خبرگزاری فارس-گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛شاعران مشهدی اکثرشان با یک شیفتگی خاصی از «محمدحسین جعفریان» صحبت میکنند. مجید نظافت که بیشتر به شعر سپید متمایل است از افرادی است که اندیشهاش به جعفریان خیلی نزدیک است. بیشک مصاحبه با مجید نظافت، در بهتر شناختن جعفریان به ما کمک خواهد کرد. نظافت شعر و اندیشه این شاعر بسیجی را قابل توجه و تحسین میداند. او در طول مصاحبه بیشتر روی ویژگی «جسارت و جرأت جعفریان» تکیه داشت.
مصاحبه ما با مجید نظافت را بخوانید.
- جناب آقای نظافت! اولین دیدار شما با آقای محمدحسین جعفریان چه زمانی رخ داد؟
فکر میکنم سال شصت و هفت در حوزه هنری مشهد بود.
- آقای جعفریان الان مرتب مشهد میآیند؟
اگر بگویم در یک سال سه چهار ماهش در مشهد است بیراه نگفتهام.
- پس شما سه چهار ماه ایشان را در مشهد میبینید؟
بله! ایشان هر از گاهی میآید و ده پانزده روزی مشهد است و او را میبینیمش. همان گعده و جلساتی که با دکتر منوری و پورحاجیان و ابراهیمی داریم.
- منظورتان همان اتاق بالای داروخانه دکتر منوری است؟
داروخانه که جمع شد و یک سالی هست دکتر منوری آن داروخانه را واگذار کرده و داروخانه جدیدی که گرفته است در یک درمانگاه کوچک است.
- پس آن جلسه داروخانه منتفی شد؟
نه، هر از گاهی جلسه را برگزار میکنیم. معمولاً در باغچه آقای جعفریان در طرقبه جمع میشویم. البته اکثر مواقع خود جعفریان نیست و کلیدش هم دست آقای سعید حیدری به عنوان باغچهبان است. بعضی وقتها که میرویم، خود جعفریان هست و جلسه با حضور ایشان برگزار می شود.
* جعفریان در شعر سپید راحتتر بیان معنا میکند
- جناب نظافت! جعفریان یک شخصیت چند وجهی است که در حوزههای مختلف هنری از جمله شعر و نقد و مستندسازی صاحب حرف است. میخواهیم ابتدا راجع به شعر او صحبت کنیم. او در دو حوزه شعر کلاسیک و نو انسان فعالی بوده است. با توجه به این که علاقهمندی شما در حوزه شعر سپید است، میخواستم نظر شما را راجع به اشعار سپید جعفریان جویا شوم.
جعفریان همین جور که گفتید هم در حوزه شعر کلاسیک کارهای خوبی دارد و هم در حوزه شعر سپید. حالا نمیدانم گفتن این حرف جایز هست یا نیست؛ این که خودش هم شعر سپید را ترجیح میدهد و در این نوع شعر راحتتر بیان معنا میکند. اگر حجم کارهایش هم را ببینید فکر میکنم حجم کارهای سپیدش به کارهای کلاسیکش بچربد.
- نظر خود شما راجع به ضعف و قوت کارهای سپید آقای جعفریان چیست؟
شاعر خوبی است! چون دیدگاه و منظرش هم به دیدگاه من شبیه است من شعرش را دوست دارم. جعفریان یک شاعر محتوا گراست. اصلاً او یک آدم محتواگراست. در مستندهایش، در روزنامهنگاریاش، در شعرش، در نثرش، آدمی است که دیدگاهش با «هنر برای هنر» و قهوه روشنفکری هیچ وقت نبوده است. آدمی است که دنبال بیان معنا بوده است و ابزار هنر را به دست گرفته و بر آن مسلط شده است و در جهت اشاعه افکار و محتوایی که در ذهن داشته است پویاست. من با شعر جعفریان ارتباط خوبی برقرار میکنم. به نظر من شعر جعفریان، شعر قابل توجهی است.
جعفریان آدمی است که نباید به راحتی از کنارش گذشت. شاعری است که شعرش و دیدگاهش مردمی است. از نوع دغدغههای او که در اثرهایش مطرح است میبینیم یک شاعر همراه مردم است. کسی است که میخواهد با شعرش و با اثری که خلق میکند موضع بگیرد و موضعش را هم میگیرد. چون آدم صریح الهجهای هم هست و یک روحیه منتقد دارد، همیشه حرفهای بسیاری برای گفتن دارد. اگر بخواهیم یکی از ویژگیهای شعر جعفریان را برشماریم همین است که روی دردها انگشت میگذرد و در شعرش یک آدم منتقد است.
* برتری شعر کلاسیک بر شعر سپید
- به نظر من در اشعار کلاسیکش بیشتر این فضایی که شما اشاره میکنید به چشم میآید. نمونهاش هم، همان شعر معروف ایشان است که میگوید؛ «دیشب از چشمم بسیجی میچکید/ از تمام شب دوعیجی میچکید»
این ویژگی شعر کلاسیک است. طبع ایرانی جماعت با پشتوانه چند هزار سال شعر کلاسیک فارسی، با شعر کلاسیک و روزن و قافیه و ردیف مأنوستر است و شما اگر بین توده مردم نگاه کنید، تکه کلامهای شاعرانه یا ابیاتی که خیلی جاها از شعر کلاسیک از بر هستند به مراتب بیشتر از تکه کلامهای شاعرانهای است که از شعر سپید از بر هستند. البته امکان دارد شما بگویید شعر کلاسیک این همه سابقه دارد و شعر سپید، شصت - هفتاد سال سابقه دارد. در همین شصت - هفتاد سال هم جوانان امروزی شاید بیشتر اشعار فاضل نظری و محمدعلی بهمنی و دوستان ارجمندی که شعر کلاسیک میگویند از ایشان از بر باشند چون روحیه مردم این گونه است.
- کلاسیک های جعفریان را چگونه ارزیابی میکنید؟
جعفریان بالاخره شاعر قدری است و شعر کلاسیکش هم شعر بسیار خوبی است، منتها شعر نوی ایشان هم خوب است. ولی این که مردم جعفریان را با «دیشب از چشمم بسیجی میچکید» میشناسند را میخواهم بگویم شهرت بیشتر شعر کلاسیک دوستان بیشتر به حس و حال مردم برمیگردد مثلاً آن شعر «کلمن»...
- عاشقانههای یک کلمن.
بله، که در مورد جانباز است و نگاهی که به جانبازها دارد.
* ارتباط یک شعر با توده مردم
- در لفافهای از اعتراض و انتقاد.
بله، کاملاً معترضانه. منتها آن شعر یک کمی نسبت به یک مثنوی روانی مثل «دیشب از چشمم بسیجی میچکید» ارتباطش با توده مردم کمتر است. یعنی برای فهم «عاشقانههای یک کلمن» باید حتماً افرادی باشند که به شعر علاقه داشته باشند و با شعر سپید آشنا باشند. بعد آدمهایی که خاص هستند و به شعر سپید علاقه دارند و باز در این جماعت آدمهایی که به شعر معترض سپید نگاه میکنند.
* جسارتی که جعفریان دارد
- جناب نظافت! راجع به ویژگیهای دیگر شعر جعفریان بفرمایید.
جعفریان یک لحن حماسی در شعرش دارد، ویژگی دیگرش این است که شعرش منتقدانه است. جعفریان امکان دارد در یک موضوعی، موضعی بگیرد و کاملاً با جناحی که مشخصاً به آن وابسته است همسو نباشد و یک بار موضعی بگیرد که با جناح دیگری همسو نباشد، این آدم به گونهای نیست که شعر و نگاهش را دربست در اختیار یک طرز فکر قرار داده باشد. البته خیلی از شاعران این گونه هستند و بالاخره دیدگاه خودشان را دارند اما بعضی از شاعران این جسارت را ندارند که هر موضع و هر بحثی که به نظرشان درست است و به جناحی که به آن منسوب هستند و با آن بحث مخالف باشد آن را اعلام نمیکنند. یک خودسانسوری که درباره بعضی از شاعران مصداق دارد و در مورد جعفریان مصداق ندارد. و این از ویژگیهای خوب جعفریان است؛ حرف و نکتهای که به نظرش درست است بیان میکند و برایش مهم نیست که میخواهد به کجا بخورد، میگوید به هر جایی که میخواهد بخورد، بخورد. این ویژگی ارزشمندی است.
- دهه شصت در صفحه بشنو از نی روزنامه اطلاعات، آقای جعفریان جز کسانی بود که زیاد نقد مینوشت. یک مدتی در نشریه شعر حوزه هنری هم مطلب زیاد مینوشت. مثلاً یادم هست یک موقعی سلسه مقالاتی راجع به شعر «بیژن جلالی» نوشته بود. در عرصه نقد ادبی، ایشان را چگونه یافتند؟
جعفریان در زمینه نقد هم آدم ارزشمندی است، چون نگاهش دقیق و به دور از جناح بازیهاست. همین «بیژن جلالی» که شما میگویید، شاعر خوبی است و شاعر انقلابی نبود و به مسایل سیاسی کاری نداشت و در مجموع اگر بخواهیم به جناح دیگری منتسبش کنیم راحتتر است. ولی وقتی به نظر آقای جعفریان، شعر بیژن جلالی خوب آمد، در چندین شماره دربارهاش نقد مینویسد. شاید خیلیها چنین نظراتی راجع به این شاعر داشته باشند اما چون بیژن جلالی است، این جسارت و بیپروایی و در جستجوی حقیقت بودن و بیان حقیقت به قیمتی که هزینهای داشته باشد از ویژگیهای آقای جعفریان است.
* او شاعر شعر است و شاعر دیدگاههای خودش
- جسارت جعفریان در یادداشتها و نوشتههای ماههای اخیرش بیشتر به چشم میخورد.
بله، چون جعفریان در ذاتش آدم جسوری است و منتقد هم هست. این آدم در ذات آدم منتقدی است وقتی هم آدم در ذات منتقد باشد، شعر بگوید منتقد است، نثر بنویسد منتقد است و ... . خوشبختانه از آن دست منتقدهایی نیست که با هر چیزی مخالف باشد، با خیلی چیزها هم موافق است اما هیچ وقت به این دام نیتفاده است که چون به یک جناحی منسوب باشد در کل شاعر یا فیلمساز آن جناح باشد. شاعر شعر است و شاعر دیدگاههای خودش است.
- آقای نظافت! اخیراً شما شعرهای تازه از آقای جعفریان شنیدهاید؟
بله، آن وقتها که در مشهد بود و دغدغههای کمتری داشت و گرفتاریهای کمتری داشت، خیلی وقتها شده است که شعرش را برای من خوانده است.
- در همین سالهای اخیر را میگویم، در یکی دو سال اخیر اشعار وسیعی از ایشان ندیدم که منتشر بشود.
در این یکی دو سال کمتر شنیدیم، چون دغدغههای بیشتری دارد، فیلمسازی هست، نوشتن در یک ستون ثابت هست (بالاخره داشتن ستون ثابت در چند نشریه انرژی میخواهد) آن هم برای کسی که میخواهد با نگاه منتقدانه به مسایل توجه داشته باشد و در موردش فکر کند و در چند نشریه به طور ثابت پیگیر باشد.
این ها خیلی مجالی برای شعر گفتن نمیگذارد. بله، من هم در ایام اخیر کمتر از ایشان شعر شنیدم یا لااقل شعر تازه کمتر شنیدم، ولی معنی این حرف این نیست که شعر تازه ندارد و الان در مرحلهای هست که باید شعرهایش را بازبینی بکند و چکشکاریاش کند و بعد ارائه کند.
* همیشه آماده رفتن است
- به نظر شما فردی مثل جعفریان که از هر انگشتش یک هنر ببارد داریم؟
الان افرادی داریم که هم شعر میگویند و هم مینویسند و هم دست به دوربین هستند، منتها با توجه به جسارتی که جعفریان دارد نیستند.
جعفریان یک آدمی است که قلمش دستش است و دوربینش روی دوشش و همیشه آماده رفتن است. اگر در بوسنی اتفاقی بیفتد از بوسنی سردرمیآورد، اگر در افغانستان اتفاقی بیفتد از افغانستان سر درمیآورد، اگر یک جای دیگر جهان اتفاقی بیفتد هم میرود. و یک آدمی که این قدر در صحنههای مختلف جهان حضور دارد طبیعتاً حرف بیشتری هم برای گفتن دارد.
- به نظر شما جعفریان تکرار خواهد شد؟
امیدواریم که همه آدمهایی که بزرگ هستند تکرار شوند و این خوب است که به آینده امیدوار باشیم، اما تکرار آدمهای بزرگ همیشه کار مشکلی است، یعنی این گونه نیست که پانزده سال دیگر یک جعفریان دیگر داشته باشیم. ولی امیدواریم این عزیزان باشند و انقلاب از نگاه و منظر آدمهایی که هنرمند و صاحب دردند استفاده کند.