رفتن مبارک، نوید بخش پایان دیکتاتوری و سپردن مصر به دست مردم این کشور بود، اما از ابتدا مشخص بود که آمریکایی ها تاب از دست دادن یکی از بزرگترین متحدین خود در آفریقا و کشورهای مسلمان را ندارند، لذا به هر طریقی کوشیدند با ایجاد اخلال در روند مردمی کردن حکومت در مصر مانع از شکل گیری دولتی مخالف سیاست های خود و رژیم صهیونیستی شوند.
اولین اقدام آنها ایجاد درگیری در سوریه بود تا به این وسیله هم جبهه مقاومت را تحت تأثیر قرار داده و هم اتحاد میان مردم مسلمان را دچار تنش کنند، به این وسیله کشورهای مسلمان به جای کمک به یکدیگر و کمک به استقرار دموکراسی دینی مشغول دعوا و درگیری سیاسی میشوند.
جدایی بین سوریه، ترکیه و مصر یک برنامه از پیش تعیین شده بود و باید برای برخی حاکمان منطقه تاسف خورد که متوجه این برنامه شوم نشده و وارد بازی ای شدند که درواشنگتن و تل آویو برنامهریزی شده بود.
غرب با کمک برخی کشورهای منطقه هزاران نفر تروریست و صدها تن سلاح را به سوریه گسیل داشت تا یکی از بزرگترین موانع اسراییل را درگیر یک جنگ داخلی گسترده کند. آنها سوریه را انتخاب کردند، چون جایگاه مهمی در مبارزه با رژیم صهیونیستی داشت و ضمن این که میتوانستند با تحریک احساسات سلفیون در کشورهای اسلامی بین مسلمانان و حاکمان کشورهای اسلامی هم تنش و درگیری ایجاد کنند.
وعدههای کلان، استفاده از مفتی های خودفروخته و پرداخت حقوق سنگین باعث شد تا حجم زیادی از تروریستها از سراسر جهان به سوریه اعزام شوند و به کشتار مسلمانان بپردازند و درست در این شرایط که کشورهای منطقه باید مانع از کشتار بیشتر میشدند، حاکمان برخی از آنها حتی حاضر به اعلام بی طرفی هم نشدند و نقش اسراییل و آمریکا را در تشدید اختلافات بر عهده گرفتند.
تأسفبارتر آنکه در مصر هم، مرسی که تازه از زیر چهل سال حکومت مبارک بیرون آمده بود به جای احترام به دموکراسی و رأی مردم سوریه، سفارت خود را در این کشور تعطیل کرد و از سوریه خواست روابط خود را با مصر تعلیق کند.
در حقیقت لشکر القاعده که روزی به وسیله غرب تجهیز میشد، امروز به وسیله برخی کشورهای اسلامی تغذیه میشود تا مسلمانان را پیش پای غرب به مسلخ برده و جنایاتی انجام دهدکه در تاریخ نظیر آن کمتر یافت شود.
به راستی چه بر سر حاکمان برخی کشورهای اسلامی آمده است که اینگونه خون مسلمانان را هدر میدهند و نوکری بی جیره و مواجب غرب شده اند؟ متاسفانه وضع از این هم بدتر است و این نوکران نه تنها در ازای نوکری مزدی دریافت نمی کنند بلکه بابت آن باج هم میدهند و سرمایه کشورهای مسلمان را در اختیار غرب گذاشته اند.
آنها نفت میفروشند و با پول آن سلاح ساخت آمریکا و اسراییل میخرند و مسلمانان را میکشند و این بلایی بزرگ است که به دست برخی نوکران آمریکا بر سر مسلمانان میرود .
البته مردم در کشورهای اسلامی بیدار شده اند و راهی را در پیش گرفته اند که قطعا سرنوشت منطقه را تغییر خواهد داد و دیدیم که در سوریه هم تروریست ها با وجود حمایت های گسترده هر روز شکست تازه ای متحمل شده و به شدت مورد نفرت افکار عمومی واقع شده اند، لذا باید گفت آنچه آینده منطقه را رقم خواهد زد، اراده مردم است نه پولهای مورد حمایت غرب.
در مصر هم مرسی اشتباهات بزرگی مرتکب شد که نه تنها خود او را با چالش جدی مواجه کرد، بلکه اخوان المسلمین را هم درگیر عواطف مردم کرد. او امروز هم اسیر توطئه ای غربی است و هم چوب اشتباهات خود را میخورد. او بخصوص حاضر نشد از تجربیات ملت ایران که بزرگترین انقلاب منطقه را رقم زده و سالها با دسایس غرب مقابله کرده و استوار ایستاده است، استفاده کند.
در حالی که اگر از تجربه کشوری مانند جمهوری اسلامی ایران و ظرفیت مردم مصر استفاده میشد، مصر با مرسی میتوانست باعث اتحاد بیشتر مسلمین شود. مرسی میتوانست نقش یک میانجی خوب بین کشورهای درگیر مسأله سوریه را بازی کرده و با دوری از اسراییل افکار عمومی را هم به سمت خود جلب کند، اما او اشتباهات عجیبی مرتکب شد و نتوانست از ظرفیت مردم به نفع خود استفاده کند.
او به سمت آمریکا که سالها مبارک را بر مردم مصر مستولی کرده بود حرکت کرد، از اسراییل دوری نکرد، محور مقاومت را محترم نشمرد و به خصوص از مسیحیان و شیعیان حمایت نکرد. این موارد به اضافه اشتباهات شکلی باعث شد تا مسیر مصر تغییر کند. درست به دلیل همین اشتباهات بود که کسی مانند حسنین هیکل چند ماه پیش صراحتاً به یکی از مقامات کشورمان گفته بود که مرسی حداکثر سه ماه میتواند در قدرت باقی بماند.
اولین اقدام آنها ایجاد درگیری در سوریه بود تا به این وسیله هم جبهه مقاومت را تحت تأثیر قرار داده و هم اتحاد میان مردم مسلمان را دچار تنش کنند، به این وسیله کشورهای مسلمان به جای کمک به یکدیگر و کمک به استقرار دموکراسی دینی مشغول دعوا و درگیری سیاسی میشوند.
جدایی بین سوریه، ترکیه و مصر یک برنامه از پیش تعیین شده بود و باید برای برخی حاکمان منطقه تاسف خورد که متوجه این برنامه شوم نشده و وارد بازی ای شدند که درواشنگتن و تل آویو برنامهریزی شده بود.
غرب با کمک برخی کشورهای منطقه هزاران نفر تروریست و صدها تن سلاح را به سوریه گسیل داشت تا یکی از بزرگترین موانع اسراییل را درگیر یک جنگ داخلی گسترده کند. آنها سوریه را انتخاب کردند، چون جایگاه مهمی در مبارزه با رژیم صهیونیستی داشت و ضمن این که میتوانستند با تحریک احساسات سلفیون در کشورهای اسلامی بین مسلمانان و حاکمان کشورهای اسلامی هم تنش و درگیری ایجاد کنند.
وعدههای کلان، استفاده از مفتی های خودفروخته و پرداخت حقوق سنگین باعث شد تا حجم زیادی از تروریستها از سراسر جهان به سوریه اعزام شوند و به کشتار مسلمانان بپردازند و درست در این شرایط که کشورهای منطقه باید مانع از کشتار بیشتر میشدند، حاکمان برخی از آنها حتی حاضر به اعلام بی طرفی هم نشدند و نقش اسراییل و آمریکا را در تشدید اختلافات بر عهده گرفتند.
تأسفبارتر آنکه در مصر هم، مرسی که تازه از زیر چهل سال حکومت مبارک بیرون آمده بود به جای احترام به دموکراسی و رأی مردم سوریه، سفارت خود را در این کشور تعطیل کرد و از سوریه خواست روابط خود را با مصر تعلیق کند.
در حقیقت لشکر القاعده که روزی به وسیله غرب تجهیز میشد، امروز به وسیله برخی کشورهای اسلامی تغذیه میشود تا مسلمانان را پیش پای غرب به مسلخ برده و جنایاتی انجام دهدکه در تاریخ نظیر آن کمتر یافت شود.
به راستی چه بر سر حاکمان برخی کشورهای اسلامی آمده است که اینگونه خون مسلمانان را هدر میدهند و نوکری بی جیره و مواجب غرب شده اند؟ متاسفانه وضع از این هم بدتر است و این نوکران نه تنها در ازای نوکری مزدی دریافت نمی کنند بلکه بابت آن باج هم میدهند و سرمایه کشورهای مسلمان را در اختیار غرب گذاشته اند.
آنها نفت میفروشند و با پول آن سلاح ساخت آمریکا و اسراییل میخرند و مسلمانان را میکشند و این بلایی بزرگ است که به دست برخی نوکران آمریکا بر سر مسلمانان میرود .
البته مردم در کشورهای اسلامی بیدار شده اند و راهی را در پیش گرفته اند که قطعا سرنوشت منطقه را تغییر خواهد داد و دیدیم که در سوریه هم تروریست ها با وجود حمایت های گسترده هر روز شکست تازه ای متحمل شده و به شدت مورد نفرت افکار عمومی واقع شده اند، لذا باید گفت آنچه آینده منطقه را رقم خواهد زد، اراده مردم است نه پولهای مورد حمایت غرب.
در مصر هم مرسی اشتباهات بزرگی مرتکب شد که نه تنها خود او را با چالش جدی مواجه کرد، بلکه اخوان المسلمین را هم درگیر عواطف مردم کرد. او امروز هم اسیر توطئه ای غربی است و هم چوب اشتباهات خود را میخورد. او بخصوص حاضر نشد از تجربیات ملت ایران که بزرگترین انقلاب منطقه را رقم زده و سالها با دسایس غرب مقابله کرده و استوار ایستاده است، استفاده کند.
در حالی که اگر از تجربه کشوری مانند جمهوری اسلامی ایران و ظرفیت مردم مصر استفاده میشد، مصر با مرسی میتوانست باعث اتحاد بیشتر مسلمین شود. مرسی میتوانست نقش یک میانجی خوب بین کشورهای درگیر مسأله سوریه را بازی کرده و با دوری از اسراییل افکار عمومی را هم به سمت خود جلب کند، اما او اشتباهات عجیبی مرتکب شد و نتوانست از ظرفیت مردم به نفع خود استفاده کند.
او به سمت آمریکا که سالها مبارک را بر مردم مصر مستولی کرده بود حرکت کرد، از اسراییل دوری نکرد، محور مقاومت را محترم نشمرد و به خصوص از مسیحیان و شیعیان حمایت نکرد. این موارد به اضافه اشتباهات شکلی باعث شد تا مسیر مصر تغییر کند. درست به دلیل همین اشتباهات بود که کسی مانند حسنین هیکل چند ماه پیش صراحتاً به یکی از مقامات کشورمان گفته بود که مرسی حداکثر سه ماه میتواند در قدرت باقی بماند.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد