پایگاه خبری تحلیلی امروله08:26 - 1392/08/14

تک ستاره ی سینما در آسمان بندرعباس رو به خاموشی می رود

در شرایطی که تنها سینمای باقیمانده در استان یک میلیون و 400 هزار نفری هرمزگان نفسش به شماره افتاده ، پیش کشیدن حرف هایی مانند این که با توجه به جمعیت و سرانه استاندارد، باید 14 هزار صندلی سینما در استان وجود داشته باشد بیشتر به یک شوخی شبیه است.

اما تنها اشاره به این تلخی ها کافی نیست و استناد به آمار و مستندات بهتر می تواند روزگار تیره و تار سینما ستاره های بندرعباس را نشان دهد.

در ابتدای سال جاری هر دو سینمای ستاره جنوب و ستاره شهر بندرعباس فعال بودند اما سینما ستاره جنوب پس از اکران 11 فیلم که آخرینش فیلم ˈتهران 1500ˈ بود در اوایل خرداد سال جاری تعطیل شد و این گونه بود که ستاره های سینما در آسمان بندرعباس تک ستاره شهر شد.

هر چند رییس امور سینمایی و سمعی و بصری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی هرمزگان از نبود فضای تبلیغاتی مناسب و اختصاص نیافتن مکانی برای نصب بیلبوردهایی که برنامه های تک سینمای بندرعباس را به اطلاع مردم برسانند به عنوان یکی از چند متهم اصلی بی رونقی سینما نام می برد اما واقعیت اینست که این درد با بیلبورد درمان نمی شود.

البته اگر این گفته مجید اکبری در کنار راهکارهایی مانند تبلیغ فیلم های روی پرده از صدا و سیمای استانی قرار گیرد می توان به بهبود ضریب تاثیرگذاری تبلیغات در این عرصه اندکی امیدوارتر شد.

اما یکی دیگر از دردهای سینماداری اینست که اندک درآمد و عایدی سینما نیز تنها به سینمادار و سرمایه گذار باز نمی گردد و قانون، دیگران را نیز در این سفره تقریبا خالی شریک دانسته است.

اختصاص پنج درصد فروش به شهرداری بابت حق چاپ بلیت و همچنین مشمول مالیات بر ارزش افزوده شناخته شدن سینما هم از اواخر سال 91 ،تعداد سهم خواهان و شرکای قانونی این سفره خالی را افزایش داده است.

اکبری، تعرفه های برق و دیگر هزینه های جاری را نیز از دیگر عواملی می داند که تاکنون چند نوبت منجر به خاموشی و تعطیلی سینما در بندرعباس شده است.

پرداختن به تمامی این مشکلات نباید مانع پرداختن به مشکل بهره برداران اصلی سینما یعنی مخاطبان و تماشاگران سینمای ایران شود و در این میان توجه به تفاوت ها و اختلاف ذائقه های فرهنگی منطقه ای می تواند بخش دیگری از این صحنه تاریک را روشن کند.

رفتارشناسی مخاطبان سینما در بندرعباس نشان می دهد فیلم های کمدی بیشترین اقبال را بین تماشاگران دارد و اگر فیلم های اکران شده مطابق سلیقه عامه مردم نباشد سینما دار ناچار است گاهی در مدت یک ماه سینما 6 فیلم عوض کند.

نمونه روشن این وضعیت فیلم ˈملکهˈ است که در مجموع، شش روز توانست خود را بر سر در سینما حفظ کند و در این مدت تنها 110 نفر به تماشای ملکه رفتند که حدود نیمی از ظرفیت یک سانس سینما ستاره شهر است و البته فروش آن هم در نهایت به 275 هزار تومان رسید که آن هم نیمی از حقوق یکی از کارکنان آن سینماست.

در مقابل ملکه ،البته رسوایی هم قرار داشته که پرفروش ترین فیلم امسال در بندرعباس بوده و در مدت 40 روز اکران روزهای بهاری فروردین و اردیبهشت ، پنج هزار و 261 نفر به دیدن رسوایی رفته اند و 120میلیون ریال هم نصیب گیشه سینما در بندرعباس کرده که بر اساس توافق پخش فیلم در ایران ،50 درصد از این مبلغ به شرکت پخش کننده فیلم در تهران باز می گردد.

در نگاه اول به نظر می رسد استفاده از راهکارهایی مانند اختصاص سهمیه بلیت ارزان به کارمندان ادارات بتواند مانند تنفس مصنوعی به زنده نگه داشتن کالبد سینما کمک کند اما این راهکار نیز با دشواری های خاص خود همراه شده است.

رییس امور سینمایی و سمعی و بصری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی هرمزگان در این باره می گوید : به تمامی دستگاه های اجرایی به صورت مکتوب اعلام شده که می توانند بلیت های نیم بهای 15 هزار ریالی برای کارکنان خود تهیه کنند اما هیچ استقبالی از این پیشنهاد نشده و این در حالیست که برخی از همین ادارات و نهادها حاضرند بلیت های 500هزار ریالی کنسرت ها را برای کارمندان مجموعه تحت مدیریتشان خریداری کنند.

البته برخی فعالان هنری و سینمایی هم در این باره دیدگاه های قابل تاملی دارند.

مرتضی نیکنهاد که خود از فیلسازان استان هرمزگان است می گوید:سینما سال هاست از سبد هزینه مردم خارج شده که یکی از دلایل آن به فیلمنامه ها بر می گردد.

کارگردان ˈگفت و گوی منتشر نشده ژاله ˈ ادامه می دهد: پرسش دیگری نیز مطرح است که در بخش اطلاع رسانی برای سینما چه کرده ایم که منتظر بازخورد مناسب آن باشیم .

نقطه اوج اطلاع رسانی در بندرعباس یک بیلبورد کوچک است که البته فاصله چندانی تا خود سینما ندارد و طبیعی است که مخاطب سینما با صرف یکی دو دقیقه زمان بیشتر می تواند خود را به سینما رسانده و اطلاعات کاملتری از فیلم در حال نمایش به دست آورد.

به گفته نیکنهاد این کم کاری هم می تواند از جانب سینما دار باشد و هم رسانه های جمعی که دغدغه چندانی درباره سینما از خود نشان نمی دهند.

وی اضافه کرد:حتی تهیه کننده ها و مراکز پخش نیز تمایلی به تبلیغات فیلم در شهرستان ها ندارند و در مقابل هزینه های تبلیغ به شکل زیرنویس در شبکه های محلی نیز اظهار ناتوانی می کنند.

نیکنهاد بی توجهی به تبلیغ در فضای مجازی را یک غفلت بزرگ می داند که بارها امتحان خود را در بندرعباس به خوبی پس داده است .

اشاره نیکنهاد می تواند به فراخوان در شبکه های اجتماعی برای تماشای دو فیلم ˈهیس دخترها فریاد نمی زنند ˈ وˈ دربند ˈ باشد که در هر دوی آنها هم سالن سینما تکمیل شد و هم حس مشارکت و تاثیرگذاری در یک فعالیت جمعی را زنده کرد.

این کارگردان که با کسب جایزه بهترین فیلم جشنواره کشوری ˈدوربین دات نت ˈ و کسب سه جایزه از جشنواره بام ایران برای هرمزگان افتخار آفرینی کرده ، اتهام بی مخاطب بودن آثار فرهنگی را نیز رد کرده و مصداق حرف خود را جشنواره فیلم اردیبهشت می داند که با فیلم های به عبارتی خاص مورد استقبال گسترده قرار گرفت.

احسان رضایی یکی دیگر از فیلمسازان جوان بندرعباس است که متهم ردیف اول بی رونقی سینماها را رسانه ها می داند و بعد از آن عواملی مانند جانمایی سینما در مجتمع های تجاری را از عوامل عدم استقبال مردم از سینما معرفی می کند.

وی معتقد است سینما باید هویت فیزیکی و جغرافیایی مستقل خودش را داشته باشد.

رضایی همچنین از نبود آمار و اطلاعات درست درباره وضعیت سینما در بندرعباس و از آن مهمتر عدم امکان تحلیل نصفه و نیمه موجود به عنوان عامل مهمی یاد می کند که تاکنون اجازه یک آسیب شناسی درست در این حوزه را نداده است.

معاون هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی هرمزگان نیز در یک تحلیل جامع می گوید:سابقه دوران سودآور بودن سینما را هنوز مردم در خاطره ها دارند اما همگام شدن مردم با دگردیسی های اجتماعی چهار دهه اخیر ایران محتاج زمان بود.

مهدی نیرومند ادامه می دهد: در این مدت سینما فراز و فرودهایی را تجربه کرده که در اوایل دهه 80 و در زمانی که سینمای ایران به عنوان سینمای معناگرا و فاخر مطرح شده بود در عمل دوران رکود خود را به لحاظ جذب مخاطب می گذراند.

وی ادامه داد:در اواخر دهه 80 اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی هرمزگان موفق شد با ابتکار عمل و استفاده از فضاهای تجاری بندرعباس سرمایه گذاران را برای ایجاد دو سینمای آبرومند تشویق و حمایت کند تا حداقل مشکلات زیرساختی و سخت افزاری این حوزه کمتر شود.

نیرومند ، تغییر ذائقه مردم و ورود سینماهای خانگی و دستگاه های ساده پخش فیلم در خانه ها را نیز به عنوان بخشی دیگر از تحولات سینما معرفی می کند که باید مورد توجه قرار گیرد.

این مسوول فرهنگی اضافه کرد: هر چند نوع فیلم ها تاثیرگذار است اما تعیین کننده نیست و در شرایط کنونی اگر بهترین فیلم نیز اکران شود و 10 بیلبورد تبلیغاتی هم به آن اختصاص یابد می توان تنها به فروش آن در روزهای اول امید داشت در حالی که در گذشته مردم بدترین فیلم های دست هفتم و هشتم را نیز چندبار در سینماها می دیدند اما حالا مردم با بلیت رایگان نیز حاضر نیستند به سادگی به سینما بروند.

وی نپرداختن به این موضوع در قالب فرهنگ شهروندی را دغدغه ای جدی دانسته و تصریح می کند ارتقای فرهنگ شهروندی تنها در تفکیک زباله تر و خشک خلاصه نمی شود بلکه به اصلاح رفتارهای مستقیم فرهنگی نیز باز می گردد.

نیرومند اتهام انفعال و عدم حمایت بخش دولتی را نیز به آسانی نمی پذیرد و اصرار دارد کسی که وارد سرمایه گذاری در حوزه سینما می شود باید بتواند خلاقیت خود را به کار گیرد و دل بستن به حمایت های دولتی نمی تواند تاثیر بلند مدت داشته باشد.

وی مشکل اصلی را آوردن مردم به سینماها می داند که به اختصاص بیلبورد به اندازه ای که درباره نقش آن بزرگنمایی شده تاثیرگذار نبوده و ضامن پرفروش شدن فیلم ها نیست.

نیرومند دغدغه اصلی را پیدا کردن نقطه اشتراک علاقه مردم در حوزه سینما می داند که در حال حاضر به نظر می رسد سینما به سویی می رود و علاقه مردم هم در جهت دیگری حرکت می کند.

معاون اداره ارشاد هرمزگان اضافه می کند :متاسفانه هنوز دیدن تئاتر و فیلم به یک دغدغه جدی تبدیل نشده و کودکانی که در گذشته پابه پای والدین خود در سینماها فیلم می دیدند حالا تمام تحولات دنیا و حتی فیلم ها و انیمیشن های روز را در گوشی موبایل خود می بینند.

نیرومند بی مهری سیستم آموزش و پرورش در سطح کلان به مقوله سینما و عدم پیش بینی زمانی برای سینما بردن دانش آموزان به صورت هفتگی یا حداقل ماهانه را دغدغه ای جدی می داند و ادامه می دهد:غصه این قصه جایی بیشتر می شود که والدینی هم که گاه به گاه پا به سینما می گذارند فرزندان خود را پیش دیگران می گذارند تا به قول خودشان با خیال راحت فیلم ببینند.

اما کامل ترین دیدگاه ها در این باره می توان از کسی شنید که تاریخ مجسم سینماداری هرمزگان است مردی که 28 سال پیش با سینما شهرزاد قدیم بندرعباس کارش را به عنوان آپارتچی آغاز کرده حالا مسوول سینما ستاره شهر است.

ˈاحمد حامدی ˈ در روایت تاریخ سینمای بندرعباس نگاهی حسرت بار به گذشته دارد و با عبور سریع از سال هایی که خانواده ها پابه سینما نمی گذاشتند خودش را به حوالی سال 72می رساند که شرایط مناسب تر و سینما شهرزاد بازسازی شد.

از شیرینی اکران همزمان فیلم ها در بندرعباس و تهران می گوید و فیلم هایی مثل ˈ قرمز ˈ و ˈ دوخواهر ˈ که در آن سال ها گل کرده بود.

حامدی حتی ˈمریم مقدس ˈ را به خاطر دارد که مردم برای دیدنش برای سانس های فوق العاده 9 تا 11 شب و 11 تا یک بامداد صف می کشیدند.

پیر مرد 55 ساله سینمای هرمزگان به سال 82 که می رسد مکث می کند، صدایش می لرزد و به وضوح قطارات اشک در چشمش قابل مشاهده است .

با یک جمله کوتاه و کوبنده شروع می کند: ˈ 20 اردیبهشت 82 سینما شهرزاد خراب شد. ˈ و توصیفش چنان دقیق است که آدمی تنها می تواند صحنه از دست دادن جگرگوشه هایش را اینگونه دقیق توصیف کند.

ˈظهر ساعت چهار آمدند، اول سقف را برداشتند و بعد سینما شهرزاد تمام شد ، قرار بود به جایش مجتمع تجاری بسازند...ˈ

اما او پدر منصفی است و لحظه تولد سینما ستاره جنوب را نیز به دقت و با شادی و شعف توصیف می کند: 27 شهریور 83 سینما با 207 صندلی افتتاح شد و از همان ابتدا فیلم ها را همزمان با تهران اکران می کرد و مردم هم می پسندیدند.

وی نیز طبع مردم هرمزگان را با طنز سازگارتر می داند و اضافه می کند اگر فیلمی در تهران سر و صدا می کرد در بندرعباس هم فروشش خوب بود .

حامدی ˈ خوابگاه دخترانˈ ،دوئل ،ˈ شمعی درباد ˈ و ˈپوپک و مش ماشالا ˈ را از فیلم های پرفروش و خاطرات خوب سینما ستاره جنوب معرفی می کند که البته هنوز هم با زمانی که سینما شهرزاد عقاب ها را در گرمای تابستان برای بار دهم اکران می کرد و از بار اول هم پرفروش تر بود فاصله بسیاری دارد .

حالا حامدی به دهم بهمن ماه سال 87 می رسد که سینما ستاره جنوب از تنهایی در می آید و ستاره شهر با 215 صندلی همکارش می شود.

قدیمی ترین سینما دار بندرعباس ˈگشت ارشاد ˈ و هیس دخترها...ˈ و ˈمن مادر هستمˈ را هم از خاطرات خوب ستاره شهر معرفی می کند و دوباره به ستاره جنوب گریزی می زند.

وی می گوید در دوره فعالیت 10 ساله ستاره جنوب ،این سینما تقریبا همیشه ضرر داده و هیچگاه سوددهی نداشته است و حالا هم هزینه های جاری و ماهانه سینما ستاره شهر با چهار نفر پرسنل حدود 40 میلیون ریال است که 22 میلیون ریال آن حقوق کارکنان است و الان پنج ماه است حقوقی نگرفته اند.

بر اساس حساب و کتاب حامدی روزانه 90 هزارتومان پول برق سینماست و این در شرایطی است که در بسیاری سانس ها تعداد تماشاگران از 10 نفر بیشتر نبوده و نیست.

پنج درصد شهرداری هم داغ دیگری است بر دل این پیرمرد و آن هم در شرایطی که شهرداری حاضر نیست بیلبوردی در منطقه گلشهر در اختیار سینما قرار دهد و آنها را به اجاره کردن بیلبورد از شرکت های خصوصی حواله می دهد و طبیعی است تا وقتی مارک های معروف بستنی و ماکارونی هستند ،زور و پول سینما به اجاره کردن بیلبورد نمی رسد.

حامدی حالا وارد حوزه سخت افزاری می شود و می گوید در سال های اخیر پخش فیلم در سراسر ایران دیجیتال شده و سینماها باید دستگاه های ویژه را خریداری کرده و با سرورهای خود فیلم را از محلی که شرکت پخش فیلم تعیین می کند دانلود کنند که سینما ستاره شهر هم آمادگی خود را برای نصب دستگاه دیجیتال اعلام کرده که هنوز اقدامی نشده است.

وی تنها دغدغه اش را روشن ماندن چراغ سینما آن هم به هر قیمتی می داند و شاهدش را نیز از ماه هایی می آورد که مجموع فروش فیلم 14میلیون ریال بوده که حتی کفاف حقوق کارکنان را نمی دهد و با این حال هنوز درهای سینما را باز گذاشته اند.

به گفته حامدی چشم پوشی شهرداری از پنج درصدش آن هم در شهری تجاری که شهرداری می تواند درآمدهای میلیاردی داشته باشد و تخفیف در پول برق و دادن وام و تسهیلات را تنها راهکارهایی می داند که می تواند به زنده نگه داشتن پیکر نحیف سینما در بندرعباس کمک کند.

وی همچنین از شکست خوردن طرح هایی مانند دادن بلیت به ادارات گفته و اضافه می کند :توسط اداره ارشاد با تمام ادارات هماهنگی کردیم که با بلیت نیم بها کارکنان و خانواده هایشان به سینما بیایند اما فقط محیط زیست با 100 بلیت استقبال کرد و صدا و سیما هم 100 بلیت نیم بها دریافت کرد که دو ماه طول کشید تا این صد نفر به سینما بیایند.

حامدی همچنین از طرح تقاضای خود با آموزش و پرورش برای آوردن دانش آموزان برای دیدن فیلم های کودکان و نوجوانان با بلیت هایی با یک سوم قیمت می گوید و پاسخ تلخ آموزش و پرورش که ˈدانش آموزان می توانند در ساعت غیر درسی به همراه والدین خود به سینما بیایندˈ گویی قرار بوده دانش آموزان برای به سینما رفتن با پدر و مادر خود در ساعات غیر مدرسه هم اجازه بگیرند و حالا مشمول لطف قرار گرفته اند.

مسوول سینما ستاره شهر بندرعباس انتظاری رویایی ندارد و ادامه می دهد اگر یک درصد از جمعیت 450 هزار نفری بندرعباس هم مشتری مداوم سینما بودند حالا وضعیت فرق می کرد.

وی رسانه ها را نیز یکی دیگر از نامهربانان با سینما می داند و می گوید :خبرنگاران فقط روز ملی سینما در سینما پیدایشان می شود و صدا و سیما و نشریات محلی نیز هیچ مطلبی درباره سینما پخش و منتشر نمی کنند.

از مجموع گفته ها و دردل ها و اظهار نظرهای کارشناسی می توان نتیجه گرفت در سناریوی تلخ خاموشی سینماها هر کس به سهم خود شریک جرم است.

اما هنوز هم توجه به عرصه های جدید تبلیغاتی مانند شبکه های اجتماعی ،انتقال برخی برنامه های فرهنگی مرتبط مانند پخش فیلم کوتاه ،دادن مجوز کافی شاپ و کتابفروشی به سینما برای کسب درآمد زنجیره ای و جبران ضرر فروش پایین سینما برای زنده نگداشتن آن و بازگرداندن فرهنگ رفتن به سینما با ابزارهای مختلف بخشی از راهکارهایی است که می تواند مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد.

که اگر این ارزیابی انجام شود آن وقت دیگر حامدی که 28 سال از عمرش را در سینما سپری کرده و آنقدر که تاریکی سالن را دیده روشنی روز را ندیده و در شرایطی که از نظر قانونی دو سال به بازنشستگی اش مانده، نگران جوانمرگی سینما ستاره شهر نخواهد بود.ک/4