احمدي نژاد همچون بسياري ديگر که روزي آمدند و روز ديگر صندلي واگذاشته و رفته اند، امروز از ساعت 5 بعدازظهر از صندلي پاستور به خانه خواهد رفت. او به مانند هر مديري کارنامه اي دارد که فارغ از حب و بغضهاي شخصي ثبت و ضبط ميباشد و اين کارنامه بخشي از تاريخ اين سرزمين را تشکيل ميدهد به همين جهت مهم است که چگونه قضاوتي پيرامونش صورت خواهد گرفت. بي ترديد نقد کارنامه هشت ساله احمدي نژاد، فرصتي فراخ ميطلبد که در حوصله اين مقال نيست. اما رسم است که در کشورما آدمها يا بايد خادم باشند يا خائن!
منطق صفر و صد در برخورد با موضوعات و قضاوتهاي سياه و سفيد موجب شده که برخي او را سفيد مطلق و حق کامل ببينند و او را تا سر حد اسطوره بالا بردند. تو گويي که او موهبتي الهي و لعبتي يگانه بوده و از آسمانها برايش ماموريت فرستادند او خود نيز باورش شد که مامور نجات بشريت و اصلاح امور جهان ميباشد.
در اين وادي شيفتگانش چنان راه افراط پيش گرفتند که او را معجزه هزاره خواندند. خود نيز در باور اغراق گوييهاي غير معمول، گرفتار توهم رويت هاله نورگرديد هر روز درگوشه و کنار او را مظلوم و شهيد تهمت و عصاره فضيلت خطاب ميکردند. بدون ظرفيت سنجي آدمها در مسير تعريف و تمجيدش مبالغه کردند وي را آسماني و عرشي و از جنس آسمانيها بر شمردند و در زمره قدسيان تمجيدش نمودند. در نقطه مقابل گروهي نيز او را خائن شمردند و تفريط گونه چشم بر خدماتش پوشاندند و يکسره او را انکار کردند.
خلاصه حديث بر آمدن احمدي نژاد براي آيندگان از اهميت، ظرافت و حساسيت خاصي برخوردار است به ويژه آنان که ناظر آن همه عشق و شور و شر بوده اند. از روزي که غير منتظره سر برآورد و همه معادلات را به هم ريخت و همچون آتشفشان هر روز دامن گوشه اي از سنتهاي مديريتي را سوزاند و بدون هيچ مانعي به هر آنچه ميخواست چنگ انداخت و آن را دست ميانداخت،تا واپسين روزهاي سال 89 آنچنان محبوب دلها بود که هوادارانش گم شده خود را در او جستجو ميکردند و دولتش مقدمه ظهور تعبير ميشد. فضا به گونه اي بود که منتقدان از ترس مخالفت با دولت آخر الزمان، جرأت انتقاد نداشتند و مخالفين هم قلمها را در نيام و زبانها را در کام محبوس کردند. فضا را چنان به نفعش يکطرفه کردند که صداي به جز صداي احمدي نژاد در ايران شنيده نميشد. همه مسحور سرعتش و محو وعده هايش بودند. گرد و غبار سرعتش قدرت تشخيص را گرفته بود.
روشهاي منحصر به فردش پرهزينه ولي باکي نبود. سال 90 ناگاه طلسم محبوبيتش شکست و منحني عشق و دلدادگي معکوس شد. از آن به بعد دست به هر کار زد دردسرآفرين و بهانه ساز گرديد. درست برعکس زماني که هر کار ميکرد عين حقيقت تعبير ميشد و برداشت مخالفين، تخطئه و مورد سرزنش واقع شده و انگ انحراف و فتنه ميخورد. گردش زمانه خيلي زود عيش ربيع احمدي نژاد را به طيش خريف مبدل کرد. روزي آنچنان اسير کمند جاذبه اش قرارگرفتند و چشم بسته راهش را تحسين و روش هايش را تائيد کردند به گونه اي که گويا با انسان مصون از خطا طرف هستند، گر چه کسي که قدم به عرصه سياست عملي ميگذارد بايستي در درونش نيرويي وجود داشته باشد که پيوسته در فغان و غوغا باشد و سري پرشور و نا آرام داشته باشد که پيوسته مانند توسني سرکشي کند. شايد اين نکته مبناي رفتار احمدي نژاد بوده است ولي چرخ روزگار نشان داد که اين تنها عامل ماندگاري نيست. توسني اگر خوب هدايت نشود به بهمن منتهي ميشود. بي ترديد معماي احمدي نژاد موضوع مهمي براي هر پژوهشگري خواهد بود بشرط آنکه پژوهشگران نيز به جاي تامل در اسناد، دست به گزينش دلخواه تاريخ نزنند و آنچه خوش نميدارند و آن را با پيش داوريهاي خود ناسازگار ميبينند را در نگذرند و بسياري از حوادث و وقايع را به پس و پشتهاي حافظه منتقل نکنند و خود را به بي حافظه گي تاريخ و فراموشي گرفتار نسازند. به هر روي از فردا احمدي نژاد با عنوان رئيس جمهور سابق لقب خواهد گرفت و عملکردش مطابق آمارها و اسناد روي ميز دولتمردان جديد و همچنين در منظر و محضر ناقدان خواهد بود.بخش مهمي از چگونگي قضاوت آيندگان پيرامونش، تابع نوع عملکرد دولت دکتر حسن روحاني خواهد بود. اگر عملکرد دولت تدبير و اميد در مسير خواست ملت باشد در آينده کليد به دولتي از جنس خود روحاني سپرده خواهد شد ولي اگر خداي ناکرده اين دولت نيز ناکام از تحقق وعده هايش باشد؛ دولت تدبير و اميد؛ دولتي از جنس احمدي نژاد بازيافت خواهد نمود حال بايد نشست و نظاره کرد البته نظاره صحيح نيست همه وظيفه کمک دارند و همگان ميبايست در اين شرايط خوش بين باشند پس بيائيد خوش بين به آينده باشيم و احمدي نژاد را به قضاوت افکار عمومي واگذاريم و به شيخ اعتدال سلام نمائيم.
منطق صفر و صد در برخورد با موضوعات و قضاوتهاي سياه و سفيد موجب شده که برخي او را سفيد مطلق و حق کامل ببينند و او را تا سر حد اسطوره بالا بردند. تو گويي که او موهبتي الهي و لعبتي يگانه بوده و از آسمانها برايش ماموريت فرستادند او خود نيز باورش شد که مامور نجات بشريت و اصلاح امور جهان ميباشد.
در اين وادي شيفتگانش چنان راه افراط پيش گرفتند که او را معجزه هزاره خواندند. خود نيز در باور اغراق گوييهاي غير معمول، گرفتار توهم رويت هاله نورگرديد هر روز درگوشه و کنار او را مظلوم و شهيد تهمت و عصاره فضيلت خطاب ميکردند. بدون ظرفيت سنجي آدمها در مسير تعريف و تمجيدش مبالغه کردند وي را آسماني و عرشي و از جنس آسمانيها بر شمردند و در زمره قدسيان تمجيدش نمودند. در نقطه مقابل گروهي نيز او را خائن شمردند و تفريط گونه چشم بر خدماتش پوشاندند و يکسره او را انکار کردند.
خلاصه حديث بر آمدن احمدي نژاد براي آيندگان از اهميت، ظرافت و حساسيت خاصي برخوردار است به ويژه آنان که ناظر آن همه عشق و شور و شر بوده اند. از روزي که غير منتظره سر برآورد و همه معادلات را به هم ريخت و همچون آتشفشان هر روز دامن گوشه اي از سنتهاي مديريتي را سوزاند و بدون هيچ مانعي به هر آنچه ميخواست چنگ انداخت و آن را دست ميانداخت،تا واپسين روزهاي سال 89 آنچنان محبوب دلها بود که هوادارانش گم شده خود را در او جستجو ميکردند و دولتش مقدمه ظهور تعبير ميشد. فضا به گونه اي بود که منتقدان از ترس مخالفت با دولت آخر الزمان، جرأت انتقاد نداشتند و مخالفين هم قلمها را در نيام و زبانها را در کام محبوس کردند. فضا را چنان به نفعش يکطرفه کردند که صداي به جز صداي احمدي نژاد در ايران شنيده نميشد. همه مسحور سرعتش و محو وعده هايش بودند. گرد و غبار سرعتش قدرت تشخيص را گرفته بود.
روشهاي منحصر به فردش پرهزينه ولي باکي نبود. سال 90 ناگاه طلسم محبوبيتش شکست و منحني عشق و دلدادگي معکوس شد. از آن به بعد دست به هر کار زد دردسرآفرين و بهانه ساز گرديد. درست برعکس زماني که هر کار ميکرد عين حقيقت تعبير ميشد و برداشت مخالفين، تخطئه و مورد سرزنش واقع شده و انگ انحراف و فتنه ميخورد. گردش زمانه خيلي زود عيش ربيع احمدي نژاد را به طيش خريف مبدل کرد. روزي آنچنان اسير کمند جاذبه اش قرارگرفتند و چشم بسته راهش را تحسين و روش هايش را تائيد کردند به گونه اي که گويا با انسان مصون از خطا طرف هستند، گر چه کسي که قدم به عرصه سياست عملي ميگذارد بايستي در درونش نيرويي وجود داشته باشد که پيوسته در فغان و غوغا باشد و سري پرشور و نا آرام داشته باشد که پيوسته مانند توسني سرکشي کند. شايد اين نکته مبناي رفتار احمدي نژاد بوده است ولي چرخ روزگار نشان داد که اين تنها عامل ماندگاري نيست. توسني اگر خوب هدايت نشود به بهمن منتهي ميشود. بي ترديد معماي احمدي نژاد موضوع مهمي براي هر پژوهشگري خواهد بود بشرط آنکه پژوهشگران نيز به جاي تامل در اسناد، دست به گزينش دلخواه تاريخ نزنند و آنچه خوش نميدارند و آن را با پيش داوريهاي خود ناسازگار ميبينند را در نگذرند و بسياري از حوادث و وقايع را به پس و پشتهاي حافظه منتقل نکنند و خود را به بي حافظه گي تاريخ و فراموشي گرفتار نسازند. به هر روي از فردا احمدي نژاد با عنوان رئيس جمهور سابق لقب خواهد گرفت و عملکردش مطابق آمارها و اسناد روي ميز دولتمردان جديد و همچنين در منظر و محضر ناقدان خواهد بود.بخش مهمي از چگونگي قضاوت آيندگان پيرامونش، تابع نوع عملکرد دولت دکتر حسن روحاني خواهد بود. اگر عملکرد دولت تدبير و اميد در مسير خواست ملت باشد در آينده کليد به دولتي از جنس خود روحاني سپرده خواهد شد ولي اگر خداي ناکرده اين دولت نيز ناکام از تحقق وعده هايش باشد؛ دولت تدبير و اميد؛ دولتي از جنس احمدي نژاد بازيافت خواهد نمود حال بايد نشست و نظاره کرد البته نظاره صحيح نيست همه وظيفه کمک دارند و همگان ميبايست در اين شرايط خوش بين باشند پس بيائيد خوش بين به آينده باشيم و احمدي نژاد را به قضاوت افکار عمومي واگذاريم و به شيخ اعتدال سلام نمائيم.