یه بنده خدا نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش ...
مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت ...
طرف یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعد ...
مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست. طبق لیست من الان نوبت توئه ...
اون مرد گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر ...
مرگ قبول کرد و اون مرد رفت شربت بیاره ...
توی شربت 2 تا قرص خواب خیلی قوی ریخت ...
مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت ...
مرد وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد و نوشت آخر لیست و منتظر شد تا مرگ بیدار شه ...
مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت!
بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم!
نتیجه اخلاقی :در همه حال منصفانه رفتار کنیم و بی جهت تلاش مذبوحانه نکنیم !
گروهسرگرمیامروله
داستان زیبای مرد و مرگ
آخرین مطالب
- ■جوانان ما در شرایط سخت تاریخساز شدند
- ■تشکیل ۴ پرونده قاچاق در گمرک استان کرمانشاه
- ■درآمدزایی پایدار برای مددجویان با نصب نیروگاه خورشیدی
- ■هفتاد شب ایستادگی و غیرت مردم شهرستان صحنه
- ■خلیج فارس باید بدون حضور آمریکا باشد
- ■اجتماع مردم منطقه چمچمال در حمایت از ولایت
- ■توسعه پایدار در گرو تربیت انسانهای فرهیخته است
- ■شصت و هشتمین شب از حضور مردم ولایت مدار شهرستان صحنه
- ■خرید تجهیزات جدید بالغ بر ۶ میلیارد ریالی برای واحد آتشنشانی شهرداری صحنه
- ■غبارروبی مزار شهدای گمنام و دیدار با خانواده شهدا
پربیننده ترین ها
- ■مراسم بزرگداشت روز معلم در شهرستان صحنه
- ■ماما ستون اصلی سلامت باروری جامعه است
- ■دیدار با امام جمعه صحنه به مناسبت هفته عقیدتی سیاسی
- ■درخشش هاکیبازان کرمانشاهی در ترکیب تیم ملی
- ■کشف ۸۷ کیسه آرد دولتی با اتهام خرید یا فروش خارج از شبکه در سطح شهرستان صحنه
- ■خلیج فارس باید بدون حضور آمریکا باشد
- ■قرار شبانه دفاع از میهنِ مردم شهرستان صحنه، به شب شصت و ششم رسید
- ■اجتماع مردم منطقه چمچمال در حمایت از ولایت
- ■شصت و هشتمین شب از حضور مردم ولایت مدار شهرستان صحنه
- ■توسعه پایدار در گرو تربیت انسانهای فرهیخته است

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد