دلیل حمایت سرسختانه ایران و روسیه از سوریه چیست؟

سرویس: اخبار کوتاهکد خبر: 21037|15:16 - 1392/03/20
نسخه چاپی
به گزارش تسنیم، اندیشکده‌ «شورای آتلانتیک» به قلم «راجان منون» می‌نویسد: ایران بنا به دلایل مذهبی و استراتژیک با اسد در ارتباط است. علویان، که اقلیت فرقه‌ی مسلمان حاکم بر حکومت اسد می‌باشند، شاخه‌ای از اسلام شیعه، دین رسمی ایران، محسوب می‌شوند. اکثر مردم سوریه سنی هستند، اما ایران، سوریه‌ی علوی محور را خنثی‌کننده‌ی کشورهای پادشاهی سنی در حوزه‌ی خلیج فارس می‌داند. به علاوه، سوریه مجرای حمایت ایران از حزب‌الله- سازمان شبه‌نظامی سیاسی شیعه و کانون سیاست‌های لبنان- است. حزب‌الله، این هم‌پیمان ایران و دشمن اسرائیل، اکنون دوشادوش نیروهای اسد در حال مبارزه است.

* تاکنون حمایت روسیه برای بقای اسد ضروری بوده است

هرچند نقش روسیه، یعنی دومین ناجی اسد، بر اساس رابطه‌ی مذهبی یا ایدئولوژیکی قابل توضیح نیست، اما تاکنون حمایت روسیه برای بقای اسد ضروری بوده است. (اگرچه حمایت سایر اقلیت‌های غیرسنی سوریه از اسد گاهی اوقات در مطبوعات گزارش داده نمی‌شود؛ این اقلیت‌ها از پیروزی اسلام‌گرایان سنی رادیکال در شورش ضد اسد هراسانند) مسکو (به همراه چین) با قطعنامه‌ی شورای امنیت مبنی بر محکوم کردن اسد یا تحمیل تحریم‌هایی بر حکومت او مخالفت کرده است.

*روسیه تاکید می‌کند که تنها امید برای صلح در سوریه، توافق سیاسی است

روسیه مدعی است کشورهای پادشاهی حوزه‌ی خلیج فارس و سایر کشورهایی که به شورشیان ضد اسد کمک می‌کنند، از حقوق مطلق سوریه تخطی و در جنگ داخلی مداخله می‌نمایند. ممکن است این نظر اقلیت باشد، اما مسکو مدام به این نکته اشاره کرده، و تأکید می‌کند که تنها امید برای صلح در سوریه توافق سیاسی است.

*آمریکا توجهی به خط مشی روسیه نداشت

تا زمانی که آمریکا معتقد بود اسد محکوم به شکست بوده و به زودی سرنگون می‌شود، به خط مشی روسیه توجه چندانی نمی‌کرد. اما اکنون دولت اوباما که شاهد ماندن اسد در رأس قدرت و تفرقه در اپوزیسیون سوریه است، قصد دارد تابستان امسال با همکاری روسیه کنفرانس صلحی برگزار کند. هدف از این کنفرانس، مذاکره و رسیدن به توافق بین اسد و مخالفانش است.

اما حتی بعید است این نشست غیرعلنی، منجر به توافقی مبنی بر پایان دادن به کشت‌وکشتار در سوریه شود. البته موضوع حائز اهمیت این است که موضع روسیه، کشوری که زمانی در حاشیه قرار گرفته بود، اکنون پیشرفت کرده است.

*روسیه اسد را مسلح کرده است

این تمام ماجرا نیست. روسیه اسد را مسلح کرده است. گزارش‌های اخیر نشان می‌دهند که ممکن است جت‌های جنگنده‌ی میگ-29 و موشک‌های دفاع هوایی اس-300 از روسیه روانه‌ی سوریه شوند. این گام بزرگی از سوی مسکو است. با فرض این که ناتو بدون مجوز سازمان ملل منطقه‌ی پرواز ممنوع را به سوریه تحمیل کند، این دو سلاح شرایط را برای آن [ناتو] پرمخاطره‌تر خواهند کرد. اسرائیل هم، که پیش از این به سوریه حمله کرده تا مانع جریان تسلیحات ایران به حزب‌الله شود، باید این واقعیت جدید را مورد توجه قرار دهد.

*پوتین تحت تأثیر اسرائیل، آمریکا و اروپا قرار نگرفته است

روسیه هنوز اس-300 ها را تحویل نداده، و بر تعداد میگ‌های-29 نیفزوده است- سوریه در حال حاضر 64-40 میگ-29 دارد. اما ولادیمیر پوتین تحت تأثیر تلاش‌های اسرائیل، آمریکا، و اروپا که سعی دارند او را ترغیب به عدم ارسال اس-300 کنند قرار نگرفته است- سوریه تابه‌حال چنین موشکی نداشته است. موشه یعلون وزیر دفاع اسرائیل می‌گوید اگر موشک‌ها از راه برسند اسرائیل «می‌داند چه کند» . روسیه اخطار داده کشتن مردمش را که ناشی از تلاش برای توقف ارسال تسلیحات به سوریه است، تحمل نخواهد کرد. در این صورت بحرانی در راه است.

*چرا روسیه مصمم به حمایت از سوریه است

پس چرا روسیه مصمم به حمایت از این حکومت است؟ پاسخ‌های همیشگی عبارتند از این که سوریه تعداد زیادی از سلاح‌های روسیه را می‌خرد و بندر طرطوس در سوریه «پایگاه» مهمی برای ناوگان روسیه در دریای مدیترانه است. اما این دو تئوری، سطحی و ساده‌انگارانه هستند.

*تا به حال سوریه جزء مشتریان اصلی سلاح‌های روسیه نبوده است

درست است که روسیه به فروش انواع سلاح‌ها می‌پردازد- 15 میلیارد دلار در سال 2012- اما تا به حال سوریه جزء مشتریان اصلی این کشور نبوده است؛ بلکه چین، هند، الجزایر و ویتنام مشتریان اصلی آن هستند. در واقع، مسکو باید در مورد زمان بندی پرداخت بدهی سوریه که مربوط به خرید سلاح است و از زمان دولت شوروی بر روی هم انباشته شده، تجدیدنظر کند.

در حال حاضر حجم ارسال سلاح‌های روسیه به سوریه بالا نیست و احتمال دارد بودجه‌ی ارسال این سلاح‌ها توسط اعتبار ایران یا روسیه تأمین شود. به علاوه، از آن‌جا که سوریه دچار فساد اقتصادی خواهد شد، بدون توجه به این که کدام یک از طرفین برنده‌ی جنگ است، این کشور در آینده‌ی نزدیک معاملات کلان خرید اسلحه از روسیه را امضا نخواهد کرد (در واقع اگر رقبای اسد پیروز شوند اصلاً این کار انجام نخواهد شد) .

*طرطوس، بخشی از معادله‌ی روسیه یا عنصری کلیدی؟

طرطوس امکان کوچکی را از نظر تأمین کشتی‌هایی در اختیار روسیه قرار می‌دهد که می‌تواند برای ناوگان این کشور در دریای مدیترانه از نظر تدارکات مجدد، تعمیرات، و نمایش پرچم آمادگی ایجاد نماید. طرطوس به ندرت با پایگاه‌های دریایی آمریکا در بحرین یا ژاپن قابل مقایسه است. به علاوه، نیروی دریایی روسیه، غلاف همبازی خود [سوریه] است. آیا طرطوس بخشی از معادله‌ی روسیه است؟ بله. آیا طرطوس، عنصری کلیدی است؟ خیر. پس دلیل حمایت سرسختانه‌ی روسیه از سوریه چیست؟

*حمایت روسیه از سوریه، عدم علاقه‌ی این کشور نسبت به مداخلات آمریکاست

در وهله‌ی نخست، روسیه هرگز به مداخلات آمریکا علاقه‌ای نداشته است- نه تنها در زمان پوتین بلکه در زمان رئیس جمهور قبل از او یعنی بوریس یلتسین، که از سوی رهبران آمریکا، دموکرات و اصلاح‌طلب تلقی می‌شد. واکنش‌های پرخاشگرانه یلتسین نسبت به حملات هوایی ناتو در یوگسلاوی سابق را به یاد بیاورید.

مسکو همواره این مأموریت‌ها را محکوم کرده، و آن‌ها را پوششی برای پیشنهاد آمریکا جهت استفاده از قدرت بلامنازع برای تغییر شکل جهان محسوب نموده است؛ آمریکا برای این کار از اصول اخلاقی خاص خود که در آن، سوء رفتارهای هم پیمانان و دوستانش، و نیز اشتباهات خودش نادیده گرفته می‌شود، استفاده کرده است.

*روسیه و چین معتقدند مداخلات باید با مجوز شورای امنیت صورت گیرد

روسیه (و چین) تأکید دارند که مداخلات باید با مجوز شورای امنیت سازمان ملل (که روسیه در آن حق وتو دارد) صورت گیرد. اما تحریم‌های سازمان ملل و جنگی که به رهبری ناتو علیه معمر قذافی صورت گرفت به روسیه نشان داد که حتی این‌گونه عملیات می‌تواند خارج از کنترل این کشور به اجرا درآید.

نظر مسکو در مورد جنگ لیبی این است که قطعنامه‌ی مطرح شده از سوی شورای امنیت برای حمایت از غیرنظامیان، منجر به تغییر حکومت- که به هیچ عنوان هدف اصلی نبود- شد. روسیه مصمم است ماجرای لیبی در سوریه تکرار نشود.

*جستجوی شهرت و جلوگیری از پیدایش یک حکومت رادیکال اسلام‌گرا، دو عاملی که بر رفتار روسیه در سوریه تأثیرگذار است

دو مسئله‌ی دیگر رفتار روسیه را در سوریه تحت تأثیر می‌دهد. اولین مورد عبارت است از جستجوی شهرت و اعتبار. اکنون روسیه نفوذ و جایگاهی را که اتحاد شوروی در آراء سیاسی دنیا داشت، از دست داده است. عقاید ناسیونالیستی در ولادیمیر پوتین خواستار تثبیت مجدد وضعیت کشور به عنوان یک قدرت بزرگ است. هنگامی که کار به این‌گونه ملی‌گرایی با حسرت و یاد گذشته[1] می‌کشد، پوتین به ندرت در روسیه تنها می‌ماند. جنگ سوریه فرصتی برای نشان دادن این است که روسیه از اهمیت برخوردار بوده و باید به طور جدی مورد توجه و احترام قرار گیرد.  انگیزه‌ی دیگری که بر سیاست مسکو در سوریه تأثیرگذار می‌باشد، ممانعت از پیدایش یک حکومت رادیکال اسلام‌گرا، یعنی همان چیزی است که رهبران روسیه در صورت سقوط اسد از آن بیم دارند.

*روسیه با شورش اسلام‌گرایان در جمهوری‌های قفقاز شمالی مواجه است

برای روسیه، اجتناب از این‌گونه نتایج در سوریه حائز اهمیت است، زیرا این کشور [روسیه] با شورش طولانی مدت و تمام عیار اسلام‌گرایان در جمهوری‌های عمدتاً مسلمان نشین خود در قفقاز شمالی مواجه می‌باشد (یکی از آن‌ها جمهوری داغستان است که به خاطر ماجراهای بمب‌گذاری در مسابقات ماراتون بوستون شهرت یافت) ؛ جمهوری‌هایی که امپراتوری روسیه در نیمه‌ی آخر قرن 19 به خاک خود ضمیمه نمود.

*تعداد مسلمانان روسیه از سایر کشورهای اروپایی بیش‌تر است

در حال حاضر شرایط و موقعیت گسترده‌تر عبارت از این است که تعداد مسلمانان روسیه (حدود 16 میلیون) از سایر کشورهای اروپایی بیش‌تر بوده و سهم آنان در جمعیت روسیه از 12 درصد فعلی به 3/14 درصد در سال 2030 تخمین زده شده است. هر چند اسلام رادیکال تاکنون به ندرت توانسته بر مسلمانان روسیه اثری مهم بر جا بگذارد، اما این بدان معنا نیست که جمعیت‌شناسی، بر محاسبات روسیه در سوریه بی‌تأثیر است.

با کنار هم گذاشتن همه‌ی این رشته‌ها معلوم می‌گردد روسیه گرفتار بازی خطرناکی شده که در سوریه در جریان است. انتظار نمی‌رود مسکو کارت‌های خود را جمع کرده و بازی را رها کند.

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد