به گزارشامروله، شهید امیر سرتیپ بهرام رحیمی فرزند مرحوم حاج محمد رحیمی در سال 1342 هجری شمسی متولد بدلیل اینکه خانه پدری وی در روستای علیگرزان علیاء شهرستان صحنه مقیم و ساکن بود لذا تحصیلات خود را تا اخذ دیپلم در کنار برادر بزرگتر خود موسی رحیمی که کارمند اداره کشاورزی بود در شهرستان های کنگاور ، گیلانغرب ، سرپلذهاب و صحنه به پایان رسانید و سپس در کنکور دانشکده افسری شرکت و مدت چهار سال در دانشکده افسری تهران مشغول به تحصیل و به اخذ لیسانس علوم از دانشکده افسری تهران فارغالتحصیل متذکر میگردد .

شهید یاد شده در دانشکده افسری تهران توانسته است دوره 34 تکاور و دوره 464 هوابرد و دوره کوهستان را با موفقیت به پایان برساند و بدریافت حکم مفتخر گردیده است و با درجه ستوان دومی از دانشکده افسری فارغالتحصیل و بلافاصله به لشگر 81 زرهی کرمانشاه انتقال و مجدداً به دانشگاه جبهههای جنگ علیه کفار معرفی و در جبهههای قصرشیرین و سرپل ذهاب واقع در نوار مرزی غرب کشور به خدمت مشغول و به فرماندهی یکی از واحدهای رزمی منصوب و به طریقی انجام وظیفه مینمایند که خواب را بر چشم دشمنان بعثی میشکنند.

رشادتهای شهید امیر سرتیپ بهرام رحیمی را چه در هنگام تحصیل در دانشکده افسری و چه در جبهههای جنگ علیه کفار را بهتر از هر کس همدورههای او و همرزمانش مخصوصاًامیر حیدری و امیر پهلوانی و سرهنگ ویسی و سرهنگ کلهر و سرهنگ یارتیره و سایر همرزمان شهیدمیدانند ، باید از آنها پرسید و به رشته تحریر درآورد .

موسی حیدری در خاطره ای از شهید به خبرنگار ما می گوید : برادرم پس از چند سال در جبهههای حق علیه باطل از اندکی مرخصی استفاده و مراسم عروسی را به رسم آنچه در دانشگاه جبهه آموخته بود با شادی و شادمانی ولی خیلی مختصر و شرعی برایش برقرار کردیم و فردای آن روز به جبهه اعزام زیرا میگفت مقدسترین چیز در این موقعیت خدمت و جبهه است و در این موقعیت از مرخصیهای خیلی جزئی استفاده و از خانواده سرکشی و فوری به جبهه روانه تا اینکه روزی نامهای به دستم رسید و وصیت نامهای برایم ارسال و انگشتر نامزدی هنگام عقد نیز در داخل آن موجود ، آنرا بوسیدم و بر دیدگانم نهادم.
نوشته بود داداش ( موسی رحیمی ) با عرض پوزش همسرم حامله و این نامه و انگشتر را به همسرم تحویل ، لازم است از انگشتر نگهداری و بعد از وضع حمل چنانچه نوزاد پسر یا دختر بود در انگشت دستان فرزندم بعنوان یادگاری استفاده شود ولکن بعد از سالها در جبهه و فراز و فرودهای منطقه عملیاتی سرانجام متأسفانه در شب عید نوروز مورخه 30/12/66 جام شربت شهادت را بعنوان عیدی از دست فرماندهاش ، مرجعش ، و امامش حضرت امام حسین(ع) گرفت و نوشید و به درجه رفیع شهادت نائل گردید. و پس از مراسم تشیع جنازه شهید در اقامتگاه ابدی واقع در علیگرزان به خاک سپرده شد.
