به گزارشامروله، سرهنگ پاسدار عزت الله عظیمی" یکی از رزمندگان دوران دفاع مقدس و یکی از افراد حاضر در عملیات مرصاد در گفتگو با امروله عنوان کرد: در سال 59 که برای ثبت نام در مدرسه کوروش کبیر اسلام آباد غرب مراجعه کرده و منتظر متصدیان ثبت نام دوره راهنمایی بودم یکباره هواپیماهای رژیم بعث در آسمان شهرستان اسلام آباد پیدا شدند و شروع به بمباران هوایی کردند.
وی ادامه داد: در آن موقع با وجود اینکه ما اصلا جنگ و حتی هواپیما ندیده بودیم متوجه شدیم که عراق مردم بی گناه اسلام آباد را مورد حمله هوایی خود قرار داد و بسیاری از آنان را جانباز و شهید کرده است از همان لحظه من و دوست عزیزم سرهنگ یار بیگی که در آن زمان همه کلاس بودیم دیگر می دانستیم که باید هر چه زودتر به فکر چاره ای بود نا با این دشمن تا به دندان مسلح مقابله کرد.
عظیمی تصریح کرد: ما در آن موقع اطلاعات کافی درباره جنگ نداشتیم و تنها صبحت های امام راحل که در رادیو و تلویزیون شنیده می شد یا اینکه در بسیج بعضی وقتها در روستاها فیلم می آوردند و پخش می کردند میدیدیم اطلاعات ابتدایی از دفاع مقدس داشتیم تا اینکه در پنجم مهر ماه سال1362 از طرف بسیج سپاه گیلان غرب در قالب تیپ مسلم ابن عقیل به فرماندهی شهید محمد مرتضی قلی به جبهه اعزام شدم تا سال 66 به عنوان یک رزمنده در جبهه های غرب و یک بخش در کردستان از خاک وطن دفاع کردم.
وی با بیان اینکه جنگ تحمیلی در اسلام آباد آغاز و پایان یافت بیان کرد: در سال های 66 و 67 فرمانده وقت یگان ما ( سردار شاه ویسی ) سه روز مانده به آغاز عملیات مرصاد به گیلان غرب آمد ولی متاسفانه ایشان مجروح شدند و در همان روزها تمام اعضاء خانواده ایشان بر اثر تصادف به رحمت ایزدی پیوستند که خاطره تلخی برای هه ما شد.
فرمانده ناحیه مقاومت بسیج سپاه شهرستان صحنه گفت: در مدت زمانی که سردار شاه ویسی تحت مداوا بودند حاج یحیی قیاسوند که مسئول ستاد تیپ بودند فرماندهی را بدست گرفتند و همه ما را در جلسه ای فرا خواندند و گفتند که اعضاء ستاد تیپ جهت انجام عملیات باید آماده شوند.
وی یاد آور شد: در آن موقع ما بجز یک سلاح کلاشینکف و 60 عدد گلوله تجهیزات زیادی نداشتیم بنابراین تصمیم گرفتیم که مهمات بیاوریم . من با یک خودروی تویوتا به سمت زاغه مهمات حرکت کردم و چند صندوق تیر با خودم اوردم و به سمت خط مقدم رفتم.
عظیمی تشریح کرد: دو گروهان ما با تمام توان در مقابل رژیم بعث عراق ایستادگی کرد و نگذاشتند که خط شکسته شود ، دشمن وقتی دید که نمی تواند از سمت ما نفوذ کند از سمت دیگری وارد عمل شد به همین خاطر ما در حلقه محاصره قرار گرفتیم. به مرکز بی سیم زدیم و آنها به ما گفتند که ما در پشت جبهه عراق قرار گرفته ایم. ما با شنیدن این پیام به سه راه چم امام حسن رفتیم که ببینیم دژبانی که قبلا داشتیم به تصرف دشمن درآمده است یا نه؟ از دور دیدم که یک هلی کپتر عراقی در حال سوار کردن افراد محلی بود با دیدن آنها پی بردیم که دژبانی هم به تصرف عراق درآمده است.

وی گفت: تنها یک مسیر برای ما مانده بود که بتوانیم به سمت نیروهای خودی حرکت کنیم و در کنار سایر رزمندگان از با دشمنان بجنگیم یک راه میانبر بود. در حال حرکت بودیم که سلاح دوشکا دشمن همه ما را به گلوله بست، گلوله ها طوری بودند که به داخل خاک فرو می رفتند و از خاک در می آمدند خداراشکر هیچ یکی از رزمندگان حتی زخمی نشدند فقط شیشه ماشین شکسته شد . هنگامی که به گیلان غرب رسیدم متاسفانه تیپ مسلم ابن عقیل کلا از بین رفته بود.
فرمانده ناحیه مقاومت بسیج سپاه شهرستان صحنه گفت: این حمله های پی در پی عراق در شهر های مختلف استان کرمانشاه همه و همه برای آماده سازی شرایط برای حضور منافقین کور دل بود که سال ها آنان را برای ضربه زدن به کشور ما پرورش داده بود.
وی یادآور شد: گروهک منافقین در پی حملات عراق به خاک میهن اسلامی و عقب نشینی های موقت رزمندگان اسلام، با تصور اینکه پذیرش قطعنامه 598 ناشی از جدایی ملت و دولت است، به خیال واهی، فرصت را غنیمت شمرده و سعی در رسیدن به اهداف پلید خود نمود. منافقین با جمع آوری دیگر ضد انقلابهای سرخورده، از کشورهای مختلف اروپایی، نیرویی به استعداد تقریبی 15 هزار نفر فراهم کرده و با بهره گیری از جنگ افزارهای اهدایی صدام و دیگر اربابان خود، حمله خود را از غرب کشور به خاک جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند.
عظیمی گفت: نیروی هوایی عراق با حمایت خود مقدمات را برای ورود آنها به عمق خاک ایران و در نهایتفتح تهران را آماده و ترغیب می کرد. با این اتحاد شوم قسمتهایی از اراضی میهن اسلامی مورد تجاوز قرار گرفت. ملت سلحشور و مسلمان ایران پس از اطلاع از تجاوز منافقین به میهن اسلامی به خروش آمده و به جبهه های جنگ اعزام شدند سرانجام عملیات مرصاد در پنجم مرداد ماه 1367، با رمز مبارک یا علی(ع) و به منظور مقابله با منافقین در منطقه اسلام آباد و کرند غرب در استان کرمانشاه، آغاز شد. منافقین، خوشحال از پیروزی های مقدماتی و در یک اقدام عجولانه، راهی باختران (کرمانشاه) شده و به خیال باطل خود، قصد حرکت به سمت تهران و سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران را کردند.
این رزمنده عملیات مرصاد تاکید کرد: رادیو منافقین، با ارسال پیام به مردم باختران، از آنها خواست که زمینه را برای ورود ارتش به اصطلاح آزادیبخش مهیا سازند و آماده جذب در گردانها و لشکرها باشند. از آن طرف رزمندگان اسلام در 34 کیلومتری باختران، ناگهان راه را بر ستونهای منافقین بستند و واحدهای زرهی رزمندگان، در یک اقدام متهورانه، تعداد زیادی از ادوات سنگین زرهی منافقین را هدف قرار داده و به آتش کشیدند. جاده باختران - اسلام آباد در همان لحظات اولیه، انباشته از ادوات سوخته شد و عکس العمل سریع رزمندگان، منافقین را به فراری مفتضحانه وادار ساخت.
وی گفت: این عملیات در روز بعد نیز با حمله هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران با سرکوب شدید منافقان ادامه یافت و دشمن را دچار شکست سخت و سنگین کرد. بدین ترتیب، منافقان شکست خورده، در این تجاوز نابخردانه، متحمل تلفات و خسارات عظیمی شدند که بیش از 120 دستگاه تانک، 400 دستگاه نفربر، 90 قبضه خمپاره انداز 80 میلیمتری، 150 قبضه خمپاره انداز 60 میلیمتری و 30 قبضه توپ 106 میلیمتری منهدم شد. علاوه بر آن دهها دستگاه تانک، نفربر، خودرو و نیز صدها قبضه سلاح سبک و نیز مقادیری تجهیزات پیشرفته الکترونیکی و مخابراتی به غنیمت نیروهای اسلامی درآمد. در این عملیات، 4800 نفر از منافقان نیز کشته و زخمی شدند.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد