پایگاه خبری تحلیلی امروله20:41 - 1395/07/02
به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس

شهیدی که در فردای مراسم عروسی اش به جبهه رفت

پایگاه خبری امروله : شهید امیر سرتیپ بهرام رحیمی فرزند مرحوم حاج محمد رحیمی در سال 1342 هجری شمسی در روستای علیگرزان صحنه به دنیا آمد بعد از سالها در جبهه و فراز و فرودهای منطقه عملیاتی سرانجام در شب عید نوروز مورخه 66/12/30به شهادت رسید.

به گزارشامروله،  شهید امیر سرتیپ بهرام رحیمی فرزند مرحوم حاج محمد رحیمی در سال 1342 هجری شمسی متولد بدلیل اینکه خانه پدری وی در روستای علی‌گرزان علیاء شهرستان صحنه مقیم و ساکن بود لذا تحصیلات خود را تا اخذ دیپلم در کنار برادر بزرگتر خود موسی رحیمی که کارمند اداره کشاورزی بود در شهرستان های کنگاور ، گیلانغرب ، سرپل‌ذهاب و صحنه به پایان رسانید و سپس در کنکور دانشکده افسری شرکت و مدت چهار سال در دانشکده افسری تهران مشغول به تحصیل و به اخذ لیسانس علوم از دانشکده افسری تهران فارغ‌التحصیل متذکر می‌گردد .

 
 
 
 
شهید یاد شده در دانشکده افسری تهران توانسته است دوره 34 تکاور و دوره 464 هوابرد و دوره کوهستان را با موفقیت به پایان برساند و بدریافت حکم مفتخر گردیده است و با درجه ستوان دومی از دانشکده افسری فارغ‌التحصیل و بلافاصله به لشگر 81 زرهی کرمانشاه انتقال و مجدداً به دانشگاه  جبهه‌های جنگ علیه کفار معرفی و در جبهه‌های قصرشیرین و سرپل ذهاب واقع در نوار مرزی غرب کشور به خدمت مشغول و به فرماندهی یکی از واحدهای رزمی منصوب و به طریقی انجام وظیفه می‌نمایند که خواب را بر چشم دشمنان بعثی می‌شکنند.
 
 
 
 
 رشادتهای  شهید امیر سرتیپ بهرام رحیمی را چه در هنگام تحصیل در دانشکده افسری و چه در جبهه‌های جنگ علیه کفار را بهتر از هر کس هم‌دوره‌های او و هم‌رزمانش مخصوصاًامیر حیدری و امیر پهلوانی و سرهنگ ویسی و سرهنگ کلهر و سرهنگ یارتیره و سایر هم‌رزمان شهیدمی‌دانند ، باید از آنها پرسید و به رشته تحریر درآورد .
 
 
 
موسی حیدری در خاطره ای از شهید به خبرنگار ما می گوید : برادرم پس از چند سال در جبهه‌های حق علیه باطل از اندکی مرخصی استفاده و مراسم عروسی را به رسم آنچه در دانشگاه جبهه آموخته بود با شادی و شادمانی ولی خیلی مختصر و شرعی برایش برقرار کردیم و فردای آن روز به جبهه اعزام زیرا می‌گفت مقدس‌ترین چیز در این موقعیت خدمت و جبهه است و در این موقعیت از مرخصی‌های خیلی جزئی استفاده و از خانواده سرکشی و فوری به جبهه روانه تا اینکه روزی نامه‌ای به دستم رسید و وصیت نامه‌ای برایم ارسال و انگشتر نامزدی هنگام عقد نیز در داخل آن موجود ، آنرا بوسیدم و بر دیدگانم نهادم.
 
 نوشته بود داداش ( موسی رحیمی ) با عرض پوزش همسرم حامله و این نامه و انگشتر را به همسرم تحویل ، لازم است از انگشتر نگهداری و بعد از وضع حمل چنانچه نوزاد پسر یا دختر بود در انگشت دستان فرزندم بعنوان یادگاری استفاده شود ولکن بعد از سالها در جبهه و فراز و فرودهای منطقه عملیاتی سرانجام متأسفانه در شب عید نوروز مورخه 30/12/66 جام شربت شهادت را بعنوان عیدی از دست فرمانده‌اش ، مرجعش ، و امامش حضرت امام حسین(ع) گرفت و نوشید و به درجه رفیع شهادت نائل گردید. و پس از مراسم تشیع جنازه شهید در اقامتگاه ابدی واقع در علی‌گرزان به خاک سپرده شد.