به گزارشامروله، شب زایش مهر است و غلبه بر سیاهی ها، شبی که با شب زنده داری و نشستن بر خوانی پرنعمت و گل گفتن و گل شنفتن شب را به سپیدی صبح گره می زنند.
اینجا در سرزمینی که مهد تمدن است از دیرباز آیین شب چله را پاس داشته اند، از زمان های دور که تمام دلخوشی این شب یک کرسی بود و یک دورهمی آرام بخش تا همین امروز که بچه های نسل مجازی شاید بالاجبار و همچنان غرق در گوشی های هوشمند به یک میهمانی چند ساعته بی روح بسنده می کنند.
اما آیین های زیبای این دیار خوش نشینان برای شب نشینی آغاز زمستان که در گذشته رونقی داشت، این روزها رنگ باخته و در سایه سنگین فضای مجازی به دست فراموشی سپرده شده و با همین روالی که در پیش گرفته ایم شاید نسل های بعدی به کلی این رسوم دلنشین را از یاد ببرند.
حکایت کردها و "شب چله"
یک پژوهشگر فرهنگ بومی استان کرمانشاه در گفتگو با خبرنگار مرصاد در خصوص آیین های مردمان کرد در شب یلدا اظهار داشت: واژه یلدا در فرهنگ کردهای کرمانشاه ردپایی ندارد، به جای یلدا باید بگوییم شب چله، چنانچه در اکثر نقاط ایران هم این شب به شب چله معروف است.
رضا موزونی با بیان اینکه اگرچه از قبل هم یلدا وجود داشته است، اما قدمت چله از یلدا بیشتر است، افزود: بار معنایی واژه چله در فرهنگ کردی مفهوم سرد و طولانی را می رساند.
وی خاطرنشان کرد: در گذشته استان کرمانشاه با توجه به اینکه در مناطق زاگرس واقع شده و طبیعتا با وجود کوهستانهای بلند، سرماهای سخت و زمستانهای طولانی داشته است و این زمستانها معمولا در شب هم سرمایشان بیشتر بوده چون در طول روز خورشید نبوده یا کمتر بوده است، از طرفی هرچه خورشید کمتر باشد حضور سرما بیشتر است و قدرت این سرما در تاریکی بیشتر بوده و هرچه طولش بیشتر باشه سنگین تر است.
مدیرکل سابق کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان کرمانشاه بیان داشت: ایرانیان از دیرباز متوجه شده اند که در دی ماه طول شب آرام آرام رو به کاهش است و از شب یلدا یا چله به بعد طول روزها چند دقیقه بیشتر می شود.
موزونی خاطرنشان کرد: این شب برای مردم آغاز خوشحالی و امید بود، امید به اینکه در این روزها و در آغاز دی ماه اگرچه زمستان به شدت شروع شده و برف و یخبندان در راه است، اما طول شبها کمتر است و روز بر شب غلبه می کند و بنابراین این شب را بیدار می ماند.
این پژوهشگر فرهنگ بومی استان کرمانشاه ادامه داد: در آیین های اسطوره ای ایران باستان به خاطر اینکه روز را برای غلبه بر شب همراهی کنند از طریق این بیدار نشستن ها و دورهمی در شب چله این کار را انجام می دهند.
موزونی یادآور شد: این شب نشینی و بیدار نشستن ها هم قطعا لوازمی نیاز داشته که بخشی از آن خوراکی ها و تنقلاتی است که با آن سرگرم و مشغول می شدند و انواع تنقلات در شب نشینی کرمانشاهیان شامل نخود، کشمش، تخم کدو، برگه زردآلو یا قیسی و شیرینی های محلی به ویژه بژی بوده که با اینها یک معجون درست کرده و مصرف می کردند.
به گفته وی، یکی از میوه های معروف این شب هندوانه است که تهیه آن امروزه آسان است، اما در گذشته بسیار سخت بوده و در این منطقه بیشتر از انار در شب چله استفاده می کردند، انتخاب هندوانه هم به خاطر رنگ قرمز آن که نشان آتش است و باور داشتند اگر این میوه ها را بخورند در زمستان سرما نمی خورند.
این پژوهشگر فرهنگ بومی استان کرمانشاه تصریح کرد: در کنار این خوردنی ها که بیشتر به آن پرداخته می شود فرهنگ معنوی شب چله در کرمانشاه است که بسیار غنی تر بوده و کمتر به آن پرداخته شده، شب چله فرصتی برای باهم بودن و باهم نشستن در دل این شبهای تاریک و سرد سخت زمستان است و قبلا با آن زمستانهای پرهیبت تاریخ گذشته گرد هم می آمدند و می نشستند و با هم گفتگو می کردند.
برپایی محفل "شو چله" با نوای هوره
موزونی با اشاره به برپایی مراسم شب چله در منزل کدخدا یا بزرگ فامیل و افراد متمکن در گذشته، گفت: آغاز این گفتگوها با مهمانی بود و شروع مهمانی هم با "هوره خوانی" همراه بود، هوره یک آوای باستانی دیرساله بوده که خاستگاه آن در این منطقه است و افرادی که صدای رسایی داشتند در این شب هوره می خواندند.
وی ادامه داد: این آوای هوره در دل روستای سرد پرسکوت می پیچید و مردم متوجه می شدند که مراسم شروع شده و آرام آرام خود را به محفل برپا شده می رساندند، هوره خوانی معمولا دو نفره و حالت مناظره داشته و شعر می گفتند و پاسخ می دادند.
به گفته این پژوهشگر فرهنگ بومی استان کرمانشاه، بعد از اتمام هوره محفل چیستان گویی داشتند و سخت ترین چیستان ها را برای این شب کنار می گذاشتند، معمولا در اول شب مطرح می شد و آخر شب جواب آنرا می گفتند تا ذهن ها درگیر شود و ویژگی مهم آن هم این بود که همه مشارکت داشتند و به نوعی مجلس هوش آزمایی بود.
فال شب چله با "چل سرو"
وی یادآور شد: بعد از چیستان نوبت محفل "چل سرو" بود، مراسمی که در این شب ها انجام می شد و به صورت مناظره شعری است که تمام شعرها از فرهنگ فولکلور کردی بود و یک بیت می گفتند و ادامه می دادند، نیازی نبود مثل مشاعره فارسی نفر بعدی با آخر بیت قبلی شروع کند، هر کس به صورت فلبداهه هرچه به ذهنش برسد می گوید تا برسند به بیت چهلم و این بیت چهلم را "فال شب" می گفتند و تفسیر و تعبیر می کردند و هرکسی نیتی در دل داشته از دل شعر استخراج می کرد.
"زرمشتکی" بازی محبوب چله نشینان قدیمی
این پژوهشگر فرهنگ بومی استان کرمانشاه اظهار داشت: بعد از این می رفتند سر بازی ها که در فضای بسته انجام می شد و بیشتر این بازی ها هم بازی های هوشی بوده همچون "زرمشتکی" یا همان گل یا پوچ امروزی و برخی اوقات دو تیم بزرگ تشکیل می دادند و لحظات شب را اینگونه سپری می کردند.
متل ها پایان بخش شب شیرین یلدای کردها
موزونی همچنین بیان داشت: پایان بخش شب هم روایت قصه ها و متل ها بوده، ما در استان بیش از 500 متل داریم که برخی ها سریالی بوده و طولانی ترین متل را انتخاب می کردند و توسط بزرگ محفل آرام آرام شروع و بقیه گوش می کردند و تا نیمه های شب این همراهی را ادامه می دادند و بعد همه به منازل خود بر می گشتند و آماده مقابله با زمستان و تاریکی می شدند، اما با این جشنی که گرفته بودند یادشان می ماند که زمستان طولانی نمی شود، هرچند سخت باشد.
کل کل چله های بزرگ و کوچک سر سرمای زمستان
این پژوهشگر فرهنگ بومی استان کرمانشاه یادآور شد: البته ما دو چله داریم، چله بزرگ و کوچک که اول دی ماه آغاز چله بزرگ است که تا 10 بهمن ادامه دارد و از 10 بهمن به بعد هم چله کوچک شروع می شود.
موزونی خاطرنشان کرد: اما مابین این دو چله یعنی 4 روز قبل از پایان چله بزرگ و 4 روز اول چله کوچک را "چهار چهار" می نامند که پیوند این دو اوج سرماست، چون در باور کردها این دو چله با هم به نوعی کل کل دارند و چله بزرگ می گوید من مردم را از سرما می کشم و چله کوچک هم می گوید تو نتوانستی این کار را انجام دهی، اما من کاری می کنم که کره در شکم مادیان یخ بزند.
به گزارش مرصاد، چه دردناک است اگر این آیین های زیبا و دلنشین کردها برای شب چله که نسل به نسل و سینه به سینه تا امروز نقل شده و زنده مانده در پس روزمرگی ها و لا به لای چرخ های مدرنیته به دست فراموشی سپرده شود.
