حسین گروسی نماینده مردم ملارد، شهریار و شهر کرد می باشد وی هماکنون عضو کمیسیون عمران وعضو فراکسیون ورزش در مجلس شورای اسلامی است.
این نماینده با حضور در سایت خبری تحلیلی تابناک به بیان دیدگاههای خود پرداخت در زیر متن کامل این مصاحبه را بخوانید:
پرسش:در روزهای انتخاباتی هستیم. نمایندگان مجلس نیز دیداری با رهبر انقلاب داشتند و مسائلی مطرح شد. متأسفانه در انتخابات گذشته مسائلی بود و عدهای که توان رقابت ندارند از رهبری هزینه کرده و این گونه القا میکنند که گزینه مورد نظر آنان مورد نظر رهبری نیز هست و اینچنین وانمود میکنند که دیگر گزینهها و کاندیداها در تقابل با رهبری هستند و سعی در انحراف اذهان عمومی دارند. آیا چنین برداشتی از سخنان رهبری میشود و آیا این دیدگاهها وجاهتی دارد؟
پاسخ:مردم ایران ولایتمدار و ولایتمحور هستند چون اگر این مردم ولایت مدار نبودند، شیعه نمیشدند. کشوری که افتخار این را دارد که مذهبش شیعه است، پس مردمش ولایت مدار هستند. کسانی نیز که امروز از سوی شورای نگهبان تأیید شده اند، قطعا در خط ولایت و رهبری هستند و این گونه نیست که عده ای، ولایت و رهبری را منحصر به خود دانسته و گمان کنند غیر از آنها کسی به دنبال آرمانهای رهبری نیست. ولایت نیز همه جناحها و افراد را حمایت کرده است.
رهبری در جلسهای که با نمایندگان داشتند، تأکیدات و سفارشهایی در مورد نمایندگان داشتند و کارکرد مجلس را تأیید و تأکید کردند که همه باید قانون مدار باشند. وحدت باید پیرامون قانون باشد؛ بنابراین، اگر قانون را رعایت نکنیم نمیتوانیم بگوییم وحدت داریم و ولایت مدار و ولایت محور هستیم.
تأکید دیگر ایشان در مورد ریاست جمهوری بود. برخی تلاش میکنند خود را منتسب به رهبری بدانند؛ اما ایشان صراحتا اعلام کردند که از هیچ یک از کاندیداها جانبداری نخواهند کرد و افراد نیز شایسته نیست در جامعه این گونه مطرح کنند که رهبری نظر خاصی به یکی از کاندیداها دارد. قطعا هر کسی که رئیسجمهور باشد، مورد حمایت رهبری است. در هشت سالی که آقای خاتمی رئیسجمهور بود، رهبر انقلاب از وی حمایت کردند و در دو دولت گذشته نیز این حمایت از دولت بوده است.
نمایندگان نشستهایی با برخی کاندیداها از جمله آقایان رضایی، ولایتی و قالیباف داشتهاند و سخنان آنها را شنیدند. در شهرستانها نیز نمایندگان با معیارهایی که رهبری مشخص کردهاند قضاوت میکنند. نباید این گونه باشد که افراد در مورد کاندیداها این گونه القا کنند که غیر از کاندیدای آنها دیگران در خط ولایت و رهبری نیستند. تمام کاندیداها در خط ولایت هستند. مهم این است که چگونه برنامههای خود را ارائه دهند. تمام اینها صالح هستند، ولی اصلح کسی است که برنامه بهتری برای اداره کشور داشته باشد و بتواند دولت مقتدری تشکیل دهد. انتظار ما نیز این است که افراد از رهبری هزینه نکنند و کاندیدای مورد نظر خود را منتسب به رهبری ندانند.
دولتها هنگامی که نتوانند کاری را انجام دهند، نباید بگویند اختیارات لازم نداشتهاند. این پذیرفته نیست، زیرا کسی که ریاست جمهوری را بر عهده میگیرد، با این پیش فرض میآید که توانمندی این کار را دارد. دولت نباید عجز و ناله کند و بگوید اختیار ندارد. دولت باید قوی باشد و از نیروهای توانمند و نخبه و جوانان بهره گیرد.
در افق 1404 قرار بود به رتبه نخست منطقه برسیم، ولی اکنون در برخی زمینهها به این هدف رسیده ایم. رشد دانش در کشور بالاتر از ده برابر سرعت رشد جهانی است؛ یعنی از لحاظ علمی و تئوری چیزی کم نداریم، ولی از نظر عملی مشکل داریم. چرا با این که از نظر عمرانی، فرهنگی، ورزشی، صنعتی، معدنی و ... تواناییهای لازم را داریم، نتوانسته ایم جایگاه نخست منطقه را داشته باشیم؟ علت این است که افراد توانمند را کنار گذاشتهایم. نتوانستهایم افراد توانمند را در عرصه عمل به کار بگیریم و کسانی را گذاشتهایم که در حد و قواره لازم نبودهاند؛ چه در وزارتخانهها و چه در ادارات و مسئولیتهای اجرایی. این است که رهبر انقلاب تأکید کردند، کسی باید بیاید که به سخنانی که میگوید، عمل کند.
بسیاری دم از شایسته سالاری زدند اما امروز میبینیم که به گفتههای خود عمل نکردند و روابط را بر شایسته سالاری ترجیح دادند. این باعث شده است که در عرصه عمل و اجرا نتوانیم موفق باشیم.
پرسش: ایرادی که به نخبگان و نمایندگان و سیاسیون وارد است، این که به جای آنکه به
جمعبندی برسند و بگویند اصلح کیست و در مورد کاندیداها نظر دهند به سمت نظرسنجیها رفته اند. در صورتی که در هیچ کجای دنیا این گونه نیست که انتخاب سران کشور به انتخاب مستقیم مردم باشد. نخبگان فردی را برمیگزینند و به مردم معرفی میکنند. هر گروه از نخبگان فردی را معرفی میکند و مردم یکی از آنها را انتخاب میکنند، نه اینکه مردم انتخاب کنند و نخبگان ببینند که چه کسی رأی میآورد و به سمت وی بروند. پدیده احمدی نژاد نیز مصداق همین موضوع است. در زمان امام (ره) نیز این گونه بود که نخبگان تعیین کننده بودند. برخی میگویند راهکار شایسته سالاری و قانون محوری و .. است. چرا به اینجا رسیدهایم و راهکار چیست؟
پاسخ: علت این است که احزاب در کشور فعالیت قوی ندارند. دیگر آن که اعتماد مردم نسبت به احزاب کم شده است. معمولا در دنیا این گونه است که احزاب افراد نخبه و مستعد را شناسایی و معرفی میکنند و با اینکه خود به نوعی جزو نخبگان هستند، به دنبال این نیستند که خود را معرفی کنند و ذینفع باشند، بلکه به دنبال سیاست گذاری هستند و به همین دلیل اعتماد مردم به آن حزب باقی است. احزاب به دنبال این نبوده اند که پس از پیروزی در انتخابات، افراد ضعیف خود را به نخبگان ترجیح دهند. ما نیز باید به دنبال این باشیم که احزاب قوی تر عمل کنند و منافع کشور را به منافع فردی و حزبی ترجیح دهند. نباید به دنبال سهم خواهی بود.
نکته دیگر این است که سیستم کشور مشکل دارد. رهبر انقلاب در سفر کرمانشاه اشاره کردند که نظام انتخابات پارلمانی باشد. در نظام پارلمانی نخبگان فردی را برخواهند گزید که دارای پارامترهای لازم باشد و تقابل مجلس و دولت نیز به حداقل خواهد رسید. نظام پارلمانی در بسیاری از کشورها جواب داده و ما نیاز داریم که پس از گذشت این سالها در قانون اساسی بازنگری کنیم.
در نبود احزاب قوی نیاز است که نخبگان نقش آنها را بازی کنند. چه اشکال دارد که مجلس مشورتی نخبگان را در شهرستانها و استانها داشته باشیم و آنها نظر دهند. نخبگان سیاسی، علمی، ورزشی، اجتماعی و ... در این مجالس جمع شوند و در مورد موضوعات گوناگون نظر بدهند. این خلأها باید برطرف شود. باید نخبگان دیدگاهها و دلایل خود را ارائه بدهند. موجها را باید نخبگان ایجاد کنند، پیش از اینکه موجهایی پدید بیاید و مردم را با خود ببرد.
باید افرادی بیایند که به حرفها و وعدههای خود عمل کنند، نه اینکه افرادی بیایند و وعده بدهند و پس از مدتی توانایی اجرا نداشته باشند. باید احزاب قوی در کشور شکل بگیرد و خواستههای مردم را پیگیری کنند.
پرسش:در سال 2008 حزب جمهوری خواه آمریکا به دلیل اشتباهات دولت بوش از پیش بازنده انتخابات بود. آقای احمدی نژاد هشت سال رئیسجمهور بود و دولت در زمینههای اقتصادی، سیاست خارجی و .. اشتباهات بسیاری داشت. چه کسی باید پاسخگوی این اشتباهات باشد؟ هشت سال از بهترین سالهای پیشرفت کشور درگیر مسائل و مشکلات گوناگون بودیم.
پاسخ: در کشورهای دیگر، زمانی که احزاب نتوانند برنامههای خود را اجرایی کنند خودبخود کنار میروند و کسی به آنها رأی نمیدهد. هشت سال فرصت کمی نیست. نمیتوان به دنبال آزمون و خطا بود، چرا که همین سیستم آزمون و خطا، باعث شده که کشور به وضعیت کنونی برسد. کشور ما جوان است و این جوانی همیشگی نیست و پس از ده سال دیگر به سمت پیری میرود. در این هشت سال فرصت سوزی شد و با وجود توانمندیهای بسیار برای توسعه تولید و پیشرفت کشور به سمت مصرف گرایی رفت.
صادرات بی رویه و اتکای بیشتر به نفت باعث شد که به این نقطه برسیم اما متأسفانه کسی پاسخگو نیست و حتی نمیخواهند بپذیرند که اشتباه کرده اند.
نخبگان باید نظر دهند و نباید اجازه داد افرادی با موج سواری به قدرت برسند. تجربه سالیان گذشته نشان داد که این روش درست نیست و برای اینکه افراد پس از گذشت دوران مسئولیت پاسخگو باشند، باید ساز و کاری مشخص شود.
پرسش: به مجلس نیز ایراداتی وارد است؛ برای نمونه، برخی نمایندگان مجلس هشتم مانند توریست بودند و از روز اول تا آخر حتی در یک لایحه اظهار نظری نکردند. مجلس برای اینکه در رأس امور باشد، باید بیش از این فعال باشد؟
پاسخ: اینکه رهبر انقلاب تأکید کردند که مجلس در رأس امور است، منظور مصوبات مجلس است. ریل گذاری باید از طریق قانونگذاری درست انجام شود. گاه نمایندگان قانونی را وضع میکنند که اجرایی نمیشود. باید به دنبال اولویتهای کشور باشیم. باید ببینیم چه قانونهایی به درد اکثریت مردم میخورد و ضروری است؛ مانند مباحث صنعت و اشتغال. اینها دغدغه قشر خاصی نیست. 90 درصد جامعه ما با این مشکلات درگیر هستند. باید به این سمت حرکت کنیم، نه اینکه وقت مجلس به طرحها و لوایحی پرداخته شود که دردی از مردم دوا نکند.
رهبری نیز بارها بر حضور کارآمد نمایندگان تأکید کرده اند. باید اولویتها را مشخص کرد. مجلس هشتم چندین مصوبه خوب داشت. هدفمندی یارانهها اگر آن گونه که مجلس تصویب کرده، اجرا میشد، حداقل بحث صنعت و تولید و اشتغال این گونه نمیشد.
مصوبه مجلس این بود که 30 درصد از هدفمندی در سال اول و 20 درصد در سال دوم به بخش تولید و 20 درصد به زیرساختها تخصیص داده شود. با این حال 50 درصد سهم صنعت و زیرساخت مغفول ماند. مصوبه دیگری در مورد ارتقای کیفیت خودروها داشتیم و تصویب شد که استانداردهای 55 گانه در صنعت خودرو رعایت شود. متأسفانه به رغم گران شدن خودرو کیفیت بالا نرفته است. برای نخستین بار صندوق توسعه ملی تصویب شد 20 درصد درآمدهای نفتی به این صندوق برود و پس از آن نیز به بخش صنعت برود اما به صورت غیر قانونی از این صندوق برداشت میکنند و به بخشهایی میدهند که تورم هم ایجاد میکند.
مجلس هشتم مصوبات خوبی داشت اما برخی مصوبات بودند که وقت مجلس را بیهوده گرفت اما همین مصوباتی هم که اشاره کردیم به درستی اجرا نشد. قانون خوب باید نخست اجرایی و پس از آن باید به خوبی نظارت شود.
اکنون پرسش این است که چرا این قوانین اجرایی نمیشود؟ باید این موضوع آسیب شناسی شود که چرا دویست نفر از نمایندگان مجلس هشتم رأی نیاوردند. حضور نداشتنها و در حاشیه بودنها در انتخاب مردم تأثیرگذار است.
پرسش: برخی میگویند مجلس ما مجلس مصلحتی است و نظارت لازم در اجرای قانون وجود ندارد. چه راهکاری برای برون رفت از این شرایط هست؟
پاسخ: وحدت ما باید بر محور قانون باشد. حتی اگر قانون تصویب شده نادرست باشد، باید آن را اصلاح کرد نه اینکه آن را اجرا نکرد. تمام کاندیداهای حاضر در انتخابات بر این باورند که هدفمندی یارانهها کار درستی است؛ اما میگویند به خوبی اجرا نشده و اشکال در اجرای قانون است. اینکه مصلحت اندیش باشیم، راه درستی نیست و باید بر اساس قانون کار کنیم. حرف ما این است که بر پایه قانون پیش برویم.
شاید در مجلس نیز افرادی در این مسیر نباشند؛ اما قاطبه مجلس باید در این راه گام بردارد تا در رأس امور باشد.
اگر نظارت ضعیف باشد، تصویب قانون کارکردی نخواهد داشت. بسیاری از تحقیق و تفحصها به نتیجه ای نمیرسد که البته نشان از این دارد که نظارت درست و قدرتمندی نیست.
پرسش: تحقیق و تفحصها نتیجه ای نداشته؛ حال بگویید چرا تحقیق و تفحص از سیستم بانکی و صنعت خودرو سازی به نتیجهای نرسیده است؟
پاسخ: در تحقیق و تفحص اطلاعات باید دقیق و کارشناسی شده باشد. واقعیت این است که بیشتر اینها از نظارت خوششان نمیآید. نظارت اشکالات کار را بیرون میآورد. در این راه با فشارها و تهدید و تطمیع میخواهند این تحقیق و تفحصها به سرانجام نرسد؛ بنابراین، نمایندگان مجلس باید این مسائل را با جان و دل بپذیرند. یا نباید در تحقیق و تفحص و سوال و استیضاح وارد شد یا هنگامی که ورود کردیم تا پایان کار پیش برویم تا افراد به اشتباهات خود برسند و برخوردهای لازم صورت گیرد. اینکه تحقیق و تفحصها به نتیجه نرسیده، به این دلیل است که هم از طرف دولت فشارهایی بوده و هم ضعفهایی از سوی مجلس وجود داشته است. اینکه تحقیق و تفحصها به نتیجه نمیرسد، مشکل از خودمان است. ابزارهای نظارتی ضعیف بوده و باید ساز و کارها اصلاح شود. ما به دنبال این هستیم که افراد حتی پس از دوران مسئولیت خود پاسخگوی کار خود باشند.
پرسش: و اما دیدگاهتان درباره تحقیق و تفحص از استانداری تهران؟
پاسخ: استان تهران از استانهای حساس کشور است. مباحث مهمی بوده و هست و یکی از آنها بحث انتخابات است. بحث ما این است که باید از نخبگان و افراد دارای دانش و تجربه استفاده شود. باید در مسئولیتهای اجرایی شایسته سالاری حکمفرما باشد. در حوزه انتخابیه بنده در کمتر از سه سال 9 فرماندار عوض شده است. این به آن معناست که در انتخاب فرمانداران دقت لازم نشده و اشتباه کرده اند.
بودجه و اعتبارات بر اساس عدالت تقسیم نشده است. 10 درصد جمعیت استان تهران در شهرستان شهریار است. جدا از محرومیت این شهرستان نسبت به سایر شهرستانهای استان تهران، دستکم 10 درصد بودجه و اعتبارات استان در حوزههای گوناگون باید به شهریار اختصاص یابد. بارها اعلام کرده ایم که بودجههای اختصاص یافته عادلانه نیست. توزیع باید متوازن باشد.
نکته دیگر در مورد استخدامها و جذب نیروست. رتبه نخست دانشگاه تهران با معدل 19 از این در به آن در میزند اما فردی حتی بودن مدرک دیپلم جذب میشود. چه پاسخی میتوان داد؟ اگر استخدامی وجود نداشته باشد، میتوان این امر را توجیه کرد، نه اینکه بدون آزمون فردی را بدون داشتن مدرک جذب کنند. در حوزه شهردایها نیز وضعیت همین گونه است. حرف ما این است که قانون باید رعایت شود.
نکته دیگر در مورد نظارت استانداریها، فرمانداری و شهرداریهاست. نمیتوان تنها گفت که شوراها مقصرند. فرمانداران به عنوان نماینده عالی دولت، وظیفه دارند که از یک نانوایی تا بزرگترین ادارات را نظارت کند. حرف ما این است که کارها و تصمیمات باید شفاف باشد؛ چه در بحث استخدامها و چه در بحث نظارتها و مصوبات دولت. مصوبات دولت را باید استانداران و فرمانداران پیگیری کنند. با اختیاراتی که به استانداران واگذار شده، قدرت استانداران از وزرا هم بیشتر است.
استاندار تهران، آقای تمدن تحقیق و تفحص از استانداری تهران را تهدید و تفحص نامیده است. اولا باید گفت تهدیدی از ناحیه ما مطرح نبوده، چرا که بنا بر اصل 76 و 84 قانون اساسی تحقیق و تفحص، امری قانونی است و مجلس میتواند از هر نهادی تحقیق و تفحص کند. پس مجلس راه قانونی رفته و کسی را تهدید نکرده است و اگر تهدیدی بوده، از طرف آنها بوده که موارد آن را نیز داریم.
وی گفته که نمایندگان برای مسئولان خط و نشان کشیده اند. به هیچ عنوان این گونه نبوده است، چرا که بر پایه ماده 214 ایین نامه داخلی، مجلس این موضوع را مصوب کرده است. زمانی که مصوبه ای به اجرا رسید، مصوبه تمام نمایندگان است؛ مصوبه مجلس قانون است و باید اجرا شود.
گفته اند نمایندگان به دنبال دخالت غیرقانونی در امور اجرایی هستند. باید بدانند وقتی نماینده ای میگوید باید از افراد کاردان و شایسته در امور اجرایی استفاده شود، دخالت در امور اجرایی نیست. دخالت این است که بخواهند افرادی را بیرون از ضوابط وارد سیستم کنند.
گفتهاند که در قانونگذاری دخالت نمیکنند؛ پس چرا نمایندگان در امور اجرایی دخالت میکنند؟ باید گفت دخالت با تعامل تفاوت دارد. مگر دولت لایحه نمیدهد؟ پس این نوعی تعامل در قانونگذاری است. جای تأسف است که استاندار تهران، چنین مباحثی را مطرح میکند؛ یعنی باید نمایندگان تنها نظارهگر باشند و از افراد ناکارامد در امور اجرایی بهره برده شود؟
باز گفته اند نمایندگان به دنبال زیاده خواهی، باج خواهی و منافع شخصی هستند. خوشبختانه نمایندگان تهران در حوزه انتخابیه خود زندگی میکنند. اگر به دنبال منافع خود بودند، در بالاترین نقاط تهران زندگی میکردند. چرا فرمانداران در حوزه مسئولیت خود زندگی نمیکنند؟ اینکه ما میگوییم فرمانداران در حوزه مسئولیت خود زندگی کنند و با مسائل حوزه خود در ارتباط مستقیم باشند، درخواست شخصی و زیاده خواهی است؟
و عنوان کرده اند که مباحث مربوط به شهرداریها به استانداری ارتباطی ندارد. چطور ربطی به استانداری ندارد؟! استانداران و فرمانداران نماینده عالی دولت هستند. نظارت بر تمام مسائل با آنهاست.
پرسش: به نظر شما فراکسیون رهروان از کاندیدایی حمایت خواهد کرد؟
پاسخ: در عین احترامی که به همه کاندیداها میگذاریم، به نظر نمیرسد فراکسیون موضعی در پیش گیرد. علت این است که مجلس میخواهد با دولت انتخابی همکاری کند و اگر فراکسیون از کاندیدایی حمایت کند و آن کاندیدا رأی نیاورد، تنش با دولت پدید خواهد آمد. مجلس باید با دولت منتخب مردم کار کند. تنش دولت و مجلس نیز به کشور آسیب خواهد زد.
پرسش: بیشتر کاندیداها برنامه مشخصی ارائه نکرده اند. آیا دولتی که برای آغاز کار خود برنامه ای نداشته باشد، میتواند کارایی داشته باشد؟
پاسخ:حرفهایی که کاندیداها میزنند، باید عقبه اجرایی داشته باشد. کاندیداها باید برای اداره کشور برنامه داشته باشند.
پرسش: آیا بهتر نیست در زمان مانده تا انتخابات، کاندیداها افزون بر ارائه برنامه، افراد مورد نظر خود برای تصدی وزارتخانهها را معرفی کنند تا مردم انتخاب بهتری داشته باشند؟
پاسخ: باور من بر این است که در کنار معرفی برنامههای خود، دست کم برای فرد مورد نظرشان برای وزارتخانههای مهم و معاون اول را معرفی کنند.
رهبر انقلاب اشاره به حماسه سیاسی داشتند؛ یعنی حضور حداکثری مردم در انتخابات ریاست جمهوری و شوراها. متأسفانه به دلیل همزمانی انتخابات شوراها با ریاست جمهوری، شوراها به نوعی فراموش شده اند. نباید نقش شوراها را ضعیف بدانیم. انتظار ما از هیأتهای اجرایی و نظارت این است که با توجه به نقش شوراها در حضور حداکثری مردم، افرادی که مراجع چهارگانه آنها را تأیید کرده اند، رد صلاحیت نشوند. اینکه هیأتهای اجرایی پس از تأیید مراجع چهارگانه، صلاحیت فردی را رد کنند، هم خلاف قانون است و هم در مشارکت حداکثری تأثیر منفی دارد. کارکرد برخی از هیأتهای اجرایی اصلا قابل تأیید نبوده است. هیأتهای مرکزی خوشبختانه از افراد با تجربه هستند و به امید خدا مشکلات هیأتهای اجرایی را برطرف خواهند کرد.
این نماینده با حضور در سایت خبری تحلیلی تابناک به بیان دیدگاههای خود پرداخت در زیر متن کامل این مصاحبه را بخوانید:
پرسش:در روزهای انتخاباتی هستیم. نمایندگان مجلس نیز دیداری با رهبر انقلاب داشتند و مسائلی مطرح شد. متأسفانه در انتخابات گذشته مسائلی بود و عدهای که توان رقابت ندارند از رهبری هزینه کرده و این گونه القا میکنند که گزینه مورد نظر آنان مورد نظر رهبری نیز هست و اینچنین وانمود میکنند که دیگر گزینهها و کاندیداها در تقابل با رهبری هستند و سعی در انحراف اذهان عمومی دارند. آیا چنین برداشتی از سخنان رهبری میشود و آیا این دیدگاهها وجاهتی دارد؟
پاسخ:مردم ایران ولایتمدار و ولایتمحور هستند چون اگر این مردم ولایت مدار نبودند، شیعه نمیشدند. کشوری که افتخار این را دارد که مذهبش شیعه است، پس مردمش ولایت مدار هستند. کسانی نیز که امروز از سوی شورای نگهبان تأیید شده اند، قطعا در خط ولایت و رهبری هستند و این گونه نیست که عده ای، ولایت و رهبری را منحصر به خود دانسته و گمان کنند غیر از آنها کسی به دنبال آرمانهای رهبری نیست. ولایت نیز همه جناحها و افراد را حمایت کرده است.
رهبری در جلسهای که با نمایندگان داشتند، تأکیدات و سفارشهایی در مورد نمایندگان داشتند و کارکرد مجلس را تأیید و تأکید کردند که همه باید قانون مدار باشند. وحدت باید پیرامون قانون باشد؛ بنابراین، اگر قانون را رعایت نکنیم نمیتوانیم بگوییم وحدت داریم و ولایت مدار و ولایت محور هستیم.
تأکید دیگر ایشان در مورد ریاست جمهوری بود. برخی تلاش میکنند خود را منتسب به رهبری بدانند؛ اما ایشان صراحتا اعلام کردند که از هیچ یک از کاندیداها جانبداری نخواهند کرد و افراد نیز شایسته نیست در جامعه این گونه مطرح کنند که رهبری نظر خاصی به یکی از کاندیداها دارد. قطعا هر کسی که رئیسجمهور باشد، مورد حمایت رهبری است. در هشت سالی که آقای خاتمی رئیسجمهور بود، رهبر انقلاب از وی حمایت کردند و در دو دولت گذشته نیز این حمایت از دولت بوده است.
نمایندگان نشستهایی با برخی کاندیداها از جمله آقایان رضایی، ولایتی و قالیباف داشتهاند و سخنان آنها را شنیدند. در شهرستانها نیز نمایندگان با معیارهایی که رهبری مشخص کردهاند قضاوت میکنند. نباید این گونه باشد که افراد در مورد کاندیداها این گونه القا کنند که غیر از کاندیدای آنها دیگران در خط ولایت و رهبری نیستند. تمام کاندیداها در خط ولایت هستند. مهم این است که چگونه برنامههای خود را ارائه دهند. تمام اینها صالح هستند، ولی اصلح کسی است که برنامه بهتری برای اداره کشور داشته باشد و بتواند دولت مقتدری تشکیل دهد. انتظار ما نیز این است که افراد از رهبری هزینه نکنند و کاندیدای مورد نظر خود را منتسب به رهبری ندانند.
دولتها هنگامی که نتوانند کاری را انجام دهند، نباید بگویند اختیارات لازم نداشتهاند. این پذیرفته نیست، زیرا کسی که ریاست جمهوری را بر عهده میگیرد، با این پیش فرض میآید که توانمندی این کار را دارد. دولت نباید عجز و ناله کند و بگوید اختیار ندارد. دولت باید قوی باشد و از نیروهای توانمند و نخبه و جوانان بهره گیرد.
در افق 1404 قرار بود به رتبه نخست منطقه برسیم، ولی اکنون در برخی زمینهها به این هدف رسیده ایم. رشد دانش در کشور بالاتر از ده برابر سرعت رشد جهانی است؛ یعنی از لحاظ علمی و تئوری چیزی کم نداریم، ولی از نظر عملی مشکل داریم. چرا با این که از نظر عمرانی، فرهنگی، ورزشی، صنعتی، معدنی و ... تواناییهای لازم را داریم، نتوانسته ایم جایگاه نخست منطقه را داشته باشیم؟ علت این است که افراد توانمند را کنار گذاشتهایم. نتوانستهایم افراد توانمند را در عرصه عمل به کار بگیریم و کسانی را گذاشتهایم که در حد و قواره لازم نبودهاند؛ چه در وزارتخانهها و چه در ادارات و مسئولیتهای اجرایی. این است که رهبر انقلاب تأکید کردند، کسی باید بیاید که به سخنانی که میگوید، عمل کند.
بسیاری دم از شایسته سالاری زدند اما امروز میبینیم که به گفتههای خود عمل نکردند و روابط را بر شایسته سالاری ترجیح دادند. این باعث شده است که در عرصه عمل و اجرا نتوانیم موفق باشیم.
پرسش: ایرادی که به نخبگان و نمایندگان و سیاسیون وارد است، این که به جای آنکه به
جمعبندی برسند و بگویند اصلح کیست و در مورد کاندیداها نظر دهند به سمت نظرسنجیها رفته اند. در صورتی که در هیچ کجای دنیا این گونه نیست که انتخاب سران کشور به انتخاب مستقیم مردم باشد. نخبگان فردی را برمیگزینند و به مردم معرفی میکنند. هر گروه از نخبگان فردی را معرفی میکند و مردم یکی از آنها را انتخاب میکنند، نه اینکه مردم انتخاب کنند و نخبگان ببینند که چه کسی رأی میآورد و به سمت وی بروند. پدیده احمدی نژاد نیز مصداق همین موضوع است. در زمان امام (ره) نیز این گونه بود که نخبگان تعیین کننده بودند. برخی میگویند راهکار شایسته سالاری و قانون محوری و .. است. چرا به اینجا رسیدهایم و راهکار چیست؟
پاسخ: علت این است که احزاب در کشور فعالیت قوی ندارند. دیگر آن که اعتماد مردم نسبت به احزاب کم شده است. معمولا در دنیا این گونه است که احزاب افراد نخبه و مستعد را شناسایی و معرفی میکنند و با اینکه خود به نوعی جزو نخبگان هستند، به دنبال این نیستند که خود را معرفی کنند و ذینفع باشند، بلکه به دنبال سیاست گذاری هستند و به همین دلیل اعتماد مردم به آن حزب باقی است. احزاب به دنبال این نبوده اند که پس از پیروزی در انتخابات، افراد ضعیف خود را به نخبگان ترجیح دهند. ما نیز باید به دنبال این باشیم که احزاب قوی تر عمل کنند و منافع کشور را به منافع فردی و حزبی ترجیح دهند. نباید به دنبال سهم خواهی بود.
نکته دیگر این است که سیستم کشور مشکل دارد. رهبر انقلاب در سفر کرمانشاه اشاره کردند که نظام انتخابات پارلمانی باشد. در نظام پارلمانی نخبگان فردی را برخواهند گزید که دارای پارامترهای لازم باشد و تقابل مجلس و دولت نیز به حداقل خواهد رسید. نظام پارلمانی در بسیاری از کشورها جواب داده و ما نیاز داریم که پس از گذشت این سالها در قانون اساسی بازنگری کنیم.
در نبود احزاب قوی نیاز است که نخبگان نقش آنها را بازی کنند. چه اشکال دارد که مجلس مشورتی نخبگان را در شهرستانها و استانها داشته باشیم و آنها نظر دهند. نخبگان سیاسی، علمی، ورزشی، اجتماعی و ... در این مجالس جمع شوند و در مورد موضوعات گوناگون نظر بدهند. این خلأها باید برطرف شود. باید نخبگان دیدگاهها و دلایل خود را ارائه بدهند. موجها را باید نخبگان ایجاد کنند، پیش از اینکه موجهایی پدید بیاید و مردم را با خود ببرد.
باید افرادی بیایند که به حرفها و وعدههای خود عمل کنند، نه اینکه افرادی بیایند و وعده بدهند و پس از مدتی توانایی اجرا نداشته باشند. باید احزاب قوی در کشور شکل بگیرد و خواستههای مردم را پیگیری کنند.
پرسش:در سال 2008 حزب جمهوری خواه آمریکا به دلیل اشتباهات دولت بوش از پیش بازنده انتخابات بود. آقای احمدی نژاد هشت سال رئیسجمهور بود و دولت در زمینههای اقتصادی، سیاست خارجی و .. اشتباهات بسیاری داشت. چه کسی باید پاسخگوی این اشتباهات باشد؟ هشت سال از بهترین سالهای پیشرفت کشور درگیر مسائل و مشکلات گوناگون بودیم.
پاسخ: در کشورهای دیگر، زمانی که احزاب نتوانند برنامههای خود را اجرایی کنند خودبخود کنار میروند و کسی به آنها رأی نمیدهد. هشت سال فرصت کمی نیست. نمیتوان به دنبال آزمون و خطا بود، چرا که همین سیستم آزمون و خطا، باعث شده که کشور به وضعیت کنونی برسد. کشور ما جوان است و این جوانی همیشگی نیست و پس از ده سال دیگر به سمت پیری میرود. در این هشت سال فرصت سوزی شد و با وجود توانمندیهای بسیار برای توسعه تولید و پیشرفت کشور به سمت مصرف گرایی رفت.
صادرات بی رویه و اتکای بیشتر به نفت باعث شد که به این نقطه برسیم اما متأسفانه کسی پاسخگو نیست و حتی نمیخواهند بپذیرند که اشتباه کرده اند.
نخبگان باید نظر دهند و نباید اجازه داد افرادی با موج سواری به قدرت برسند. تجربه سالیان گذشته نشان داد که این روش درست نیست و برای اینکه افراد پس از گذشت دوران مسئولیت پاسخگو باشند، باید ساز و کاری مشخص شود.
پرسش: به مجلس نیز ایراداتی وارد است؛ برای نمونه، برخی نمایندگان مجلس هشتم مانند توریست بودند و از روز اول تا آخر حتی در یک لایحه اظهار نظری نکردند. مجلس برای اینکه در رأس امور باشد، باید بیش از این فعال باشد؟
پاسخ: اینکه رهبر انقلاب تأکید کردند که مجلس در رأس امور است، منظور مصوبات مجلس است. ریل گذاری باید از طریق قانونگذاری درست انجام شود. گاه نمایندگان قانونی را وضع میکنند که اجرایی نمیشود. باید به دنبال اولویتهای کشور باشیم. باید ببینیم چه قانونهایی به درد اکثریت مردم میخورد و ضروری است؛ مانند مباحث صنعت و اشتغال. اینها دغدغه قشر خاصی نیست. 90 درصد جامعه ما با این مشکلات درگیر هستند. باید به این سمت حرکت کنیم، نه اینکه وقت مجلس به طرحها و لوایحی پرداخته شود که دردی از مردم دوا نکند.
رهبری نیز بارها بر حضور کارآمد نمایندگان تأکید کرده اند. باید اولویتها را مشخص کرد. مجلس هشتم چندین مصوبه خوب داشت. هدفمندی یارانهها اگر آن گونه که مجلس تصویب کرده، اجرا میشد، حداقل بحث صنعت و تولید و اشتغال این گونه نمیشد.
مصوبه مجلس این بود که 30 درصد از هدفمندی در سال اول و 20 درصد در سال دوم به بخش تولید و 20 درصد به زیرساختها تخصیص داده شود. با این حال 50 درصد سهم صنعت و زیرساخت مغفول ماند. مصوبه دیگری در مورد ارتقای کیفیت خودروها داشتیم و تصویب شد که استانداردهای 55 گانه در صنعت خودرو رعایت شود. متأسفانه به رغم گران شدن خودرو کیفیت بالا نرفته است. برای نخستین بار صندوق توسعه ملی تصویب شد 20 درصد درآمدهای نفتی به این صندوق برود و پس از آن نیز به بخش صنعت برود اما به صورت غیر قانونی از این صندوق برداشت میکنند و به بخشهایی میدهند که تورم هم ایجاد میکند.
مجلس هشتم مصوبات خوبی داشت اما برخی مصوبات بودند که وقت مجلس را بیهوده گرفت اما همین مصوباتی هم که اشاره کردیم به درستی اجرا نشد. قانون خوب باید نخست اجرایی و پس از آن باید به خوبی نظارت شود.
اکنون پرسش این است که چرا این قوانین اجرایی نمیشود؟ باید این موضوع آسیب شناسی شود که چرا دویست نفر از نمایندگان مجلس هشتم رأی نیاوردند. حضور نداشتنها و در حاشیه بودنها در انتخاب مردم تأثیرگذار است.
پرسش: برخی میگویند مجلس ما مجلس مصلحتی است و نظارت لازم در اجرای قانون وجود ندارد. چه راهکاری برای برون رفت از این شرایط هست؟
پاسخ: وحدت ما باید بر محور قانون باشد. حتی اگر قانون تصویب شده نادرست باشد، باید آن را اصلاح کرد نه اینکه آن را اجرا نکرد. تمام کاندیداهای حاضر در انتخابات بر این باورند که هدفمندی یارانهها کار درستی است؛ اما میگویند به خوبی اجرا نشده و اشکال در اجرای قانون است. اینکه مصلحت اندیش باشیم، راه درستی نیست و باید بر اساس قانون کار کنیم. حرف ما این است که بر پایه قانون پیش برویم.
شاید در مجلس نیز افرادی در این مسیر نباشند؛ اما قاطبه مجلس باید در این راه گام بردارد تا در رأس امور باشد.
اگر نظارت ضعیف باشد، تصویب قانون کارکردی نخواهد داشت. بسیاری از تحقیق و تفحصها به نتیجه ای نمیرسد که البته نشان از این دارد که نظارت درست و قدرتمندی نیست.
پرسش: تحقیق و تفحصها نتیجه ای نداشته؛ حال بگویید چرا تحقیق و تفحص از سیستم بانکی و صنعت خودرو سازی به نتیجهای نرسیده است؟
پاسخ: در تحقیق و تفحص اطلاعات باید دقیق و کارشناسی شده باشد. واقعیت این است که بیشتر اینها از نظارت خوششان نمیآید. نظارت اشکالات کار را بیرون میآورد. در این راه با فشارها و تهدید و تطمیع میخواهند این تحقیق و تفحصها به سرانجام نرسد؛ بنابراین، نمایندگان مجلس باید این مسائل را با جان و دل بپذیرند. یا نباید در تحقیق و تفحص و سوال و استیضاح وارد شد یا هنگامی که ورود کردیم تا پایان کار پیش برویم تا افراد به اشتباهات خود برسند و برخوردهای لازم صورت گیرد. اینکه تحقیق و تفحصها به نتیجه نرسیده، به این دلیل است که هم از طرف دولت فشارهایی بوده و هم ضعفهایی از سوی مجلس وجود داشته است. اینکه تحقیق و تفحصها به نتیجه نمیرسد، مشکل از خودمان است. ابزارهای نظارتی ضعیف بوده و باید ساز و کارها اصلاح شود. ما به دنبال این هستیم که افراد حتی پس از دوران مسئولیت خود پاسخگوی کار خود باشند.
پرسش: و اما دیدگاهتان درباره تحقیق و تفحص از استانداری تهران؟
پاسخ: استان تهران از استانهای حساس کشور است. مباحث مهمی بوده و هست و یکی از آنها بحث انتخابات است. بحث ما این است که باید از نخبگان و افراد دارای دانش و تجربه استفاده شود. باید در مسئولیتهای اجرایی شایسته سالاری حکمفرما باشد. در حوزه انتخابیه بنده در کمتر از سه سال 9 فرماندار عوض شده است. این به آن معناست که در انتخاب فرمانداران دقت لازم نشده و اشتباه کرده اند.
بودجه و اعتبارات بر اساس عدالت تقسیم نشده است. 10 درصد جمعیت استان تهران در شهرستان شهریار است. جدا از محرومیت این شهرستان نسبت به سایر شهرستانهای استان تهران، دستکم 10 درصد بودجه و اعتبارات استان در حوزههای گوناگون باید به شهریار اختصاص یابد. بارها اعلام کرده ایم که بودجههای اختصاص یافته عادلانه نیست. توزیع باید متوازن باشد.
نکته دیگر در مورد استخدامها و جذب نیروست. رتبه نخست دانشگاه تهران با معدل 19 از این در به آن در میزند اما فردی حتی بودن مدرک دیپلم جذب میشود. چه پاسخی میتوان داد؟ اگر استخدامی وجود نداشته باشد، میتوان این امر را توجیه کرد، نه اینکه بدون آزمون فردی را بدون داشتن مدرک جذب کنند. در حوزه شهردایها نیز وضعیت همین گونه است. حرف ما این است که قانون باید رعایت شود.
نکته دیگر در مورد نظارت استانداریها، فرمانداری و شهرداریهاست. نمیتوان تنها گفت که شوراها مقصرند. فرمانداران به عنوان نماینده عالی دولت، وظیفه دارند که از یک نانوایی تا بزرگترین ادارات را نظارت کند. حرف ما این است که کارها و تصمیمات باید شفاف باشد؛ چه در بحث استخدامها و چه در بحث نظارتها و مصوبات دولت. مصوبات دولت را باید استانداران و فرمانداران پیگیری کنند. با اختیاراتی که به استانداران واگذار شده، قدرت استانداران از وزرا هم بیشتر است.
استاندار تهران، آقای تمدن تحقیق و تفحص از استانداری تهران را تهدید و تفحص نامیده است. اولا باید گفت تهدیدی از ناحیه ما مطرح نبوده، چرا که بنا بر اصل 76 و 84 قانون اساسی تحقیق و تفحص، امری قانونی است و مجلس میتواند از هر نهادی تحقیق و تفحص کند. پس مجلس راه قانونی رفته و کسی را تهدید نکرده است و اگر تهدیدی بوده، از طرف آنها بوده که موارد آن را نیز داریم.
وی گفته که نمایندگان برای مسئولان خط و نشان کشیده اند. به هیچ عنوان این گونه نبوده است، چرا که بر پایه ماده 214 ایین نامه داخلی، مجلس این موضوع را مصوب کرده است. زمانی که مصوبه ای به اجرا رسید، مصوبه تمام نمایندگان است؛ مصوبه مجلس قانون است و باید اجرا شود.
گفته اند نمایندگان به دنبال دخالت غیرقانونی در امور اجرایی هستند. باید بدانند وقتی نماینده ای میگوید باید از افراد کاردان و شایسته در امور اجرایی استفاده شود، دخالت در امور اجرایی نیست. دخالت این است که بخواهند افرادی را بیرون از ضوابط وارد سیستم کنند.
گفتهاند که در قانونگذاری دخالت نمیکنند؛ پس چرا نمایندگان در امور اجرایی دخالت میکنند؟ باید گفت دخالت با تعامل تفاوت دارد. مگر دولت لایحه نمیدهد؟ پس این نوعی تعامل در قانونگذاری است. جای تأسف است که استاندار تهران، چنین مباحثی را مطرح میکند؛ یعنی باید نمایندگان تنها نظارهگر باشند و از افراد ناکارامد در امور اجرایی بهره برده شود؟
باز گفته اند نمایندگان به دنبال زیاده خواهی، باج خواهی و منافع شخصی هستند. خوشبختانه نمایندگان تهران در حوزه انتخابیه خود زندگی میکنند. اگر به دنبال منافع خود بودند، در بالاترین نقاط تهران زندگی میکردند. چرا فرمانداران در حوزه مسئولیت خود زندگی نمیکنند؟ اینکه ما میگوییم فرمانداران در حوزه مسئولیت خود زندگی کنند و با مسائل حوزه خود در ارتباط مستقیم باشند، درخواست شخصی و زیاده خواهی است؟
و عنوان کرده اند که مباحث مربوط به شهرداریها به استانداری ارتباطی ندارد. چطور ربطی به استانداری ندارد؟! استانداران و فرمانداران نماینده عالی دولت هستند. نظارت بر تمام مسائل با آنهاست.
پرسش: به نظر شما فراکسیون رهروان از کاندیدایی حمایت خواهد کرد؟
پاسخ: در عین احترامی که به همه کاندیداها میگذاریم، به نظر نمیرسد فراکسیون موضعی در پیش گیرد. علت این است که مجلس میخواهد با دولت انتخابی همکاری کند و اگر فراکسیون از کاندیدایی حمایت کند و آن کاندیدا رأی نیاورد، تنش با دولت پدید خواهد آمد. مجلس باید با دولت منتخب مردم کار کند. تنش دولت و مجلس نیز به کشور آسیب خواهد زد.
پرسش: بیشتر کاندیداها برنامه مشخصی ارائه نکرده اند. آیا دولتی که برای آغاز کار خود برنامه ای نداشته باشد، میتواند کارایی داشته باشد؟
پاسخ:حرفهایی که کاندیداها میزنند، باید عقبه اجرایی داشته باشد. کاندیداها باید برای اداره کشور برنامه داشته باشند.
پرسش: آیا بهتر نیست در زمان مانده تا انتخابات، کاندیداها افزون بر ارائه برنامه، افراد مورد نظر خود برای تصدی وزارتخانهها را معرفی کنند تا مردم انتخاب بهتری داشته باشند؟
پاسخ: باور من بر این است که در کنار معرفی برنامههای خود، دست کم برای فرد مورد نظرشان برای وزارتخانههای مهم و معاون اول را معرفی کنند.
رهبر انقلاب اشاره به حماسه سیاسی داشتند؛ یعنی حضور حداکثری مردم در انتخابات ریاست جمهوری و شوراها. متأسفانه به دلیل همزمانی انتخابات شوراها با ریاست جمهوری، شوراها به نوعی فراموش شده اند. نباید نقش شوراها را ضعیف بدانیم. انتظار ما از هیأتهای اجرایی و نظارت این است که با توجه به نقش شوراها در حضور حداکثری مردم، افرادی که مراجع چهارگانه آنها را تأیید کرده اند، رد صلاحیت نشوند. اینکه هیأتهای اجرایی پس از تأیید مراجع چهارگانه، صلاحیت فردی را رد کنند، هم خلاف قانون است و هم در مشارکت حداکثری تأثیر منفی دارد. کارکرد برخی از هیأتهای اجرایی اصلا قابل تأیید نبوده است. هیأتهای مرکزی خوشبختانه از افراد با تجربه هستند و به امید خدا مشکلات هیأتهای اجرایی را برطرف خواهند کرد.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد