جغرافیا در خدمت اقتدار

کد خبر: 316989|02:05 - 1405/02/13
نسخه چاپی
جغرافیا در خدمت اقتدار
جنگ رمضان با ابطال محاسبات غرب، ثابت کرد بازدارندگی ایران فراتر از سلاح، بر قدرت جغرافیا و تنگه هرمز استوار است؛ اقتداری که دشمن را ناچار به عقب‌نشینی از ائتلاف‌سازی کرد.

به گزارش امروله ،بازدارندگی به این معناست که کشور الف در موقعیتی بایستد که کشور ب یا کشورهای ب ج د ه موقعیت آن را قبول داشته باشند و درصدد جنگ با آن بر نیایند. کشور الف اگر خود را در معرض تهدید نزدیک یا دور ببیند اگر در موقعیت بازدارنده نیست باید تلاش کند در زمانی نه چندان طولانی به این موقعیت برسد. این هم یک آموزه سیاسی است و در مراکز علمی دنیا تدریس می‌شود و هم یک آموزه مذهبی است. قرآن کریم خطاب به مؤمنین می‌فرماید آنچه در توانایی- بالفعل و بالقوه- دارید به کار ببندید تا چنان ترسی ایجاد کنید که دشمنان خدا و دشمنان خود از حمله به شما باز داشته شوند. 

بازدارندگی البته یک تلاش پیوسته است نه مقطعی چرا که همزمان تلاش شما‌، دشمنان هم در حال تلاش می‌باشند. از سوی دیگر بازدارندگی فقط تلاش نظامی نیست‌، مجموعه‌ای از تلاش‌ها در حوزه‌های مختلف را شامل می‌شود. به عبارتی تلاش نظامی باید به وسیله تلاش‌های اطلاعاتی‌، تلاش‌های سیاسی‌، تلاش‌های رسانه‌ای‌، تلاش‌های علمی تکنولوژیک و تلاش‌های اقتصادی محافظت شده و عمق پیدا نماید.

البته بعضی با این کلمات بازی کرده و خواسته‌اند بگویند پیشرفت نظامی در شرایطی که مشکلات اقتصادی و یا... وجود دارد‌، بی‌فایده است. جنگ رمضان این شبهه را به‌صورت عملی پاسخ داد. این جنگ ثابت کرد حتی در شرایطی که بازدارندگی نظامی از حمایت‌هایی که باید از آن حفاظت نموده و به آن عمق بخشند به اندازه‌ای که باید‌، برخوردار نیست‌، تلاش برای رسیدن به موقعیت مناسب در حوزه نظامی‌، کارایی خود را داشته است. 

یک سئوال اساسی در این بحث پاسخ دقیق به همین سؤال است؛ ما چگونه می‌توانیم به مرحله‌ای برسیم که حداقل برای پنجاه سال مانع تعرض به خود شویم؟

ایران در جنگ رمضان تا این اندازه اثبات کرد که به سادگی نمی‌توان با جمهوری اسلامی درگیر شد اما به این نقطه که نباید به جنگ آن رفت‌، نرسید. به نظر می‌آید تا پر کردن این فاصله ما کماکان در شرایط تهدید به سر خواهیم برد. در خلال جنگ‌، ترامپ از اینکه ایران محکم ایستاده تعجب می‌کرد. بخشی از این تعجب ناشی از اطلاعات غلطی بود که حلقه اطرافش به او داده بودند‌، کما اینکه اکسیوس نزدیک‌ترین رسانه به حلقه تصمیم‌گیری ترامپ‌، سه روز پیش نوشت؛ هگست ۱۵۰ نقطه از ایران را روی نقشه به ترامپ نشان می‌دهد و می‌گوید ما همه این جاها را از بین برده‌ایم. چند ثانیه بعد ترامپ توئیت می‌زند ما ایران را نابود کردیم! بخشی از آن هم به این برمی‌گردد که چنان تدارکی باید به نتیجه مد نظر آمریکا می‌رسید و در هر جای دیگر آن نتیجه را در بر داشت.

کما اینکه فردریش مرتس صدراعظم آلمان همین سه یا چهار روز پیش ضمن سخنرانی خود در یک دانشگاه گفت؛ ایران بسیار بیش از آنچه تصور می‌کردیم در این جنگ‌، «قدرتمند» ظاهر شد. 

یکی از عناصر ثابت و تزلزل ناپذیر قدرت بازدارندگی ایران که در جنگ رمضان رونمایی شد‌، تنگه هرمز و حتی فراتر از آن «عنصر جغرافیا» است. تنگه هرمز برای کشوری با خصوصیات جمهوری اسلامی که روی استقلال و آزادی عمل در مناسبات ظالمانه جهانی تأکید دارد و منافعی که مخالفان نمی‌خواهند به ایران برسد‌، ضمانت‌بخش و باید گفت بزرگ‌ترین ضمانت‌بخش است. استفاده از این عنصر سبب می‌شود دشمن نتواند در اطراف ایران به ائتلافی ضد ایران دست بزند. خب این یعنی یک سلاح کارآمد را از دست دشمن گرفتن و این یک‌سوی ماجراست.

سوی دیگر ماجرا این است که وقتی کشورهایی در محیط منطقه‌ای برای صیانت از خود احساس ضعف کرده و در عین حال نتوانند با استفاده از قدرت‌های خارج از منطقه بر این ضعف غلبه کنند‌، به کشورهای قدرتمند در محیط منطقه رو می‌آورند و این یعنی خلق قدرت توسط تنگه هرمز.

نویسنده: سعدالله زارعی؛ کارشناس مسائل سیاسی و فعال رسانه