به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیاتخبرگزاری فارسهمایش بینالمللی غزنی و زبان و ادب فارسی که به مناسبت انتخاب غزنی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال 2013 از سوی موسسه فرهنگی آیسسکو به همت فرهنگستان زبان و ادب فارسی صبح امروز در باغ موزه دفاع مقدس آغاز به کار کرد.
مصدق خلیلی معاون وزیر فرهنگ و اطلاعات افغانستان در این مراسم ضمن تشکر از غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی گفت: در زمینی که امروز به نام افغانستان میشناسیم پیش از آن به نام خراسان بزرگ میشناختیم که در مسیر راه ابریشم پیونددهنده راه بازرگانی بوده است و موقعیت مهمی داشته است. از عصر پایین سنگی آریاییهای باستان جایگاه مهمی در داد و ستد داشتهاند و بی دلیل نیست ملتهای بزرگی از این سرزمین برخاستهاند و حاکمیت خود را گسترش دادهاند که یکی از آنها غزنویان است.
وی ادامه داد: بنابر همین ویژگی در گسترش فرهنگ و ادب فارسی در منطقه شبه قاره هند به عنوان پایتخت فرهنگی را کسب کرد. روزگار غزنویان به کانون عمده علم و فن در جهان اسلام تبدیل شد و 400 شاعر و ادیب را دور هم جمع کرد.
معاون وزیر فرهنگ و اطلاعات افغانستان در بخش دیگری در سخنان خود گفت: دانش و فرهنگ زیادی از سرزمین غزنی شکل گرفته و این حق غزنی است که به عنوان پایتخت فرهنگی نامیده شود. بزرگداشت غزنی تنها به دلیل میراث ادبی گذشته آن نیست بلکه سبب تحکیم کشورهای فارسیزبان و فارسیدان و همچنین ایجاد تحرک ادبی در نسل آینده است.
وی افزود: اگر نگاه کوتاهی به وضعیت شعر و ادبیات در دوران غزنویان کنیم میبینیم بسیاری از قالبهای ادب فارسی در دوران غزنویان تکامل یافته است و شعر در دوره غزنوی دارای سبک خراسانی است که در حوزه خراسان و ماوراءالنهر شکل گرفته است. در قرن پنجم هم رشد عرفان و تصوف مورد توجه زیادی قرار گرفت و آثار ادبی زیادی خلق شدند. فردوسی، فرخی عنصری، بیهقی و غیره در گستره شعر و ادب فارسی گره خوردند و تاکنون مانندی نداشتند.
خلیلی با اشاره به اینکه غزنویان نه تنها زبان فارسی دری بلکه آئینها و فرهنگ خود را به منطقه شبه قاره بردند عنوان کرد: غزنی را در عصر غزنوی باید از کانون زبان فارسی دانست و سبب گردید در گستره وسیع این زبان گسترش یابد. سی و یکم آبان ماه در غزنی اختتامیه فرهنگی غزنی پایتخت فرهنگی جهان اسلام برگزار خواهد شد.
در ادامه این مراسم مسیح احمدلو سفیر افغانستان در ایران نیز طی سخنانی گفت: غزنی عیانش غمانگیز است و نهانش دلانگیز. تمدن شهرهای اسلامی بسیاری در گوشه و کنار قلمرو فرهنگ و تمدن اسلامی در معرض هجوم ویرانی کسانی است که با مدنیت، فرهنگ و تمدن بیگانه بودند قرار گرفت.
وی افزود: آنچه بر سر غزنی آمد به سر بخارا و بلخ هم آمد ولی آنچه استثنا است این است که شهرهای دیگر را بیگانگان ویران کردند و به آتش کشیدند اما غزنی را خودیها به آتش کشیدند و همسایه و همفکر و همکیشش غزنی را به آتش کشید و ویران کرد. استثناء دیگر هم این است که بلخ و بخارا ویران شدند اما همت برافراشته خرابههای گذشته را آباد کرد اما غزنی بعد از ایرانی همچنان قرنهاست که زیر ویرانیها مدفون شده است و آنچه از غزنی میدانیم مشت نمونه خروار است.
سفیر افغانستان در ایران عنوان کرد: وقتی 10 هزار مدرسه در غزنی وجود داشت چه تعداد شاگرد و اندیشمند را پرورش داد اما این غزنی بعد از دوران شکوه خود تخریب شد و فراموش نمیکنیم گرامیداشت از غزنی گرامیداشت از بخاراست. بزرگداشت از غزنویان و سامانیان است. غزنویان و سامانیان نقش بینظیری در اسلام و به خصوص در شبه قاره هند داشتند و در نشر زبان، فرهنگ و ادب فارسی نقش مهمی را ایفا کردند.
وی ادامه داد: بخارا نقش پایهگذاری را در دوره سامانیان داشت. غزنی نقش پیگیری را. آنان که در غزنی قربانی شدند انسانهای عادی نبودند و از نوع ابوریحان بیرونی، بیهقی و سنایی بودند.
وی ادامه داد: عظمت فرهنگ و تمدن اسلامی و به خصوص گسترش زبان و ادب فارسی در دوران تیموریان به اوج خود رسید تا جایی که زبان فارسی زبان دیپلماسی آن روز شد. تالیف و ترجمه و تدریس زبان فارسی بود و زبان فارسی زبان فراقومی و زبان امضای تفاهم و استادی بود.
مسیح احمدلو خاطرنشان کرد: زمانی که فتوحات اسلامی در غرب و شرق مدینه آغاز گردید در غرب به سوی مصر و آفریقا و در شرق به سوی خراسان بود اما نتیجه متفاوتی داشت. زبان آنها میمیرد ولی زبان فارسی باقی میماند. سر ماندگاری که زبان فارسی با قوت ذاتی خود نگه داشته میشود و زر و زور و زیور در کار نبوده است و فارسی زبان همگان بوده است.
وی افزود: وقتی سخن از غزنویان است و ماندگاری غزنویان و اشاعه فرهنگ و زبان در شبه قاره هند گفته میشود از میراث چند قرن سخن میگوییم که در شبه قاره هند دیگر پاسداری نشد و گویی تا الان زوال یافته است. من در دهه 60 شمسی دو بار به لاهور و دانشگاه پنجاب سفر کردم. در بار اول برخی از کتابها و منابع فارسی قابل استفاده بودند ولی پنج سال بعد که رفتم دیگر از بین رفته بودند و امکان بهرهبرداری نداشتند. بعد از آن به انگلیس رفتم و دیدم از این میراث به خوبی حفظ و نگهداری میشود. گفتم ای کاش همه اسناد را انگلیسیها برده بودند تا از این میراث به خوبی نگهداری کرده و در اختیار همگان قرار میدادند. این در حالی است که ما وقتی جوان بودیم به خیابانها میریختیم و شعار مرگ بر استکبار سر میدادیم.