کسی که در زندگی خود هدف متعالی و معقولی را دنبال میکند، در پی یافتن معنا در زندگی است. تلاش برای یافتن معنا در زندگی، انسان را به حرکت در میآورد، در او شور و شوق وصف ناپذیری ایجاد میکند و انرژی وی را مضاعف میسازد. روان شناس شهیر، ویکتور فرانکل که در اسارت نازیها به کشف معنا درمانی نایل گردید، در همان زمان همه نزدیکان خود را از دست داد. پدر، برادر و همسرش به دست نازیها کشته شدند.
همه اعضای خانوادهاش از بیماری جان دادند، اما گرسنگی، سرما و شکنجه هرگز زانوان پر توان فرانکل را خم نکرد. او در این باره میگوید: آنچه انسان را از پای در میآورد، رنجها و سرنوشتنامطلوب نیست، بلکه بیمعنا شدن زندگی است که مصیبتبار است. معنا تنها در لذت و شادمانی و خوشی نیست، بلکه در رنج و مرگ هم میتوان معنایی یافت
همیشه کسانی وجود دارند که بخواهند به ما یاری برسانند. اگر کسیمثبتاندیشباشد و از نمایش جنبه منفی خود اجتناب کند، حتما کسی است که به یاری شما بشتابد.
منفیاندیشی حس ناخوشایند غمگین بودن را درپی دارد. وقتی اندیشه منفی شکل میگیرد موادی در بدن تولید میشود که باعث کسالت، ناامیدی و احساس شکست میشود
از اینکه فکری منفی به ذهنتان خطور کند آگاه شوید و آن را به فکری سازنده تبدیل کنید. اگر دوباره فکر منفی به ذهنتان خطور کرد آن را با اندیشهای مثبت جایگزین کنید.

هیچگاه از اینکه تلاش میکنید اندیشه مثبت را جایگزین اندیشه منفی کنید دلسرد نشوید چون درحال تمرین دادن ذهن به مثبتاندیشی هستید.
هیچ تفاوتی نمیکند که در چه شرایطی به سر میبرید؛ فقط به نتیجه دلخواهتان فکر کنید تا شرایط نیز براساس اندیشه مطلوب شما تغییر کند.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد