علی حسینی/ فقر و نداری در جامعه همواره از موضوعاتی بوده است که بسیاری ازهنرمندان در آثار خود به آن پرداخته اند و به نوعی از آثار آن هشدار داده و مشکلات و مصائب آن را به تصویر کشیده اند.
هنر هفتم نیز به عنوان یکی از قدرتمندترین و تاثیر گذارترین هنرها برای بیان حقایق و واقعیات جامعه مورد استفاده قرار گرفته و جذابیت خاصی برای کسانی که علاقه مند به فعالیت در این حوزه هستند داشته است.
در طول تاریخ سینما فیلم های مختلفی با موضوع فقر ساخته شده است که هر کدام به نوعی تاثیرگذار بوده و پیامی را با خود حمل می کرده اند و در پی نقل یک موضوع بوده اند که جامعه در حد توان بایستی در پی ریشه کن کردن آن باشد.
فیلم “مرگ کسب و کار من است” یکی از آثار سینمای ایران است که با درون مایه ای اجتماعی همراه با المان ها و نمادهای بسیاری که در فیلم است سعی در انتقال مفهوم فقر و آثار آن دارد.
این فیلم از جمله کارهایی که توانسته است به هدف خود دست پیدا کند. بیننده در ابتدای فیلم به وسیله صحنه های مختلفی که تدوین گر پشت هم گذاشته است در جای خود میخ کوب می شود و در پی آن خواهد رفت که سرانجام داستان چه خواهد شد.
از ابتدای این فیلم واژه و مفهومی به نام فقر فریاد می زند و آثارش را در جای جای آن به نمایش می گذارد. نمایی از طعم تلخ فقر را بایستی در این فیلم مشاهده کرد.
دیگر مسئله ای که کارگردان به خوبی به تصویر کشیده است زندگی دایره وار است. در صحنه ابتدایی فیلم در مینی بوس یکی از مسافرین که سرحال نیست به جای کسی می نشیند که در صحنه های بعدی توسط سیم های برق خشک می شود. گویی فردی که خشک می شود آن حالت را قبلا حس کرده است.
در انتهای فیلم نیز آن فرد(کسی که حالش در مینی بوس خوب نبود) به سمت کاری می رود که مشکلات پیش آمده برای کاراکتر های فیلم از آن ناشی می شود. وی به سمت دکل برق و سیم دزدی می رود تا برق او را خشک کند و بسوزاند و داستانی که در فیلم به تصویر کشیده می شود نیز برای او رخ دهد.
در دیگر صحنه ای از فیلم نوجوانان روستا به جنازه خشک شده بالای دکل برق خیره می شوند. این نیز در ادامه همان مفهومی دایره وار بودن حوادثی است که فیلم ساز در فیلم به نمایش گذاشته است.
مرگ کسب و کار من است نمایانگر تلاش افرادی است که برای زندگی می جنگند و نمی خواهند اسیر مرگ شوند. از دور انداختن فشنگ های اسلحه و کلید دستبند توسط سرباز همراه متهم در کوهستان برفی تا صف شیر روستاییان همه بیانگر این است که انسان ها در سخت ترین شرایط نیز به دنبال این هستند که برای بقای خود تلاش کنند. شاید تاثیرگذارترین قسمت فیلم که بیانگر این مفهوم است، ترک کردن دختر توسط پدر( مرد فراری داستان) در کوهستان برفی است. مرد فراری که از حمل دختر خود به ستوه! آمده است وی را بر روی درختی آویزان می کند تا به راحتی بتواند از چنگال سرمای یخ و برف کوهستان فرار کند اما در ادامه از تصمیم خود پشیمان می شود و دختر را با خود می برد.
دیگر عامل قدرت فیلم، موسیقی تاثیرگذار آن است که بر فیلم می نشیند و گیرایی مفهوم را دو چندان می کند.
شاید یکی از نقد های مهمی که به این فیلم بتوان گرفت را نبود امید و عدم نمایش افراد که از آن ها به عنوان خوشبخت تعبیر می شود عنوان کرد اما این مسئله را باید از نقاط قوت این فیلم دانست. کارگردان به خوبی از عدم وجود امید در فیلم بهره برداری کرده است تا نسبت به یک مسئله اجتماعی هشدار دهد. این فیلم همانند یک داروی بد مزه که برای درمان یک بیماری تجویز شده است، عمل می کند. دارویی که کار آن نشان دادن آثار فقر در جامعه است.




نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد