تابناک:
دستاورد محوری در حرکتهای علمی ایران پدیده تازهای نیست و راهبرد فضایی کشور به ویژه در بخش غیر نظامی نیز از این قاعده مثتثنی نیست. این راهبرد ممکن است در کوتاه مدت منجر به کسب دستاوردهایی شده باشد که توانمندی پژوهشگران در حل مسایل فناورانه را به رخ جهانیان بکشد اما آیا این راهبرد قادر است در درازمدت ما را به صورت جدی وارد عرصه فضا کند؟
فضایی شدن راهی گران و طولانی است. با این وجود هیچ دولت آگاه و توانمندی در جهان نیست که از قدم گذاشتن در این راه اجتناب کند، چراکه ظرفیتها و منافع سرشار فضا میتواند کلید توسعه آنهایی باشد که بدان دست مییابند.
امروزه زندگی جوامع بشری چنان به خدمات فضایی وابسته شده است که تصور زندگی بدون این خدمات رعبآور است؛ مخابرات تلفنی، اینترنتی و تلویزیونی تا حد زیادی به ماهوارهها وابسته شدهاند، موقعیتیابی که زمانی با کمک خورشید و ستارگان انجام میشد به کمک فناوریهای فضایی به طرز شگفتآوری دقیق و کارآمد شده و فضا حتی کشاورزی و دیگر صنایع را نیز دستخوش تحولات شگرفی کرده است.
بدین ترتیب چشم پوشی از صنایع فضایی در چنین شرایطی ممکن نبوده و کشورهایی که در این عرصه سرمایهگذاری نکنند افق روشنی نخواهند داشت و در آیندهای نه چندان دور با وابسته شدن به کشورهای تسخیر کننده فضا، استقلال خود را فدای این غفلت خواهند کرد، اما در این میان هرآنکه گام در این راه بنهد لزوما به مقصد نرسد.
فضایی شدن راهی گران و طولانی است که برنامه ریزی راهبردی دقیق با نگاهی به افقهای بسیار دور را میطلبد. نگاه پروژه محور به فضایی شدن که منجر به کسب دستاوردهایی مانند اعزام میمون به فضا در مدت کوتاهی شده هر چند انگیزه و اشتیاق خوبی را در میان مردم و مسئولین ایجاد کرده است اما نمیتواند بنیه خوبی برای ادامه راه فضایی شدن در کشور فراهم کند.، چراکه فعالیت درازمدت و جدی تنها با توسعه زیرساختهایی از قبیل توسعه مجموعه آزمایشگاهها، پایگاههای پرتاب، ایستگاههای زمینی و غیره ممکن است که به شدت هزینهبر بوده و در ادامه مسیر فضایی شدن برای کشور لازم و ضروری هستند.
از طرفی ممکن است تاکنون توانسته باشیم با هزینههایی قابل پذیرش و با کمرنگ کردن اولویتها، به جبران عقب ماندگی خود در عرصههای مختلف فضایی بپردازیم، اما باید توجه کرد که پس از گذشت بیش از ده سال از آغاز فعالیتهای فضایی در کشور و طی گامهایی بلند با استفاده از تجربیات دیگران، هماکنون میتوان گفت به گردنههای این مسیر رسیدهایم که هر گام کوچک با چالشهایی دشوارتر از گذشته مواجه و نیازمند دقت بسیار در انتخاب مسیر میباشد.
اگر به گفتههای اخیر رییس پژوهشگاه سامانههای فضانوردی دقت شود، آشکارا روند سختتر شدن مسیر و افزایش هزینهها مشخص میشود. به استناد سخنان وی فرستادن اولین میمون به فضا ۳ میلیارد تومان هزینه داشته است، در حالی که پس از گذشت یکسال و با توسعه فناوری، این مبلغ در دومین پرتاب به ۷ میلیارد تومان میرسد. هر چند این مبلغ و حتی بیش از آن با فرض اینکه منظور از این گفته تمام هزینههای مربوط به این پروژه از جمله خرید تجهیزات و حقوق پرسنل و سایر هزینههای جاری باشد، برای یک پروژه فضایی پذیرفتنی است اما توجه به این روند افزایشی و اینکه برنامه اعزام انسان به فضا بر اساس سند چشمانداز تا سال ۱۴۰۴ ادامه خواهد داشت، نشان میدهد که مبلغ ۱۴ میلیارد دلار اعلام شده توسط برخی کارشناسان برای این پروژه، دور از واقعیت نیست. همین حقیقت را میتوان در توسعه ماهوارهها و سایر برنامههای فضایی پیشبینی کرد.
این حقایق ما را به این نکته رهنمون میکند که با وجود تمایل بسیاری از سیاستمداران و مسئولین برای رسیدن به تمام قلههای فناوری فضایی از جمله اعزام انسان به فضا و ساخت ماهوارههای مخابراتی و سنجشی و غیره چنین روندی ممکن نخواهد بود.
پافشاری بر انجام پروژههای زودبازده اما بیسرانجام، حتی اگر هزینهای نه چندان زیاد داشته باشد مانند تاختن بدون هدف، سوار را به منزلگاهی نمیرساند. آیندهنگری اصلی است که نباید مزه شیرین موفقیت ما را از آن غافل کند.
اگر امروز برای اعزام میمون به فضا پایکوبی میکنیم، باید انتهای مسیر را تصور کنیم که آیا داشتن یک فضانورد ایرانی برای ما مفیدتر است یا ماهوارهای که ما را از وابستگی به کشورهای دیگر برهاند. این امر نه تنها حکم منطق است بلکه نگاهی به کشورهای پیشتاز این عرصه و ملاحظه همکاریهای گسترده بینالمللی برای سرشکن کردن هزینههای فعالیتهای فضایی بر این امر صحه میگذارد که در صورت تمایل به تبدیل شدن به یک بازیگر واقعی این عرصه، باید یک مسیر روشن که بر اساس اولویتها و با هماندیشی تمامی صاحبنظران انتخاب شده است را طی کرد چرا که فضایی شدن راهی گران و طولانی است.
فضایی شدن راهی گران و طولانی است. با این وجود هیچ دولت آگاه و توانمندی در جهان نیست که از قدم گذاشتن در این راه اجتناب کند، چراکه ظرفیتها و منافع سرشار فضا میتواند کلید توسعه آنهایی باشد که بدان دست مییابند.
امروزه زندگی جوامع بشری چنان به خدمات فضایی وابسته شده است که تصور زندگی بدون این خدمات رعبآور است؛ مخابرات تلفنی، اینترنتی و تلویزیونی تا حد زیادی به ماهوارهها وابسته شدهاند، موقعیتیابی که زمانی با کمک خورشید و ستارگان انجام میشد به کمک فناوریهای فضایی به طرز شگفتآوری دقیق و کارآمد شده و فضا حتی کشاورزی و دیگر صنایع را نیز دستخوش تحولات شگرفی کرده است.
بدین ترتیب چشم پوشی از صنایع فضایی در چنین شرایطی ممکن نبوده و کشورهایی که در این عرصه سرمایهگذاری نکنند افق روشنی نخواهند داشت و در آیندهای نه چندان دور با وابسته شدن به کشورهای تسخیر کننده فضا، استقلال خود را فدای این غفلت خواهند کرد، اما در این میان هرآنکه گام در این راه بنهد لزوما به مقصد نرسد.
فضایی شدن راهی گران و طولانی است که برنامه ریزی راهبردی دقیق با نگاهی به افقهای بسیار دور را میطلبد. نگاه پروژه محور به فضایی شدن که منجر به کسب دستاوردهایی مانند اعزام میمون به فضا در مدت کوتاهی شده هر چند انگیزه و اشتیاق خوبی را در میان مردم و مسئولین ایجاد کرده است اما نمیتواند بنیه خوبی برای ادامه راه فضایی شدن در کشور فراهم کند.، چراکه فعالیت درازمدت و جدی تنها با توسعه زیرساختهایی از قبیل توسعه مجموعه آزمایشگاهها، پایگاههای پرتاب، ایستگاههای زمینی و غیره ممکن است که به شدت هزینهبر بوده و در ادامه مسیر فضایی شدن برای کشور لازم و ضروری هستند.
از طرفی ممکن است تاکنون توانسته باشیم با هزینههایی قابل پذیرش و با کمرنگ کردن اولویتها، به جبران عقب ماندگی خود در عرصههای مختلف فضایی بپردازیم، اما باید توجه کرد که پس از گذشت بیش از ده سال از آغاز فعالیتهای فضایی در کشور و طی گامهایی بلند با استفاده از تجربیات دیگران، هماکنون میتوان گفت به گردنههای این مسیر رسیدهایم که هر گام کوچک با چالشهایی دشوارتر از گذشته مواجه و نیازمند دقت بسیار در انتخاب مسیر میباشد.
اگر به گفتههای اخیر رییس پژوهشگاه سامانههای فضانوردی دقت شود، آشکارا روند سختتر شدن مسیر و افزایش هزینهها مشخص میشود. به استناد سخنان وی فرستادن اولین میمون به فضا ۳ میلیارد تومان هزینه داشته است، در حالی که پس از گذشت یکسال و با توسعه فناوری، این مبلغ در دومین پرتاب به ۷ میلیارد تومان میرسد. هر چند این مبلغ و حتی بیش از آن با فرض اینکه منظور از این گفته تمام هزینههای مربوط به این پروژه از جمله خرید تجهیزات و حقوق پرسنل و سایر هزینههای جاری باشد، برای یک پروژه فضایی پذیرفتنی است اما توجه به این روند افزایشی و اینکه برنامه اعزام انسان به فضا بر اساس سند چشمانداز تا سال ۱۴۰۴ ادامه خواهد داشت، نشان میدهد که مبلغ ۱۴ میلیارد دلار اعلام شده توسط برخی کارشناسان برای این پروژه، دور از واقعیت نیست. همین حقیقت را میتوان در توسعه ماهوارهها و سایر برنامههای فضایی پیشبینی کرد.
این حقایق ما را به این نکته رهنمون میکند که با وجود تمایل بسیاری از سیاستمداران و مسئولین برای رسیدن به تمام قلههای فناوری فضایی از جمله اعزام انسان به فضا و ساخت ماهوارههای مخابراتی و سنجشی و غیره چنین روندی ممکن نخواهد بود.
پافشاری بر انجام پروژههای زودبازده اما بیسرانجام، حتی اگر هزینهای نه چندان زیاد داشته باشد مانند تاختن بدون هدف، سوار را به منزلگاهی نمیرساند. آیندهنگری اصلی است که نباید مزه شیرین موفقیت ما را از آن غافل کند.
اگر امروز برای اعزام میمون به فضا پایکوبی میکنیم، باید انتهای مسیر را تصور کنیم که آیا داشتن یک فضانورد ایرانی برای ما مفیدتر است یا ماهوارهای که ما را از وابستگی به کشورهای دیگر برهاند. این امر نه تنها حکم منطق است بلکه نگاهی به کشورهای پیشتاز این عرصه و ملاحظه همکاریهای گسترده بینالمللی برای سرشکن کردن هزینههای فعالیتهای فضایی بر این امر صحه میگذارد که در صورت تمایل به تبدیل شدن به یک بازیگر واقعی این عرصه، باید یک مسیر روشن که بر اساس اولویتها و با هماندیشی تمامی صاحبنظران انتخاب شده است را طی کرد چرا که فضایی شدن راهی گران و طولانی است.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد