هاشمی، روحانی، ناطق و عسگراولادی اخراجی های اصولگرایی

سرویس: اخبار کوتاهکد خبر: 40146|03:02 - 1392/05/02
نسخه چاپی

روزنامه اعتماد: روحانی با رای اکثریت رای دهندگان، رییس جمهور منتخب شده و همه نگاه ها به سمت اوست که چه خواهد کرد. همه منتظر هستند تا 13 مرداد 92 از راه برسد، محمود احمدی نژاد برود و حسن روحانی بیاید. حسین مرعشی عضو حزب کارگزاران معتقد است که حل مشکلات نیاز به گذشت زمان دارد. مرعشی در این گفت وگو از شباهت ها و تفاوت های دوم خرداد 76 و 24 خرداد 92 سخن گفته است. نقش آیت الله هاشمی و حرفه یی تر شدن اصلاح طلبان نیز از دیگر مباحثی است که مرعشی به آنها پاسخ گفته است:

 

آقای مرعشی یکی دیگر از موضوعاتی که پس از پیروزی آقای روحانی شاهدش بودیم تلاش چهره ها و رسانه های اصولگرا برای اصولگرا نامیدن آقای روحانی بود. حتی برخی از رسانه های این جریان مدعی شدند که اصلاح طلبان نتیجه انتخابات را واگذار کرده اند و سرشان کلاه رفته است. تحلیل جنابعالی از این پروژه اصولگرایان چیست؟
اگر آقای روحانی اصولگرا باشد، ما با آن مشکلی نداریم و اصولگرایی را قبول داریم. اگر اصولگرایی بر مبنای عقل و تدبیر بخواهد مملکت را اداره کند، ما مشکلی نداریم. با واژه ها که دعوا نداریم. ولی اینکه هر کار خلاف عقل و بی تدبیری را آقایان به اصول نسبت می دهند ما با این مشکل داریم. ما که در اصول اختلافی نداریم.
 

فکر می کنید آقایان هاشمی و خاتمی در سیاست خارجی به آقای روحانی کمک می کنند تا مشکلات سیاست خارجی حل شود؟
هم آقای هاشمی و هم آقای خاتمی و هم تمامی مجموعه نیروهایی که در انتخابات حاضر بودند، مساله شان شخصی نبوده و اصلاح کشور را خواستار بوده اند. هر کمکی که لازم باشد به آقای روحانی می کنند. ولی کار اصلی را آقای روحانی خواهد کرد و با ایستادگی بر اصول خودش پیش خواهد رفت. آقای روحانی هم به اندازه کافی تجربه دارد و هم کارشناس است و امروز نیز رییس جمهور ملت بزرگ ایران است و ان شاءالله با اقتدار جلو می رود و همه هم کمکش می کنند. شناختی که من از ایشان دارم این است که ایشان هرگز اهل عقب نشینی نیست.
 

برخی از سیاسیون از شباهت های انتخابات 24 خرداد با دوم خرداد76 سخن می گویند. به نظر شما این دو انتخابات چقدر به یکدیگر شباهت دارند؟
به هر حال یک صحنه یی است که ملت تصمیم گرفته و از خطرهایی فاصله گرفته و یک تصمیم در جهت حاکمیت خرد و تدبیر گرفته است. خیلی به نظر می رسد این تصمیم از سال 76 سخت تر بود.
 

و پخته تر؟
بله، در سال 76، دولت آقای هاشمی که مواضع سیاسی اش را کارگزاران بیان می کرد، جزو حامیان آقای خاتمی بود. روحانیون مبارز به عنوان یاران نزدیک به بیت امام همراه آقای خاتمی بودند و او جزیی از آنها بود. هنوز صحنه سیاسی کشور آلوده به انواع فشارها و تهمت ها و این گونه پیچیدگی ها نبود. صحنه سیاسی، خیلی ساده بود. آنجا تصمیم گیری، سخت نبود. رقیب نیز رقیب نجیبی بود.
 

و نقش بعضی نهادها؟
این نهادها اصلادر سال 76 ورود به دنیای سیاست نکرده بودند. در سال 92 ما در واقع یک پایان یک دوره را دیدیم که انواع و اقسام تهمت ها، فشارها و تخریب ها در آن کار کرده بود.  آقای هاشمی در بالاترین سطح، ورود به صحنه کرده به عنوان یک شخصیت که شناسنامه انقلاب است و ردصلاحیت می شود. با ردصلاحیت آقای هاشمی بفهمید فضا چگونه بوده است. خیلی شکوه و عظمت این تصمیم بزرگ است. من اصلا نمی خواهم مقایسه شخصیتی بین آقای روحانی و خاتمی کنم. هر دو در طراز خودشان محترمند.
 

ولی شرایط متفاوت است؟
بله، مردم در شرایطی در سال 92 دست به انتخاب زدند که کارشان به مراتب از انتخابات دوم خرداد 76 سخت تر بود، آقایانی هم که انتخابات را باختند باید رای پیچیده مردم را درک کنند. پیچیده تر بود. 24 خرداد 92 انتخابات پر رمز و رازی است.
 

به نظر شما انتخابات اخیر، فضای قبلی را تعدیل می کند؟
به هر حال تا یک حدی بعضی نهادها مقاومتی خواهند داشت ولی بالاخره راهی جز تمکین ندارند. ممکن است اصلاحات سریع اتفاق نیفتد، ولی بالاخره اتفاق می افتد.
 

آقای مرعشی در این انتخابات به نظر می رسد یکی از مسائلی که منجر به دلخوری و عصبانیت اصولگرایان شده، حمایت آیت الله هاشمی از آقای روحانی و همکاری اصلاح طلبان با ایشان است به نحوی که برخی از چهره های شاخص این جریان نتوانستند این ناراحتی را پنهان کنند و طی اظهاراتی گفته اند که چطور اصلاح طلبانی که آقای هاشمی را در انتخابات های پیشین رقیب خود می دانستند حالامی آیند با ایشان کار می کنند. با توجه به نزدیکی تان به آقای هاشمی به واقع اصلاح طلبان عوض شده اند یا آقای هاشمی ؟ یادم می آید آقای حجاریان در گفت وگویی گفته بودند که آن هاشمی ای را که اصلاح طلبان نقد می کردند این هاشمی نبود.
اصولا باید یک چیزی را فراتر از این بپذیریم. سیاست یک پدیده پویاست. شما با تحلیل های ایستا نمی توانید این پدیده را تلقی کنید. همه چیز در سیاست در حال تغییر است. آقای هاشمی در جمهوری اسلامی، حرفه یی ترین سیاستمدار ایران است. او در سیاست کاملا حرفه یی است. اگر لازم باشد برای پیشبرد اهداف کشور آقای هاشمی با آقای احمدی نژاد ائتلاف تشکیل دهد یا مصلحت ایجاب کند، ایشان می تواند ائتلاف با احمدی نژاد کند. او یک سیاستمدار کاملاحرفه یی است.
 

اصول و اسلوب شرعی اش را بر فرض مثال در چنین ائتلافی رعایت می کند؟
سیاست علم تدبیر است. الان اتفاقی می افتد، مثلا یک جنگ یا یک فاجعه یا تغییرات به صورت ناگهانی به وجود می آید، لازم می شود شما تغییر موضع دهید، بعد از مشروطه، فقط مرحوم مدرس را داریم که در سیاست، حرفه یی رفتار می کند.
 

سیاسیون 76 چه تغییراتی کرده اند؟

باید بگویم اصلاح طلبان نیز حرفه یی تر از سال 76 شده اند. اینکه اصلاح طلبان می توانند از حسن روحانی که سابقه اصولگرایی دارد و اصولگراها نیز درست می گویند: هر چند اصولگراها یادشان رفته حسن روحانی اخراجی اصولگراها بوده، همانطور که آقای ناطق نوری و هاشمی رفسنجانی و ده ها نفر دیگر اخراجی اصولگرا ها بوده اند. حتی اگر حزب موتلفه و آقای عسگراولادی هم روی مواضع خودشان بایستند اخراجی های جدید اصولگرایان خواهند بود. اینکه اصلاح طلبانی مانند عبدالله نوری، کرباسچی، رضا خاتمی، جلایی پور، می توانند از حسن روحانی حمایت کنند و به او افتخار کنند، نشانگر این است که اصلاح طلبان نیز حرفه یی تر شده اند. بله، اگر بخواهیم مقایسه کنیم نه حجاریان، حجاریان سال 76 است و نه هاشمی، هاشمی آن سال. زمان همه را تغییر می دهد، زمانه هم تغییر پیدا می کند و همه نیز تکامل پیدا می کنند. آقای هاشمی حرفه یی بود، حرفه یی تر شد و اصلاح طلبان نیز به حرفه یی بودن نزدیک شدند و حرفه یی تر عمل می کنند.
 

سبک رفتار آقای هاشمی با اصلاح طلبان در حرفه یی تر شدن کادر اصلاح طلبان چه تاثیری داشته است؟
تاثیرگذاری همگانی و متقابل است. تاثیر رفتار آقای هاشمی در جذب اصلاح طلبان و کمک به آنها که واقع گراتر شوند، موثر بوده است.
 

گفتید آقای هاشمی یک سیاستمدار حرفه یی عملگراست. یک سیاستمدار پراگماتیک حاضر است از قدرت کناره گیری کند؟
حتما، این نیز بخشی از موضوع است. باید ببینید منافع کدام را ایجاب می کند.
 

آقای هاشمی در سال 88 طی اظهاراتی گفتند حاضرم از قدرت کناره گیری کنم اما چون ممکن است قهر سیاسی تلقی شود این کار را نمی کنم.
نه، اصلااینطور نیست. آقای هاشمی همین الان نیز در قدرت به معنی رسمی نیست. نه در دولت است و نه در مجلس.
 

البته خودشان گفتند هستم.
آقای هاشمی در صحنه حاضر است. یک سیاستمدار صحنه را نمی تواند ترک کند ولی قدرت را می تواند. ترک صحنه سیاسی با ترک قدرت دو مقوله جداست. سیاستمدار بازنشسته نمی شود تا قوای جسمانی و عقلانی اش بهش کمک می کند در صحنه است. لازم نیست در قدرت باشد، گوشه هم بنشیند نقش سیاسی خود را بازی می کند. نقش سیاسی یک سیاستمدار هیچ وقت پایان نمی پذیرد. حتی ممکن است تا سال ها بعد از مرگش نیز نقش سیاسی اش در قالب یک حزب، تئوری و دکترین ادامه یابد. نقش سیاسی آقای هاشمی پایان نمی پذیرد. ولی حضور آقای هاشمی در قدرت خیلی وقت است پایان گرفته، بالاخره ایشان دیگر رییس جمهور و رییس مجلس نیست.
 

ما در روزنامه اعتماد بحثی را درباره راه اندازی حزب فراگیر از سوی آیت الله هاشمی آغاز کردیم. این در حالی است که پس از آن شاهد تلاش آقای باهنر، عارف و شریعتمداری برای راه اندازی حزب فراگیر هستیم. با توجه به شناختی که از آقای هاشمی دارید می خواهم بگویم به نظر می رسد آقای هاشمی نتوانسته خودش را در تمام این سال ها تکثیر کند و تجربیاتش را به نسل های بعدی منتقل کند که همین مساله نشان می دهد ضرورت دارد تا آقای هاشمی بر اساس یک ساختار منسجم حزبی در این راه، قدم بردارند. آقای هاشمی نمی خواهد حزب راه بیندازد؟
نه، به نظر من نه اینکه ضرورتی ندارد اساس سیاست باید بر رقابت باشد. آقای هاشمی در موضعی نیست که بتواند حزب راه بیندازد. یعنی اگر حزب راه بیندازد، دیگر کسی رقیبش نخواهد بود. این یک نقص اساسی است. کسانی باید حزب تشکیل دهند که رقیب هم داشته باشند. امروز آقای هاشمی در دوران نقش فراجناحی و بالاتر از رقابت های معمول سیاسی است.
 

از این حرف شما نتیجه می گیرم که اگر آقای هاشمی در انتخابات رد صلاحیت نمی شد، رای بالایی می آورد؟
یقینا رای ایشان، یک رای ملی می شد. آقای هاشمی نمی تواند حزب راه بیندازد، چون اگر حزب راه بیندازد همان حزب جمهوری اسلامی اول انقلاب می شود: یک حزب بدون رقیب. یک حزب بدون رقیب به درد ایران نمی خورد.

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد