به گزارشخبرگزاری فارس، فروردین ماه سال گذشته بود که بعد از وقفه چند ماهه، تهران و گروه 1+5 در استانبول گردهم آمدند تا مذاکره درباره فعالیت هستهای ایران را از سر بگیرند. ظاهرا ماحصل اولین نشست از دور جدید گفتوگوها، برای هر دو طرف خوشایند بود چراکه بارقهای از امید برای حل این بنبست 9 ساله به همراه داشت.
کشورهای غربی در نشست استانبول 2 برای شناسایی حق هستهای ایران طبق معاهده انپیتی روی خوش نشان داده و برای نخستین بار بر اتخاذ رویکرد «گام به گام و متقابل» تاکید کرده بودند.
اما این امید دیری نپایید. ظرف 40 روز همه چیز زیر و رو شد؛ «اقبال» گسترده به مذاکرات استانبول جای خود را به «سردی و بلاتکلیفی» در نشست بغداد داد تا به این طریق دورنمای توافق نهایی میان ایران و طرف غربی، بار دیگر در هالهای از ابهام فرو رود.
درباره چرایی این چرخش، دو موضوع مطرح است؛ یکی اینکه 1+5 در حالی وارد نشست بغداد شد که پیش فرضهایی کاملا مشخص و شکل گرفته درباره نحوه رفتار ایران در این دور گفتگوها داشت. مجموعه آدرسهای خارج شده از ایران در فاصله 25 فروردین یعنی نشست استانبول 2 تا 3 خرداد، غرب را درباره 3 موضوع به جمع بندی رسانده بود؛ نخست، این احساس در غرب شکل گرفته بود که ایران خود را برای واگذاری برخی امتیازها آماده کرده، تحلیل دوم نزد غربیها این بود که درون مردم ایران هم نوعی توقع مصالحه شکل گرفته و سومین تحلیل این بود که ایران نیازمند تداوم مذاکرات است و علاقهای به قطع آن ندارد.
بر مبنای این ارزیابیها، دید غرب این بود که قادر خواهد بود در مذاکرات بغداد درباره برخی موضوعات خاص مثلا غنیسازی 20 درصد امتیازهایی را از ایران دریافت کند. به دلیل همین اشتباه محاسباتی درباره توقعات جامعه ایرانی و الگوی مذاکراتی تیم ایرانی بود که غرب در این مذاکرات، یک «درخواست یک گامی» از ایران مطرح کرد و آینده مذاکرات را به اجابت آن از سوی ایران گره زد.
این موضوع به وضوح نشان میدهد طرف غربی به هیچ عنوان قصد لغو تحریمها علیه ایران را ندارد و صرفا در صدد است با مقصر جلوه دادن تهران به کم کاری در مذاکرات، زمینه را برای اجماع جهانی علیه ایران فراهم کند.
لابی صهیونیستها برای تاثیرگذاری بر مذاکرات بغداد
عامل دومی که به تغییر موضع غرب منجر شد را باید در مجموعه لابیگریهای سران اسرائیلی جستجو کرد. از جمله این اقدامات میتوان به سفر یعکوف آمیدور، رییس شورای امنیت داخلی اسرائیل به سه شهر اروپایی لندن، برلین و بروکسل به منظور رایزنی درباره مساله هستهای ایران اشاره کرد که در نهایت منجر به سفر شخص کاترین اشتون، به عنوان نماینده گروه 1+5 به اراضی اشغالی و جلب نظر مساعد صهیونیستها درباره نشست استانبول شد.
درست بعد از این دیدارها و رایزنیها بود که غرب در نشست بغداد «نسخه اسرائیلی» خود را برای ایران پیچید و برخلاف نشست پیشین، سه درخواستی را مطرح کرد که پیشتر از زبان بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل شنیده شده بود؛ یعنی تعلیق همه فعالیتهای غنیسازی اورانیوم ایران، انتقال اورانیوم غنی شده با غلظت 20 درصد به کشور ثالث و تعطیلی تاسیسات هستهای فردو.
تهدید به تشدید تحریم ایران در آستانه نشست مسکو
در فاصله نشست بغداد تا مسکو نیز این تحرکات کماکان ادامه داشته که ظهور و بروز آن در برخی اظهارنظرهای مقامات آمریکایی کاملا مشهود است. از جمله این موارد میتوان به سخنان دیوید کوهن، معاون وزیر خزانهداری آمریکا هنگام سفر به اراضی اشغالی و دیدار با دنی ایالون، معاون وزیر خارجه اسرائیل اشاره کرد که مدعی شد: «اگر مذاکرات مسکو نتیجه بخش نباشد، آمریکا برای اعمال تحریمهای جدید با اسرائیل مشورت خواهد کرد!» کوهن که خود یهودی است، اسرائیلیها را پیشنهاد دهندگان خلاقی در زمینه تحریم ایران خواند و تاکید کرد که در صورت شکست مذاکرات مسکو، حتما فشارها بر ایران تشدید خواهد شد.
به نظر میرسد بحث تشدید فشارها بر ایران پس از آن مطرح شد که هم آمیدور و هم نتانیاهو طی رایزنیهای خود با مقامات آمریکایی و اروپایی از احتمال اقدام یکجانبه علیه ایران سخن به میان آوردند. در همین راستا بود که دولت اوباما پس از نشست بغداد برای منصرف کردن اسرائیل از اقدام یکجانبه علیه ایران، به مقامات اسرائیلی قول داد اگر دور بعدی مذاکرات ایران با گروه 1+5 در مسکو بار دیگر به بنبست برسد، تحریمهای آمریکا و اروپا علیه ایران افزایش یابد.
29 خرداد فرا رسید و نمایندگان هر دو طرف در مسکو گردهم آمدند. در این دیدار، ایران پیشنهاد 5 محوری خود را به طرف غربی ارائه کرد که به شرح زیر بود؛ - گفتگوها باید هدفمند باشد. باید نقطه هدف و ابتدائی و انتهایی در این گفتوگوها مشخص باشد. به این ترتیب طراحی یک چارچوب برای گفتگوها و اصول و اهداف آن ضروری است. - پیشنهاد دوم این است که این گفتوگوها اگر بخواهد موثر باشد باید مبتنی بر گامهای متقابل باشد. - بحث سوم ایران این است که باید چارچوب گفتوگوها مشخص و روشن شود که انتهای این گفتگوها چه وقت است و چگونه باید باشد و این مسیر چگونه قرار است طی شود. - بحث چهارم و پنجم ایران نیز مربوط به بحث حقوق و تکالیف جمهوری اسلامی ایران است و اینکه کشورهای طرف مقابل باید حق غنی سازی را برای ایران در چارچوب انپیتی به رسمیت بشمارند و نباید از حقوق هستهای ایران کاسته شود یا تکالیفی بیشتر از انپیتی تحمیل بشود. روشن شدن این بحث تکلیف تحریمهای شورای امنیت را نیز به لحاظ حقوقی روشن میکند.
اما در نهایت مذاکرات مسکو همانطور که پیشبینی میشد، به هیچ توافقی منجر نشد و این دور از گفتوگوها پس از برگزاری سه نشست به بنبست رسید و پایان یافت.
پیشنهاد لغو تحریم طلا در ازای کاهش آمادگی فردو
با این حال، ایران و 1+5 بعد از 8 ماه سکوت، بار دیگر مذاکره را بهترین راه برای حل مشکلات فیمابین خود یافتند؛ از این رو تصمیم گرفتند 8 اسفند در آلماتی قزاقستان گردهم بیایند تا شاید راهی برای حل این بنبست بیابند.
اما چند روز پیش از برگزاری مذاکرات، اتفاقی رخ داد که نتیجه مذاکرات را شروع نشده، در هالهای از ابهام فرو برد. حدود یک هفته به مذاکرات ایران با گروه 1+5 زمان باقی بود و طرف غربی از بستههای پیشنهادی جدید خود برای ارائه به تهران و دریافت امتیاز در قبال آنها سخن میگفت.
تا اینجا، همه چیز طبق روال همیشگی به نظر میرسید، اما در واقع، چنین نیست. نکته غیرعادی ماجرا نیز به یکی از مفاد بسته پیشنهادی غربیها مربوط میشد. این بار شش کشور درگیر در مذاکرات هستهای با ایران، از تهران خواستند در برابر «لغو ممنوعیت تجارت طلا»، آمادگی سایت غنیسازی فردو در نزدیکی قم را کاهش دهد.
ماجرا از همین جا شروع میشود. 17 بهمن ماه بود که دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ایران اعلام کرد، در پی گفتوگوی تلفنی میان علی باقری و هلگا اشمید، معاونان جلیلی و اشتون، ایران و 1+5 توافق کردهاند تا دور جدید گفتوگوها را 8 اسفند سال جاری در قزاقستان برگزار کنند.
یک هفته بعد یعنی درست 21 بهمن ماه بود که آمریکا دور جدیدی از تحریمها را علیه ایران اعمال کرد که این تحریمها معاملات فلزات گرانبها از جمله طلا با ایران را ممنوع کرد.
اما نکته این دور از تحریمها این بود که حدود 5 روز بعد از اینکه زمان و مکان مذاکرات تهران و 1+5 مشخص و قطعی شد، آمریکا تحریمهای جدیدی علیه معامله طلا با ایران اعمال کرد و جالبتر اینکه یک هفته بعد از اعمال این تحریمها، یعنی 28 بهمن دیپلماتهای اروپایی از شرط جدید غرب برای موفقیت مذاکرات خبر دادند و آن چیزی نبود جز «لغو تحریمهای جدید علیه مبادله طلا» در قبال دریافت امتیاز «کاهش آمادگی سایت غنیسازی فردو»!
با این تفاسیر، ظاهرا، تحریم علیه مبادله طلا با ایران، با برنامهریزی قبلی در حد فاصل قطعی شدن زمان گفتوگو و تاریخ برگزاری آن اعمال شده بود. به این ترتیب به نظر میرسید غربیها، در آستانه برگزاری دور تازه گفتوگوها با ایران، تدبیری را اندیشهاند که بدون نیاز به عقب نشینی از اقدامات پیشین خود و نیز بدون نیاز به حذف تحریمهای قدیمیتر، امتیاز بزرگی چون تعلیق سایت فردو را از تهران بگیرند.
البته این همه آنچه غربیها پیشنهاد دادند، نبود. یک مقام آمریکایی همان زمان جزئیاتی از بسته پیشنهادی کشورهای 1+5 به ایران را بازگو کرد که در آن طرف غربی، کنترل فعالیت غنیسازی 20 درصدی ایران، تعلیق فعالیتهای جاری در تاسیسات هستهای فردو، افزایش پادمانهای هستهای و شفافیت بیشتر در فعالیتهای بازرسی آژانس را خواستار شده بود. همچنین بسته پیشنهادی جدید، برخلاف بسته قبلی به ایران اجازه میداد مقدار کافی از سوخت غنیشده 20 درصدی که برای مقاصد پزشکی لازم است را تولید و ذخیره کند.
با این حال، مذاکرات آلماتی با توافق بر برگزاری نشست کارشناسی در 28 اسفند و انجام دور دوم گفتوگوها در همان شهر که به نشست آلماتی 2 معروف شد، پایان یافت.
درخواست 1+5 برای زمان به منظور رایزنی با پایتختهایشان
مذاکرات آلماتی 2 نیز 16 و 17 فروردین در هتل ریکسوس برگزار شد. هر چند روز نخست نشست، با برگزاری دو نوبت مذاکره و نیز دو دیدار دوجانبه میان علی باقری، معاون جلیلی و نمایندگان هیئت های چین و روسیه سپری شد، روز دوم از نخستین ساعت صبح با حجم بالای خبر روبرو بود. در روز دوم علاوه بر دیدارهای دوجانبه، چهار دور مذاکره برگزار شد که جمعا 10 ساعت به طول انجامید.
از آنجائیکه در این دور از گفتوگوها ابتکارعمل در دست ایران بود، قرار شد نمایندگان 1+5 پیشنهادهای جدید ایران را برای ارزیابی نزد پایتختهای خود ببرند و سپس اشتون، جلیلی را تلفنی در جریان نتیجه این رایزنی ها قرار دهد تا بر اساس آن درباره نحوه ادامه روند دیپلماتیک تصمیم گیری شود.
هر چند قرار بود ظرف چند روز اشتون با جلیلی تماس تلفنی برقرار کند، این چند روز به 40 روز تبدیل شد و بعد از آن کاترین اشتون و سعید جلیلی برای آخرین بار، 25 اردیبهشت، دیدار دو جانبهای برگزار کردند که در آن کنسولگری ایران در استانبول میزبانی این دیدار را برعهده گرفت.
یک روز بعد، سعید جلیلی در کنفرانس خبری در محل کنسولگری، گفتوگوهای شب قبل خود با اشتون را مفید ارزیابی کرد و اظهار داشت، قرار است دو طرف با ایدههای جدید برای موضوعات متقابل تعامل بیشتری صورت دهند و گفتوگوها ادامه یابد. اما با توجه به نزدیک بودن انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، دیگر مجالی نبود تا دو طرف بار دیگر پشت میز مذاکره قرار بگیرند چراکه در آن برهه، همه چیز به نتیجه نهایی انتخابات گره خورده بود.
رویکرد تازه تیم جدید هستهای
اکنون با روی کار آمدن دولت «تدبیر و امید» حسن روحانی، روح تازهای در کالبد 10 ساله مذاکرات ایران و غرب دمیده شده و این بار، محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان خود ریاست تیم مذاکرهکننده هستهای را به دست گرفته است.
بعد از جاگیر شدن تیم جدید در جایگاهشان بود که نخستین دیدار طرف ایرانی با گروه 1+5 در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد و در سطح وزرای خارجه برگزار شد. به این ترتیب بود که یکی از مهمترین حادثههای مذاکرات ایران با طرف غربی طی یک دهه گذشته رقم خورد. برای اولین بار وزیر خارجه ایران در کنار جان کری، وزیر خارجه آمریکا، به همراه سایر اعضا 1+5 پای میز مذاکرات نشستند و درباره برنامه هستهای ایران گفتوگو کردند.
در همین نشست بود که قرار شد دیدار بعدی، 15 و 16 اکتبر برابر با 23 و 24 مهرماه، در سطح معاونین در ژنو برگزار شود تا به این ترتیب، این چهارمین باری باشد که این شهر بزرگ سوئیسی میزبان نمایندگان ایران و 1+5 میشود.
باید منتظر ماند و دید در این دور از گفتوگوها، تیم جدید هستهای برای از بنبست خارج کردن این مذاکرات 10 ساله، چه در چنته دارد و با چه ادبیات و رویکردی میخواهد به این گفتوگوهای جدید سمت و سو بدهد.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد