جاده زندگی "حمید" هنوز هم ادامه دارد...

کد خبر: 106881|08:23 - 1392/09/26
نسخه چاپی
جاده زندگی "حمید" هنوز هم ادامه دارد...
تا همین 20 آذر داشت توی جاده‌ها رانندگی می‌کرد و پی کسب روزی حلال برای همسر و سه دخترش بود.

تا همین 20 آذر 35 سال از خدا عمر گرفته بود و تمام تلاشش را برای درست کردن یک زندگی آرام و بی دغدغه برای فرزندانش گذاشته بود.

 

روزهای قبل از 20 آذر کسی نمی‌داند چرا؟ اما فکر کرده بود که اگر مرگش رسید، چه خوب می‌شد اعضای بدنش زنده شوند برای دیگران و چه خوب می‌شد اگر اعضای بدنش بعد از مرگ اهدا‌ شود.

 

شاید می‌دانست 20 آذر دارد از راه می‌رسد و کم کم دفتر عمرش دارد ورق‌های آخرش را می‌خورد و باید به خانواده می‌گفت که چه نیتی در دل دارد...

 

پاییز 35 سالگی حمید مقدسی آخرین پاییز زندگیش شد و چهارشنبه 20 آذر دفتر زندگی او بر اثر سکته و مرگ مغزی برای همیشه بسته شد.

 

کسی فکرش را هم نمی‌کرد، آخر حمید خیلی جوان بود و هنوز کلی باید زندگی می‌کرد و شاید حالا، اعضای خانواده علت حرف‌های روزهای پیش از مرگ حمید را می‌فهمیدند.

 

حالا خانواده باید تصمیم می‌گرفت که بالا و پایین شدن خط‌های زندگی حمید را روی مانتیور و نفس‌هایش را باور کند، یا حرف پزشکانی که می‌گویند حمید دیگر به زندگی بر نمی‌گردد...

 

محسن مقدسی برادر حمید به خبرنگار ایسنا، منطقه کرمانشاه، می‌گوید: روزهای اول تصمیم گیری در این باره سخت بود، اما کاری از دستمان بر نمی‌آمد و نمی‌توانستیم حمید را دوباره به زندگی برگردانیم.

 

برادر حمید می‌گوید: همه می‌دانند داغ برادر، آن هم برادر جوانی که تنها 35 سال دارد، خیلی سخت است و من معتقدم این تنها خدا بود که باعث شد تصمیم‌گیری در این باره برایمان آسان شود و اجازه دهیم اعضای بدن حمید اهدا‌ شود.

 

او گفت: این خواست خود حمید بود که اعضای بدنش اهدا‌ شود و روزی که پزشکان آب پاکی را روی دستمان ریختند و گفتند که حمید دیگر به زندگی بر نمی‌گردد، تصمیم گرفتیم اعضای بدنش را به توصیه و وصیت خودش اهدا‌ کنیم.

 

محسن مقدسی برایم می‌گوید: راضی کردن مادر و همسر حمید برای اینکه اجازه دهند اعضای بدن او اهدا‌ شود، کار سختی بود، اما این خدا بود که باعث شد آنها نیز رضایت بدهند و بدون هیچ گونه چشمداشتی اعضای بدن حمید را اهدا‌ کنند.

 

او مطمئن است روح حمید از اینکه اعضای بدن او باعث نجات چندین نفر می‌شود، خوشحال و راضی است و حالا شاید کمتر به سرنوشت سه دختر خود که یکی از آنها نیز معلول جسمی است، فکر کند.

 

محسن مقدسی می گوید: حمید سه دختر دارد که دختر بزرگتر او که 13 ساله است معلول ذهنی و جسمی است و دو دختر دیگرش نیز چهار و یک ساله هستند و برای همین زیاد از حال و احوال پدرشان چیزی نمی‌دانند.

 

او می‌گوید: حالا که حمید رفته زن و فرزندانش در یک خانه استیجاری زندگی می‌کنند و درآمدی هم برای زندگی ندارند و ترجیح داده‌اند تا اعضای بدن حمید بدون هیچ چشمداشتی آنطور که حمید می‌خواهد اهدا‌ شود تا روح حمید در آن دنیا با آرامش و رضایت سر کند.

 

محسن مقدسی می‌گوید: این کار را برای این انجام داده‌ایم تا شاید سنتی شود در جامعه و خیلی از خانواده‌های مشابه ما که عزیزشان دچار مرگ مغزی شده، اجازه دهند اعضای بدن عزیزشان پیوند شود و در این صورت شاید جان خیلی‌ها از مرگ نجات پیدا کند.

 

او گفت: به این فکر کردیم که اگر حمید ما روی تخت بیمارستان بود و با اهدای یک عضو می‌توانست دوباره به زندگی برگردد، ما چقدر خوشحال می‌شدیم و حالا هم تصمیم گرفتیم این خوشحالی را به خانواده‌های بیماران در انتظار پیوند بدهیم.

 

مقدسی از اهدای تمام اعضای بدن حمید که می‌توانند برای دیگران مورد استفاده قرار گیرند، می‌گوید و ادامه می‌دهد: قلب، دو کلیه، ریه و سایر اعضای حمید که قابلیت پیوند داشته، اهدا‌ می‌شود.

 

حمید رفت،... اما هنوز تپش‌های قلبش را می‌توان در همین دنیا شنید و هنوز هم گرمای نفس‌هایش را در سینه دیگری، می‌توان حس کرد.

 

پاییز زندگی حمید حالا بهار زندگی چندین نفر شده و حالا چندین نفری می‌توانند از روی تخت بلند شوند و با اعضای بدن حمید مقدسی دوباره زندگی را از سر بگیرند...

 

راننده جاده‌های دیروز هنوز به ته جاده نرسیده و مسیر جاده زندگیش هنوز هم ادامه دارد...

 

گزارش از: محبوبه علی آقایی، خبرنگار ایسنا، منطقه کرمانشاه

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد