آتش گرفتن اعتدال در خیابان جمهوری/ روایت رزمندگان از لحظات خاص/ خزانه عزت ملی را خالی نکنید/ گزینه های میز ما

سرویس: اخبار کوتاهکد خبر: 128164|06:45 - 1392/11/08
نسخه چاپی

شهر وبلاگ‌ها ساکنانی خوش‌نشین دارد، فقط کافیست تا چند روزی را میهمان اهالی میهمان‌نواز این شهر شوی؛ هر خانه با چراغی روشن، خود را برای پذیرایی از میهمانان آماده کرده است.

اگرچه زبان مردم این شهر با هم تفاوت دارد اما صدایشان یکی است؛ این شهر هر روز شلوغ‌تر می‌شود؛ افرادی خانه‌ها‌ی شان را رها می‌کنند اما تعداد بیشتری به قصد بنا کردن منزل جدید راهی این شهر می‌شوند.

مردم، مهربانی‌ها و تجربه‌هایشان را بدون اندکی توقع با همشهری‌های خود به اشتراک‌ می‌گذارند؛ اینجا در بیان بایدها، رودربایستی معنا ندارد و در هیچ خانه‌ای به روی میهمان بسته نیست.

سرویس فضای مجازیخبرگزاری فارس، هر سه‌شنبه منتخب مهم‌ترین و بهترین مطالب وبلاگ‌نویسان کشور را در قالب گزارش«سه‌شنبه‌های وبلاگی»در معرض دید مخاطبان این خبرگزاری قرار می‌دهد.

قرار ما سه‌شنبه‌های هر هفته با سه‌شنبه‌های وبلاگی برای قدم زدنی کوتاه با وبلاگ‌نشینان...

 

وقتی اعتدال روحانی در جمهوری آتش گرفت

یک حادثه تلخ از هزاران حادثه‌ای که به راحتی از کنار آن عبور کردیم؛ پرونده حادثه آتش سوزی ساختمانی در خیابان جمهوری زیر خروارها کینه و تسویه حساب سیاسی پس از بررسی در دادگاه و  صدور حکم در مرحله مجازات مجرم است؛ وبلاگ سرزمین شلمچه برگی از این پرونده را خواند: متأسفانه برخی اعضای شورای شهر در واکنش به این حادثه، خواستار استعفای شهردار تهران شدند که بهتر بود خواستار شهردار شدن محسن هاشمی می‌شدند. فرض بگیریم، آقای هاشمی شهردار شده بود، آیا این اتفاق رخ نمی‌داد؟

ادامه مطلب

«محمودرضا» می‌خواست بفهماند شهادتش نزدیک است

وقتی قرار شد به دفاع از حرم قبله عشق عازم سوریه شود، چشم بر تمام دلبستگی‌ها، همراه با بار سفر بسته بود، حتی بر لبخند شیرین تر از عسل دختری 2 ساله؛ می‌دانست سفری بی‌بازگشت در پیش دارد؛ باید کاری می‌کرد؛ حرف‌هایی بود که در صفحه سرد و سفید وصیت‌نامه نمی‌گنجید؛ برادرش را صدا کرد تا به وی بگوید، او گفت اما کسی حرف‌هایش را باور نکرد تا اینکه ...«در باغ شهادت باز، باز است ...».

احمدرضا بیضایی برادر شهید محمودرضا بیضایی شهید مدافع حرم حضرت زینب(س) خاطره‌ای از برادرش را در وبلاگ اسکالپل آورد: 2، 3 ساعت تمام منتظر می‌مانم اما حرف‌هایمان کاملاً عادی پیش می‌روند؛ سعی می‌کنم صبور باشم تا سر صحبت را باز کند؛ بالاخره صبرم تمام می‌شود و می‌گویم بگو! می‌گوید: «من شهید شدم به نظر تو محل دفنم تبریز باشد یا تهران؟».

ادامه مطلب

 

غریزه اصلاح‌طلبی و «مرده‌خواری»

پیراهن عثمان را که یادتان هست، همانی که بهانه‌ شوریدن در برابر امام علی (ع) شد؛ وبلاگ یادداشت‌های یک پابرهنه رونمایی داشته است از پیراهن عثمانی دیگر، که هر بار به هر بهانه‌ای علم می‌شود: مرده‌خوار کسی است که حتی از مرگ دیگران هم استفاده می‌برد! اصول اینگونه افراد حول منافع دنیوی و مادی تعریف می‌شود؛ در واقع مانند علم شدن پیراهن خونین عثمان، منافع مادی است که می‌تواند افراد متضاد را زیر یک علم جمع کند. 

ادامه مطلب

 

دریا کجاست تا که ببیند به یک حضور/ موج سرور در بن دل‌ها گذاشتی

حضرت معصومه (س) بعد از یک سال دوری از برادر مدینه را به مقصد خراسان ترک کرد؛ عوامل حکومتى بنى عباس، در شهر ساوه به کاروان حامل آن حضرت حمله کرده و همراهان ایشان را به شهادت رساندند؛ وقتی حضرت فاطمه معصومه (س) بر اثر مسمومیت و شدت غم و اندوه در شهر ساوه بیمار می‌شود می‌فرماید: مرا به شهر قم ببرید؛ زیرا از پدرم شنیدم که مى‏فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ماست.

و این چنین شد تا در 23 ربیع الاول سال 201 قمرى شهر قم به استقبال بانوی وی فضیلت و کرامت آمد؛ سجاد شاکری در وبلاگ بین‌الطلوعین  قطعه شعری به مناسبت ورود حضرت معصومه (س) به شهر مقدس قم سروده است: وقتی که آمدی و به قم پا گذاشتی/ یک دُر ناب در دل دریا گذاشتی/ دریا کجاست تا که ببیند به یک حضور/ موج سرور در بن دل‌ها گذاشتی.

ادامه مطلب

 ما هم گزینه داریم؛ لبخند و تعارف!

سایت نطنز پلمب شد، غنی سازی 20 درصد تعلیق شد، حسن نیت ایران ثابت شد و گزینه‌ها از روی میز شیطان بزرگ برداشته نشد؛ وبلاگ آهستان این موضوع را بررسی کرد: زورگوها رک و پوست کنده، از همان تریبون‌هایی که ما حرف‌های قشنگ می‌زنیم، ما را تهدید می‌کنند؛ ما هم به دلیل اینکه با آنها تعارف داریم، فقط لبخند می‌زنیم.

ادامه مطلب

 «برد-برد» را مردم زمانی می‌گویند که دزدی صورت بگیرد

چند اصلاح که در سال 92 متولد شده‌اند؛ سنشان به یک سال هم نمی‌رسد اما دایرةالمعارفی هستند برای خودشان؛ وبلاگ فرهنگ پرواز  تلخندی بر اصطلاحات سیاسی-اجتماعی را آورد: «برد برد» را مردم زمانی می‌گویند که دزدی صورت بگیرد و مردم داد می‌زنند برد برد! و دیپلمات‌ها زمانی می‌گویند که به یک پیروزی بزرگ برسند! 

ادامه مطلب

 

 

روایت رزمندگان از لحظات خاص/ شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد!

برخی از اتفاقات پیش بینی نشده شاید همان لحظه که درگیرش هستیم نه تنها برایمان جالب نیست بلکه ممکن است موجب دلخوریمان نیز بشود؛ اما با گذشت زمان وقتی خاطرات خود را مرور می‌کنیم عکس‌العملی کاملاً متفاوت از خود نشان می‌دهیم؛ لبخند یادآوری یک خاطره شیرین براحتی بر صورتمان نقش می‌بندد.

وبلاگ رهسپار قدیمی در یک شب نشینی میزبان خاطراتی خاص از رزمندگان دفاع مقدس شد: شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد، اینکه بدون هیچ ضابطه‌ای برای ادای دین الهی و ملی از دشت‌های داغ جنوب تا کوه‌های یخ زده غرب بروی، بعد بخواهند با دقیق‌ترین ضوابط کاغذی و دستگاه‌های پزشکی تشخیص بدهند شما کجای معرکه بوده‌ای.

ادامه مطلب

 

خزانه عزت ملی را خالی نکنید

یک درخواست ساده و اما مهم؛ به سادگی شعارهای یک ملت در مدت 35 سال و به مهمی عزت ملی؛ وبلاگ افاضات عقل کل یک توصیه داشت: مسئولان مراقب خزانه عزت ملی باشند تا بعد از اتمام دوران مسئولیتشان، شاهد نباشیم که رئیس‌جمهور بعدی بگوید دولت را با خزانه‌ای خالی از عزت ملی و با انبوهی از سرشکستگی و تحقیر ملی تحویل گرفتیم!

ادامه مطلب

 

«شوخی کردم» به سبک اخراجی‌ها متأثر از خنده بازار

مجموعه طنز «شوخی کردم» جدیدترین ساخته مهران مدیری وارد بازار شده است؛ وبلاگ قیام الله در نقد این مجموعه نوشت: طنز «شوخی کردم» در بررسی مسائل و تکه کلام‌های مردم و رسانه‌ها متأثر از خنده‌بازار و به دلیل تکثر چهره به سبک اخراجی‌ها، هر آیتم به نحوی با چهره‌ای عجین است.

ادامه مطلب

وبلاگ خود را به ما معرفی کنید

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد