به گزارشامروله، شایعه، خبر یا اطلاعی غیر موثق است که مبتنی بر مشهورات یا قول اجماع است یعنی اعتبار خود را از تواتر و شیوع خود می گیرد یعنی از هرکس بپرسیم که علت صحت این خبر چیست، پاسخ می دهد: «چون همه می گویند پس صحت دارد))
شکل گیری شایعه
شایعه معمولاً در زمینهای از ابهام و تنش که تحت آن هنجارها یا باورها زیر سوال رود، خطراتی وجود داشته باشد، یا رفاه کافی در دسترس مردم نباشد، گسترش مییابد. همه این وضعیتها باعث نگرانی و توجه میشود. این احساسات انگیزه لازم برای گوش دادن به شایعه و انتقال آن به دیگران را فراهم میآورد.
شایعه بیش از هر چیز از اهمیت و ابهام در موضوع، تغذیه میشود. این دو عامل بیانگر کنش متقابل زمینههای فردی و جمعی در شکلگیری و رواج شایعه است.
در انتقال شایعه سه عمل ادراک، به حافظه سپردن و گزارش کردن از فردی به فرد دیگر طی میشود. این مراحل در روند رواج شایعه از یک فرد به فرد دیگر، متناسب با دفعات انتقال، تقویت میشود و به طور طبیعی به کاستنیها و افزودنیهایی بر اصل مطلب منتهی میگردد.
بدین ترتیب شایعه از مراحل اولیه شکلگیری تا تبدیل آن به گزارش نسبتاً ثابت، با روندهای اصلی زیر ارتباط دارد:
تسطیح: یعنی حذف برخی جزئیات که به نظر ناقلان شایعه، غیر مهم و کم اهمیت تلقی میشود. به بیان دیگر هر قدر شایعه بیشتر نشر یابد، رفته رفته کوتاهتر و فشردهتر و مختصرتر میگردد.
برجستگی: بدین معنا که برخی جزئیات در طی جریان انتقال شایعه، پایداری قابل ملاحظه دارد.
چرا مردم شایعه را میپذیرند؟
هر شایعهای برای پخش و پذیرش، نیازمند ارتباط با مخاطبین خود است. هر نیاز انسان، میتواند به شایعه، تحرک و پویایی خاصی ببخشد.
شايعه و لطيفه:
کمتر جامعه اي را مي توان يافت که از روحيه طنز و لطيفه گويي، بي نصيب باشد.روحيه اي که مبين تاثيرات اجتماعي و بيان کننده بسياري از اخلاقيات و رفتارها و اعتقادات آن جامعه است. لطيفه، طنز، هزل و هجو انواع ابزارهايي است که در هر جامعه اي براي به تصوير درآوردن آمال و تمايلات اجتماع وجود دارد و از طرف ديگر نشان دهنده فرهنگ و معتقدات جامعه است. در واقع، رابطه اي بين شايعه و لطيفه وجود دارد، باوجود اينکه شايعه، قضيه اي است که طرح مي شود تا باور شود و به سادگي مطرح و منتشر مي شود تا مردم از آن لذت ببرند، اما بسياري داستانها هستند که به عنوان شايعه منتشر مي شوند و صرفا خيالي مي باشند و هدفي جز خنداندن مردم ندارند. بر اين اساس، داستانهاي مذکور حاکي از تنفر يا حاوي نقدي سياسي است و يا حتي ممکن است تسکين دهنده يک احساس سرکوفته باشد. به اين سبب که لطيفه ها و شايعات از نظر طريقه انتشار و هدفي که دنبال مي کنند به طور عجيبي به هم شبيهند.
انواع شایعه را به شرح زیر میدانند:
شایعههای خزنده:
شایعههایی که به آرامی منتشر میشود و مردم آن را به طور پنهانی و پچ پچ کنان و در گوشی به یکدیگر منتقل میکنند، نهایتاً در همه جا پخش میگردد.
شایعههای تند و سریع:
شایعههایی است که همچون آتش به خرمن میافتد! این نوع شایعهها در زمانی کوتاه، گروه وسیعی را تحت پوشش میگیرد. آنچه درباره حوادث و فجایع، پیروزیهای درخشان یا شکستها در زمان جنگ انتشار مییابد، از این نمونه است. از آنجا که اینگونه شایعهها بار هیجانی و عاطفی فراوان دارد و هیجانهایی چون وحشت، خشم و خوشحالی ناگهانی ایجاد میکند، موجب بازتاب فوری میگردد.
شایعههای شناور:
اینگونه شایعهها هر گاه شرایط را مساعد بیابد قوت میگیرد و در غیر این صورت مخفی میماند تا موقعیت فراهم شود.
شایعههای وحشت:
شایعههای دیگری وجود دارد که موجب بروز وحشت میشود که به آن، شایعات وحشت میگویند. خطر این نوع شایعهها آن است که هر کس شایعه را باور کند، معمولاً رفتارهایی ناگهانی و خشونتآمیز و توأم با فرار انجام میدهد.
انتشار شایعه:
محتوای شایعه به مرور زمان تغییر میکند و میزان این تغییر تا حدود زیادی از واکنشهای عاطفی ناشی از شایعه متأثر است. هر چه قدرت شایعه برای تحریک احساسات بیشتر باشد، احتمال تغییراتی که در محتوای شایعه بروز میکند، زیادتر است. کسانی که شایعه را منتقل میکنند، تمایل دارند برخی جزئیات را حذف و بر بعضی تاکید کنند. معمولاً تغییراتی که در جزئیات داده میشود، منعکس کننده ترسها، تعصبها، امیدها و دیگر احساسات مردمی است که شایعه را منتقل میسازند.
انتقال یک شایعه فرایندی اجتماعی است که یک یک افراد میتوانند نقشهای متعددی در آن داشته باشند. عدهای از افراد پیام آورند و بر شایعه تکیه کرده و آن را معتبر میدانند و منتقل میکنند. عده دیگر در نقش افراد شکاک ظاهر میشوند و درباره آنچه میشنوند، تردید میکنند. همچنین، عدهای ممکن است به تعبیر و تفسیر روی بیاورند و در فكر این باشند که چه رخ میدهد؟ و در نهایت، احتمالاً عدهای هم هستند که بر اساس شایعهها تصمیم گیری میکنند و همین که شایعهای پخش شد، به اقدامات خاصی دست میزنند.
راه های مقابله با شایعه :
1 پیشگیری: قبل از شیوع هر شایعه ای باید خطرات و پیامدهای شایعه را برای مردم تشریح کرد. شایعه وبای خطرناکی است که به شدت و سرعت از یکی به دیگری منتقل می شود. و افراد، گروهها، جوامع و حتی کشورهای مختلف را تحت تاثیر شگرف خود قرار می دهد. در آیات و احادیث متعدد هم نسبت به انجام غیبت، داشتن سوء ظن و پرگوئی هشدار داده شده است. پس در جامعه اسلامی مردم باید به دنبال حرف و مطلب مستند و موثق باشند. روزنامه ها نیز از درج اخبار بدون منبع و به نقل از «محافل خبری » یا «افراد مطلع » باید خودداری نمایند تا جامعه از خطر شایعه مصون ماند.
2- درمان: چنانچه شایعه ای فراگیر شد، باید اقدامات ذیل به عمل آید:
1-2شناسایی منابع و افراد شایعه ساز.
2- 2بی اعتبار کردن منبع و کشف هویت آنان برای مردم.
3- 2 دادن اطلاعات صحیح به مردمی که تحت تاثیر شایعه قرار گرفته اند (جامعه هدف.
4- 2 نادیده انگاشتن شایعات ضعیف و پاسخ غیر مستقیم به آن. مثلا نشان دادن تصویر زنده فردی که شایعه قتل وی منتشر شده است.
5- 2 پاسخ شایعه با شایعه که در جنگ های روانی علیه دشمن به کار بسته می شود
برای کنترل و درمان هرچه بهتر شایعات مناسب است که مرکزی تحت عنوان مرکز مطالعات شایعه یا «شایعه سنجی » در کشور ایجاد شود تا به تحقیقات علمی و آماری این موضوع و ارائه راههای درمان شایعات بپردازند.آموزشهای عمومی نیز جزئی از شرح وظائف این مرکز می تواند باشد.
مرگ شایعه
این مرحله پایان عمر شایعه و سرانجام مراحل تولد و انتشار آن است. در بین شایعات مواردی وجود دارند که به مدت یک یا چند ساعت و یا چند روز دوام می یابند و شایعاتی نیز وجود دارند که سالها و حتی قرنها ادامه می یابند. از جمله شایعات طولانی مدت، اسرائیلیات موجود در برخی کتب کهن اسلامی یا شایعه به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی علیه السلام است.
برخی شایعات را «غوص کننده » می نامند چون برای مدتی پنهان می شوند ولی چنانچه شرائط مهیا شود، مجددا زنده شده و انتشار می یابند.
مرگ طبیعی شایعه وقتی است که یکی از دو عنصر «ابهام » یا«اهمیت » که در قانون شایعه ذکر شد، از بین بروند. ابهام وقتی مرتفع می شود که اطلاع رسانی صحیح انجام شود و مردم به رسانه های گروهی و مسؤولان خود اعتماد کامل داشته باشند (هرچند که برخی مطبوعات غیر وزین با درج اخبار غیر موثق و غیر مستند خود به عناصر ترویج دهنده شایعه تبدیل می شوند) .البته در مواقع جنگ و بحرانها سانسور بیشتری بر رسانه ها اعمال می شود و طبعا شایعات رواج بیشتری می یابند. در این مواقع شاید بتوان به عنصر دوم(یعنی اهمیت موضوع) پرداخت و اهمیت شایعات را در جامعه کاست. البته در شرائط عادی معمولا از راه ابهام زدائی و بی اعتبار کردن منابع شایعه پرداز می توان به جنگ شایعه رفت. برخی شایعات ساده و کم اهمیت نیز باید از سوی مسؤولان نادیده انگاشته شوند چرا که «الباطل یموت بترک ذکره » یعنی مرگ باطل به ترک ذکر آن است.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد