامه بهداشت رواني اين سازمان بنا نهاد. هدف اصلي سازمان بهداشت جهاني از ايجاد طرح مهارتهاي زندگي در زمينه بهداشت رواني اين است كه جوامع مختلف در سطح جهان نسبت به گسترش، به كارگيري و ارزيابي برنامه آموزش مهارتهاي زندگي كه متمركز بر رشد تواناييهاي رواني اساسي (مانند حل مسأله، مقابله با هيجانات، خود آگاهي، سازگاري اجتماعي و كنترل استرس) بين كودكان و نوجوانان است، اقدام نمايند.
بنابراين با توجه به نقش مهم مدارس در تأمين بهداشت رواني دانشآموزان، برنامه آموزش مهارتهاي زندگي، روش مؤثري در جهت رشد شخصيت سالم دانشآموزان و تأمين و حفظ بهداشت رواني دانشآموزان تلقي مي ِود. به اين ترتيب مدارس به جاي اينكه تنها بر افزايش عملكرد تحصيلي دانشآموزان تمركز نمايند، بايد بر تأمين و حفظ سلامت روان آنان نيز تأكيد نمايند و اقدامات لازم را به منظور تحقق هدف مذكور انجام دهند، چرا كه، اگر هدف فوق تحقق يابد، بسياري از مشكلات تحصيلي و آموزشگاهي نيز خود به خود كاهش مييابند.
