به گزارشامروله، یادداشت / مهری حقانی : ازمیان یک میلیون و ۶۶ هزار و ۱۴۱ نفر متقاضی ثبتنام در کنکور سراسری امسال ۶۳۹ هزار و ۹۸۲ نفر زن هستند که 03/60 درصد شرکتکنندگان را تشکیل میدهند. همچنین ۴۲۶ هزار و ۱۵۹ نفر مرد هستند که 97/39 درصد کنکوریها را شامل میشوند.
بدین ترتیب نسبت 60 به 40 دختران داوطلب برای ورود به دانشگاه بار دیگر مسئله تحصیل حداکثری خانمها و پیشی گرفتن آنها بر آقایان را پیش خواهد کشید؛ اینکه گرایش و البته نوید بخشی زنان به دانشگاه که یکی از افتخارات کارنامه سه دهه گذشته بوده است در سیر بازار کار خانواده و اقتصاد و اجتماع ایران چگونه به بار مینشیند و چه تفسیر یا نتیجهگیری میشود؟ مسئلهای که بسیاری به خوب یا بد بودن آن پرداختند اما حضور زنان در دانشگاهها یا تقاضای آنها در بازار کار باید به صورت منطقی مورد واکاوی قرار گیرد.
نخست اینکه اشتیاق دختران به کتابهای درسی در نخستین منزل کنکور دانشگاه فراتر از هر تعبیری نیازمند بازشناسی ریشههای اجتماعی و اقتصادی این گرایش است. این بدان معنا نیست که از این قضیه خوشحال نباشیم اما بیشتر از هرچیز بیانگر واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی جامعه در حال تغییر ایران و نیازها و الزامات درونی آن است. تحصیل زنان بالطبع درخواست بازار کار را در پی دارد.
در حقیقت چشمانداز نیمکتهای شیرین دانشگاه برای دختر ایرانی ورود به چرخه کار است. چنانکه پیش از تنظیم برنامه چهارم توسعه یک تحقیق ملی تحت عنوان «بررسی مطالبات زنان» انجام شد که 24 هزار نفر نمونه آماری جمعیت 15 سال به بالای زنان مجرد، متأهل، زنان شهری و روستایی مطالبه اصلیشان از دولت مورد پرسش قرار گرفت و «اشتغال» بهعنوان اولین و مهمترین مطالبه مطرح شد، «مراکز فرهنگی و رفاهی» دوم و «امنیت و آزادی» سومین خواسته آنها بود.
این در سالهای گذشته موجب نگرانیهایی شده است. بیشترین بار نگرانی از سوی کسانی مطرح شده است که کار زنان را در تضاد با منافع خانواده و نقش مادری زنان مطرح کردهاند یا دستکم ازین مساله نگران بودهاند. تبعیض مثبت همان چیزی است که در قالب قوانینی چون کار پارهوقت، دور کاری یا دیگر طرحهای مشابهعنوان شده است. این مقوله خود نیازمند گشودن مباحث اجتماعی در بعد فراگیرتری است. اینکه آیا حضور اجتماعی زن تا چه اندازه منافع خانواده را تامین میکند بیشتر دریک فرآیند زمانی مشخص میشود.
اما مساله اصلی تحصیل زنان مساله بازار کار آنان را مطرح میکند. در جدول کمی برنامه چهارم توسعه پیشبینی شده بود تا نرخ مشارکت زنان از 94/12 درصد در سال 84 به 20/16 درصد برسد. این در حالی است که بنا بر آمار اعلام شده توسط مرکز آمار ایران در سال گذشته نرخ مشارکت زنان با کمی کاهش به 4/12 رسیده است.
بر اساس همین آمار نرخ بیکاری فارغالتحصیلان در قشر مردان 8/6 درصد و در زنان 7/16 درصد است. بنابراین میطلبد که دولت برنامهریزیهای منسجمی را برای پاسخگویی به نیاز زنان تحصیلکرده انجام دهد تا نسبت مذکور، به یکدیگر نزدیک شود.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد