قدس آنلاین : ایالات متحده آمریکا پس از جنگ جهانی دوم وبه دنبال آسیب جدی زیر ساختهای روسها، با همکاری متحدان غربی نه تنها سلطه خود را بر نیم کره شرقی گستراندند بلکه امروز با گسترش چتر خود در همسایگی روسها یعنی کشورهای مشترک المنافع در نیمه شرقی اروپا، در غالب مأموریتهای بین المللی سازمان ملل و شورای امنیت و پیمانهای نظامی بین المللی همچون ناتو، چاره ای برای روسیه نگذاشته است تا دنباله روی سیاستهای غرب در معادلات
بین المللی باشد. این وضعیت در دوران حکومت مدودف نمود بیشتری داشته است.
اغلب روس ها نشان داده اند که ترجیح می دهند به صورتی آرام از کنار مسایل مورد اختلاف با آمریکا و متحدان غربی اش گذر کنند تا بر حیثیت تاریخی آنان در تقسیم قدرت ذهنی شان در جهان آسیبی وارد نشود.
این موضوع بدین معناست که روسها به هیچ وجه راضی نیستند تا در برابر تعهدات سیاسی خود در قبال کشورهای دوست، با رقبای غربی شان به چالش کشیده شوند چراکه نه تنها توان لازم را برای این مسأله ندارند بلکه صرفه اقتصادی از روابط با آنها به ویژه در وضعیت تحریم، باعث می شود بهترین گزینه را تداوم وضعیت خاکستری بدانند.
در همین راستا مقامات کرملین بر سر دوراهی، سیاست حداقلی را در روابط خود با ایران اتخاذ می نمایند که معنی آن تلاش برای حفظ ایران در عین عدم آسیب رساندن روابط خود با غرب هستند.
البته مسکو نشان داده است که از فرصتهای برتری طلبی در برابر ایالات متحده نیز به سادگی نخواهند گذشت تا بتوانند در معادلات و معاملات درون گروهی و برون گروهی از آن کمال استفاده را کرده و امتیازاتی را نیز به دست آوردند. روسها در باب مسایل سیاسی خود ضرب المثلی دارند که به پیچیدگی روسیه و تصمیم گیریها و مسایل آن اشاره دارد. آنها می گویند «با عقل نمی توان روسیه را تجزیه و تحلیل کرد»
موضوع تعامل روس ها با ایران
اما آنچه در این گزارش به آن می پردازیم موضوع تعامل روس ها با ایران است که از جهاتی هم برای ما مهم است و هم برای دو بلوک شرق و غرب تا آنجا که اکنون دیگر برای روسها به اولویت اول سیاست خارجی تبدیل شده است.
سابقه روابط ایران و روسیه بسیار طولانی است. در اثنای جنگ سرد که ایران علاقه چندانی به توسعه روابط سیاسی خود با شوروی نشان نمی داد، اتحادجماهیر شوروی به این نتیجه دست یافت که بهترین وسیله برای جلوگیری از کنش بیشتر رژیم شاهنشاهی ایران در زمینه وابستگی سیاسی – نظامی آتی به واشنگتن، همانا برقراری همکاری های عادی اقتصادی، سیاسی، نظامی و ارتباطات در زمینه معاملات با تهران است.
روسیه با کمک به احداث نخستین کارخانه ذوب آهن در ایران در دهه ۱۹۶۰ و با مشارکت در چندین پروژه مهم صنعتی دیگر سابقه دیرینه ای در اینگونه همکاری ها دارد.
انقلاب ایران و چالش شدید جمهوری اسلامی ایران با غرب این فرصت را به مقامات کرملین داد تا با نزدیکی به تهران و جبهه مقاومت منطقه، نوعی حس برتری جویی را به رخ رقبای غربی بکشاند.تیرگی روابط ایران با غرب و تلاش کشورمان برای تأمین امنیت در برابر تهدیدات خارجی و نیاز به جنگ افزارهای مدرن برای مقابله با هر نوع تهدید این فرصت را برای روسیه فراهم کرد تا در در دهه های ۸۰ و۹۰ میلادی بخشی از عقب افتادگی این کشور در فروش تسلیحات نظامی را جبران کند. سوء استفاده این کشور از وضعیت جنگ ۸ ساله ایران و عراق و فروش تسلیحات متقابل به بغداد برای مقابله با تجهیزات فروخته شده به ایران، هنوز در یادها باقی است. این موضوع تنها بخشی از بازیهای سیاسی روسیه با ایران بوده است.
نیروگاه بوشهر خلف وعده روسها
به زعم اکثر کارشناسان، قرارداد نیروگاه بوشهر بزرگترین خلف وعده روسها از یک کشور در دهه گذشته است. قراردادی که روس ها از آن به عنوان بزرگترین کمک به چالش اقتصادی در کاهش شدید ارز و سرمایه گذاری خارجی از دهه نود تا کنون نام برده و همواره با افتخار از آن یاد می کنند.باید اذعان کرد پروژه ساخت این نیروگاه برای روسها بهانه خوبی بوده که همواره در طی ۱۲ سال گذشته امتیازات بسیاری را از قبل آن در عرصه روابط خود با ایران کسب کنند و در واقع پروژه نیروگاه بوشهر برگ برنده ای در دست روسها در روابط شان با ما نیز محسوب می شود. متأسفانه باید گفت به نظر می رسد روسها قصد ندارند و از ابتدا نیز قصد نداشتند این پروژه را تکمیل و به راحتی از دست بدهند.
در حقیقت روسها در این برهه از زمان بدنبال سهم بیشتر در قبال راه اندازی این پروژه هستند، یعنی با حساس شدن بحثهای سیاسی حاشیه ای به راه انداخته شده توسط غرب و آمریکا در مورد این پروژه، روسها نیز بدشان نمی آید تا با طولانی کردن آن سهم بیشتری را از هر دو طرف قضیه و جریان موجود، یعنی آمریکا، غرب و ایران، داشته باشند.
در همین راستا یکی از اندیشمندان سیاسی روس اظهار داشته که قضیه هسته ای ایران به هر کجا که ختم شود و نتیجه آن هر چه باشد، ما به منافع خودمان خواهیم رسید و در واقع بحث هسته ای ایران به گونه ای در عرصه بین المللی درآمده که برای ما نتیجه حادث از آن فرق چندانی ندارد و در آخر ما به خواسته و منفعت خودمان نایل خواهیم شد. پس بدون عجله منتظر می مانیم تا این بحران فروکش نموده و به پایان برسد. روسها طی سالیان اخیر بارها عنوان داشته اند که ما تا زمانی با شما در بحث نیروگاه همکاری و همراهی خواهیم کرد که با غرب و آمریکا رو در رو نشویم. روسیه بر اساس استراتژی کلی سیاست خارجی خود حرکت می کند، که در چارچوب ترسیم شده در آن و به ویژه در حکومت فعلی موجود در روسیه، رویارویی جدی و ایجاد تنش با غرب و آمریکا تعریف نشده است.
به تأخیر انداختن اتمام پروژه بوشهر، برای روسها نفع اقتصادی قابل توجهی را نیز در پی خواهد داشت، چرا که آنها با طول دادن پروژه و تأخیر در اجرا و انجام و تحویل آن، بدون شک درخواست و طلب مادی بالاتری را– به واسطه تورم جهانی، تبدیل دلار به یورو در بسیاری از مبادلات اقتصادی ایران و بین الملل و… – از ایران داشته و خواهند داشت.
چالش موشک های اس ۳۰۰
موضوع قرارداد موشکهای اس ۳۰۰ نیز که هم اکنون به چالش سیاسی دو کشور تبدیل شده است در همین راستا در حرکت است. قراردادی که به نظر می رسد از ابتدا هم روسیه قصد تحویل آن را به ایران نداشته و ندارد.
این قرارداد در سال ۲۰۰۷ به مبلغ نزدیک به ۱ میلیارد دلار برای خرید ۶ واحد سامانه اس ۳۰۰ (مدل PMU-1 نسخه با کد ناتوی SA-20 Gargoyle) با این کشور بسته شد. این نسخه از سامانه اس۳۰۰ نسخه ارتقا یافتهتری از سامانه اس ۳۰۰ است.
به نظر میآید مذاکره برای انعقاد این قرارداد از سالها قبل در حال انجام بوده و ایران مبلغ مورد نظر را در سال ۲۰۰۷ یکجا به روسیه تحویل داده است.
متأسفانه روسیه در تحویل اس-۳۰۰ به ایران دست به وقت کشی زیادی زد تا اینکه سرانجام به دنبال تصویب قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت در منع فروش سلاح به ایران، رئیسجمهوری وقت روسیه، دیمیتری مدودف فرمان منع تحویل اس۳۰۰ و سایر اقلام تسلیحاتی را به ایران صادر کرد.
هر چند از آن پس مقامات کشورمان تصمیم به شکایت از روسیه گرفتند و اعلام کردند روسیه یا باید اس۳۰۰ سفارش شده را تحویل دهد یا آنکه مبلغ هزینه شده از جانب ایران، هزینههای دیر کرد و لغو قرارداد از جانب روسیه و خسارتهای وارده بر ایران را تأمین کند که مطابق گزارشها تقاضای غرامت ایران ۴ میلیارد دلار بوده است. اما باید اذعان کرد که روسیه ها تا حدودی مطمئن هستند که نه تنها این مبلغ را نخواهند پرداخت بلکه تسلیحات را نیز تحویل نخواهد داد.
جالب است روسها برای رسیدن به اهداف خود چه به لحاظ اقتصادی و چه سیاسی در این موضوع، پیشنهاد فروش تعداد بیشتری سامانه پدافند هوایی تور ام-یک را به ایران داده است. این سامانه برد متوسط تا کوتاه دارد و کارایی بسیار کمتری از سامانه اس۳۰۰ داراست و توان درگیری با اهداف در سطوح پروازی بالا را ندارد و بیشتر مناسب درگیری با موشکهای کروز و اهداف پروازی در فاصله متوسط است. ایران از این سامانه به تعداد کافی در سال ۲۰۰۶ دریافت کرده است. ظاهرا روسیه پیشنهاد تحویل نسخه پیشرفتهتر این سامانه یعنی تور ام۲ را هم داده است که چندان مورد توجه ایران قرار نگرفته زیرا صرفا گونه پیشرفتهتر تور ام۱ است و نمیتواند جای خالی اس۳۰۰ را پر کند. مقامات کرملین بر این باورند ترس مقامات کشورمان دراز دست دادن حمایت مسکو در برابربا غرب، ایران را در ادامه مسیر از شکایت بین المللی باز خواهد داشت!
این در حالی است که روسیه تاکنون در هیچ موردی حمایت سیاسی و دیپلماتیک از ایران به عمل نیاورده است، در حالی که با حق وتوی خود مانع تصویب قطعنامه در شورایامنیت ضد سوریه شد اما از اقدام مشابه در مورد ایران خودداری کرده است.
پر واضح است که روسیه نه اراده، نه توان و نه قصد مقابله با اقدامات خصمانه غرب ضد خود را دارد. به نظر می رسد روسیه به کشورهایی همچون ایران مانند ابزاری می نگرد که نه تنها منافع اقتصادی شان را تأمین می کنند بلکه می توانند کارت بازی برتر در معاملات این کشور با دنیای غرب باشد.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد