پایگاه خبری تحلیلی امروله07:52 - 1392/08/22
وبلاگ اینجا نزدیک است

مرگ شمر...

وبلاگ اینجا نزدیک است  نوشت :

خنجرش را بیرون آورد و به سمت میدان رفت.


ابا عبدالله (ع) مجروح و تشنه روی زمین افتاده بود و تکبیر می گفت.


شمر نعره ایی زد و خنجرش را بالا آورد.


دستانش لرزید و چشمانش پر از اشک شد.


دوباره خواست خنجرش را بالا ببرد که چشمانش سیاهی رفت.


زانوهایش سست شد و بر زمین افتاد.


پیرمرد نفس های آخرش بود که ابا عبدالله را بالای سرش دید و غرق دستهای نوازش اربابش شد.


تعزیه به هم خورده بود و مردم بر جنازه ی شمر فاتحه می خواندند.