خبرگزاری فارس ـ گروه آیین و اندیشه:نکوداشت 80 سالگی «رضا داوری اردکانی» رئیس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی با عنوان «پرسشگر دردمند روزگار ما» با حضور جمعی از نخبگان علمی، فلسفی و فرهنگی کشور شب گذشته در فرهنگسرای ابنسینا برگزار شد.
در این مراسم چهرههایی همچون افتخار حسین عارف رئیس مؤسسه فرهنگی اکو، غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، علیاکبر ولایتی عضو فرهنگستان علوم پزشکی، محمد رجبی رئیس کتابخانه مجلس، حجتالاسلام عبدالحسین خسروپناه رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه و اساتید فلسفه از جمله آیتالله سیدمصطفی محقق داماد، غلامحسین ابراهیمی دینانی، غلامرضا اعوانی، بهاءالدین خرمشاهی و دیگر چهرههای علمی فرهنگی نظیر احمد مسجدجامعی، صادق خرازی، حجتالاسلام سیدمحمود دعایی، حجتالاسلام سیدمحمد خاتمی، محمدرضا تابش و محمدرضا سعیدآبادی حضور داشتند و از شخصیت علمی و فلسفی استاد داوری اردکانی به عنوان یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان معاصر ایران تجلیل کردند.

* رونمایی از «هلیوپولیس» با مقدمه رضا داوری اردکانی
در ابتدای این مراسم کتاب «هلیوپولیس» رونمایی و پیام «گابی لیون» وزیر فرهنگ لبنان به شرح زیر قرائت شد:
«برگزاری نمایشگاه تاریخ تمدن جهان در لبنان با عنوان «هیلیوپولیس» یا شهر خورشید و انتشار کتابی در این باره حرکتی ستودنی و هنرمندانه است که نگاه تازهای از سابقه تمدنی در لبنان را بیان خواهد کرد و موجب خشنودی هر فرهنگدوستی خواهد بود. بسیار تمایل داشتم که در چنین نمایشگاهی که روایت فرهنگ و هنر و تاریخ و تمدن در لبنان است حضور یابم اما به سبب برنامه کاری که از قبل در بیروت تنظیم شده بود قادر به آمدن نیستم. نمایشگاهی با آثاری از دو شهر تاریخی بعلبک و بیبلوس بیانگر حضور و گفتوگوی بین ادیان و فرهنگهای مختلف در این شهرها و به خصوص شهر بعلبک است. به نمایندگی از دولت و لبنان از همت هنرمندان عکاس این مجموعه و همه دستاندکاران برگزاری این نمایشگاه در ایران تشکر میکنم.»
همچنین پیام سفیر لبنان در ایران در این مراسم به شرح زیر قرائت شد: «نمایشگاه آثاری از دو شهر تاریخی لبنان حرکتی نو و تأثیرگذار برای معرفی تاریخ فرهنگ و هنر این کشور در جهت همزیستی و گفتوگوی فرهنگها و ادیان است. تلاش برگزارکنندگا این نمایشگاه و انتشار کتاب «هیلیوپولیس» در بیان مسائل تاریخی از دو شهر مهم جهان یعنی بعلبک و بیبلوس قابل تغییر است. بلعلبک مسیر عبور کاروانها به شام و دمشق بوده به طوری که مسیر عبور کاروان کربلا نیز بوده است و مسیر پیروزی خون بر شمشیر است. مکان رأس الحسین در شمال شهر بعلبک و وفات دختر امام حسین (ع) در این شهر رخ داده است.
شهر بعلبک، شهر هلیوپولیس یا شهر خورشید، شهر پایدار آزادی و دعوت به اصلاح و نوید فضایی بهتر است و شاهدی بر این امر که رابطه با خدا، نور و حقیقت، زمان و مکان نمیشناسد جز خط فاصل حق و باطل. و اما شهر جدیل، بیبلوس حکایتهای دیگری از تاریخ دارد. با اشرافش بر دریا که یادآور سفرهای دریایی اجداد فنیقی ماست که با سفرهای خود حروف الفبا و تجارت و رسالت علم و فرهنگ را به عالم منتقل کردم و تمدنهایی را در اطراف مدیترانه تأسیس کردم که آثار بسیاری از آن در اسپانیا، برزیل و ... یافت شده است.
امیدوارم همیشه گفتوگو اساس رابطه و همکاری بین کشورهای ما را تشکیل دهد. رابطهای که ریشه در تاریخ دارد و شواهد آن بر سنگهای پرسپولیس شیراز حفر شده و تقدیم هدیه توسط فنیقیها به پادشاهان قدیم ایران را نشان میدهد. در پایان مجدداً از برگزارکنندگان این محفل و خصوصاً استاد رضا داوری اردکانی برای نگارش این کتاب ارزشمند که خود به عنوان گامی به منظور همکاری بیشتر بین دو کشور محسوب میشود، تشکر و قدردانی مینمایم.»
* نصر: دکتر داوری پیشتاز میدان بحث جدی فلسفی است
در ادامه پیام سیدحسین نصر به این مراسم قرائت شد.
در این پیام آمده است: در سال 1337 که تدریس در گروه فلسفه را در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران آغاز کردم با جوانی مواجه شدم که دانشجوی دکتری در رشته فلسفه بود و مدیر گروه محترم دکتر یحیی مهدوی دامغانی از او تعریف میکرد. آن جوان دکتر رضا داوری بود که اکنون بیش از 50 سال از آشنایی بنده با این دانشمند و متفکر پر ارج میگذرد.
در ادامه این پیام میخوانیم: طی این نیم قرن دکتر داوری خدمات فراوانی به رشته فلسفه و سوق دادن جوانان متفکر کشور عزیزمان به راه درست اندیشیدن انجام داده است و پیشتاز میدان بحث جدی فلسفی و طرح سؤالات واقعی در امور گوناگون بوده است از درگاه پروردگار متعال برای این متفکر پرارج ایران معاصر، طلب سلامتی کرده و امیدوارم سالیان دراز افاضه علمی ایشان استمرار یابد. (سید حسین نصر 14 تیرماه 1392 خورشیدی)
* رجبی: نوشتههای «داوری اردکانی» عین گفتارش و گفتارش عین احوالش است/ داوری اردکانی به مقام «دلآگاهی» رسیده است
محمد رجبی دبیر علمی این همایش پس از رونمایی از کتاب «هلیوپولیس» با مقدمه داوری اردکانی گفت: حقیقتاً برای شاگرد کوچکی که استاد بزرگی را در محضرش تلمذ کرده و بضاعت آن را نداشته که از تمام جنبههای علمی، فکری و شخصیتی استاد بهره ببرد، سخن گفتن درباره چنین موقعیت محیطی مشکل است.
رئیس کتابخانه مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: آنچه من از ایشان آموختهام این است که دکتر داوری متفکر به معنای عمیق کلمه است و اگر فکر را به معنای ارسطویی آن یعنی کاشف از مجهول در نظر بگیریم، نباید هر فردی را متفکر بنامیم. متأسفانه کم هستند افرادی که مجهولاتی را برای ما در سطح جهان معلوم کرده باشد.
رجبی یادآور شد: مشکل بزرگ بشر این است که قالباً در مجهولات سیر میکند و اگر تفکر به معنای انسانی آن را در نظر بگیریم متفکر کسی است که حقیقت مطلق را فراروی افراد قرار داده و موجب هدایت ما در زندگی فردی و جمعی میشود و خوشبختانه چنین افرادی در کشور ما وجود دارند که همگی آنها شأن ویژهای در جامعه علمی و فرهنگی ما دارد.
رئیس کتابخانه مجلس اظهار داشت: دکتر داوری با دل و از روی دلآگاهی سخن میگوید از این رو آنچه را که یافته و بر آن منکشف شده بدون هیچ تکلفی بر قلم میآورد؛ نوشتارش عین گفتارش و گفتارش عین احوالش است به طوری که کسانی که نثر ایشان را میخوانند گویی صدای استاد را میشنوند.
وی گفت: هستند افرادی که کتابهای زیادی را نوشتهاند اما نوشتههای آنها آنچنان عمیق نیست. رابطه تفکر و زبان، امری روشن برای همگان است و افق فکری که داوری اردکانی در آن قرار دارد و زبان ویژه تفکر ایشان بستگی به زاویه دید خاص استاد دارد و به فرموده قرآن کریم ذکری است که در دل ایشان جاری شده است.
رجبی تصریح کرد: مرحوم دکتر فردید مدام از ذکر و فکر صحبت میکرد و میگفت ذکر و فکر هم باب میشود بنابر این داوری اردکانی هم ذکر و بیان و فکر خاص خودش را دارد که ناشی از یک ذکر است البته ذکر به معنای عمیقتر کلمه، افقی که خداوند متعال به واسطه آن برای انسان میگشاید و همه چیز را از وجود متفکر ظاهر میشود.
وی با اشاره به آیه 191 سوره آل عمران (الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ) تصریح کرد: براساس این آیه کریمه اگر ما از تفکر غفلت کنیم و تفکر ما بدون ذکر باشد فکر ما تکرار مکررات خواهد بود بنابر این احوال دکتر داوری اردکانی عین افکار، و احوالش عین بیانش است و به همین دلیل با با افراد صاحبدل، همزبانی پیدا میکند.
رئیس کتابخانه مجلس خاطر نشان کرد: وقتی همدل باشیم همزبانی هم هست و از آن مهمتر دلآگاهی است از این رو کسانی که اهل دل هستند مسائل معقول را دریافته و به دل رساندهاند، همچنین از مقام آگاهی و خودآگاهی به دلآگاهی رسیدهاند مقامی که اکنون استاد داوری اردکانی به آن رسیده است و ما وحدت و همدلی را در ایشان مشاهده میکنیم.
این استاد فلسفه عنوان کرد: دکتر داوری اردکانی به کلمهای تبدیل میشود که گویای حقیقت است همان شجره طیبهای که قرآن کریم آن را اینطور معرفی کرده است که ریشهاش در زمین و شاخههایش در آسمان است که هر زمان میتوان از میوههای آن بهره برد.
وی اظهار داشت: دکتر داوری اردکانی با مرگآگاهی زندگی کرد و هیچ گاه از شرایط وجودی انسان که وجه عدمی است غافل نبوده و ما شاهدیم این منبع فیاض دائماً همانند شجره طیبه، میوه و ثمر میدهد. البته در مقابل هم افرادی هستند که در بیخبری به سر میبرند که نه تنها ریشهای نداشته بلکه از سرزمین خود به جایی که هیچ تعلقی ندارند پرتاب میشوند.
رجبی گفت: کسانی که خواستار فرهنگ و معرفت استاد هستند باید کلمه طیبهای به شمار روند همچنین جامعه فلسفی ارزشمند ما قدر استاد داوری را شناخت و او را به عنوان «فیلسوف فرهنگ» برگزیده است.
وی تصریح کرد: جامه علمی و انسانی ما آنچنان متوجه جایگاه داوری اردکانی را شناخته است که تاکنون سه مرتبه ایشان را به ریاست فرهنگستان علوم برگزیدهاند و از این رو کسی که اهل فلسفه است چنان بر این حوزه اشراف مبنای دارد که دانشمندان ما نیز ایشان را به عنوان ریاست فرهنگستان علوم انتخاب کرده است.

* ولایتی: «داوری اردکانی» مقابل تهاجم فرهنگی سینه سپر کرد
علی اکبر ولایتی، استاد تاریخ و تمدن و عضو فرهنگستان علوم پزشکی در جشن 80 سالگی فیلسوف فرهنگ در فرهنگسرای ابنسینا ضمن نمایش اسلایدهایی از نقش ایرانیان و مسلمانان در تولید علم گفت: نظری مطرح است مبنی بر اینکه مسلمانان و ایرانیان پس از قرون وسطی علم را به اروپاییان برگرداندند، ما دلایلی داریم که این ادعا یک بیانصافی صرف است برای روشن شدن این مطلب با کمک افرادی چون دکتر داوری کارهایی صورت گرفته است اما باز هم کمکاریهایی را مشاهده میکنیم.
ولایتی با توجه به کتابی که درباره نقش ارتباط زبان عربی و لاتیی و مسلمانان و اروپاییان در انتقال علم و تحول علمی ترجمه شده است، گفت: بر اساس این کتاب ما میتوانیم تاریخ علم را به سه مقطع تقسیم کنیم؛ نخست مرحله یونانی (قرن اول و دوم)، دوم مرحله ترجمه و انتقال علم از اروپا به کشورهای اسلامی و سوم مرحله رنسانس. بر اساس نظر نویسنده این کتاب، این سه مرحله در عرض یکدیگر قرار دارند اما ما میخواهیم بررسی کنیم که آیا این ادعا درست است یا خیر؟
وی در ادامه افزود: از ابتدای تاریخ اسلام در قرون دوم تا چهارم حدود یکهزار و 200 کتاب که نود درصد آن یونانی و به زبان عربی است ترجمه شده؛ مرحله دوم ترجمه مرحله بازگشت علوم از جهان اسلام به اروپاست. تعداد کتابهایی که از عربی به زبانهای لاتین و ... ترجمه شده است حدود پنج هزار و 200 کتاب است. به طور مثال کتابی که درباره داروها، مسلمانان از یونان گرفتند با سه برابر تعداد دارو توسط مسلمانان به اروپا منتقل شد.
عضو فرهنگستان علوم پزشکی با اشاره به اینکه در نهایت یکهزار و 500 کتاب از یونانی به عربی ترجمه شده و 5 هزار کتاب از عربی به لاتین برگردان شده است، یادآور شد: به طور مثال کتاب «قانون» ابن سینا بارها توسط اروپاییان ترجمه و یکی از نخستین کتابهایی است که پس از انجیل در اروپا منتشر شده است.
ولایتی با تأکید براینکه استاد داوری اردکانی تلاش کردند که جوانهای ما را در این سالها به هویت ملی و دینی خود برگرداند، افزود: این یک مبنای علمی قابل دفاع است که اگر ما به خودان بازگردیم میتوانیم به جایی برسیم که گذشتگان ما رسیدهاند، این استعداد در جماعت ایرانی وجود دارد با توجه به اینکه بیش از 50 درصد تولیدات علم در تمدن اسلامی مدیون تلاش ایرانیها است.
* خرازی: شهید مطهری همواره از سلامت فکر «داوری اردکانی» تعریف میکرد
محمدصادق خرازی سفیر سابق ایران در سازمان ملل متحد و کشور فرانسه و از دوستان نزدیک رضا داوری اردکانی گفت: سابقه آشنایی من با استاد داوری باز میگردد به نخستینباری که او را در منزل پدرم دیدم. در منزل ما بزرگان بسیاری رفت و آمد میکردند، مرحوم شهید مطهری از صداقت، سلامت فکر و نیکسرشتی استاد داوری همیشه تعریف میکردند.
وی با بیان اینکه به منظور پاسداشت شخصیت دکتر داوری چند سطری را نگاشته است، افزود: سنت پاسداشت مفاخر علمی در روزگار ما قابل ستایش است. شناخت بهتر مشاهیر و معارف ملی و علمی وظیفه جدی همه کسانی است که در نظام اسلامی تلاش میکنند تا با جهان علم و معرفت آشنا شوند و در مسیر تحولات علمی و تکنولوژی قدم بزنند. در جای جای ایران فرهنگی چه گوهرهایی زاده شدهاند و سرشت ملت ایران و ملتها را رقم زدند.
خرازی در ادامه توضیح داد: پاسداشت شخصیتی مهربان و بافضیلت است که آفاق اندیشه و حکمت و دانش او ورای جدولبندی سیاسی و جغرافیایی است. حکیم و متفکر و فیلسوف نامدار، دکتر داوری مردی است که نسبت به دین و فرهنگ، استقلال و آزادی و آثار فکری و کلامی توانسته از گوهر دین و دیانت در دوره جمهوری اسلامی ایران مشتاقانه حمایت کند.
سفیر سابق ایران در فرانسه با تأکید براینکه کارنامه علمی، قلمی و گامهای بلند دکتر داوری در پی یک جوش و خروش و مسئولیت عظیم است، توضیح داد: یک پرسش بزرگ پیشروی ما قرار دارد، فیلسوف کیست و مسئولیت جهانی او چیست. کسی که طراح یک مکتب فلسفی و صاحبنظر فلسفی است، فیلسوف است؛ نظیر شهید مرتضی مطهری، علامه طباطبایی، آیتالله جوادی آملی، آقا جلال آشتیانی، علامه شهرانی، مدرس زنوزی و حاجعلی سبزواری که دکتر دینانی در کتاب خود به خوبی به برخی از آنها اشاره کردهاند.
خرازی در ادامه یادآور شد: حاملان فلسفه آن روز و متفکران امروز با هم تلاش کردند که از تاریخ علم حمایت و پشتیانی کنند. حکمت و اندیشه این بزرگان و فیلسوفانی چون داوری اردکانی در دوره معاصر و در راه تحقق حکمت متعالیه اسلام مردانه بوده و قابل ستایش است. این حکیمان در سیر اندیشه خود با شناخت دقیق از مکاتب و نگرش عمیق به تحول اندیشه مرعوب نشدهاند بلکه آن را خوب فرا گرفتهاند و با آگاهی تاریخ نهضت ترجمه آمیختند.
وی با اشاره به اینکه دکتر داوری وامدار فلسفه الحادی یا اندیشه لیبرالیستی و ساختارشکنانه نبود، افزود: وی از فیلسوفانی است که با نگاه واقعی و عمیق توانست از حکیمان نامدار دوره معاصر شود و از علم و دین و هویت ایرانیان پاسداری کند. بنابراین داوری از روشنفکران دیندار است، او گوهر دین را در مدرنیته امروز قربانی نمیکند و اگرچه استعداد دارد در عرصههای سیاست علم توأمان فعال باشد اما سعی در استغنا و استقلال فکری دارد.
سفیر سابق ایران در سازمان ملل متحد یادآور شد: هویت فکر استاد داوری با خردورزی و خرافهزدایی همزاد است او هویت جمعی دینداران متفکر است. در آثار او درد و هرمان و امید موج میزند نه طوفان نوح و طغیان روح. او به معنویتی خارج از دین اعتقاد ندارد بلکه دانش آموخته اساتید اخلاق است.
خرازی در پایان اظهار داشت: باید دست متفکران و فیلسوفانی چون داوری را بوسید که شجاعانه با چابکی قلم و قدرت ذهن و دلبستگی به انبیاء و امامان تلاش کردند و در این روزگار منادی دینداری بودند، امروز جامعه و مردم سخت مستمند این تلاش سترگ معلمان اخلاقی اینچنینی هستند.
* خسروپناه: داوری اردکانی تجددستیز نیست بلکه رویکردی فلسفی به تجدد دارد/ از نظر استاد داوری، علوم انسانی محض نداریم
حجتالاسلام عبدالحسین خسروپناه رئیس مؤسسه حکمت و فلسفه ایران در این مراسم به بیان دغدغههای «فیلسوف فرهنگ» درباره علوم انسانی پرداخت و گفت: این جلسه، جلسه تکریم حکمت و فلسفه است؛ تکریم حکمت و فلسفه، تکریم انسانیت است. از اینرو گاهی اوقات یک استاد بهانهای میشود برای اینکه از حکمت سخن گفته شود خصوصاً حکمتی که برای امروز ما کارایی دارد.
وی با بیان اینکه اهل فلسفه چهار دستهاند، اظهار داشت: برخی مورخ فلسفه، عدهای فیلسوفشناسند و تعلیمات صاحبنظران را تکرار میکنند، برخی فلسفهشناس بوده و فلسفه حکمت متعالیه و فلسفه پوزیتوسیم را میشناسند و دسته چهارم اهل تفکر فلسفی بوده و دغدغه فلسفی دارند و البته داوری اردکانی فیلسوف است و مسائل امروز را با نگرش فلسفی بررسی میکند؛ نگرش فلسفی به علم مدرن و علم تجدد.
رئیس مؤسسه حکمت و فلسفه ایران عنوان کرد: از جمله دغدغه داوریهای اردکانی نگرش به علوم انسانی است که یکی از نیازهای جدی روزگار ما به شمار میرود و البته فلسفه مضاف علوم و فلسفه مضاف امور انسانی نیز از دغدغههای این استاد است، دغدغه امور و علوم با نگرش فلسفی است.
وی افزود: ممکن است برخی با ادبیات فلسفی، حرفهای سیاسی بزنند که نمیتوانند کاری از پیش ببرند اما این نکته مهم است که بتوان سیاست را با نگاه فلسفی تبیین کرد.
خسروپناه گفت: بر اساس نگرش استاد داوری، علوم انسانی مخصوص جهان تجدد است و جامعه و جهان دینی به جامعهشناسی و روانشناسی و علوم اجتماعی نیازی نداشت و این سؤال جدی مطرح است که چرا ما در گذشته، در جامعه دینی روانشناسی و علوم اجتماعی نداشتهایم و این نیاز در جهان متجدد شکل پیدا کرده است؟ به تعبیر دکتر داوری اگر بتوانیم نیازهای جهان متجدد و ارزشهای آن را کنار بگذاریم نیازی به علوم انسانی نداشتیم البته اینکه این دو از هم قابل تفکیکاند یا خیر، بحث جداگانهای را میطلبد.
وی تصریح کرد: دکتر داوری اردکانی نگرشی فلسفی به تجدد دارد از اینرو متجدد شدن به خودی خود هم عیب نیست بلکه عیب آن است که زندگی متجددانه ما یک زندگی پریشان است و ما نیامدهایم با نگرش فلسفی تجدد فلسفی را بپذیریم. بنابراین ما باید ابتدا جامعه و جهان دینی را تعریف و سپس شئون جهان متجدد را در آن مشخص میکردیم.
رئیس مؤسسه حکمت و فلسفه ایران تصریح کرد: برخی معتقدند استاد داوری بیشتر به طرح پرسش پرداخته است، البته به دلیل اینکه ما در بسیاری از مواقع سؤال را به صورت دقیق متوجه نمیشویم به پاسخ صحیح آن نیز دست نمییابیم.
وی در ادامه به بیان دغدغه داوری اردکانی درباره علوم انسانی پرداخت و گفت: از نظر استاد داوری، علوم انسانی محض و خالص نداریم؛ علوم انسانی و اجتماعی مدرن از فرهنگ و جهان متجدد جدا نیست.
خسروپناه خاطرنشان کرد: یکی از مسائل مهمی که باید در بحث علوم انسانی قبل از تحول علوم انسانی به فکر آن باشیم؛ وقتی میگویم علوم انسانی سکولار را دینی و بومی کنیم منظورمان چیست و کدامیک از نیازهای دینی با علوم انسانی غیرسکولار پاسخ داده میشود.
وی یادآور شد: این پرسشهای دقیق علوم انسانی است که استاد داوری دقیقاً به بیان آنها پرداخته است از این رو مبانی اومانیستی عقلانیت خودبنیان که از آسمان کنده شده و علوم انسانی مدرن بریده از آسمان چگونه میتواند با سنت آسمان پیوند برقرار کند؟ بنابراین داوری اردکانی میفرماید باید با رویکردی انتقادی به علوم انسانی نگریست.
رئیس مؤسسه حکمت و فلسفه ایران تصریح کرد: عدهای میخواهند در علوم انسانی سیاستگذاری کنند اما استاد داوری بیان میکند که پرداختن به این مسئله زودهنگام است و باید دید سرچشمه و ریشههای اصلی عقلانی علوم انسانی چیست و چرا ما در یک مقطع تاریخی، علوم انسانی نداشتهایم.
وی عنوان کرد: اگر امروز ما دغدغه علوم انسانی را داریم و اگر نیاز به تحول علوم انسانی احساس میشود - که واقعا همینطور است - باید قبل از اینکه نسخهای برای آن پیچید به پرسشهای فلسفی پاسخ داده و با روحیهای انتقادی به آن بنگریم و این بخشی از دغدغههای دکتر داوری در حوزه علوم انسانی است.

* محقق داماد: داوری اردکانی استقلال فرهنگستان علوم را حفظ کرد
آیتالله مصطفی محقق داماد استاد فلسفه و عضو فرهنگستان علوم ایران در این مراسم گفت: از حکمت دکتر داوری، از فلسفه، شعر و شعرفهمی و ذوق او سخن گفته شد اما آنچه برایم از ایشان جالب است همان نکتهای است که آقای تابش به آن اشاره کرد. بنده، عالم، فیلسوف، فقیه، اصولی و ادیب بسیار دیدهام اما کسی که میان این دانشها با اخلاق و ادب جمع کند به شدت کم دیدهام.
این مجتهد علوم حوزوی تصریح کرد: گزاف نمیگویم آنچه برای من از داوری اردکانی جالب بود قرین ساختن دانش، حکمت با اخلاق و ادب است. از اینرو مطلبی را در حضور علما و دانشمندان، به صراحت مطرح میکنم و قضاوت را به وجدان پاک سروان عزیز میسپارم.
آیتالله محقق داماد با بیان اینکه داوری اردکانی دومین رئیس فرهنگستان علوم ایران است، عنوان کرد: بنده پس از چند سال که از تأسیس فرهنگستان علوم سپری شد به عنوان عضو آن انتخاب شدم؛ آنجا برای من محیط زیبایی جلوه کرد، عالمان زبده و فرهیخته، همه با هم دوست، محیط علمی، تحقیق گفتوگو بود که بسیار برایم جالب بود.
وی با اشاره به اینکه نخستین رئیس فرهنگستان علوم ایران علی شریعتمداری بود که سالها پس از آن دکتر داوری اردکانی ریاست آن را برعهده گرفت، تصریح کرد: در دوره ریاست دکتر داوری فرهنگستان علوم با مشت کوبنده آهنین روبهرو شدهاند که استقلال آن را تهدید کرد. من از همینجا از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی گله میکنم؛ از اعضای روحانی شورا گلهای نیست چرا که شاید آنها از وضعیت آکادمیک آگاهی کاملی نداشته باشند اما بقیه دانشگاهی هستند.
رئیس فرهنگستان علوم ایران خطاب به مسئولان شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: هویت و ماهیت حقوقی فرهنگستان علوم به استقلال آن است اما چرا شما در سال 88 در پشت درهای بسته نشستید و این امتیاز را از آن گرفتید؟! تاریخ درباره شما قضاوت خواهد کرد.
وی یادآور شد: دکتر داوری اردکانی در آن مقطع تمام تلاش خود را گذاشت تا این مسئله در فرهنگستان علوم اجرا نشود و افراد به وسیله ابلاغیه در فرهنگستان منصوب نشوند و من آمدهام این تشکر را از ایشان داشته باشم.
آیتالله محقق داماد خاطرنشان کرد: از آقای احمدینژاد رئیس جمهور فعلی انتظار دارم که ای کاش یک بار در مصاحبههای تلویزیونی اجازه میدادند که یک طلبه دلسوخته نیز حرف میزد. منولوگ دیگر برای بشریت خستهکننده شده و دوران، دوران گفتوگوی دوجانبه است. آقای رئیس جمهور ما از شما متشکریم که درخواست داوری اردکانی را قبول کردید و این ویرانی در دوران شما و به نام شما به وجود نیامد.
عضو فرهنگستان علوم ایران گفت: امیدوارم رئیس جمهور آینده که فردی دردآشنای فرهنگ و فرزند حوزه و دانشگاه است درد ما را بشنود؛ این درد بیدردمان را به کجا ببریم که آکادمی علوم ایران با آکادمی کشورهای شرقی برابری نمیکند؟!

* داوریاردکانی: هرگز نخواستم به قدرت نزدیک شوم/ به حضرت عباس(ع) سیاسی نیستم/ خاطرهای از جلال آلاحمد
رضا داوری اردکانی در جشن هشتاد سالگیاش طی سخنانی گفت: این احساس و لطف شما به من سالیان سال است که مداومت دارد و من قدردان آن هستم، منتها منتی بر کسی ندارم تنها در این سالها کتاب خواندم و شاید هر یک از کتابهایم را بیش از بیست بار نگاشتهام و اغراق نمیکنم که زحمت کشیدم اما اینکه حاصل این زحمت چه بوده را باید دیگران نظر بدهند.
وی در ادامه افزود: کسی که هشتاد سال زندگی و 62 سال معلمی کرده است، طبیعی است که دیگران به علم و معلم احترام بگذارند و قدر شصت و دو سال معلمی را بدانند. من خودم هم افتخار میکنم که 62 سال معلم بودم و اگر قرار بود باز جوانی را از سر بگیرم همچنان شغل معلمی را انتخاب می کردم.
این استاد فلسفه کشور با اشاره به اینکه هفتاد سال است که آقای خاتمی را میشناسد و شاید برخی بگویند که میخواهم خودم را به قدرت نزدیک کنم اما اینطور نیست، افزود: ایشان هشت سال رییس جمهور بودند و در حضور خودشان میگویم که ما در سالهای ریاست جمهوری ایشان با هم آشنا نشدیم من حتی به پدر ایشان ارادت خاص دارم اما تقریباً میتوانم بگویم که با خودش ایشان ارتباط چندانی قبل از ریاست جمهوریشان نداشتم البته یک دلیلش نیز این بود که فرصتش را نداشتند و من نمیخواستم مزاحمشان باشم.
داوریاردکانی با تاکید بر اینکه فردی که به معلمی و نوشتن اکتفا میکند نیازی به قدرت ندارد، افزود: بنابراین ارتباط و ارادت من به دکتر خاتمی ربطی به قدرت و فعالیت ایشان در سیاست نداشت چرا که اصلا نیازی به اینکار نداشتم. مطلبی که فکر میکنم در این مجلس لازم باشد که بیان کنم و جسارت پیدا میکنم که به عنوان یک پیرمردی که گزارش زندگی خود و شرح احوالش را میگوید، در نهایت میدانم که حوصلهتان را سرمیبرم.
وی در ادامه افزود: یک دوستی به من میگفت اولین باری که نوشتههایت را خواندم حس کردم که کسی به من ناسزا میگوید و من گفتم، نمیدانم شاید اینطور باشد خوب اینها درد دل است که این درد شاید درست به زبان نیامده باشد یا من نتوانستم آن را خوب بیان کنم. از جوانی این پرسش برایم پیش آمد که این فلسفه که به اعتباری 2500 سال عمر دارد و همه با آن بد هستند و هیچ کس نتوانسته اثر مستقیم برایش ذکر کند، چرا نابود نمیشود؟
فیلسوف فرهنگ یادآور شد: چرا آثار فیلسوف مهجور محبوب متعلق به دوران نه چندان علمی یعنی افلاطون مانده است ولی خیلی آثاری نمانده است؟ چه چیز فلسفه را حفظ کرده است؟ بنابراین اگر با زندگی ما ارتباط ندارد چرا باقی مانده است؟ فلسفه زمانی نه شغل بوده نه کار و نه نان داشته، اما به معنایی همه علوم را در بر گرفته است و در همه علوم کاربرد دارد، این امر قدیم و جدید ندارد.
وی اظهار داشت: بنابراین آنهایی که میگویند فلسفه به هیچ کار نمیآید و هیج فایده مستقیمی از آن حاصل نمیشود در جواب من میگویم که من نمیدانم، اما اگر اینطور است چرا این فیلسوفان همهشان راجع به اخلاق و سیاست بحث کردند اگر فلسفه اثری و نسبتی با سیاست ندارد پس چرا مورد بحث فیلسوفان است آیا صرف تفنن بوده است؟ چرا سایر تفننها باقی نمیماند اما این مسایل باقی است؟
داوری با تاکید براینکه اگر سیاست به درد نمیخورد و بکار نمیآید، چرا همه فلاسفه سیاست گفتند و فلسفهشان در سیاست اثرگذار بوده است و با این امر مسألهشان صورت دیگری پیدا کرده است، توضیح داد: بنابراین من نمیتوانم بگویم فلسفه بدرد نمیخورد و این امر برای من کافی نیست که بگویم چون افلاطون سیاسی بود پس فلسفه و سیاست با هم پیوند دارند من باید خود به این امر پی ببرم که این پیوند در کجا قرار دارد.

این فیلسوف ایرانی در ادامه افزود: چند صفحه از کتاب «نجات» ابن سینا را میخوانم با سیاست چه ارتباطی دارد؟ با معاش چه ارتباطی دارد؟ فیلسوفی که با عقل معاش مخالف است یا حداقل عقل معاش را ناچیز میگیرد. هنرمندی که پروای عقل معاش ندارد نه تنها پروای عقل معاش ندارد اصلا عقل معاش ندارد. مگر «وانگوگ» عقل معاش داشته است؟ مگر او یکی از بزرگترین نقاشان تاریخ نیست. چه ارتباطی میان اینها وجود دارد؟ اثر از کجاست چگونه این اثر تأثیر پدید میآید و گذاشته میشود؟
رئیس فرهنگستان علوم تصریح کرد: ما امروز یک رفتارهایی را داریم و راههایی را طی میکنیم این راهها در دوره جدید تاریخ غربی تفکری که گفتم در یونان به وجود آمد، صورت دیگری پیدا کرده و تجدید حیات و تجدید عهد شد. رنسانس، تجدید عهد یونانی است و در پی این تجدید عهد بود که این تمدنی که امروز همه جهان را فراگرفته است پدید آمد. تمدن یونانی نمیتوانست همه جهان را فرابگیرد.
وی با تاکید بر اینکه نگهبانی زبان، نگهبانی کشور و عقل است، افزود: من در دانشکدهای که درس خواندم و تدریس کردم بر مجسمه فردوسی نوشته شده است که «بسی رنج بردم در این سال سی» یعنی فردوسی زبان فارسی را زنده نگه داشته که امروز ما معاملهای بهتر از آن باید با زبان داشته باشیم، یکی از مسایلی که برای من بسیار مهم است که شاید دانسته یا نادانسته از این جهت مورد لطف همکاران و بزرگان قرار گرفتم تعلق به زبان فارسی است که این هم در اختیار من نیست.
مؤلف کتابهای فلسفی با بیان اینکه خوب نمینویسد اما سعی میکند درست بنویسد، افزود: این اثر به فرزندان من نیز منتقل شده است حتی آنهایی که در این کشور نبودند فارسی را درست حرف میزنند و مینویسند.
وی تصریح کرد: بین تفکر و زندگی، بین عقل کلی و عقل معاش ارتباطی وجود دارد که بی تفکر است و نمیتوان آن را توضیح داد و بیان کرد، زیرا که عقل معاش از عقل کلی بیرون نمیآید. سیاست از فلسفه بیرون نمیآید. اخلاق از فلسفه بیرون نمی آید. اما وقتی که تفکر هست اخلاق و سیاست قوام پیدا می کند. وقتی سیاست هست زمینه برای تفکر است؛ دارم از یک تناسب و تعادل صحبت میکنم، این تناسب و تعادل در جامعه عدالت را به وجود می آورد.
وی با تأکید بر اینکه ما با یک ساحتی بودن به مقاصد خود نمیرسیم، بیان کرد: بدون علم و تکنولوژی در دنیای امروز نمیتوان زندگی کرد اما به صرف علم و تکنولوژی کار بشر پایان نمیگیرد. کار بشر به سامان نمیرسد. هر چه لازم است به ضرورت کافی نیست. اگر فلسفه تنها باشد و علم و معاش نباشد سیاست نباشد، تکنولوژی نباشد، فلسفه به هیچ درد نمیخورد.
وی تأکید کرد: من در سراسر عمرم از آغاز جوانی که رسالهای درباره فارابی نوشتم مسألهام این بود که چرا فارابی به سراغ سیاست رفت؟ آیا از استادان یونانی تقلید کردید؟ اگر تقلید نکردی، آنچه که نوشتی به درد سیاست زمان نخورد. آنچه که نوشتی تقریبا بعد از تو تعطیل شد. بحث سیاست در فلسفه لاغرتر شد تا به زمان ما رسید. ما امروز باید فکر کنیم که اگر توسعه میخواهیم اگر پیشرفت میخواهیم، بدون برنامهریزی امکان ندارد. برنامه بدون تعمل عقلی نمیشود.
داوری با اشاره به اینکه ما 200 سال است که با دنیای متجدد آشنا شدهایم و آن را اخذ کردهایم، افزود: البته از این دنیا ابتدا اسلحه گرفتیم در این 200 سال همواره فکر کردیم که کارهایمان به زودی به سامان میشود وقتی نشد، علت را پرسیدیم خب این عقل معمولی است و این عقل فلسفه است، فلسفه چیز عجیبی نیست. اینکه مشروطه چگونه به وجود آمد؟ فلسفه دنیا فهم آن نیست. چرا انقلاب اسلامی رخ داد؟ من نه طرفداری و نه مخالفت میکنم و نه به دنبال اثبات چیزی هستم و نه انکار میکنم، آیا میدانیم چکار میخواهیم بکنیم؟
وی فلسفه را در یک کلام درک امکان علم و عمل دانست و افزود: کسی که نمیداند که چه کارهایی انجام دادنی و چه کارهای انجام ندادنی است، تفاوت عقل و وهم را نمیداند و شکست میخورد. اگر شکست را بپذیریم که به سلامت میرسیم اگرنه به قول یک اندیشمند غربی دچار کینهتوزی میشویم. من فلسفه اروپایی را خواندم گاهی هم ازاین افراد اروپایی نقل میکنم.
وی با تاکید بر اینکه جهان با مهر بنا شده و با مهر نیز سامان مییابد، افزود: ما قدر این ابتکار آقای خاتمی را ندانستیم که بحث دیالوگ را مطرح کردند. صحبت سیاست نیست به تعبیر یک شاعر ما خود دیالوگیم! ما از ابتدا به پرسش «اَلستُ بِربّکم» پاسخ دادیم، بنابراین ما اهل عهد هستیم، عهد مهر و محبت. فکر میکنیم که به هر حال مقصد و مقصودی داریم و بشر نمیتواند بی مقصد و مقصود باشد اما چطور باید به آن رسید و چگونه؟ جامعه دارای مقصد و مقصود است به عقل معاش و عالی نیاز دارد، باید زندگی مردم را دنبال کرد زمانی که خللی در این زندگی ایجاد میشود باید دید این خلل از کجا است چرا که زمان رفاه کسی به این مسایل فکر نمیکند.
وی در ادامه با تاکید بر اینکه حرف زدن، ادعا کردن مسایل را ظاهرا حل میکند اما به ظاهر و گفتار نمیتوان مشکلات را رفع کرد، افزود: فلسفه حرفهای ساده میزند اینکه بیایم در حرف بگوییم ما کجای تاریخ قرار داریم و در قرن بیست و یکم کجا هستیم و از چه مدلهایی پیروی میکنیم، اهمیتی ندارد. بنابراین فهم اشتباهات حتی رفتن راههای بیتأمل و تفکر اهمیت دارد، عیبی ندارد که این جهان با غفلت عجین است مردم به غفلت نیز احتیاج دارند اصلا مگر میشود انسان غافل نباشد، اگر علم در حضور باشد کسی مقیم حرم نخواهد ماند.
وی در ادامه تاکید کرد: امشب این مجلس برای من عجیب بود، همه گروههای بزرگان کشور و جناحها در آن بودند، لحظهای به این فکر افتادم که مرحوم آل احمد یک روزی گفتند تو مصداق بارز «چنان با نیک و بد عرفی، به سر بر کز پس مردن / مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند» من گفتم سید شما مجاهدی، اگر اعتراض کنی، پرخاش کنی ما کوچک شما هستیم ولی من دانشجوی فلسفه هستم و میخواهم بفهمم که من که در طول عمرم با هیچ آقایی دعوا و نزاعی نداشتهام شما این تیپها را تشخیص میدهید، نمیتوانید یک تیپ درست کنید و بگویید همه باید اینجا در این طیف بگنجند، بنابراین من مثل شما نیستم جرأت، جسارت و ذوق شما را ندارم. ولی او حرف خود را میزد، به خاطر همین به او میگفتند: آقا سید جلال یک کلام!
به گزارش فارس، داوری اردکانی در ادامه جشن 80 سالگی خود تصریح کرد: من معلم هستم، سیاست مینویسم اما به حضرت عباس سیاسی نیستم! البته همیشه هم سیاسی بودم و همیشه هم با سیاست سر و کار داشتم اما این سر و کار، سر و کار فکری بوده حتی وقتی در محضر مرحوم حضرت آیتالله خاتمی بودم انجا هم بحثی از همین قبیل بیشتر فلسفی و شبهفلسفی نه متن سیاست رسمی و جاری کشور.
وی ادامه داد: من از همه تشکر میکنم 80 سالگی چیز بدی است اما در عین حال بد نیست به خصوص به هفتاد-هشتاد سال دانشآموزی یک دانش ارج نهادن، ارج به دانش گذاشتن است من هیچی نیستم به هیچ جا نرسیدم فقط کار کردم و شما آمدید که بگویید کسی که کار میکند برایش ارزش قایل هستید این بزرگی اهل علم ماست.
داوری اردکانی در پایان از حجتالاسلام دعایی مدیرمسئول روزنامه اطلاعات به پاس خدماتش به فرهنگ تشکر کرد و گفت: من جز ادای احترام کار دیگری ندارم.
* رونمایی از کتاب «شعر و همنوازی»
پس از این سخنرانی از کتاب «شعر و همنوازی» رضا داوری اردکانی با حضور حجتالاسلام خاتمی، فاطمه طباطبایی (دختر علامه طباطبایی)، حجتالاسلام دعایی، غلامرضا اعوانی، محمد رجبی و سایر اصحاب فرهنگ و فلسفه کشور رونمایی و هدایای سازمانها و افراد به استاد داوری اردکانی تقدیم شد.
* داوری اردکانی «فیلسوف زمانه» است/ داوری ایدئولوگ سیاست نیست
احمد مسجد جامعی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی و عضو فعلی شورای شهر تهران با اشاره به اینکه استاد داوری شناخته شدهتر از آن است که نیازی به معرفی داشته باشد، گفت: من تجربیات زیادی از دو دوره همکاری با ایشان در نشریه دانشگاه تهران دارم. اگر امسال هشتادمین سال تولد استاد باشد من از حدود چهل و چند سالگی ایشان با ایشان آشنا شدم و زمینه این آشنایی هم به یک کار فرهنگی باز میگردد که ما در دانشگاه تهران تصمیم به راهاندازی یک نشریه گرفتیم.
وی با اشاره به اینکه فیلسوف فرهنگ را باید به تعبیری فیلسوف گفتوگو نیز نامید، گفت: وی مصاحبهها و گفتوگوهای بسیاری دارد. مهمتر از همه، او گفتوگوی با زمانه میکند و از مسایل زمانه غفلت ندارد و اندیشهاش با مسایل روز آمیخته است. ایشان حتی درباره مسایلی چون فوتبال، عزاداریها، شیوههای مصیبتخوانی و تجمعهای مردمی و ... نیز صحبت کردهاند.
مسجدجامعی با اشاره به اینکه نکته آخرش را براساس صحبت آیتالله محقق داماد بیان میکند که اینطور نیست استاد داوری در حوزه سیاست و قدرت، ایدئولوژیپردازی کند، توضیح داد: داوریاردکانی تلقی و تفکری دارد و در زمان مناسب از قدرت و سیاست برای حفظ اصول خود فاصله میگیرد.
وی در ادامه افزود: چند سال پیش گزارش جنجالی در مطبوعات منتشر شد مبنی براینکه هشتاد درصد کتابهای منتشر شده در حوزه رمان و داستان و ادبیات مسایل خلاف عفت است، این گزارش دنبال مقصر خاص میگشت، دکتر داوری با بیان اینکه این گزارش از سیاست پشتیبانی میکرد، وارد این عرصه شد و به حدی موضع گرفت که به دفاع از فرهنگ و ادب پرداخت و بیان کرد که اگر هشتاد درصد وضعیت اینطور است با یک فاجعه ملی روبهرو هستیم و این نگاه سطحینگری به تمام حوزههاست.
وی یادآور شد: پس او مرزی بین خود و قدرتی که میخواهد جامعه فرهنگی، هنری و علمی را تهدید کند و به نوعی مطالبی را بیان کردند که سزاوار این جامعه نیست، قایل شد و از آن دفاع کرد. در نهایت به نقل از دکتر داوری میگویم آفت فرهنگ، خطابهمحوری است که جای تأمل اخلاقی را میگیرد.

* دکتر داوری نحوه حرمت نهادن به کلام و کلمه را به ما آموخت
همچنین در این مراسم حجتالاسلام سید محمد خاتمی رییس جمهور پیشین ایران و از دوستان چندین ساله داوری اردکانی طی سخنانی گفت: اگر تفکر جوهر آدمیت است و اگر تفکر با پرسش آغاز میشود، استاد معظم دکتر داوری از جمله کسانی است که هم پرسشهای زمانه را مطرح کرده و هم افقی به روی ذهن همه گشوده است، بر این اساست که چگونه بپرسیم و اگر حرمت انسان و حتی وجود او در سخن و کلام متجلی میشود حرمت نهادن به انسان حرمت نهادن به کلام است و استاد داوری کسی است که نحوه حرمت نهادن به کلمه و کلام را به ما آموخت و دست کم تکلم را از وراجی متمایز و زمینه تفکیک این دو را فراهم کرد و به ما آموزش داد.
خاتمی در ادامه افزود: استاد داوری این تذکر را به ما داد که مرز میان تفکر و سیاستزدگی را تشخیص دهیم و این همه بزرگی علم، دانش، فرهنگ، تفکر با همدیگر توأم بود.
وی با اشاره به اینکه دست با تواضع ستودنی است، گفت: این استاد از ابتدا متواضع بود و هر چه به عمر او افزوده شد این تواضع بیشتر شد، در نهایت این همه بزرگی وقتی شکوه مییابد که با نجابت استاد همراه شد، نجابتی که از پدر و مادر بزرگوارشان و به خصوص از مادرشان که فرشتهای بر زمین بود به ارث باقی ماند و اینک با دانش و تفکر و تعلم، شکوه و عظمت فوقالعادهای یافتهاند. امیدواریم عمرشان دراز باشد.
* دکتر داوری کنج خانه را به هر جای دیگر ترجیح میدهد
عبدالعظیم اقبال، داماد و خواهرزاده رضا داوریاردکانی نیز طی سخنانی گفت: حدود دو هفته پیش استاد داوری به من گفتند که من مطلع شدم چنین مراسمی قرار است برایم برپا شود، من پرسیدم که چطور شد شما راضی به این کار شدید؟ چرا که ایشان معمولا اجازه چنین کارهایی را نمیدادند، اما ایشان گفتند فشار دوستان و درخواست استاد رجبی از کتابخانه مجلس مرا وادار به موافقت کرد.
وی با بیان اینکه بنا ندارد به تعریف از استاد داوری بپردازد چرا که هم نیاز نیست و هم باعث آزردگی خاطرشان میشود، گفت: ایشان سه برادر داشتند که برادر بزرگشان معلم خود من هم بود، لیسانس تعلیم و تربیت داشت و مؤسس بسیاری از مراکز فرهنگی بود، بسیاری از خصلتهای استاد داوری شبیه برادر بزرگشان «محمد» است که به رحمت خدا رفتهاند.
اقبال از مهمترین ویژگیهای استاد داوری را ابهت همراه با نجابت و شخصیت ویژهای دانست که اجازه نمیدهد هیچ گاه به کسی جسارت کند.
وی توضیح داد: یکی از برنامههایم در هفته گذشته این بود که به سراغ اقوام دکتر داوری در اردکان رفتم و از سوی آنها این شعر استاد شفیعی کدکنی را «در نگاه من بهارانی هنوز/ پاکتر از چشمهسارانی هنوز» را تقدیم کردم.
وی با تاکید براینکه دندانپزشک است و کار آموزشی و پژوهشی انجام میدهد، گفت: همیشه سعی کردم بیشتر ببینم و این نگاه را از استاد داوری گرفتم. در این مجلس شاید این سؤال پیش بیاید که چه باعث شد دکتر داوری به اینجا برسد؟ نخست استعداد ذاتی فوقالعاده و حافظه سرشار که من در کمتر کسی سراغ دارم البته هوش را خیلیها دارند اما به اینجا نمیرسند ایشان در مصاحبهای گفته بود که اگر کار اضافهای برایم پیش بیاید از وقت مطالعهام نمیزنم آن را با وقت استراحتم جابهجا میکنم.
وی در ادامه افزود: همسرم (دختر استاد داوری) میگوید که پدر کنج خانه را به همه ترجیح میدهد و تفریحش شعر است، بنابراین طبیعی است که چنین حاصلی داشته باشد ، کار و زندگی او حاشیه ندارد وی به بهترین نحو همه چیز را مدیریت میکند. تفریحش فلسفه است و اعتقاد دارد که با فلسفه همه مشکلات زندگی را حل میکند. یک روز ایشان به من گفتند که مسألهای پیش آمده که چند روز است نتوانستم آن را حل کنم و بسیار متأثر هستم من نیز متأثر شدم اما شهادت میدهم که ایشان بعد از گذشت یک هفته به حالت اولیه بازگشت و گفت مشکل را با فلسفه حل کرده است.
اقبال با اشاره به اینکه زندگی استاد داوری نظیر همه مردم دارای حاشیه، غم، اندوه و مسأله است، گفت: او در ترازوی عقل و وجدان به زندگیش نظم و تربیت داده است. استاد داوری سه دختر دارند که همه دارای فضل و علم هستند یکی از آنها دکترای ادیان داشته و دو دختر دیگر زبانشناس (همسر بنده) و استاد هنر هستند که متاسفانه نتوانستند در این مجلس شرکت کنند اما هدیه ناقابلشان را با فایل صوتی برای پدر ارسال کردند.
* چه شوقانگیز است فیلسوف فرهنگ و زندگی بودن
همچنین در این مراسم، محمدرضا سعیدآبادی دبیرکل کمیسیون ملی یونسکوی ایران در سخنانی گفت: علمی که بر دل زند علم عاشقی است و علمی که بر تن زند علم غافلی است یکی هفتاد سال علم آموخت، چراغی نیفروخت، یکی در همه عمر یک حرف شنیدی، همه را از آن بسوخت.
وی با اشاره به اینکه رایحه عطرآگین و دلکش سالها طی طریق استاد داوری در بوستان و گلستان علم و ادب و فرهنگ و دانش، رهاوردی معطر از نفحات انس کوی یار را به مشام جان رهنمون میسازد، افزود: زهی سعادت که در این محفل انس بر خان گسترده عالمان عاشقی نشستهایم که ساقی شیدا و شورمندش استادی فرزانه و عالم عاشقی است که چه نیکو خود در نامه دعوتش اشارت به مفهوم بلند «موتوا قبل ان تموتوا» دارد.
وی تصریح کرد: فیلسوفی که آموختههای فلسفی خویش را در خدمت تحلیل و مسئلهشناسی معضلات پیش روی فرهنگ و زندگی ما ایرانیان به کار گرفته است. چه شوق انگیز است فیلسوف فرهنگ و زندگی بودن؛ هنگامی که دکتر داوری در کتاب «فلسفه در دادگاه ایدئولوژی» میپرسد: میخواهم بدانم در کجای تاریخ قرار داریم و در کدام راهیم و به کجا میرویم و از خطرهای راه و مقصد چه خبر داریم؟
وی افزود: استاد داوری بر این بنیان به تعبیری نیکو بسان درختی کهنسال و تناور است که ریشههایش خرد و عقلانیت است، ساقه و تنهاش چرایی، پرسشگری و میوه مینویش عشق و شیدایی است و ما بر خود میبالیم که در سایهسار این درخت تناور نشستهایم و از امتزاج نیکو و الهی سه عنصر یزدانی خرد، عقلانیت و عشق برخلاف آنچه که برخی اصحاب علوم مادی قائل به مرزبندی و کرانمندی میان آنان هستند، بهره میبریم.
وی در پایان اظهار داشت: سخن در باب این مرد بزرگ مجال فراخ میطلبد که با توجه به بیتابی سایر بزرگان این مجلس و محفل انس جهت ابلاغ مراتب محبت و قدردانی خویش نسبت به ایشان از اطاله کلام پرهیز میکنم و به نمایندگی از کمیسیون ملی یونسکو صمیمانهترین درودها و ثناها را به محضر پر ارج ایشان ابلاغ مینمایم.

* پخش کلیپی از خانواده استاد داوری
در بخشی از این مراسم، بهاءالدین خرمشاهی مترجم قرآن و حافظ پژوه به شعرخوانی درباره استاد داوری اردکانی پرداخت و در سخنانی کوتاه با اشاره به آشنایی خود با این استاد فلسفه گفت: حدود سالهای 42 و 43 در یکی از ادارات نزدیک میدان بهارستان گرد هم میآمدیم و از بحث فلسفی دکتر داوری بهره میبردیم.
در این مراسم کلیپهایی از زندگی دکتر داوری پخش شد. همچنین کلیپی هم از سوی همسر استاد و از زبان فرزندان، از خارج کشور ارسال شده بود که در این مراسم پخش شد.
این مراسم به همت کتابخانه مجلس شورای اسلامی و فرهنگسرای ابن سینا با مشارکت کمیسیون ملی یونسکو، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، دانشگاه تهران، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، مؤسسه کتابشهر ایران و پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد