این ها ادبیات نیست

سرویس: اخبار کوتاهکد خبر: 96587|08:11 - 1392/09/10
نسخه چاپی

این نویسنده در زادروز 68 سالگی‌اش‌ در گفت‌وگو با خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: من در جوانی کتاب‌هایی برای کودکان و نوجوانان نوشته بودم. در فاصله سال‌های 50 تا 54 شش – هفت کتاب در زمینه ادبیات کودک و نوجوان از من منتشر شد‌، اما از انتشار آن کتاب‌ها پشیمان شدم. امروز تمایل ندارم نام آن کتاب‌ها را به خاطر بیاورم‌، چون آن‌ها را قبول ندارم.

 

او در ادامه اظهار کرد: در آن دوره ما ادبیات را وسیله‌ای برای مبارزه سیاسی می‌دیدیم‌، اما در اواسط دهه 50 ذهنیت من عوض شد و دیدم برای من ادبیات بیش‌تر هدف است و نمی‌تواند وسیله باشد. پشیمان شدنم از انتشار آن کتاب‌ها باعث وسواس و ترس از تکرار اشتباه شد؛‌ به همین دلیل زمان نوشتن کتاب «تعلیق» با انتشار آن 10 - 11 سال فاصله داشت.

 

اخوت همچنین درباره تأثیر جایزه‌های ادبی بر کارهایش، اظهار کرد: گرفتن جایزه معتبر برای هر نویسنده‌ای افتخار است. ضمن این‌که باعث دیده شدن و خوانده شدن کتاب هم می‌شود؛ به همین دلیل مسلما آدم با گرفتن جایزه دل‌گرم می‌شود،‌ اما در مورد من هرچند از ابتدا هم خودم در جایزه‌ای شرکت نکردم و زمانی که کتاب‌هایم منتشر می‌شد، کمیته‌های جوایز خود به آثارم عنایت می‌کردند، بعد از مدتی دیگر تمایلی برای گرفتن جایزه نداشتم.

 

او افزود: کتاب «نیمه سرگردان‌ما» جایزه گلشیری را گرفت و بعد هم کتاب «نام‌ها و سایه‌ها» چند جایزه گرفت،‌ اما من بعد از مدتی دیگر تمایل نداشتم در برنامه‌های اهدای جایزه شرکت کنم و برای جایزه آخر‌، از حضور در مراسم عذرخواهی کردم و کسی را فرستادم که جایزه را بگیرد؛ فقط به این دلیل که نمی‌خواستم وارد قضیه‌ای شوم که به زعم من چندان به من مربوط نبود. من دیدم که این جایزه‌بازی‌ها بیش‌تر به ناشر مربوط است تا نویسنده. البته نویسنده هم از داشتن تعداد بیش‌تر خواننده خوشحال می‌شود،‌ اما جایزه بیش‌تر به بازار نشر مربوط است. ارتباط من با کار بیش‌تر دلی است و خیلی تمایلی ندارم در برنامه‌های معرفی کتاب و اهدای جایزه شرکت کنم.

 

اخوت سپس در پاسخ به این سؤال که آیا این ارتباط دلی با اثر به این دلیل نیست که او از طریق ادبیات امرار معاش نمی‌کند،‌ گفت: یکی از دلایل که مهم‌ترین دلیل هم هست، همین است. البته من فکر نمی‌کنم کسانی هم که پرکار و فعال‌اند‌، به‌جز تعدادی از مترجمان نام‌آور‌، بتوانند از طریق نوشتن امرار معاش کنند؛ مگر این‌که نوشتن شغل کسی شود که من متأسفانه یا خوشبختانه این‌طور نیستم. هرچند اگر کسی بتواند از طریق نوشتن روزگار بگذراند، ایده‌آل است‌، اما این امر شرایط خاص خود را می‌طلبد. در جامعه‌ای که تیراژ کتاب روز به روز کم‌تر می‌شود،‌ امرار معاش از طریق نوشتن چطور ممکن است؟ در دهه 40 کتاب‌ها با تیراژ حداقل 2000 تا 3000 نسخه منتشر می‌شدند و تیراژ 5000 نسخه معمول بود،‌ الآن بحث بر سر تیراژ 500 نسخه و 1000 نسخه است. مگر یک نفر در سال می‌تواند چند کتاب بنویسد تا بتواند از طریق نوشتن زندگی می‌کند؟

 

این داستان‌نویس در ادامه درباره کارهایی که این روزها منتشر می‌شود‌، گفت: من به شکل منظم پیگیر کارهای تازه نیستم. با این حال بعضی از کتاب‌ها را می‌خوانم،‌ گاهی هم وقتی برحسب اتفاق کتاب دندان‌گیری به دستم برسد،‌ معرفی و نقدی هم بر آن می‌نویسم و در نشریات منتشر می‌کنم.

 

او همچنین درباره تأثیر نقد و معرفی آثار نویسندگان جوان توسط پیشکسوتان گفت: این کار می‌تواند مؤثر باشد، به شرطی که کسی که نقد می‌نویسد،‌ به طور منظم در جریان رویدادهای فرهنگی و تازه‌های نشر باشد و کسی هم که کارش نقد می‌شود،‌ گوش شنوایی داشته باشد. در این صورت مسلما تأثیر دارد. هیچ نویسنده‌ای اولین کتابش شاهکار نیست.

 

محمدرحیم اخوت سپس در ارزیابی وضعیت امروز ادبیات داستانی ایران در مقایسه با دهه‌های 40 و 50 اظهار کرد: من کلی‌گویی را قبول ندارم و به طور منظم هم پیگیر آثار تازه منتشرشده نیستم‌، اما فکر می‌کنم ادبیات معاصر فارسی درجا نزده است. دهه 40 دهه شکوفایی ادبیات معاصر داستانی ما بود‌، اما بعضی نویسنده‌های فعلی هم نویسنده‌های به‌روزی هستند که آن سابقه را هم پشت سر دارند و مجموعا فکر می‌کنم ادبیات داستنی ما رو به رشد است و این طبیعی است. البته این امر نسبت به تعداد کتاب‌ها ناامیدکننده است. از هر 10 کتاب یکی را می‌توان بازخوانی کرد.

 

او در ادامه متذکر شد: من ادبیات داستانی را یک‌بار مصرف نمی‌بینیم، ما کتاب‌ها را یک بار می‌خوانیم برای این‌که ببینیم چه باید خواند. داستانی واجد ارزش است که بیش از یک بار خوانده شود. ما هنوز آثار هدایت و گلشیری را می‌خوانیم‌، اما الآن به ندرت کتابی چاپ می‌شود که پنج سال بعد هم خوانده شود. کتابی به شکل طبیعی با مصنوعی در بازار گل می‌کند،‌ اما چند سال بعد اثری از آن نیست. این‌ها ادبیات نیست‌، متن روز است، مثل روزنامه. البته روزنامه هم چیز خوبی است،‌ اما روزنامه است و کسی روزنامه سال قبل را نمی‌خواند. درحالی‌که ادبیات متنی است که ماندگار باشد و بارها توسط خواننده‌های مختلف و حتا یک خواننده خوانده شود.

 

به گزارش ایسنا، محمدرحیم اخوت زاده دهم آذرماه 1324 در اصفهان است و از میان آثار او می‌توان به کتاب‌هایی چون «تعلیق»، «نیمه سرگردان ما»، «نام‌ها و سایه‌ها»، «باقی‌مانده‌ها»، «نمی‌شود» و «مشکل آقای فطانت» اشاره کرد.

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد