به گزارش خبرگزاری مهر، مقصود از خود شناسي آن است كه انسان با درون نگري و خودكاوي و تامل در وجود خويش و ابعاد آن استعدادها و نيروهاي دروني و تمايلات و كشش هاي باطني هدف واقعي آفرينش و كمال نهايي و راه رسيدن به آن را بشناسد و نيل به چنين حقيقتي جز از راه مكاتب الهي امكان پذير نيست.
چنانچه مروري كوتاه به تاريخ علم و فلسفه و مكاتب مادي نشان مي دهد كه انسانها در طي قرون و اعصار گذشته و حال از شناخت حقيقي خود درمانده اند و هرگز نتوانسته اند تمام جهات و جنبه هاي وجودي انسان را تبيين نمايند و لذا هر تعريفي را كه از انسان و انسانيت و حد و مرز آنها اظهار داشته اند صرفا فرضيه هايي است كه از روي حدس و گمان و خيال پردازانه است. الكسيس كارل فيزيولوژيست و زيست شناس معروف جهان مي گويد؛ ما در ايجاد وسائل راحتي و سرعت در كار و تهيه ابزار زندگي پيشرفت فراوان كرده ايم ولي به هيچ وجه خود را نشناخته ايم. در حقيقت از خود غفلت ورزيده ايم در نتيجه پيشرفت هاي علمي نتوانسته است ما را سعادتمند كند و نظر دقيق نشان مي دهد كه اضطراب و نگراني ها بيشتر شده است.
مولوي مي گويد؛ خويشتن نشناخت مسكين آدمي/ از فزوني آمد و شد در كمي
خويشتن را آدمي ارزان فروخت/ بود اطلس خويش بر دلقي بدوخت
يكي از فوائد خودشناسي، خداشناسي است در اين خصوص پيامبر(ص)چنين فرمود؛كسي كه خود را شناخت به تحقيق خدا را شناخته است. براي اين حديث تفاسير و معاني گوناگوني شده است. آيت الله حسين زاده آملي نود و يك وجه در معناي حديث فوق بيان كرده است. همچنين آيت الله مكارم شيرازي در كتاب اخلاق در قرآن، هفت تفسير درباره اين حديث بيان نموده اند در اين جا به چند نمونه از تفاسير حديث اشاره مي نماييم.
الف) اين حديث بازگشت به برهان نظم دارد و آن اينكه اگر كسي در نظام شگفت انگيز بدن خود مطالعه كند خدا را خواهد شناخت. قرآن مي فرمايد؛ و در زمين آياتي براي طالبان يقين است و در وجود خود شما نيز آياتي است آيا نمي بينيد؟ جالب اينكه قرآن وجود انسان را از آيات الهي مي داند. آيه يعني چيزي كه وجودش علامت و اشاره به يك چيز ديگر است"مثل علائم راهنمايي و رانندگي"و انسان آيتي از آيات الهي است. ودرآيه ديگر مي فرمايد به زودي نشانه هاي خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مي دهيم تا آشكار گردد او حق است. بدون شك انسان اعجوبه عالم هستي است و آنچه در عالم كبير است در اين عالم صغير و كوچك بدن نيز و جود دارد بلكه عجايبي درآن وجود دارد كه در هيچ جاي جهان نيست
ب) ممكن است اين حديث بيانگر علت و معلول باشد، زيرا انسان هرگاه در وجود خويش كمي دقت كند خواهد فهميد كه روح و جسم اش معلول علت ديگري است و هنگامي كه به سراغ آن علت مي رود باز آنها را معلول علت و معلول هاي ديگري مي بيند تا به علة العلل هستي ير گردد و آن خداست و معني حديث چنين مي شود كه من عرف نفسه بانه معلول" هر كه خود را به عنوان معلول و پديده بشناسد خدا را به علت بودن خواهد شناخت.
ج) اين حديث اشاره به برهان وجوب و امكان و فقر و غني دارد، چرا كه انسان اگر در وجود خويش نظر كند خواهد ديد وجودي است از هر نظر وابسه و غير مستقل و نيازمند كه بدون اتحاد با يك وجود مستقل و بي نياز يك لحظه ادامه بقا او ممكن نيست. اگر كسي خود را به فقر و نياز به خدا شناخت خداوند را به غني و بي نيازي خواهد شناخت. همان طوري كه قرآن مي فرمايد؛ اي مردم شما نيازمندان به خدا هستيد.تنها خداوند است كه بي نياز و شايسته هر گونه حمد و ستايشي است.
اين حديث بيانگر اين حقيقت است كه اگر كسي خود را از طريق شهود و ديدن واقعي،به دور از حجابها و موانع بشناسد خدا را خواهد شناخت و تعليق بر محال است يعني همان طوري كه شناخت حقيقت نفس غير ممكن است شناخت كنه ذات باري تعالي نيز غير ممكن است و خلاصه اين كه هر فردي خود را به عجز و ناتواني و فنا شناخت خداوند را به قدرت و بقا خواهد شناخت.
علامه طباطبايي ضمن نقل قول فوق مي فرمايد؛ و لكن اين قول مردود است. اولا به دليل اين كه در روايت ديگري از پيامبر(ص) نقل شده است؛خودشناسيترين شما، خداشناس ترين شما است. ثانيا؛ به دليل اين كه حديث مزبور در حقيقت عكس نقيض آيه شريفه"و لا تكونوا كالذين نسوالله فانساهم انفسهم"است. آنها فراموش كردند خدا را پس خداوند نفسشان را از يادشان برد. نقيض جمله مذكور اين جمله است؛آنها فراموش نكردند خدا را پس خداوند هم نفس آنها را از يادشان نبرد يعني آنها عارف بر نفس خود شدند و نفس خود را فراموش نكردند پس خدا را هم فراموش نكردند.بنابر اين امكان دارد انسان خود را بشناسد.
با خود شناسي انسان مي تواند خود را ارزيابي و تحليل كند و خصلت هاي ناروا را از خود دوذ كند و در صدد تقويت جنبه هاي مثبت خود باشد. از خودشناسي انسان مي فهمد در زندگي و در جهان چه بايد بكند و چگونه بايد رفتار كند. دراين باره امام علي(ع)فرمود؛ ازتوجه انسان به خودش، انگيزه اي ايجاد مي شود براي خود سازي.
كسي مي تواند از قدرت عجيب و شگفت انگيز روحي خود استفاده كند كه از و جود آنها آگاهي داشته باشد و در صدد بيدار ساختن و بهره مند شدن از اين قدرت باشد و گرنه چگونه مي تواند از آنها استفاده كند. بنابر اين انسان براي دستيابي به مقامات عالي روحي و معنوي بايد به خود شناسي رو آورد.امام علي(ع) در اين مورد مي فرمايد؛ به بزرگترين رستگاري نائل شده است كسي خود را بشناسد.
منابع
- الميزان فارسي، چهل جلدي، ج 11، ص 290
- آيه 28 سوره محمد (ص)
- آيه 15 سوره فاطر
جامع الاخبار، فصل اول، ص 4
- آيه 19 سوره حشر
- آيه 53 سوره فصلت
- بحار، ج 2 ص 32، روايت 22
- اخلاق در قرآن، ج 1، 329
- آيات 20 و 21 سوره ذاريات
- غرر الحكم، ج 6، ص172