وبلاگ خواندنی ها

جایگاه و ارزش زنان درطول تاریخ

کد خبر: 133342|04:37 - 1392/11/15
نسخه چاپی
جایگاه و ارزش زنان درطول تاریخ

ددمنشى مردم جاهلى تاريخ نسبت به جنس زن فوق العاده شگفت آور است.

آنان كه جداى از منطق حق و نور وحى مى زيستند زن را همچون ابزار و وسيله براى زندگى بوالهوسانه مرد مى شناختند و وى را عامل تهيه انواع لذت ها براى مرد مى دانستند.

خواندن و نوشتن را براى او خطرناك مى دانستند و از خانه بيرون رفتن را براى امور طبيعى زندگى و ديد و بازديد ارحام مجاز نمى دانستند.

مكان زندگى او را منحصر به چهار ديوار خانه قلمداد مى كردند و وى را در مقابل مرد كه موجودى فعال ما يشاء مى پنداشتند بى اختيار مى دانستند.

در مناطق مسيحى نشين كه صد و هشتاد درجه از آئين الهى مسيحيت انحراف داشتند مى گفتند: زن را بايد مانند دهان سگ دهن بند زد و مردد بودند كه روح زن آيا روح بشرى يا روح حيوانى است!!

در آفريقا زن حكم كالا و ثروت داشت و براى او ارزشى بيش از گاو و گوسپند نمى دانستند هر كس زن بيشترى در اختيار داشت ثروتمندتر شناخته مى شد خريد و فروش زن و بكار گرفتن وى براى شخم زمين امرى معمولى و عادى بود.

در ايتاليا وقتى مرد خانه دختردار مى شد از خوشحالى در پوست نمى گنجيد زيرا شيئى به اشيائش اضافه شده بود و پس از سيزده يا چهارده سال او را به بازار برده و مى فروخت و قيمتش را صرف مخارج روزانه زندگى مى كرد!گاهى كه در ايتاليا از دست زن خشمگين مى شدند او را در ديگ جوشانى از روغن زيتون مى انداختند تا نابود شود.از او به عنوان خدمتكار كلفت كنيز كالاى شهوت استفاده مى كردند و هنوز هم در فرهنگ بشرى از بسيارى از حقوق حقه اش محروم است.

در كلده و بابل زنان را مانند ساير كالاها مى فروختند و هر سال بازارى براى اين كار داشتند تا دختران به سن ازدواج خود را بفروشند.

در هندوستان دختر را از سن پنج سالگى شوهر مى دادند و براى آنها حقى قائل نبودند حيات زن را طفيل مرد مى دانستند و چون شوهرش مى مرد او را با شوهر مى سوزاندند و هيچ موجودى را پست تر از زن شوهر مرده نمى دانستند.

امروز همچنانكه در روزنامه ها مى نويسند بسيارى از هندوها از ترس فراهم نشدن جهيزيه دختران خود را در كودكى نابود مى كنند!!

در چين و تبت زنان جز در كار چهار ديوار خانه حقى نداشتند و براى كاستن قدرت راه رفتن زن پس از تولد او پايش را در قالب آهنى مى بستند و پس از رسيدن به سن پانزده سالگى آن قالب را از پايش جدا مى كردند!

در يونان كه مركز علم و دانش و فلسفه و حكمت بود زائيدن دختر به وسيله زن جرم بود و تا دو بار دختر زائيدن در دادگاه محاكمه و محكوم به پرداخت جريمه و بار سوم محكوم به اعدام مى شد.

در عربستان چنانكه قرآن مجيد مى فرمايد: زنده به گور كردن دختران امرى عادى و ساده مى نمود:

چون يكى از آنان را به فرزندى كه دختر بود مژده مى آمد از شدت غم و اندوه رخسارش سياه و سخت و ناراحت مى شد و به خاطر اين خبرى كه به خيال خودش زشت بود روى از قوم مى گرداند و فرار رابر قرار ترجيح مى داد و به فكر مى افتاد كه آن دختر را با خفت و خوارى نگاه دارد يا زنده به خاك گور اندازد بدانيد حكم آن بى خردان نسبت به دختر بد بود و قضاوتشان زشت.

اين مسائل گوشه اى از جناياتى است كه مردم بى خبر و بى خرد نسبت به جنس زن روا مى داشتند مفصل اين مسائل در كتب مربوط به حيات زن ثبت است مى توانيد به آن منابع مراجعه كنيد.

تحقير زن حمله به شخصيت او محدود نمودن وى خازج از دستورات حكيمانه دين زجر دادن به او و ممنوع كردنش از ديدن پدر و مادر و اقوام با تلخى و ترشروئى با او زندگى كردن خسته از كار روزانه و درگيريهاى بيرون به وقت خانه رفتن با او روبرو شدن پاسخ ندادن به غرائز او بخصوص غريزه جنسى وى همه و همه از نظر دين امرى ناپسند و كارى زشت و ظلمى فاحش است.

او ريشه و سرچشمه خير و كشتزار انسانيت و پوشش شما در زندگى و مايه آرامش و گل لطيف و ظريف گلستان هستى و نعمت حق در كنار شماست.

رسول باكرامت اسلام محبت به زن را در عرض علاقه به بوى خوش و نماز قرار داده اند:( همان)

محبوب من از دنيا زن و بوى خوش و  نور چشم من در نماز است.

اگر انسان با رعايت حقوق زن و احترام به شخصيت او از او فرزند صالح و شايسته اى پيدا كند عملش حتى پس از مرگ قطع نمى شود از آثار پاكى و صالح بودن فرزندش بعد از مرگ بهره خواهد برد.

رسول خدا مى فرمايد:

 چون انسان بميرد عملش قطع مى شود مگر از سه چيز: از كار خيرى كه دوام دارد

 از دانشى كه ديگران از او سود ببرند و  از فرزند شايسته اى كه براى وى دعا كند.

( غرر الحكم باب عقل )     

پس پدران و مادران قدر دختر را بدانيد و مردان از همسران پاك و شايسته خود قدردانى نمائيد كه دختر دارى و زن دارى منبع خيرى براى دنيا و آخرت انسان است

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد