به گزارشخبرگزاری فارس، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، مثل سیاست خارجی هر کشور دیگری دارای دو بعد متغیر و ثابت، یا به تعبیر دیگر، دو جنبه مبتنی بر اراده و جنبه مبتنی بر شرایط (مقتضیات سیاست داخلی و سیاست بینالمللی) است.
در طول تاریخ جمهوری اسلامی ایران و دولتهای مختلفی که روی کار آمدهاند اصول ثابت سیاست خارجی بر مبنای همان اصول کلی حاکم بر نظام و همچنین اصول قید شده در قانون اساسی کشور به منصه اجرا درآمده است اما رویکردها و جهت گیریهای دولتهای مختلف با توجه به اصل تغییر در نظام بینالمللی، محدودیتها و محذوریتهای موجود متفاوت بوده است.
دولت یازدهم از زمان در اختیار گرفتن سکان هدایت کشور در عرصه سیاست خارجی رویکرد تعامل سازنده با کشورهای دیگر را در دستور کار خود قرار داده است اصلی که همواره یکی از اصول ثابت سیاست خارجی ایران و در راستای اصل کلی تر تامین منافع ملی بوده است.
یکی از مسائلی که طی یکی دو دهه گذشته مورد غفلت قرار گرفته است اصل برقراری توازن و تعادل در تعامل با کشورهای جهان به ویژه کشورهایی است که از آن آنها به عنوان قطبهای نظام بین الملل یاد میشود، است؛ به گونهای که برقراری روابط با یک منطقه، موجب کمرنگ شدن جهت گیری به سوی دیگر قطبها یا کشورهای مهم جامعه بینالمللی شده است.
منطق هوشمند تامین منافع ملی بر اساس اصول و آرمانهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران حکم میکند که ضمن رعایت اصل عزت و حکمت موازنهای منطقی در رویکردهای کلان سیاست خارجی برقرار شود به گونهای که توجه بیش از اندازه به یک منطقه باعث آسیب دیدن روابط با دیگر مناطق نشود.
از زمان پایان جنگ سرد و شکل گیری نظام تک قطبی مبتنی بر یکجانبه گرایی آمریکا، قدرتهای دیگر تلاش کردهاند تا این نظم آمریکایی را به چالش بکشند. رشد اقتصادی و نظامی سریع چین و تنش زدایی در روابط این کشور با روسیه بلوک جدیدی را برای مقابله با رویکردهای یکجانبه آمریکا در مناطق مختلف جهان به وجود آورد.
در سطح کلان و از زاویه روابط قدرتهای بزرگ، دو کشور چین و روسیه حضور و نفوذ ایالات متحده، به ویژه در بعد نظامی را تهدیدی علیه خود میدانند.
علاوه بر آن، منافع و آسیبپذیریهای چین و روسیه واجد همپوشیهای گستردهای است که باعث شکلگیری همکاری تنگاتنگی بین این دو شده است. در این عرصه، دو کشور تداوم نظم هژمونیک موجود را تهدیدی علیه خود میدانند و در جهت سوق دادن آن به سوی چند جانبهگرایی تلاش میکنند. تلاش در جهت تقویت روندهای چندجانبهگرایانه در عرصه بینالملل، یکی از عناوین ثابت اعلامیه مشترک سران دو کشور در سالهای اخیر بوده است. در اعلامیه مشترک اخیر بین دو کشور نیز آمده است «چین و روسیه از چندجانبهگرایی و دموکراتیزه کردن روابط بینالملل حمایت میکنند، بر نقش اساسی سازمان ملل متحد در حل و فصل مسائل بینالمللی تأکید میگذارند و آن را مرجع اصلی حفاظت از صلح و امنیت بینالمللی میدانند.»
روابط چین و روسیه و استراتژی کلان این دو در نظام بین المللی از این جهت حائز اهمیت است که تشابه بسیاری با رویکردهای کلان جمهوری اسلامی ایران دارد. ایران نیز مانند چین روسیه مخالف رویکردهای یکجانبه در نظام بین الملل است، خواستار توسعه روندهای چندجانبه است، نظم حاکم بر نظام بین الملل را به چالش میکشد و خواستار پررنگ تر شدن نقش سازمانهای بین المللی به ویژه سازمان ملل است. مجموعه این عوامل باعث شده است که چین، روسیه و ایران در اغلب مسائل مهم بین المللی طی سالهای اخیر رویکرد مشترکی داشته باشند. مخالفت با حمله آمریکا به عراق و راهبرد مشترک هر 3 کشور در بحران سوریه شاهدی بر این مدعاست.
از سوی دیگر باید اذعان داشت که چین و روسیه بازیگران اصلی در رقابت راهبردی میان ایران و آمریکا هستند. چین و روسیه، به عنوان قدرتهای بزرگ دنیا و اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل، نقشی مهم در شکلگیری تحریمها و دیگر جنبههای حرکتهای بینالمللی در برابر برنامه هستهای ایران ایفا میکنند. در عین حال، هر دوی این کشورها شرکای تجاری ایران هستند و مراودات نظامی و تسلیحاتی نیز با ایران دارند. چین وارد کننده عمده نفت ایران بوده و هر دو کشور روسیه و چین علاقمند به سرمایهگذاری در بخش نفتی ایران هستند.
همچنین روسیه و چین دو بازیگر مهم در موضوع پرونده هستهای ایران به شمار میروند. در دورههای گذشته این دو کشور علیرغم همراهی اندک با غرب در اعمال تحریمها علیه ایران، همواره از فرمولبندیهای تند و تهدید به اقدامات شدید از جانب شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران جلوگیری کردهاند.
با توجه به شرایط موجود و در هم تنیدگی روابط ایران با چین و روسیه در بخشهای مختلف از جمله در حوزه اقتصادی و تجاری، کاهش سطح روابط با پکن و مسکو و خارج کردن همه تخم مرغها از سبد این 2 کشور چندان واقع گرایانه به نظر نمیرسد.
در شرایط حساس فعلی بینالمللی که کشورهای غربی به رهبری آمریکا تلاش میکنند ایران را هرچه بیشتر تحت فشار قرار دهند و علیرغم پررنگ شدن بحث مربوط به مذاکره هنوز هم اعلام میکنند که گزینه نظامی روی میز است از دست دادن کارتهای بزرگی مانند چین و روسیه که هر یک وزنه های سنگینی در عرصه بین المللی محسوب میشوند نوعی اقدام انتحاری به حساب میآید.
اگر چه باید به این موضوع هم توجه داشت که سیاست خارجی چین و روسیه مبتنی بر عملگرایی یا منفعت گرایی میباشد، این مسئله هم در اسناد سیاست خارجی روسیه مشاهده میشود و هم مقامات روس به شکل آشکار اعلام میکنند که نگرش ایدئولوژیک سابق جای خود را به عملگرایی داده است. بنابراین حمایت روسیه و چین از ایران هم سقفی دارد و آن زمانی است که این حمایت منافع ملی آنها را تامین میکند.
در نهایت آنچه که مشخص است این است که سیاست خارجی ایران نباید اعتماد یا تکیه کاملی بر یک یا چند کشور خاص داشته باشد، این مسئله در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز در مفهوم «نه شرقی، نه غربی» مقرر شده است. مسئولان در سیاست خارجی بر اساس پیگیری اهداف نظام و منافع ملی باید اصل تعادل و توازن را حفظ کنند و بر آن پایبند باشند.
مهدی محمودی

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد