به گزارش خبرنگار سیاسیخبرگزاری فارسمحمدودود حیدری رئیس سازمان بسیج دانشجویی گفتوگویی مشروح باخبرگزاری فارسدرباره برخی اظهارات و خاطرهگوییها به نقل از امام خمینی(ره) پرداخته است که در ادامه میآید:
فارس: از آقای هاشمی رفسنجانی مطالب و خاطرات مختلفی درباره رابطه با آمریکا در این چند وقت اخیر منتشر شده است، به نظر شما به عنوان مسئول بنیاد تبیین اندیشه های امام خمینی(ره) در دانشگاهها، بالاخره امام موافق رابطه با آمریکا بودند یا خیر؟
پاسخ این سؤال تحلیلی مختصر میخواهد، امام(ره) هیچگاه براساس اسناد قطعی نه خاطرات خصوصی 2 نفره، موافق رابطه با آمریکا نبودند و مکرر و متعدد مخالفت خود را درباره رابطه با آمریکا بیان کردند ایشان در جلد 19 صحیفه، در صفحه 74 می فرمایند «ما تا آخر ایستادهایم و با آمریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد» از این دست بسیار است.
اگر افرادی صد خاطره از امام نقل کنند مبنی بر مذاکره و رابطه با آمریکا مسموع نیست، البته امام امت به نظر ما در یک صورت رابطه با آمریکا را مجاز میدانستند و آن اینکه ماهیت ابر قدرتی، استکباری و جهان خواری آمریکا عوض شود.
به عنوان مثال امام در جلد 11 صحیفه،در صفحه 36 به همین مطلب اشارهای میکنند که «اگر کارتر از عرش به فرش آمد با او تفاهم میکنیم» اما معالاسف آقای هاشمی و دیگران با تقطیع و تحریف اندیشههای امام خمینی(ره) مذاکره با آمریکا را در نزد امام مقبول جلوه میدهند که پذیرفتنی نیست و این رفتار آنها انحراف از خط امام (ره) است.
فارس: درباره شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی و موافقت امام برای حذف پخش آن ، نظر حقیقی امام چه بود؟
امام در پیام قطعنامه و در سال 67 یعنی اواخر عمر مبارکشان و زمانی بعد از سالی که این خاطرهها از آن نقل شده میفرمایند «از خدا میخواهیم که این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبه مسلمین که از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ بر آمریکا و شوروی را به صدا درآوریم» از این رو وقتی امام(ره) در یکی از مهمترین پیامهای خود که بیتردید در داخل و خارج رسانهای میشود مرگ بر آمریکا را با قلم خود ذکر میکنند نمیتواند موافق حذف این شعار باشند البته لازم بود در موضعگیری رسمی موسسه تنظیم به این سند تاریخی مهم در کنار دیگر مسائل اشاره میشد؛ شاید کاری که خود آقای هاشمی در نقد سایت شخصیشان انجام دادند لازم بود و این باعث فاصله گرفتن از منحرفین در این زمینه بشود.
فارس:اخیراً فعالیتهای غیر قابل قبولی را از سوی برخی افراد خانواده امام در جهت کم رنگ کردن اصل حجاب و مسائل مربوط به آن را شاهد بودیم حتی یکی از نوههای امام از قول امام جملهای را نقل کردهاند و یا دیگری بدون حجاب اسلامی در دانشگاهی خارجی به روی صحنه رفت، نظر حضرتعالی چیست؟
قبل از ورود به بحث حجاب لازم است نسبت برخی افراد منسوب به بیت امام و یا اقوام امام با اندیشههای ایشان معلوم شود، سند قطعی امام برای همگان صحیفه است، امام در هیچ جای صحیفه نگفتهاند که اقوام من بعد از من روشن کننده راه من هستند بلکه در وصیتنامه حتی نسبت به مرحوم حاج احمد آقا نیز انتساب نگاشتن برخی اعلامیهها را به ایشان رد کردند، لذا نه خانم اشراقی و نه هیچ کس دیگری از اقوام امام حق این را ندارند که از زبان امام، برای مردمی که حقیقتاً فرزندان روحالله هستند خط مشی مشخص کنند؛ ضمن اینکه در خصوص نوه امام تمام هویت ایشان به انتسابشان به امامی است که در مصاحبه خود این امام را رد میکنند که این محل تامل جدی است.

فارس: در مورد اظهارات اخیر خانم اشراقی در حوزه حجاب چطور؟
ببینید ایشان در مصاحبه با رسانهای بیگانه انحرافات متعددی از خط اصیل امام (ره)داشتهاند که خطرناک است.
اولا نسبت به خود امام در بحث حجاب گفتهاند که پدربزرگ من با رنگ سیاه مخالف بودهاند و بعد هم گفتهاند که باید انقلاب رنگها را به راه انداخت، در هیچ سند تاریخی، مکتوب و غیر آن از امامخمینی(ره) چنین چیزی به دست نیامده است و حتی خاطرات خانم دباغ و پاسخ درباره توصیه امام به پوشیدن چادر به ایشان خلاف مطالب مطروحه است و انقلابی که ایشان بیان کرده اند انقلابی بر خلاف اندیشه و سیره امام راحل است که البته هیچگاه پایگاه اجتماعی نیز نداشته است.
ثانیا ایشان نسبت به مرحوم خانم ثقفی همسر مکرم امام نسبت ناروایی دادند که این نسبت دروغ دادن و خیانت به ایشان است، ایشان را همیشه با پوشش محکم و روبسته چادر مشکی و در خط اسلام ناب محمدی(ص) شناختهایم و این نوع تحریفات از امام و همسر امام برای توجیه اعمال خود قطعا انحراف و غیر قابل قبول است
ثالثا در مورد بحث تغییر حجاب کارگزاران همان خاطره خانم دباغ که اتفاقا ایشان در آن زمان از کارگزاران زن جمهوری اسلامی بودهاند و امام ایشان را به پوشیدن چادر توصیه میکنند، خلاف نظر خانم اشراقی است.
فارس: در مورد بحثهای فرهنگی مطرح شده مثل موسیقی و ماهواره، چقدر مباحث ایشان منطبق با سیره عملی خط امام (ره) است؟
انقلاب امام، انقلاب اخراج طاغوتها از ایران عزیزمان بود با تمام مظاهرش این خوانندههای سخیفی که انسان از بردن نام آنها شرم دارد، اخراج شدگان انقلاب خمینی(ره) هستند و هم خود منحرف هستند و هم منحرف کننده باید بررسی کرد و دید چه شده که خانم اشراقی در میان همه هنرمندان به اخراج شدگان از مسیر انقلاب امام خمینی(ره) علاقه پیدا کرده است.
به نظرم باید ریشه انحراف از خط امام را در بیت امام خشکانید، حتماً حجتالاسلام سیدحسن خمینی وظیفه موضعگیری و جمع جور کردن این اتفاقات خانواده را دارند؛ حتما موسسه امام که وظیفه تبیین این مسائل را دارد که متاسفانه انجام نمیدهند.
- نظر وی درباره اظهارات نتانیاهو که گفته میشود تأیید سخنان وی بوده را چطور تحلیل میفرمایید؟
ببینید این فوقالعاده خطرناک است که نوه امام نظر رئیس رژیم صهیونیستی را درباره ایران تایید کند و به نظرم در فضای داخلی آن طور که لازم بود با آن برخورد نشد. اینکه ایشان در آن مصاحبه امام (ره) با عنوان پدربزرگ میخوانند و بعد چنین حرفی را می زنند به نظرم پایان ایشان است و بی تردید غیر قابل قبول.
من یاد برخورد امام با یکی از نوههای خود در محدود کردنشان و منتظری میافتم که امام در واقع به ایشان گفتند دیگر در این زمینهها ورود نکن، شاید اگر امام امروز بودند به نوه خود توصیه میکردند که دیگر مصاحبه نکند چون در هر مصاحبهای که ایشان اخیرا انجام دادهاند نسبت ناروای جدیدی به امام و خط امام دادهاند.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد