خبرگزاری فارس- گروه جامعه:شرایط سیاسی زمان تأسیسخبرگزاری فارس، کم و کیف عملکرد رسانههای اصولگرا و اصلاح طلب در سال 81، امکانات خبرگزاری، انتخاب نام «فارس»، شیوه تربیت خبرنگاران چند منظوره، کسب تجربه سایر خبرگزاری ها و... موضوعاتی است کهدر قسمت های قبلی مصاحبه مهدی فضائلی، نخستین مدیرعاملخبرگزاری فارس،مرور شد.
فضائلی درباره نحوه طراحی لوگو و گرافیکخبرگزاری فارس، شرایط آغاز به کار رسمی خبرگزاری، نحوه گزینش و به کارگیری خبرنگاران از طیف های مختلف سیاسی حتی از دوم خردادی های به اصطلاح خوش خیم! هم گفت.
اما در قسمت چهارم از این مصاحبه که پیش روی شما است می خواهیم درباره نحوه کار با خبرنگارانی که خط سیاسی آنها با خبرگزاری متفاوت بود، روابط دوستانه در کنار سخت گیری هایی که تا پای اخراج هم پیش می رفت و... پرسش و پاسخی داشته باشیم و خاطراتی از جمله ماجرای عکاسی از حضور هاشمی رفسنجانی در بم، درخواست اخراج خبرنگار فارس از سوی وزارت کشور یا ماجرای انتشار خبر همسر دوم مهاجرانی را مرور کنیم.

فارس:چطور با خبرنگارانی که خط سیاسی متفاوتی با خبرگزاری داشتند رابطه برقرار می کردید و چگونه توانستید اعتماد متقابل را ایجاد کنید تا در کار دچار مشکل نشوید؟
فضائلی:چند عامل وجود دارد که می تواند این مسئله را حل کند اول اینکه افرادی که وارد کار رسانه می شوند مثل خیلی حرفه های دیگر،اگر آماتور و بی تجربه باشند یک طور عمل می کنند و اگر حرفه ای باشند می دانند که وقتی وارد سیستم کاری می شوند باید اقتضائات و چارچوب های کاری آن مجموعه را بپذیرند در عین اینکه می توانند سلایق و نظرات خودشان را هم داشته باشند؛شبیه فوتبالیست حرفه ای که از یک باشگاه به باشگاه رقیب می رود و در وقت مسابقه به تیم قبلی خود گل هم می زند!
البته وضعیت افراد معتقد و مومن به یک آرمان و هدف متفاوت است و آنها این طور عمل نمی کنند ولی همه این طور نیستند. فکر می کنم یکی از دلایلی که باعث می شد مشکلی پیش نیاید همین بود که خبرنگاران ما در آن زمان، حرفه ای بودند و آگاهانه به خبرگزاری آمده بودند لذا سلایق خودشان را داشتند ولی حرفه ای رفتار می کردند. از این طرف هم ما می دانستیم که چه کار می کنیم.
چون ما هم با آگاهی این دوستان را پذیرفته بودیم می دانستیم که با چه خصوصیات و گرایشهایی داریم کار می کنیم. از سوی دیگرفضای حاکم بر خبرگزاری طوری بود که خبرنگاران مجبور نبودند افکار خودشان را سانسور کنند یا نگران باشند و بترسند که سلیقه شان با خبرگزاری متفاوت است و بخواهند چیزی را کتمان کنند یا زیرآبی بروند و دور بزنند.این عوامل باعث می شد که ما به راحتی با هم کار کنیم اگر به سوابق آنها برگردیم می بینیم که این افراد، کاملاً با خبرگزاری هماهنگ بودند و در موارد متعدد به طرف مقابل گل هم می زدند؛چه گلهایی!
نکته خیلی مهم دیگر که فکر کنم قبلاً هم اشاره کرده ام این است که این دوستان اگر نظر و سلایق ما را قبول نداشتند اما خودمان را قبول داشتند و رفتار ما را پسندیده بودند و رابطه ما و آنها صمیمی و رفاقت آمیز بود. عبارتی را سالها قبل از جناب آقای ناطق نوری شنیده بودم که خیلی جاها از جمله، این مورد، کاربرد دارد و آن اینکهرابطه ما با این قبیل همکاران"با حفظ موضع، سلام علیکم"بود!
فارس:نمونه هایی از این ارتباط های دو سویه بین مدیریت خبرگزاری و خبرنگارانی که خط فکری متفاوتی داشتند، خاطرتان هست؟
فضائلی:خدا رحمت کندمرحوم عطا افشاریرا که یکی از خبرنگاران ما با گرایشات اصلاح طلبی البته از نوع خوش خیم بود و درخبرگزاری فارسکار می کرد. ایشان خبرنگار حوزه وزارت کشور بود که یک مشکلی بین او و وزارت کشور در زمان وزارت آقای پورمحمدی پیش آمد که شاید در ادامه گفت و گو بد نباشد آن را هم توضیح بدهم.
آنها می خواستند که او را اخراج کنند و خبرنگار این حوزه خبری ما تغییر کند. در آن زمان جریانهایی بودند که می خواستند از این اوضاع پیش آمده سوء استفاده کنند؛ مطمئن شده بودم که او خطایی نکرده و برخورد وزارت کشور نادرست است. با مرحوم افشاری صحبت کردم و گفتم که ما داریم از شما و در حقیقت از خبرگزاری حمایت می کنیم و دلیلی ندارد که گروههای دیگری با اغراض نادرست وارد این موضوع بشوند؛ مرحوم افشاری هم پذیرفت و اجازه نداد دیگران وارد این قضیه شوند و در نهایت هم با تعاملی که صورت گرفت موضوع حل شد.
یا مثال دیگری که یادم هست یکی از همکاران دوم خردادی ما در سالهای 82 به بعد با مجموعه های امنیتی دوران دوم خرداد ارتباط داشت و اصطلاحاً آنتن بود و ما هم می دانستیم؛ اما چون مشکلی نداشتیم که نگران آنتن باشیم به این جمع بندی رسیده بودیم که حتی اینکه ما از این موضوع خبر داریم را هم با او مطرح نکنیم و همکاری او ادامه داشت و کارش هم خوب بود.
فارس:حضور خبرنگاران از طیف های مختلف سیاسی چه سودی داشت؟
فضائلی:به هر حال سعه صدر ما زیاد بود و دوستان هم کار حرفه ای کرده بودند که کمک می کرد ما ارتباطاتی با طیف های فکری دیگر برقرار کنیم و مطالب یک سویه در خبرگزاری مطرح نشود. حضور و تنوع فکرها در مجموع کمک می کرد که خبرگزاری جامع تر عمل کند و جایگاه بهتری پیدا کند و به شکل حرفه ای و ضمن حفظ چارچوبهای فکری، فعالیتش را ادامه دهد. این کار هم حرفه ای بود هم ما را در اهدافمان کمک می کرد.
وقتی از بیبیسی صحبت میکنیم آن را یک رسانه حرفهای و البته خبیث میدانیم، تجزیه و تحلیل که میکنیم میبینیم این مجموعه، مختصاتی دارد و وقتی از آن یاد میکنیم میگوییم پدرسوختهها چقدر قشنگ کار میکنند!همیشه به دوستان میگویم خوب ما پدرآمرزیدهها هم بیاییم قشنگ کار کنیم.متوجه حرفهای بودن آنها میشویم لجمان درمیآید اما وقتی نوبت خودمان میشود حاضر نیستیم در مواردی که با اصول و مبانی ما هم مخالفتی ندارد مثل آنها کار کنیم.
توقع داریم یک شبه تمام مسائل را حل کنیم؛ در حالی کهیکی از نکاتی که رسانههای حرفهای مورد توجه قرار میدهند این است که صبورند و بلندمدت فکر میکنندو همیشه مسائل را نقطه ای نمی بینند. ممکن است اعتبارشان را جایی هم یکجا هزینه کنند و به آنها آسیب هم برسد ولی این در موارد خاص است و یک بزنگاهی، ولی در مجموع تلاششان و نگاهشان بلندمدت است.ما معمولاً عجول هستیم و در فعالیتهای رسانهای مثل برخی حوزه های دیگر نگاه بلندمدت کمتر داریم.
روایتی از امام معصوم هست که فوق العاده کاربردی و راهبردی است. امام حسن مجتبی(ع) می فرمایند: "اعمل لدنیاک کانک تعیش ابدا واعمل لاخرتک کانک تموت غدا"؛ برای دنیایت آنچنان عمل کن که گویی همیشه در این دنیا هستی، یعنی آنچنان فکر کن که نمی میری، جاوید زندگی می کنی، و برای آخرتت چنان بیندیش که اصلا عمری برای تو باقی نمانده و همین فردا می خواهی بمیری.
بعضی از این حدیث که با کلمات مشابهی از برخی معصومین دیگر هم نقل شده است،برداشت می کنند که یعنی دنیا مهم نیست و اهمال باید کرد در حالی که منظور برنامه ریزی های بلند مدت و آینده نگری است. ضمن اینکه ما از نظر اعتقادی درآمیختگی دنیا و آخرت را قبول داریم و این دو از هم تفکیک ناپذیرند. البته شاید اینجا مباحث زیادی قابل طرح باشد که الآن مجال طرح آنها نیست و به قول علما فافهم!
فارس:ارتباط شما با سرمایه گذار خبرگزاری در این باره چطور بود؟ سرمایه گذار مخالفتی با نحوه مدیریت شما در استفاده از خبرنگاران طیف های مختلف و اطلاع رسانی از جریان های مختلف سیاسی نداشت؟
فضائلی:در آغاز کار مسئلهای را با سرمایهگذار حل کردیم و توافق کردیم. به عبارت دیگر سنگ هایمان را همان اول واکندیم. همان اول گفتیم ما را به عنوان مجموعهای که کار را بلد هستیم قبول دارید یا اینکه می خواهید خود شما هم در کار حرفه ای دخالت کنید؟ که سرمایه گذار اعلام کرد شما را قبول داریم و ما ورود نمی کنیم. دوم اینکه شما به لحاظ فکری ما را قبول دارید یا احیاناً تردیدی دارید که در این زمینه هم گفتند کاملاً قبول داریم. نتیجه این دو این بود که ما خواهش کردیم به ما اعتماد کنند و اجازه دهند کارمان را انجام دهیم و هر جا سوال و ابهامی بود مطرح کنند؛ آنها هم کاملاً پذیرفتند و در عمل طی 6 سالی که در خبرگزاری حضور داشتم ذرهای از این مسئله فاصله نگرفتیم.
حتی یک بار هم به من تذکر داده نشد که چرا این کار را انجام دادی یا چرا فلان خبر را کار نکردی؟ ما در جلساتی که داشتیم گزارش کار می دادیم و معمولاً تقدیر می شد و تشویق میشدیم؛ البته سرمایه گذار بسیار هوشیار بود و ما را دقیقاً زیر نظر داشتند و اعتمادشان بی جهت نبود.
اجازه بدهید یک نکته مدیریتی را اینجا اشاره کنم. قبل از شکل گیری مباحث مدیریت علمی که حالا بعضی مدیریت را علم می دانند، برخی فن و برخی هنر، مالکیت و مدیریت یکی بود. یعنی هر کسی سرمایه و مالکیت را داشت، خودش مدیریت هم می کرد. اما پس از به وجود آمدن صنعت در مقیاسهای بزرگ و یا کشاورزی های بزرگ؛ مالکان دریافتند سرمایه آنها به تنهایی پاسخگوی اداره چنین مجموعه هایی نیست لذا مقوله مدیریت به تدریج مطرح شد و مدیریت علمی شکل گرفت و این دو قابل تفکیک شدند؛ یعنی اگر کسی سرمایه داشت اما توان مدیریت آن را نداشت، مدیرانی که فاقد سرمایه بودند را به خدمت می گرفت تا با سرمایه او اهدافی را محقق کنند.
و این در زمان ما امری متداول شده است هر چند هنوز هستند مالکان و سرمایه دارانی که مدیریت دیگران را قبول ندارند. در این نحوه همکاری، اعتماد حرف اول را می زند و الا سرمایه گذار دائم نگران است سرمایه اش به باد برود!
به هر حال با دوستان توافق کرده بودیم که کار را نقطهای نبینند و برآیند فعالیت را ببینند. ممکن است یک خبر یا یک مصاحبه اگر به صورت تکی دیده شود احساس کنید که خبرگزاری چرا با این فرد اصلاً مصاحبه کرده است یا چرا این خبر را کار کرده ،بعضیها هم میگفتند ما نباید تریبون در اختیار افراد قرار بدهیم اما ما میگفتیم باید در دل بقیه اخبار و در یک پازل این اخبار را دید. این موضوعات کمک میکرد که اختلاف نظری بین ما به وجود نیاید.
فارس:در مورد رابطه صمیمانه شما با کارکنان حرف ها و خاطرات زیادی هست که اوج آن را در مراسم تودیع شما از خبرگزاری مشاهده کردیم. این ارتباط دوستانه شما با پرسنل و خبرنگاران چطور شکل گرفته بود؟
فضائلی:در مدیریت مثل رشته های دیگر علوم انسانی، مکاتب مختلفی وجود دارد؛کلاسیک ها، نئوکلاسیک ها، اقتضائی ها و... نئو کلاسیک ها به انسان و روابط انسانی بیش از عوامل فیزیکی اهمیت می دهند.
نوعی نگاه دیگر هم در مدیریت وجود دارد که اقتضائی است یک جایی مدیریت باید با یک انضباط و چارچوبی رفتار کند و جای دیگر روابط عاطفی و دوستانه داشته باشد. نوع مدیریت ما فکر میکنم از این جنس بود با گرایش بیشتر به روابط انسانی.
واقعیت این است که کار رسانهای آن هم در سطح خبرگزاری نمیتواند بدون چارچوب و غیر منضبط و تعریف نشده باشد چون جنس کار فوقالعاده جدی و حساس است. اگر شاغلان در چنین محیطی جدیت و حساسیت را درک نکنند و حس کنند که کار یک دور همی است، آسیبها و پیامدهای خیلی جدی دارد که به میزان ضریب نفوذی که رسانه دارد آسیبزا میتواند باشد و یا بحران زا.
در عین حال چون فضای کاری استرسهایی دارد اگر فضای داخل کار محیط دوستانه و تلطیف شده نباشد تحمل این فضا برای مدت زیادی سخت میشود.به نظر من مدیریت اسلامی به مراتب بیش از نئوکلاسیک ها برای انسان ها ارزش قائل است. چون آنها برای رسیدن به سود بیشتر می گویند به انسان ها توجه کنیم نه بخاطر خود انسان؛ اما اسلام برای انسان بما هو انسان ارزش و جایگاه قائل است.
از لطف دوستان که بگذریم، اعتقاد من در مدیریت، خصوصاً در محیط هایی مثل رسانه، مدیریتی ماشینی که غیر منعطف و خشک است نبوده و نیست.بنده مدیریت بر اساس روابط انسانی را اعتقاد دارم.یعنی مجموعه را ماشینی نمیبینم و معتقدم با انسانهایی کار می کنم که مثل خود من عوامل روحی و عاطفی بر کارشان خیلی مؤثر است.
نگاهمان این بود که افرادی که به خبرگزاری میآیند شاید بیشتر از محیط خانه در محیط خبرگزاری هستند و اگر فضا غیر قابل تحمل باشد طبیعتاً نمیتوانیم پویایی، انگیزه و سرزندگی را به وجود بیاوریم لذا تنظیم کرده بودیم که ضمن داشتن جدیت و نظم، روابط نیز دوستانه و صمیمی باشد.ما سعی میکردیم این روابط تنظیم شود و چون همکاران ما فهیم بودند دچار مشکل نمیشدیم و در عین صمیمیت مرزبندیها را هم رعایت میکردیم.
در بخش جدی کار مواردی داشتیم که برخی از خبرنگاران و عکاسان وظیفه خود را درست انجام نمی دادند و یا باید و نبایدها را نادیده میگرفتند که با آنها برخورد کاملاً جدی داشتیم.
فارس:مرز برخوردهای جدی تا کجا بود؟ می توانید به مواردی اشاره کنید؟
فضائلی:یک نمونه که خاطرم هست این است کهآقای هاشمی رفسنجانی قرار بود در مراسم هفتم کشته شدگان زلزله بم سخنرانی داشته باشند. عکاس و خبرنگار ما هم از همان ابتدا به بم اعزام شده بود و طبیعتاً این برنامه هم باید پوشش داده می شد. خود بنده نیز آن روز بم بودم و در آن مراسم حضور داشتم اما من هرچه نگاه کردم عکاسمان کهشهید برادرانبود را ندیدم و هر چه تماس میگرفتم تلفنش را هم جواب نمیداد تا اینکه پس از پایان مراسم بالاخره پیدایش شد. از او درباره علت غیبتش پرسیدم که صادقانه گفت شب قبل کارشان زیاد بوده و خوابش برده بوده! برخورد خیلی محکمی کردم جریمه شد و حتی تا پای اخراج هم رفت.
ماجرای انتشار خبر و عکس همسر مهاجرانی
---------------------------------------------------
یا نمونه دیگر، در ماجرای آقای مهاجرانی (وزیر وقت ارشاد) موضوعی پیش آمد که واقعاً جدی با کسانی که تخلف کرده بودند برخورد کردیم.
داستان از این قرار بود کهبحث ازدواج مجدد آقای مهاجرانیمطرح شده بود و خبرگزاری سعی داشت ضمن اطلاع رسانی در این باره که آن هم با وسواس زیاد انجام شد؛ چارچوبهای اخلاقی را رعایت کند. تنها خبرگزاری که از جزئیات موضوع خبر داشت و از همسر دوم آقای مهاجرانی عکس داشت ما بودیم.روزی که شعبه مربوطه موضوع شکایت همسر دوم ایشان را بررسی میکرد عکاس و خبرنگار ما تنها کسانی بودند که عکس و خبر داشتند اما اجازه ندادم عکسها کار شود.
سوژه وسوسهانگیزی بود و قطعاً از این عکسها استقبال زیادی میشد همه میخواستند همسر دوم وزیر ارشاد را ببینند اما اجازه انتشار ندادم. عکس را طبقهبندی کردیم و در آرشیو نگه داشتیم اما چند روز بعد عکسها را دیدم که در سایتی منتشر شده است! مطمئن بودم که از طرف بچه های ما این کار انجام شده؛ دوستان را احضار کردم و پرسیدم که داستان چیست؟ معمولاً خبرنگاران و عکاسان به من دروغ نمیگفتند شاید جای کتمان هم نبود. هر دوی آنها شروع کردند به توجیه کردن، اما هر دو را که از بهترین خبرنگار های ما هم بودند اخراج کردم.
بعد از آن، مجموعه دوستان خبرگزاری طومار تهیه کردند و واسطه شدند که اینها به کار برگردند و خودشان هم پذیرفتند که کارشان اشتباه بوده، شاید این موضوع یک هفته یا بیشتر به طول انجامید و آنها در حالت تعلیق بودند و بالاخره با تعهد سفت و سختی به کار بازگشتند. به هر حال همه متوجه شدند که این کار خطا بود و خبرگزاری در برابر خطای کارکنان کوتاه نمیآید و برخورد جدی میکند.
البته موارد محدود دیگری هم داشتیم که منجر به اخراج کامل خبرنگار شد و وساطت و عذرخواهی هم کارگر نیفتاد.
حضور روزانه در تحریریه
---------------------------
فارس:یکی از نکاتی که خبرنگاران قدیمیخبرگزاری فارساز دوره مدیریت شما به نیکی یاد می کنند، حضور سرزده شما در ساعات مختلف روز یا شب در فضای تحریریه بوده، در حالی که می توانستید در اتاق کار خودتان حاضر باشید و از دور به امور، رسیدگی کنید،این کار چه فلسفه ای داشت؟
فضائلی:در آن طرف قضیه برخورد جدی با خبرنگاران و کارکنان که اشاره کردم، ارتباط دوستانه هم وجود داشت.تقریباً بدون استثنا هر روز در تحریریه حضور داشتمو درباره کار با بچهها صحبت میکردم؛ بچه ها اسمش را دیدار مردمی گذاشته بودند!آنها ما را کنار خودشان میدیدند و احساس نمیکردند مدیری هستم که در اتاق نشستهام و در را بسته و از زیرمجموعه هیچ خبری ندارم.
با بچهها ناهار میخوردم، نماز میخواندم و اگر مشکلی داشتند سعی می کردم حل کنم و خلاصه در همه فعالیتها کنارشان بودم. میانگین سنی خبرگزاری جوان بود و فضای نیروهای جوان فضای خاصی است و رابطه دوستانه در آن معنادارتر میشود.
برخی همکاران حتی مشکلات خانوادگی خود را با من در میان می گذاشتند. یادم می آید یکی از نیروهای با تجربه و تحصیلکرده با همسرش مشکل پیدا کرده بود و در آستانه جدایی بودند؛ او هم موضوع را با بنده در میان گذاشت. به فضل الهی راه حلی به ذهنم رسید و با خانم ایشان صحبت کردم و خداوند لطف کرد و الحمدلله مشکلشان حل شد و هنوز با هم زندگی می کنند و صاحب فرزند دیگری هم شدند.
فارس:این نحوه برخورد با پرسنل و خبرنگاران را به تجربه رسیده بودید یا از جایی الگوبرداری کردید؟
فضائلی:تقریباً همه تیم مدیریتی خبرگزاری همین روحیه را داشتند. آقای بیژن مقدم هم که سردبیر بود با بچه ها رابطه بسیار گرمی داشت و همکاران تحریریه رابطه خوبی با ایشان داشتند. بخشی ناشی از ویژگیهای شخصی و خلق و خوی ما بود؛ اهل کلاس گذاشتن و فاصله ایجاد کردن بین خود و همکاران نبودیم.
بخشی دانش مختصر مدیریتی بود؛ بخشی هم محصول تجربه چون هم در دوران دفاع مقدس و هم در تشکلهای دانشجویی با جوانان کار کرده بودم. یک مقدار خودم را جای دیگران میگذاشتم مدیری که بخواهد کلاس بگذارد را نمیپسندیدم؛ به خاطر همین هم سعی میکردم خودم این طور نباشم و همه اینها لطف خدای لطیف.
ادامه مصاحبه با مهدی فضائلی، نخستین مدیرعاملخبرگزاری فارسرا بعد از تعطیلات نوروز می توانید دنبال کنید.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد