به گزارشخبرگزاری فارس، طی سه ماه گذشته ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی دو توافق 6 بندی و 7 بندی به امضاء رساندند که به نوعی یادآور شیوه مدالیته در سالهای گذشته بود؛ با این تفاوت که در مدالیته، آژانس میبایست یک بار برای همیشه سئوالات خود را پیرامون مسئله هستهای ایران مطرح میکرد و بعد از پاسخگویی تهران، این موضوعات برای همیشه مختومه اعلام میشد، اما در توافقات کنونی، ایران و آژانس به صورت مرحله به مرحله پیش میروند و هر بار این نهاد بینالمللی درخواستها و سئوالاتی را مطرح میکند که بعد از پاسخگویی به آنها، سئوالات بعدی مطرح میشود.
مدالیتهای که مدالیته نشد
هر چند هر دو مدل، شیوههای پیشنهادی ایران بودهاند اما بین پیشنهاد الگوی اول و دوم چند سالی وقفه ایجاد شد. علت نیز این بود که بعد از توافق ایران و آژانس بر سر مدالیته، قرار بود تهران به 6 سئوال این نهاد بینالمللی در رابطه با فعالیتهای هستهای خود پاسخ دهد که اگر پاسخها قانعکننده بودند، دیگر برنامه هستهای ایران از دید آژانس مشکلی نداشت. چنین شد و در سند 711 آژانس در زمان محمد البرادعی، مدیر کل اسبق آژانس اتمی، اعلام شد، ایران به تمام ابهاماتی که نسبت به فعالیتهای هستهایاش بود در چارچوب این تفاهمنامه و 6 سئوال مطرح شده، پاسخ داده است.
کلید خوردن مطالعات ادعایی
بعد از آن امیدها به این بود که پرونده هستهای ایران به سمت روند عادیسازی پیش رود اما غرب به ویژه آمریکا به ناگاه مطلبی تحت مطالعات ادعایی مطرح کرد. آنها مدعی شدند به لپتاپی دست یافتهاند که در آن اشاره شده ایران فعالیتهایی را انجام میدهد که این فعالیتها نیاز به پرسش بیشتری دارد تا اطمینان حاصل شود فعالیتهای ایران در جهت صلحآمیز هستند.
بعد از این ماجرا اولین کاری که ایران کرد ارائه گزارشی در رابطه با مطالعات ادعایی بود که در حدود 106 صفحه تمامی اتهامات را با استدلال رد میکرد اما از آنجایی که پرونده هستهای ایران صبغه سیاسی دارد، بحث اغنایی و استدلال منطقی دیگر جایی نداشت.
به این ترتیب، حدود 10 جلسه میان کارشناسان ایران و آژانس برگزار شد تا شاید به جمعبندی و چارچوب جدیدی دست یابند تا بر اساس آن ایران پاسخهای لازم را به آژانس بدهد و مورد پذیرش آنها قرار گیرد اما هرگز چنین نشد. این جلسات تا قبل از دولت یازدهم ادامه داشت و به نتیجه مطلوبی دست نیافت.
تحول در روابط ایران و آژانس در دولت یازدهم
با روی کار آمدن دولت یازدهم رویکرد جدیدی در دستورکار قرار گرفت و سپتامبر 2013 دیداری با یوکیا آمانو، مدیر کل آژانس در وین در این باره برگزار شد. در آن نشست قرار شد آژانس فرایند ساختاری خود را کنار گذارد و در ضمن از آمانو دعوت به عمل آمد سفری به ایران داشته باشد. به این ترتیب مقدمات دور جدید مذاکرات میان ایران و آژانس فراهم شد. کارشناسان دو طرف دو جلسه در پنجم مهرماه و هفتم و هشتم آبانماه داشتند و در آن جلسات پیشنویس بیانیه تهران همراه با یک پیوست تهیه شد و 20 آبان این تفاهمنامه 6 بندی به امضاء رسید.
توافق 6 بندی ایران و آژانس
بند نخست آن درباره «ارائه اطلاعات مربوطه و دسترسی مدیریت شده به معدن گچین در بندرعباس» بود. البته آژانس قبلا از گچین بازدید کرده بود اما باز اصرار داشت مجددا این کار را انجام دهد. به خاطر همین، 9 بهمن ماه، سه تن از بازرسان آژانس از معدن گچین در بندر عباس بازدید کردند.
آژانس از قبل همواره مُصر بود از تاسیسات آب سنگین اراک بازدید کند. هرچند در توافقنامه پادمان چنین الزامی برای جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد، اما ایران در این توافقنامه موافقت کرد، «اطلاعات مربوطه و دسترسی مدیریت شده به راکتور تولید آب سنگین اراک» را فراهم سازد. 16 و 17 آذر بازدید ایران از اراک انجام شد.
«ارائه اطلاعات درباره همه راکتورهای تحقیقاتی جدید» بند سوم این تفاهمنامه را تشکیل میداد. این بند نیز به این ماجرا مربوط میشد که ایران قبلا اعلام کرده بود میخواهد تعداد بیشتری راکتور تحقیقاتی برای تولید رادیودارو بسازد. در واقع اگر جمهوری اسلامی فعالیت هستهای داشته باشد، باید به آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کند اما از آنجائیکه تهران در حال حاضر مقید به کد 3.1 قدیم هست و نه 3.1 جدید، الزامی ندارد پیشاپیش درباره تاسیسات هستهای که قرار است در آینده بنا کند به آژانس اطلاع دهد مگر 180 روز پیش از ورود مواد هستهای به آن تاسیسات. اما با توجه به درخواست آژانس در این باره، ایران موافقت کرد اطلاعات راکتورهایی که میخواهد در آینده بسازد را در اختیار این نهاد قرار دهد.
یکی دیگر از بحثهای موجود ساختگاههای راکتورهای قدرت در کشور بود که آژانس اتمی میخواست بداند این راکتورهای قدرت در چه مکانهایی ساخته میشوند که باز طبق کد 3.1 قدیم، ایران باید 180 روز قبل از ورود مواد هستهای به تاسیسات این موضوع را به اطلاع آژانس برساند. اما با این حال، ایران موافقت کرد ساختگاههای راکتورهای آینده کشور را در اختیار آژانس قرار دهد.
بند 5 این تفاهمنامه درباره « شفافسازی اظهارات ایران درباره تاسیسات غنیسازی اضافی» است و بند ششم «شفافسازی بیشتر اظهارات ایران در زمینه فنآوری غنیسازی لیزری» است.
اما بند ششم نیز خود ماجرایی دارد. قریب به 10 سال پیش، ایران فعالیتهای لیزر پیشرفتهای داشت. قبل از اینکه کشورمان وارد عرصه غنیسازی بهوسیله سانتریفیوژ شود، در حوزه غنیسازی لیزری نیز فعالیت میکرد اما زمانی که موفق شد از طریق سانتریفیوژ به غنیسازی دست یابد دیگر ضرورتی برای ادامه غنیسازی از طریق لیزر وجود نداشت. بر همین اساس در سال 2003 به آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرد تاسیسات لیزر را کنار گذاشته است. بازرسان آژانس نیز از این تاسیسات بازدید کردند و فعالیتهای این تاسیسات به طور کلی جمع شد، اما فعالیتهای لیزر در بخشهای دیگر مانند موسسات دولتی ادامه یافت. در این زمینه یک مرکز ملی لیزر وجود دارد که در امور پزشکی و صنعتی فعالیت میکند.
اما اینکه چرا این موضوع مسئله ساز شد به نمایشگاهی باز میگردد که مرکز لیزر برپا کرد و محمود احمدینژاد، رئیس جمهور سابق در سخنرانی خود در این نمایشگاه گفت، «ما در عرصه لیزر پیشرفت کردهایم و این پیشرفت آنقدر بوده است که زمانی میتوانستیم از طریق لیزر غنیسازی کنیم». غرب این اظهارات را بدین مفهوم تلقی کرد که هنوز هم فعالیت غنیسازی ایران در زمینه لیزر ادامه دارد. بنابراین در تفاهم نامه جدید ایران موافقت کرد در این زمینه شفافسازی کند.
قرار بود این توافق 6 بندی، سه ماهه اجرایی شود که چنین شد و به این ترتیب 12 و 13 بهمن 92، جلسات فنی سازندهای در قالب چارچوب همکاری برگزار شد که در طول این جلسات، دو طرف پیشرفت در اجرای اقدام عملی اولیه که 3 ماه پیش توافق شد را مرور کردند.
در این مذاکرات آقای ترو واریورانته، معاون امور پادمان آژانس بینالمللی انرژی اتمی با تقدیر از همکاریهای جمهوری اسلامی ایران و ابراز رضایت از روند موجود، اعلام کرد که مدیرکل آژانس در گزارش آتی خود به شورای حکام این همکاریها را مورد توجه قرار خواهد داد.
توافق 7 بندی ایران و آژانس
19 و 20 بهمن نیز طی دو روز مذاکرات فشرده توافق 7 بندی دیگری میان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی به امضاء رسید. موضوعات جدید توافق شده جهت همکاریهای داوطلبانه، علاوه بر بیانیه تهران در راستای تفاهمات صورت گرفته در قالب برنامه اقدام مشترک بین جمهوری اسلامی ایران و کشورهای 1+5 شامل موارد زیر است:
نخست «ارایه اطلاعات مورد توافق طرفین و دسترسی مدیریت شده مرتبط با معدن ساغند یزد»، دوم «ارایه اطلاعات مورد توافق طرفین و دسترسی مدیریت شده مرتبط با کارخانه تغلیظ اردکان»، سومین بند، «تحویل پرسشنامه اطلاعات طراحی (DIQ) بروز شده راکتور IR-40 (اراک)»، بند چهارم، « اتخاذ اقدام در جهت به نتیجه رسانیدن رهیافت پادمان برای راکتور IR-40 (اراک)»، پنجمین مورد « ارایه اطلاعات مورد توافق طرفین و تنظیم بازدید فنی از مرکز لیزر لشکرآباد»، مورد ششم، « ارایه اطلاعات مواد چشمه[source material]، که هنوز به ترکیب و خلوص لازم برای ساخت سوخت و یا غنی سازی نرسیدهاست، شامل واردات چنین موادی به ایران و استخراج اورانیوم از فسفات توسط ایران» و بند هفتم و آخر، » ارایه اطلاعات و توضیحات به آژانس به منظور ارزیابی اظهاریه ایران در مورد نیاز یا کاربرد توسعه EBW (نسل جدید چاشنیهای ایمن)» است که این بندها باید تا 25 اردیبهشت 93 به اجرا درآیند.
امید این است که با این طرح مرحله به مرحله روند عادی سازی پرونده ایران فراهم شود اما در عین حال نباید صد در صد خوشبین بود چراکه آژانس هر چند وقت یکبار ادعاهایی درباره ارتباط فعالیت هسته ای ایران با برنامه موشکی مطرح میکند و خواستار بررسی موارد غیر مرتبط با برنامه هستهای می شود که اگر چنین شود روند راستیآزمایی فعالیتهای ایران تا آینده دور ادامه خواهد داشت.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد