مردم با حقوق خود آشنا شوند

سرویس: اخبار کوتاهکد خبر: 58502|11:56 - 1392/06/18
نسخه چاپی

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه مرکزی، احمد آزاد، معاون استاندار و فرماندار ساوه در یادداشتی که به این خبرگزاری ارسال کرده، آورده است: آن‌چنان که نا آشنایی مردم با حقوق خودشان ضریب خطای کارگزاران را افزایش می دهد، از این رو حکامی که در طول تاریخ از آنها همواره به نیکی یاد شده بخشی از اوقات و برنامه‌های خود را به آشنا کردن مردم با حقوقشان اختصاص داده‌اند.

 

 

 

آگاهی دادن مردم با حقوقشان از سوی بزرگان دین و حاکمان عادل هم در سخنان آنها به مناسبت‌های گوناگون و هم در اعمال آنها بازتاب داشته است. تاریخ هرگز فراموش نمی‌کند که پیامبر اکرم(ص) در آخرین روزهای حیات پر بار خود به میان مردم مدینه آمد و در بخشی از سخنانش همه مردم حاضر را مورد خطاب قرارداد و گفت« اگر از ناحیه من به کسی ظلم و اجحافی شده است بگوید تا در همین دنیا حق او را ادا کنم » پس از ایراد چنین سخنانی یکی از ساکنان مدینه که جایگاه و نام و آوازه‌ای هم نداشته بر می‌خیزد و به ایشان می گوید یک روز در حالی که می‌خواستید با تازیانه مرکب خود را به جلو برانید تازیانه شما به بدن من اصابت کرد در آن شرایط همه منتظر واکنش پیامبر در برابر ادعای این مرد بودند؛ نبی اکرم که خداوند اخلاق او را در قرآن ستوده است بدون تعلل و تردید بدن خود را در معرض تازیانه آن مرد قرارداد و از او درخواست کرد که با همان شلاقی که مورد اصابت قرار گرفته تلافی کند.

 

 

 

اگر چه آن فرد چنین کاری نکرد و از ادعای خود صرفنظر کرد و حتی به گریه افتاد اما این صحنه در تاریخ به یادگار ماند و رفتارهایی از این دست موجب شد که نام محمد(ص) را پس از 14 قرن بر مناره‌ها روزی 10 بار با صدای خوش بر زبان آورند. در این صحنه پیامبر که بالاتر از او بشری پا به عرصه وجود نگذاشته حقوق مردم را به آنان آموزش می دهد.

 

 

 

در صحنه‌ای دیگر علی(ع) را می بینیم که در جریان یکی از بازدیدهای خود در خطوط مرزی وارد یکی از شهرهای ایران می‌شود ایشان در حالی که سوار بر اسب بوده مشاهده می‌کند که گروهی پای پیاده و با حالت شتاب آلودی او را دنبال می‌کنند و برای ایشان ابراز احساسات می‌کنند.

 

 

 

علی(ع) با مشاهده این صحنه از اسب پیاده می‌شود و خطاب به مردمی که این‌گونه نسبت به او رفتار می‌کردند می‌پرسد چرا این کار را می کنید؟ در پاسخ می‌گویند ما عادت داریم که با پیشوایان و سلاطین خود این‌گونه رفتار کنیم و بدین‌وسیله آنان را ارج نهیم؛ ایشان بلافاصله می فرمایند این کار موجب ذلت و خواری شما می‌شود و چیزی هم بر قدر و ارزش فرمانروای شما نمی‌افزاید.

 

 

 

آیا به راستی این سخنان یادآور حقوق مردم به آنان نیست؟ و تلاشی ارزنده برای حفظ کرامت آنان به حساب نمی آید؟ آن چه موجب شد نام علی(ع) در تاریخ به نیکی ثبت شود رفتارهایی این‌گونه بود زیرا علی(ع) می‌دانست که رسالتی جز اعتلای شخصیت مردمی که بر آنان فرمانروایی می‌کند ندارد و پر واضح است که حکومت بر مردمی عزیز و مکرم و آشنا با حقوق خویش که در مطالبه حق کوتاهی نمی‌ورزند به مراتب ارزشمندتر از حکومت بر مردمی است که تسلیم هر شرایطی هستند. حتی برخی از بزرگان دین که به دلیل شرایط حاکم بد زمانه خویش امکان فرمانروایی نداشته‌اند، آشنا کردن مردم با حقوقشان را فراموش نکرده‌اند.

 

 

 

نمونه بارز این مهم یک رساله حقوقی است که از امام سجاد(ع) باقی مانده است و ایشان در این رساله از حق خدا نسبت به بندگانش گرفته تا حق حیوانات نسبت به صاحبانشان را یادآور شده است.

 

 

 

آنجا که پیامبر اکرم می فرمایند(( الملک یبقی مع اکلفو و لا یبقی مع الظلم )) یعنی فرمانروایی و حکومت ممکن است با کفر باقی بماند اما با ستمکاری دوام نخواهد داشت، به نکته‌ای انسانی که ریشه در واقعیت تاریخ داشته و از انسان شناسی عمیق حکایت می‌کند اشاره دارد و بیانگر این حقیقت است که چگونه حکومت کردن برای مردم شأنی بالاتر دارد از اینکه چه کسانی حکومت کنند.

 

 

 

همین ادعا درباره دانش هم صدق می‌کند کما اینکه پیامبر اکرم فرمودند: دانش را حتی اگر در چین هم باشد جستجو کنید. امام رضا(ع) و امام صادق (ع) هم درباره آموختن دانش از غیر مسلمان در صورتی که آن دانش در انحصار آنها باشد سخنان ارزشمندی ایراد کرده‌اند. اینها نمونه‌هایی از عمل گرایی و اهمیت دادن به نتیجه کارها و کیفیت آنهاست و چنین رویکردی هیچ سنخیتی با این‌گونه حرف‌ها که مثلاً به من تکلیف کردند و من هم فلان کار را پذیرفتم و آنچه از دستم بر می‌آمد انجام دادم ندارد.

 

 

 

حتی در نهج الفصاحه سخنی با این مضمون عنوان شده که((ارزش هر عملی به نتیجه آن است)). پر واضح است که ملتی با برخورداری از چنین پشتوانه ایمانی و از سویی دیگر چندین هزار سال پیشینه تمدن و زندگی پر افتخار و اثر گذار بدون، بی تردید شایسته این است که ضمن آشنایی کامل با حقوق خویش همواره مورد تکریم و احترام باشد و همواره به منابعی که با استفاده از آنها می‌تواند آشنایی روزافزونی با حقوق خود پیدا کند دسترسی داشته باشد.

 

 

 

امروزه وسایل گوناگون ارتباط جمعی از کتاب‌ها و روزنامه‌ها و مجلات گرفته تا رسانه‌های دیداری و شنیداری و خطابه‌ها و منبرها و ... همه و همه می‌توانند ابزاری برای دانش افزایی در خصوص حقوق شهروندی باشند و ایجاد محدودیت‌های غیرقانونی برای دسترسی مردم به رسانه‌های مطلوب هیچ توجیه شرعی و قانونی ندارد.

 

 

 

بدون تردید اگر مردمی که تمام اعتبار و موجودیت یک نظام به رأی و همکاری و مشارکت و مالیات آنها بستگی دارد با جزء جزء حقوق مسلم خود آشنا باشند، رفتاری که با آنها می‌شود نیز با شأن و جایگاه انسانی آنها مغایرتی ندارد زیرا عملاً بستری برای رفتارهای نامطلوب وجود نخواهد داشت. همان‌گونه که گفته شده است ((الناس علی دین ملوکهم)) یعنی مردم به شیوه و منش پیشوایانشان متمایل می شوند، عکس آن هم صادق است یعنی حکومت‌ها نیز رفتارشان با سطح بینش، آگاهی و فرهنگ مردمشان تناسب پیدا می‌کند.

 

 

 

اینجاست که نقش رسانه‌ها، دانشگاهیان، فرهیختگان، دانشمندان، هنرمندان و فرهنگ ورانی که قدرت تاثیر گذاری بر مردم و آشنا کردن آنها با حقوقشان را دارند خود را نشان می‌دهد که اگر چنین پیوندی برقرار شود و استمرار یابد به یک تحول فرهنگی می انجامد و روزی خواهد رسید که شاهد رفتارهایی ناشایست نخواهیم بود، رفتارهایی که متعاقب آن بخواهیم پیگیری کنیم که چه شد، کی بود، کجا بود!

 

 

 

اما از آنجایی که همه چیز یک جامعه به یکدیگر شباهت‌هایی ناگزیر دارند باید پذیرفت که حوادث ناگوار نیز از این قاعده مستثنی نیستند. جوهر کلام این که در عصر ارتباطات همگان می‌دانند که آگاهی بخشی بهترین نوع پیشگیری است.

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد