به گزارش خبرنگار مهر، نشست نقد و بررسی کتاب «دیوشناسی ایرانی» نوشته معصومه ابراهیمی، سهشنبه شب 28 آبان با حضو مولف و تعدادی از اهالی پژوهش و قلم در کافه دریچه برگزار شد.
مهرداد عربستانی پژوهشگر حوزه مردمشناسی و دینشناسی در ابتدای این برنامه گفت: نویسنده این کتاب در عرصه انسانشناسی و مطالعات فولکلور، سابقه دارد و به علاوه، سالها سرویراستار دایرهالمعارف فرهنگ مردم بوده است. این کتاب توسط یک متخصص امر نوشته شده است. او هم بر مطالعات کتابخانهای و هم مطالعات میدانی تسلط دارد و کتابی ساخته که میتواند مرجع دیگران قرار بگیرد. من به عنوان انسانشناس که در عرصه دین کار کردهام، ناخودآگاه با کتاب گفتگویی برقرار کردم.
وی افزود: امروز دستیابی به منابع فرهنگ عامه، سخت و دشوار شده است و مردم تمایلی به صحبت درباره موضوعاتی که احتمالا خرافی نامیده میشوند، ندارند. اما به راستی اهمیت مطالعه در مورد چیزهایی که امروز به نظر ما خیالات میآیند، چیست؟ گاهی اوقات مردم هیچ تعریف مشخصی از این موضوعات ندارند. یک سوال مهم دیگر این است که آیا مطالعه درباره این مسائل، تفنّنی است یا خیر؟ از دید فولکلورشناسی، تمام این عناصر، بقایای فرهنگی هستند که فرهنگ امروز، آنها را پس رانده و آنها را تبدیل به فرهنگ عامه کرده است.
این محقق در ادامه گفت: توجه کنیم که این دنیای مدرن هنوز کاملاً بر همه جوامع، غالب نشده است و در جوامعی میتوان هنوز اعتقاد و باور به موضوعاتی مانند جن و پری را مشاهده کرد. منطق پنهانی که زیر این موضوعات وجود دارد، هنوز در بسیاری از جوامع کاربرد دارد. مضاف بر اینکه در دنیای جدید، شاهد یک باززایی در این عقاید هستیم. به درست یا غلط آن کاری نداریم اما این باززایی حقیقت دارد که نمونه بارزش، سینمای هالیوود است که میتوان سهم زیاد فیلمهای تخیلی را در آن دید.
عربستانی در بخش دیگری از سخنانش گفت: خانم ابراهیمی میگفت دیوشناسی همان انسانشناسی است. من از این جمله ایشان بسیار استقبال میکنم چون این مطالب به نوعی فراوردههای ذهن ما انسانها هستند. از طرف دیگر مردمی که طی قرنها، دیوها و پریها و افسانههایشان را تولید کردهاند، هیچگاه آنها را به صورت مکتوب ثبت نکردهاند بلکه این مفاهیم همیشه سینه به سینه و به طور شفاهی انتقال داده شدهاند. پس در این زمینه، سیال بودن، اشاعه و تبدیل، به سرعت انجام میگیرد.
پیمان متین به عنوان سخنران دوم این جلسه گفت: اساس نگارش این کتاب بر اصل مطالعه سیستماتیک دیوها بوده است. در تمام فرهنگها مفاهیمی چون دیو و پری وجود دارد و میتوان گفت طلایهداران پژوهش در این حوزه، مردم ایرلند و اسکاتلند هستند. فرانسویان، آلمانیها و چینیها هم از دیگر مردمانی هستند که به تحقیق و پژوهش درباره دیوها و موجودات افسانهای پرداختهاند. در کشورمان هم تا به حال طبقهبندی علمی و آکادمیکی در این زمینه صورت نگرفته بود و این برای اولین بار است که اثری در این باره در ایران به چاپ میرسد.
وی افزود: مردم در مقابل پژوهشهای میدانی، جبهه میگیرند. در صورتی که چنین پژوهشهایی از ذهنیت پیشمنطقی بشر ریشه گرفتهاند. انسانها گاهی نیروهایی قویتر از خودشان خلق میکنند و از آنها میترسند، آیینهایی مانند زار برگزار میکنند و حتی گاهی با این نیروهای افسانهای میجنگند تا فراریشان بدهند. البته این، ویژه مردمان دیروز نیست و انسان امروز هم چنین عقایدی دارد. این پژوهشها بهویژه در حوزه انسانشناسی و روانشناسی نقش مهمی ایفا کردهاند، اما متاسفانه محققان، در این زمینه کار زیادی انجام ندادهاند.
طهمورث ساجدی سخنران دیگر این نشست بود. او در بخشی از سخنانش گفت: فرهنگ و تمدن ایران باعث شد تا سیاحان بسیاری در قرون گذشته به کشورمان بیایند. مارکوپولو یکی از نخستین سیاحان خارجی بود که سفرنامهاش با ترجمه پرویز رجبی منتشر شده و نشان میدهد تا چه حد ایران را شناخته است. در قرن 19 میلادی «گوبینیو» برای نخستینبار قاشق و چنگال را با خود به ایران میآورد.
وی افزود: غرض از این اشاره، بیان این مطلب بود که بسیاری از مستندات و واقعیات تاریخی مردم ایران را میتوان در نوشتهها و یادداشتهای همین سیاحان مشاهده کرد. در قرن 19 میلادی، سفرنامههای سیاحان غربی باعث شد مفهوم فولکلور، جایگاه خودش را پیدا کند. هانری ماسه خاورشناس فرانسوی که از دوستان نزدیک صادق هدایت بوده، به کمک او یک کتاب دو جلدی درباره آداب و فرهنگ مردم ایران نوشت.
این پژوهشگر گفت: در ایران روش پژوهش علمی رعایت نمیشود و بهتر است برای استفاده از منابع این حوزه، از آثار ایرانشناسان غربی بهره ببریم و بهصورت ماده خام و اولیه که استفاده مورد استفاده قرار نگرفته، به آنها نگاه کنیم. کتاب «دیوشناسی ایرانی» چنین ویژگی و مشخصهای دارد و منابع زیادی را در این زمینه معرفی میکند.
معصومه ابراهیمی مولف کتاب مورد بحث نیز در پایان این نشست گفت: دیوشناسی مانند انسانشناسی و مردمشناسی، مردم را بدون هیچگونه نقابی مورد مطالعه قرار میدهد. آگاهی و شناخت چنین مسایلی موضوع مهمی است که مکانیسمهای اندیشیدن ما را تببین میکند و نشان میرود روند تفکر معقول از چه مسیری عبور میکند. انسان امروزی به عقلانیت اجباری و مساله خرافات جعلی اذعان دارد. عقلانیت اجباری باعث شده شیوه اندیشیدن ما غربی شود. به هر حال ما نمیتوانیم این موضوع را انکار کنیم که جامعه امروز، بر پایه عقلانیت مدرن غربی ساخته شده اما ضمیر ناخودآگاه ما همچنان تمایل دارد به گونه دیگری فکر کند.