به گزارشامروله،
فرمانده های تیپ ها بودند؛
خرازی، زین الدین، بقایی و... حــرفهای آخــر را زدند
و شب حمله مشخص شد.
حسن شروع کرد به نوحه خواندن.
وقتی گفت:
« شهادت از عسل شیرین ترست»
هق هقش بلند شد.
نشست روی زمین و زار زد.
از اول روضه رفته بود سجده.
کف سنگر سه تا پتو انداخته بودند.
سر که برداشت از اشک،
تا پتوی سوم خیس شده بود. .
یادگاران/جلد۴/کتاب حسن باقری/ص۹۵
