امشب ملائکه مأمور استغفار برای مؤمنین اند/خودت را در معرض مغفرت الهی قرار بده

سرویس: اخبار کوتاهکد خبر: 42924|07:03 - 1392/05/07
نسخه چاپی

به گزارش خبرنگار فرهنگیخبرگزاری تسنیم، امروز بیستمین روز ماه ضیافت الهی، ودرآستانه سالروز شهادت حضرت امیرالمؤمنین علی(ع)وشب‌ قدر واقع شده است؛ شبیکهمطابق روایات قلب ماه رمضان است: «قَلبُ شَهرِ رَمَضانَ لَیلَةُ القَدرِ»(بحارالأنوار، ج 58، ص 376). ماه رمضان امسالباهمه شوروحلاوت روحانی‌اش برای تهرانی‌ها غمیدردل نهفته داردوآن خلأ بزم‌های معرفتواخلاق استاد مبرز اخلاقوعرفان آیت‌الله آقامجتبی تهرانی است.درآستانه ماه مبارک رمضان، متن سلسله جلسات این استاد فقید اخلاقدرماه رمضان سال 90باموضوع دعا منتشر می‌شود. جلسه بیستم (30 مردادماه 1390):

مروری بر مباحث گذشته
ماه مبارک رمضان ماه تلاوت کلام الهی است کهازمصدر وحی نازل شده استوماه رازونیاز عبدباربّش استکهخواسته‎هاوحاجاتشرااظهار می‏کند؛ لذا ماه مبارک رمضان، ماه تلاوت قرآنوماه دعا است. بحث ما راجع به مضامین ادعیه‏ای بودکهانسان نسبت به خود یا دیگران می‏کند. دعای فرد ممکن استدرقالب دعاهای مأثوره باشدویا این‏که خودش آنراقالب‎ریزی کند.

از خصوصیّات شب قدر کهدرروایات بیان شده، این استکهتمام حجاب‎ها برداشته می‎شودوهیچ حجابیازناحیه ربّ نسبت به عبدش وجود نداردواین تعبیردرروایت بیان شده بود: «تُفَتَّحُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ».  شب نوزدهم، شب اندازه‎گیریوبررسی امور سال آینده است؛ شب بیست‏ویکم، شب ثبتوضبط امور انسان‎ها استوشب بیست‏وسوم نیز بر طبق روایات، شب امضاء ولی‏الله‏الاعظم است.درشب قدر درخواست ماازپروردگارمان دو چیز است؛ یکی ترمیم نسبت به گذشتهودیگری ترسیم امور آینده.

ستاریت مطلقوستاریت ناشیازغفاریّت

همه مادرسال گذشته گناه‏هاوخطاهایی مرتکب شده‏ایم؛ حالا اگر انسان بخواهد بهترین ترمیم شامل حالش شود، تنها راهش پناه بردن به غفاریّت خداوند است. خداوند، هم مقام ستاریّت داردوهم مقام غفاریّت. مقام غفاریّت خداوند علّت پدید آمدن ستاریّت خاصّ خداوند است.درستاریّت مطلق خداوند گفته می‎شودکهخدا ستّارالعیوب است ودربرابر گناهان، مارارسواومفتضح نمی‏کند. این نوع ستاریّت متفاوتباستاریّت ناشیازغفاریّت خداوند است.

برطرف کردن تبعات گناه

غفاریّت خداوند سه گونه ستاریّترابه دنبال دارد؛ اوّل آن‏که وقتی خداوند مارامی‏آمرزد، نمی‏گذارد تبعات گناه دامن‎گیر ما شود. تبعات گناه ما همان جهنموعقوبت الهی است.دراین قسمازستاریّت خاصّ الهی، خداوند نمی‎گذارد تبعات معصیت دامن‎گیر فرد عاصیوگناه‎کار شدهوپسازمرگ معذّب شود.

انسای معصیتازشاهدان

اگر کسی مرتکب گناهوخطا شود، تمام موجوداتی کهدرربطبااو بوده‏اند، چه فرشتگان رقیبوعتیدوچه زمینوزمانوحتّی اعضاوجوارح ویازگناه او مطلع می‎شوند؛ لذادرقرآن آمده است: «یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ». روز قیامت دستوپاوزبان ایشان، علیه آن‏ها به کارهاییکهکرده‏اند گواهی می‎دهند؛ زیراازاعمال او مطلع هستند. قسم دومازستاریّت ناشیازغفاریّت آن استکهخداوند به موجوداتی کهازاین معصیت آگاه هستند، می‏فرماید دیگر علیه او گواهی ندهید.

امحای گناهان

ولی ما امشبازخدا چیز دیگری می‏خواهیموآن این‏که نه تنها این گناهان به ما زیان نرساندواین شاهدان علیه ما شهادت ندهند، بلکهازخدا می‏خواهیمکهاین معصیت‏هاراامحاء کند. سخن امشب ماباخدا این است؛ خدایا! امشب مرا پاک کنواین پلیدی‏ها راازوجود من دور سازومرا تطهیر کن! این، نوع سومازستاریّت ناشیازغفاریّت استکهنوع کاملواتمّ آن است.

در صحیحه معاویه بن‏عمار، امام صادق(صلوات‎الله‎علیه) می‏فرمایند: «إِذَا تَابَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ تَوْبَةً نَصُوحاً أَحَبَّهُ اللَّهُ فَسَتَرَ عَلَیْهِ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ»؛ هنگامیکهبنده  مؤمن خالصانه توبه کرد، اوّلین اثرش این استکهمورد محبّت خدا قرار می‎گیردوخداوند ستاریّت خود رادردنیاوآخرت شامل حال او می‏کند. «قُلْتُ وَ کَیْفَ یَسْتُرُ عَلَیْهِ»؛ عرض کردم چگونه؟ «قَالَ یُنْسِی مَلَکَیْهِ مَا کَتَبَا عَلَیْهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ أَوْحَى إِلَى جَوَارِحِهِ اکْتُمِی عَلَیْهِ ذُنُوبَهُ وَ أَوْحَى إِلَى بِقَاعِ الْأَرْضِ اکْتُمِی عَلَیْهِ مَا کَانَ یَعْمَلُ عَلَیْکِ مِنَ الذُّنُوبِ»؛ حضرت فرمود خداوند ابتدا خطاب به رقیبوعتید می‎کندکهعیوب اورافراموش کنید! سپس به اعضاوجوارح می‎گوید شما هم فراموش کنید! پسازآن به زمین نیز می‏گوید آنچهکهبر روی تو معصیت کردرافراموش کن! «فَیَلْقَى اللَّهَ حِینَ یَلْقَاهُ وَ لَیْسَ شَیْ‏ءٌ یَشْهَدُ عَلَیْهِ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الذُّنُوبِ».  چنین بنده‏ای روز قیامت وقتی خداراملاقات می‏کند، هیچ موجودی علیه او شهادت نمی‏دهد!

استغفار؛ پناه بردن به مقام غفّاریت خداوند

وقتی می‏گویی «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیْه»واستغفار می‏کنی، به مقام غفاریّت خداوند پناه می‏بری. ما امشبازخدا بهترین ترمیمراطلب می‏کنیم؛ یعنی می‏گوییم خدایا، این معاصی راازمن جدا کنومرا تطهیروپاک کن! به شاهدان معصیت من نیز بگو یادتان برودکهاین بنده چه کار کرده است! هیچ‎کس نتوانسته این مقامات الهیّهراادراک کندکه«غافرالذنب»و«رحمه‏للعالمین» بودنِ خداوند به چه معنا است. نه مقام رحمت اوراکسی درک کرده استونه مقام مغفرت او را. حتّی نیازی نیستکهبگوییم «أَسْتَغْفِرُ اللَّه»؛ همین‏که خدا ببیند مادردلمان پشیمانوخجالت‏زده هستیم، رحمتوغفران خودراشامل حال ما می‏کند.

خداوند نمی‎خواهد کسیرارسوا کند

حضرت موسی(علیه‏السلام)درراه طور سینا بود.دربین راه کسی شروع کرد پیش او التماس کردنوگفت من گناه بدی کرده‏ام؛ازخدا بخواه کهازمن بگذرد. سپس گناهیکهمرتکب شده بودرابه حضرت موسی گفت. حضرت موسی به خداوند گفت این بندهازتو پوزش می‎طلبد؛ اورامشمول رحمتومغفرتت قرار بده! خطاب رسیدکهمن اورابخشیدم؛ ولی به او بگوکهمنازتو یک گلایه دارم! چرا این مطلبرابه تو گفتکهتو مطلع شویوهر وقت توراببیند،ازتو خجالت بکشد؟! من نمی‎خواهم بنده منازکسی خجالت بکشد.

از گناه پشیمان شو، خدا تورامی‏بخشد!

در وسائل‏الشیعه ابان بن‏تغلبازامام صادق(علیه‎السلام) نقل می‎کند: «سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یَقُولُ مَا مِنْ عَبْدٍ أَذْنَبَ ذَنْباً فَنَدِمَ عَلَیْهِ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ قَبْلَ أَنْ یَسْتَغْفِرَ». هیچ بنده‎ای نیستکهگناهی کرده باشدوبعد پشیمان شده باشد، مگر این‏که خدا اوراقبلازآن‏که بگوید «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیْه»، می‎آمرزد. ما پروردگارمانرانشناخته‏ایم!

فرشتگان مقرّب برای مؤمنان استغفار می‏کنند

از نظر ظاهر هم این‏گونه استکهخداوند فرشتگان مقرّب خودرامی‎گماردکهبرای ما استغفار کنند.درآن آیه شریفه می‏فرماید: «الَّذینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذینَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبیلَکَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحیمِ».  فرشتگان مقرّب خدا برای مؤمنین استغفار می‎کنندوبه خدا می‎گویند خدایا، رحمت تو همه چیز رادربر گرفته است؛ پس کسانیکهتوبه کرده وازراه تو تبعیّت کردندرابیامرز!

خودت رادرمعرض مغفرت الهی قرار بده!

مطلبی کهدراینجا مطرح می‎شود، این است ‏که آیا انتخاب بندگانیکهمورد مغفرتورحمت خداوند قرار می‎گیرند،ازطرف خداوند است یا بندگان؟ آیا خداوند برای مغفرت،ازبین بندگان گل‎چینوانتخاب می‏کند؟ اگر انتخابباخدا باشد، من نمی‏دانمکهخداوند چه کسیراانتخاب کردهوآیا من هم جزء انتخاب‏شدگان هستم یا خیر؛ امّا اگر انتخابباعبد باشد، من خودم می‎فهمم. زیرا میزانرابه دست خودم داده است.

در باب مسأله مغفرتورحمت این‎طور استکهاگر عبد خودش رادرمعرض رحمتومغفرت قرار بدهد، رحمتومغفرت شامل حالش می‎شود. پس خودت رادرمعرض قرار بده!درمعرض قرار دادن احتیاج به مبرِز هم ندارد؛ زیرا این امر، درونی است. خدا درون دل منوتوراامشب می‎بیند. اگر دیدکهواقعاً شرمنده هستیمونسبت به گذشته‎مان واقعاً پشیمانیم، مأمورینشرامی‎گماردوآن‏ها شروع می‎کنند به طلب مغفرت کردن برای ما.

ملائکه، مأمور استغفار برای مؤمنیندرشب قدر

اِبن‏عباس روایتی راازپیغمبر اکرم(صلّی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) پیرامون لیالی قدر نقل می‎کند. «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى یَأْمُرُ الْمَلَائِکَةَ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ یَعْنِی لَیْلَةَ الْقَدْرِ أَنْ یَهْبِطُوا مَعَ جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ مِنْ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى إِلَى الْأَرْضِ فِی أَرْبَعَةِ مَوَاطِنَ»؛ خداونددرشب قدر به فرشته‏ها امر می‎کند کهازسدرة‏المنتهی به سوی چهار مکاندرزمین فرود بیایند؛ «عَلَى سَطْحِ الْکَعْبَةِ وَ عَلَى قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ وَ فِی بَیْتِ الْمَقْدِسِ وَ طُورِ سَیْنَاءَ»؛ بر روی کعبه، بر قبر پیغمبر اکرم،دربیت‏المقدس ودرطور سینا. «ثُمَّ یَقُولُ جَبْرَئِیلُ تَفَرَّقُوا فَیَتَفَرَّقُونَ فَلَا یَبْقَى دَارٌ وَ لَا حُجْرَةٌ فِیهَا مُؤْمِنٌ أَوْ مُؤْمِنَةٌ إِلَّا وَ تَأْتِیهِ الْمَلَائِکَةُ... وَ یُهَلِّلُونَ وَ یُسَبِّحُونَ وَ یَسْتَغْفِرُونَ کُلَّ اللَّیْلِ لِأُمَّةِ مُحَمَّدٍ».  سپس جبرائیل به فرشتگان می‎گوید روی زمین پراکنده شوید. ملائکهدرزمین پراکنده می‏شوند، به نحویکههیچ جایگاهی نیست کهدرآن مؤمنومؤمنه‎ای باشد، مگر اینکهآن‏ها دورشرامی‎گیرندوشروع می‎کنند به استغفار کردن برای او.

چشم‎های ما نمی‎بیند! امّا امشب تمام اطراف محفل ماراملائکه گرفته‏اندوبرای ما استغفار می‎کنند وازطرف ماازخدا طلب آمرزش می‎کنند. ما امشبازخدا بهترین ترمیموبهترین ترسیم نسبت به آیندهرامی‎خواهیم. البته ما حوائجیکهبه ذهنمان می‎آیدرامی‎گوییم، امّا این‏ها کافی نیست.ازخدا بخواه هر چه راکهخیر استدرسال آینده به تو بدهدوهر چه شر است راازتو دور کند.

توسّل به امام علی(ع)وحضرت ابوالفضل العبّاس(ع)

امّا باید برای تقرّب به خدا، به وسیله‏ای چنگ زنیم؛ «وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ».  شب نوزدهم گفتم باید درِ آن خانه‎ای برویمکهوسیله‎های متعدّدی برای تقرّب به خدادرآن هست، نه یک وسیله. علی(علیه‎السلام)دربستر بودوفرزندانش اطراف بسترراگرفته بودند. ابتدا رو کرد به امام حسن(علیه‎السلام)وشروع کرد به وصیت کردن. بعد رو کرد به تمام بچّه‎هاوفرزندانش فرمود بعدازمن فتنه‎هاازهر سو به طرف شما می‎آید. منافقین این امّت کینه دیرینه‏شان راازشما طلب می‎کنندومی‎خواهندازشما انتقام بگیرند؛ بر شما باد به صبر!
در این میان چهره ملکوتیوربّانی علی(علیه‏السلام)، امام حسین(علیه‎السلام)رانشانه رفت. ابتدا حضرت به او فرمود فتنه‎هاازهر سووهر جانب بر تو می‎آید، بر تو باد به صبر! بار دوم رو کرد به حسینوگفت یا اباعبدالله! این امّت توراشهید می‎کنند، بر تو باد به تقواوصبردربلا! علی(علیه‎السلام) وقتی این جملهراگفت بی‎هوش شد. گویا صحنه عاشورادرنزد علی(علیه‎السلام) متمثّل شدوآن بلاهاومصیبت‎هارامی‎دید... .

می‎خواهمدرشب قدرازکسی بهره ببرمکهنامش باب‏الحوائج است؛ چراکهزین‎العابدین می‎فرماید شهدادرروز قیامت به منزلت عمویم عبّاس غبطه می‎خورند. لذا امام حسین(علیه‎السلام) این جملهراتنها بالای سر عبّاس گفت که: «الْآنَ انْکَسَرَ ظَهْرِی».  حالا کمر من شکست. چه موقع این جملهرافرمود؟ ابوالفضل(علیه‎السلام)ازشریعه بیرون آمد وباعجله به سمت خیمه‎ها حرکت کرد؛دربین راه، دو دستشراقطع کردند؛ مشکرابه دندان گرفت. تمام همّ او این استکهآبرابه خیمه‎ها برساند.ازهر طرف ابوالفضل(علیه‎السلام)راتیرباران کردند... .

می‎نویسند: «وَ جَاءَهُ سَهمٌ وَ أصَابَ القِربَةَ»؛ تیری آمدوبه مشک خورد. «فَوَقَفَ العَبَّاسُ مُتَحَیِّراً»؛ ابوالفضل متحیّر ایستادکهچه کنم؟ «وَ جَاءَهُ سَهمٌ آخَرُ فَوَقََعَ فِی عَینِهِ»؛ تیری دیگر آمدوبه چشم ابوالفضل خورد. آن خبیثباعمود آهن کاری کردکهعبّاس به روی زمین آمدوبرادرراصدا زد. «یَا أخَاهُ أدرِک أخَاکَ». گویا علی(علیه‎السلام) این صحنهرامی‎دیدکهبی‏هوش شد. چون ابوالفضل(علیه‎السلام) همدرآن جمع نشسته بود. حسین(علیه‎السلام)باعجله آمد؛ ابوالفضل هنوز رمقیدربدن داشت. به برادر گفت: «یَا أخَاهُ مَا تُریدُ»؛ برادر! حالا می‏خواهی چه کار کنی؟! حسین(علیه‎السلام) گفت می‎خواهم تورابه خیمه‎ها ببرم. عبّاس گفت مرا به خیمه‎ها مبر... .

برگردیم به خانه علی(علیه‎السلام)؛ می‎گویند علی(علیه‎السلام) به هوش آمد. شروع کرد این جملاتراگفتن: «الآن پسر عمویم پیغمبر آمد، عمویم حمزه آمد، برادرم جعفر آمد؛ همه به من می‎گویند ما منتظر تو هستیم». اینجا بودکهدیده مبارکشرابه سمت فرندانش کردوگفت همه شمارابه خدا می‎سپارم. «لِمِثْلِ هذا فَلْیَعْمَلِ الْعامِلُونَ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوْا وَ الَّذِینَ هُمْ مُحْسِنُونَ».  ناگهان دیدند عرق بر پیشانی علی نشست، پاهارابه سمت قبله دراز کرد. «َأَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»... .

گزیده:
در باب مسأله مغفرتورحمت این‎طور استکهاگر عبد خودش رادرمعرض رحمتومغفرت قرار بدهد، رحمتومغفرت شامل حالش می‎شود. پس خودت رادرمعرض قرار بده!درمعرض قرار دادن احتیاج به مبرِز هم ندارد؛ زیرا این امر، درونی است. خدا درون دل منوتوراامشب می‎بیند. اگر دیدکهواقعاً شرمنده هستیمونسبت به گذشته‎مان واقعاً پشیمانیم، مأمورینشرامی‎گماردوآن‏ها شروع می‎کنند به طلب مغفرت کردن برای ما... .

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد