به گزارشامروله، یادداشت/علی کرم پور :
اما به مرور زمان و با تغییر شرایط اجتماعی و پیشرفت و توسعه شهرنشینی، نیازهای جدید و به تبع آن الزامات جدید در اداره امور شهرها پدیدار گشتند. شهرها به عنوان مراکز تجمع انسانی علاوه بر کارکردهای گذشته کارکردهایی از قبیل کارکرد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز پیدا کردند. طبیعی است نیازهای جدید مستلزم الزامات و ساختارها و رویکردهای نوینی باشند.
در این دگردیسی و تغییر؛ امروزه شهرداری ها از نهادهایی صرفا خدماتی و عمرانی به سازمان هایی مردم نهاد و نهادهایی اجتماعی تغییر ماهیت داده اند. ماموریت ها و راهبردهای سازمانی آنها تغییر پیدا کرده و مستلزم تغییرات جدی در رویکردها و ساختارهای اداری و نحوه مدیریت سرمایه های انسانی و مالی هستند.
در رویکرد جدید اداره شهرها – که به رویکرد اجتماعی مشهور است – نیازهای جدید ساکنان شهر اعم از نیازهای فرهنگی، اجتماعی و آموزشی در کنار سایر نیازهای گذشته از قبیل نیازهای خدماتی و عمرانی در دستور کار مدیریت شهری قرار می گیرد. در در این . این رویکرد به هیچ عنوان در تضاد با ارائه خدمات اولیه و زیرساختی در شهر نیست بلکهانی، زیرساختی و خدماتی شهر را به عنوان زیر بنا و ابزاری در جهت توسعه شهری و زیست بهتر انسانی در شهر در نظر دارد. در این رویکرد، اصل و اساس اداره شهر مبتنی بر توسعه و بهبود زیست فرهنگی و اجتماعی ساکنان شهر می باشد.
بدیهی است با توجه به امکانات محدود شهرداری ها و سازمانهای شهری در پاسخگویی به نیازهای جدید و روزافزون شهروندان در این رویکرد جدید، تنها راه اداره شهر در این روش، اداره شهر توسط خود شهروندان است. شهروندانی فعال و حساس به امور و موضوعات شهر که هر یک خود را در جایگاه مسئول و شهردار شهر می بیند و خود را موظف به برداشتن باری از دوش شهر می داند. شهروندان از شهرنشینانی خمود و گوشه گیر که هر یک به کار خویش مشغول است به شهروندانی فعال و مشارکت جو بدل خواهند شد.
این موضوع مستلزم آمو امروزه يكي از كارآمدترين سازوكارهاي مديريت شهري براي رسيدن به مناسبات اجتماعي مطلوب و كاهش هزينههاي شهري، توجه و برنامهريزي براي ارتقاي فرهنگ شهرنشيني در بين شهروندان است. آموزش و توانمندسازي شهروندان براي ارتقاي دانش، تقويت مهارتها، كسب عادتهاي صحيح زندگي اجتماعيِ بهروز و كسب رفتارهاي مطلوب شهروندي به ويژه در راه بهرهگيري مناسب از امكانات شهري، از جمله ضرورتهاي مديريت شهري در توسعه فرهنگ شهرنشيني بهحساب ميآيد. بايد توجه داشت مديريت شهري ابزاري است كه به وسيله آن ميتوان توسعه پايدار فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي را به وجود آورد.
در چنين فرايندي مديريت شهري به خصوص شهرداريها، ميتوانند به عنوان كارگزاران محلي به بهبود مناسبات اجتماعي شهروندان كمك كنند. از نظر فرهنگي شهر خوب و مطلوب علاوه بر مديريت شهري كارآمد، نيازمند شهرونداني آگاه و آشنا به حقوق و وظايف شهروندي است.
بنابراين مديريت شهري يا به عبارت بهتر «شوراي شهر و شهرداري» بايد براي آگاهسازي عمومي و ايجاد و ارتقاي فرهنگ شهرنشيني، گسترش شهروندمداري و آموزش شهروندان در زمينههاي مختلف، كاركرد و فعاليت فرهنگي داشته باشد. مديريت شهري و در رأس آن شهرداريها در فرآيند تحول و توسعه شهري نه فقط در ابعاد اقتصادي و عمراني آن نقش و جايگاه ويژهاي دارند بلكه با تغيير و تحولات پرشتاب اجتماعي و فرهنگي و گسترش جمعيت شهرنشيني، بايد براي پاسخگويي به مطالبات فزاينده فرهنگي و اجتماعي اسباب و تمهيدات لازم را فراهم كنند. يكي از وظايف مديران شهر، شناخت و تقويت نقاط قوت فرهنگ آن جامعه و سعي بر گسترش آن است.
از ديگر وظايف مديران، سعي در شناخت نقاط ضعف فرهنگي آن جامعه از طريق اشاعه فرهنگهاي سازنده است. كالبدشكافي، ضرورت مداخله و تأثيرگذاري مديريت شهري در امور فرهنگي و اجتماعي و چگونگي اجرايي شدن آن، يكي از مسائل مهمي است كه بايد مورد تحليل و بررسي قرار گيرد. شهروندان ساكن شهر از مديريت شهري و شهرداريها فقط رسيدگي به وضعيت عمراني، كالبدي و اقتصادي و خدماتي شهر را انتظار ندارند، بلكه فراهم كردن زمينه حمايت اجتماعي، روابط شهروندي، ساماندهي امور اجتماعي و فرهنگي، فراهم كردن امنيت اجتماعي و رواني و نظاير اينها را ميطلبند.
اگرچه عدهاي به اجراي برنامههاي اجتماعي و فرهنگي شهرداريها انتقاد ميكنند، اما لزوم برگزاري برنامههاي فرهنگي، اجتماعي و همچنين آموزشهاي شهروندي بر هيچكس پوشيده نيست؛ اما در شهرها و شهرستانها، نهادي كه بتواند با امكانات سختافزاري، نرمافزاري و مالي در راستاي آموزشهاي شهروندي و ايجاد نشاط اجتماعي حركت كند، وجود ندارد و اين خلأ بزرگ همواره ضربات غيرقابل جبراني بر پيكره جامعه وارد كرده است. شهرداري به عنوان مديريت ارشد و تأثيرگذار هر شهر نهتنها در راستاي فعاليتهاي عمراني و اقتصادي ميتواند گام بردارد، بلكه بر اساس «ماده ۵۵ قانون شهرداريها» برنامهريزي و سرمايهگذاري در حوزه مسائل اجتماعي، فرهنگي و هنري از جمله وظايف ذاتي شهرداريها بهحساب ميآيد
سالهاست كه شهرداريها پا را فراتر از مرزهاي قديمي خود گذاشتهاند و علاوه بر فعاليتها عمراني مانند احداث خيابان، كوچه، پل، آسفالت، نظافت، رسيدگي به مشكلات شهر و محلات و... در حوزههاي اجتماعي و آموزشي نيز ورود كردهاند؛ به طوري كه هر ساله بخش مشخصي از بودجه خود را صرف ارتقاي آگاهي، نشاط و آموزشهاي شهروندی ميكنند. برای بهبود شرایط موجود تنها
می باشد یک راه برای اداره شهر وجود دارد؛وآن رویکرد اجتماعی در اداره شهر تغییر نگاه مسئولین شهری به ساختار و وظایف خود در اداره شهر
تغییر رویکردها و برنامه ریزی ها و تغییر در نحوه تخصیص منابع از یکسو و تغییر در نگاه شهروندان و مشارکت جویی آنان در مسائل شهری از سوی دیگر تنها راه برون رفت از مسائل و مشکلات موجود است
. تا زمانی که هر یک از مسئولین و شهروندان به مسئولیت خود توجه نشان ندهند هیچ از یک مشکلات موجود در شهر حل نخواهد شد و هیچکس از زندگی در شهر لذت نخواهد برد و تنها و تنها فاصله بین مردم و مسئولین شهری روز به روز افزایش خواهد یافت
بار سنگین اداره شهر تنها با کمک همه شهروندان از روی زمین برداشته خواهد شد. بکوشیم تا به یکدیگر در برداشتن این بار سنگین کمک کنیم تا نسل های بعد به این تلاش ما افتخار کنند و خود نیز از مواهب این تلاش و همکاری لذت بریم.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد