به گزارش امروله ،میثم همتی در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ اظهار داشت: در هندسه ژئوپلیتیک، برخی نقاط صرفاً مختصات جغرافیایی نیستند، بلکه هویت دارند و رفتار نشان میدهند؛ تنگه هرمز دقیقاً از این جنس است و بهعنوان یک گلوگاه راهبردی شناخته میشود.
وی افزود: این گذرگاه تنها مسیر عبور انرژی جهان نیست، بلکه کیفیت واقعی تصمیمسازی قدرتهای بزرگ را آشکار میکند و نشان میدهد قدرت واقعی در فهم میدان نهفته است، نه در نمایش ابزارهای نظامی و تبلیغاتی در عرصه بینالمللی.
این تحلیلگر ارشد ژئوپلیتیک در نظام بینالملل تصریح کرد: از منظر پژوهشی، یک اصل همواره ثابت است؛ اینکه قدرت واقعی در فهم میدان است نه در نمایش ابزار؛ بحران اخیر میان ایران و آمریکا نیز بهروشنی همین گزاره بنیادین را اثبات کرد.
همتی ادامه داد: با تشدید تنشها، دونالد ترامپ و فرمانده کل قوای آمریکا، اعلام محاصره دریایی تنگه هرمز را بهعنوان یک اقدام سخت معرفی کرد، اما از همان ابتدا روشن بود این تصمیم بیش از فشار، نشانه استیصال است.
وی بیان کرد: هرمز یک آبراه ساده نیست، بلکه میدانی چندلایه است و هر قدرتی حتی آمریکا اگر آن را صرفاً با شاخصهای سخت بخواند، شکستش در «فهم» رقم میخورد نه در عملیات میدانی و اجرایی.
این وکیل دادگستری افزود: هرمز نه کارائیب است و نه سوئز، بلکه متغیری مستقل در هندسه قدرت جهانی محسوب میشود و نادیدهگرفتن استقلال ادراکی آن یک خطای محاسباتی جدی در سطح راهبردی به شمار میرود.
همتی با اشاره به واکنش ایران، گفت: در سوی مقابل، فرمانده کل قوای ایران حضرت آیتالله خامنهای با آرامش استراتژیک واکنش نشان دادند و تنها فرمودند «هر حرکتی پاسخی دارد، حتی اگر دیده نشود» که بیانگر اشراف کامل بر میدان است.
وی ادامه داد: این لحن در ادبیات امنیت ملی نشانه اعتماد به ساختار قدرت و تسلط بر شرایط است؛ مؤلفهای که در طرف مقابل مشاهده نمیشد و شکاف در تصمیمسازی را بهوضوح آشکار کرد.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: بررسی ساختار تصمیمسازی آمریکا نشان میداد لایههای قدرت دچار چندصدایی و سردرگمی هستند؛ ترامپ نوسان داشت و معاون اول، ونس، بیشتر درگیر مدیریت ادراک عمومی بود تا حل مسئله.
همتی افزود: همچنین گزارشهای امنیت دریایی از سوی «لیسا فرانچتی» و دیگر مشاوران، سرشار از هشدارهای مبهم و توصیههای غیرمنسجم بود و در یادداشت تحلیلی خود نوشتم: «وقتی مشاورهها از تصمیمسازی به تصمیمگریزی سقوط کند، بحران وارد ساختار قدرت میشود.»
وی تصریح کرد: پرسش اساسی این است که چرا محاصره از ابتدا شکستخورده بود؛ زیرا تنگه هرمز نقطه تلاقی فیزیک قدرت و روانشناسی قدرت است و هر اقدام در آن هم وزن عملیاتی دارد و هم وزن ادراکی.
تحلیلگر ارشد ژئوپلیتیک در نظام بینالملل گفت: اعلام محاصره از نظر نظامی پرهزینه و از نظر ادراکی معادل اعتراف به بنبست بود و همین خلأ ادراکی، فرصت ابتکار عمل را برای ایران فراهم کرد تا بدون افزایش تنش، میدان را مدیریت کند.
همتی در پایان تأکید کرد: آمریکا در هرمز با ایران نجنگید؛ با محدودیتهای خود جنگید و در واقع بحران بیش از آنکه نظامی باشد، یک چالش ساختاری و شناختی در درون فرآیند تصمیمسازی ایالات متحده بود.
انتهای خبر/
