در باورها و تقویم محلی مردم لرستان هنگامی که زمین در سی و پنجمین روز از زمستان نفس پنهان خود را میکشد(نفس دُزه) و بعد از آن در چهل و پنجمین روز از زمستان، نفس آشکار زمین، سرما را میشکند، “کلهباد“؛ این نخستین باد بهاری، نوید بهار را میدهد. یخها را میشکند، برفها را آب میکند، درختان جوانه میزنند و پرندگان خوشخوان نغمه سر میدهند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منطقه لرستان، در این هنگام پیرزن(دایا) در اندوه از دست دادن فرزندانش امیل و ممیل که نمادی از سرما و چله بزرگ و کوچک هستند به کوه رفته و میخواهد با برافروختن کنده درختی(چُمَت) زمین را به آتش بکشد.
او در حالی که سر کُنده نیمه سوختهای را در دست گرفته با خود چنین میگوید: امیلم مرد، ممیلم مرد، دل وه کی کنم خَش، چٌمتی بیرم عالمی بزنم تَش.
اهالی بر این باورند که اگر پیرزن کُنده را در خشکی بیاندازد، آن سال خشکسالی خواهد بود، اگر در خاکستر اندازد، سالی پربرف و اگر در آب بیاندازد سالی پرباران خواهد شد.
پیرزن پس از آنکه کُنده نیمه سوخته را به هوا پرتاب میکند، گریبان، دستبند و گردنبندش را تکه تکه میکند و این زمانی است که تگرگ میآید که آن دانههای گردنبند پیرزن است.
از این پس عمونوروز میآید و با پیرزن میجنگد و او را از پای در میآورد و مرگ پیرزن با جشن نوروز همراه میشود.
چند روز مانده به جشن نوروز مردم لرستان بسان سایر مردم ایران، با خانه تکانی «گردیله» به پیشواز آن میروند و لباس و لوازم نو میخرند.
در گذشته زنان کدبانو، شیرینی عید(کاک، کلیره، برساق) را خود تهیه میکردند.
مادر یا مادربزرگ هر خانه، به تعداد زندگان و مردگان آن خانه مقداری عدس، گندم و ماش را در بشقاب یا سینی ریخته تا برای سفره هفت سین و بردن بر سر مزار عزیزانشان سبز شود.
برخی از زنان باسلیقه با استفاده از کوزههای سفالی و دانههای غلات سبزههای زیبایی تهیه میکنند.
در آخرین چهارشنبه سال، بعد از غروب آفتاب، جوانان و نوجوانان مراسم چهارشنبه سوری را برپا میدارند.
با جمعآوری مقداری بوتههای خشک در محلات و کوچه، کپههایی را آماده کرده و آتش میزنند.
زن و مرد، دختر و پسر با دیگر اعضای خانواده، شادی کنان با گفتن زردی من از تو، سرخی تو از من، دوری قضا و بلا و... از روی شعلههای آتش میپرند.
در گذشته در همین هنگام، حاجی فیروز با خواندن نغمههایی شادیانه و نواختن کمانچه و تنبک بر شور و هیجان این مراسم میافزود.
قاشقزنی، فال کوزه و توزیع آجیل مشکل گشا از دیگر مراسمی بود که در این شب توسط دختران و زنان انجام میشد.
در روز بعد از چهارشنبهسوری در آخرین بعدازظهر پنجشنبه سال «شو جمه آخرسال» به گورستان میروند و برای مردگانشان فاتحه میخوانند.
یک روز مانده به عید که آن را شو الَفه یا عید مردگان میگویند همانند شب جمعه آخرسال به گورستان میروند و با گذاشتن سبزه و گل بر مزار مردگان برای آنها خرما، شیرینی و میوه خیرات میکنند.
در غروب همانروز بسیاری از خانوادهها نان و حلوایی تهیه کرده و برای خواندن فاتحه میان همسایگانشان تقسیم میکنند.
بعد از این مراسم همه در انتظار تحویل سال و روز عید میمانند، چند ساعت مانده به تحویل سال سفره هفت سین را میچینند، بر سر سفره قرآن، دیوان حافظ، گلابپاش، تکهای نان، ماهی قرمز، سیب، سیر، سرکه، سکه، سمنو، سماق و سنجد میگذارند.
در هر ساعتی از روز یا شب که سال تحویل میشود همه اعضای خانواده پاکیزه و با لباسهای آراسته در کنار سفره مینشینند و با آغاز تحویل سال روبوسی میکنند و سال و بهار نو را به یکدیگر تبریک میگویند.
پدربزرگها و مادربزرگها به عنوان دشت سال نو از اسکناسهایی که قبلاً لای قرآن گذاشتهاند به بچهها عیدی میدهند.
دید و بازدید عید از نخستین ساعات روز عید آغاز میشود و تا سیزده نوروز ادامه دارد.
ابتدا کوچکترهای خانواده با پوشیدن لباس نو به دیدار بزرگترها میروند و با شیرینی و میوه از آنها پذیرایی میشود.
برخی از خانوادهها با دعوت از سایر اعضای خانواده خود، پسر یا دختری که تازه ازدواج کرده باشد را دعوت کرده تا شام عید را که بیشتر خورش سبزی، باقلاپلو و چلوکباب است را با هم صرف کنند.
در بین روستائیان و عشایر برای شام عید همچون شب چله از قبل مقداری روغن حیوانی و گوسفندی(کشتی) را نگهداری میکنند.
بعد از گذشت 12 روز از عید که اغلب در دید و بازدید و جشن و سرور میگذرد روز سیزدهم نوروز- سیزده به در- اکثر مردم شهر و روستا همراه با تدارکاتی که از قبل دیدهاند به دامن طبیعت میروند و آن روز را در کنار دیگر اقوام و دوستان با صرف ناهار، بازیهای محلی(دالپَلو، طاق پیل، جوزو، هرازگونی) و زیارت اماکن متبرکه میگذرانند.
در این روز نوازندگان بومی و محلی دورهگرد با هنرنمایی و نواختن ساز و دهل، تنبک و کمانچه سرور و شادمانی بیشتری را در میان مردم فراهم میکنند.
دختران دم بخت به نیت گشودن بختشان بر سبزهها و گندمهای تازه رسته گره میزنند و یا همراه با مادرانشان بر امامزادهای نزدیک دخیل میبندند.
در پایان روز برای دور شدن از قضا و بلا سبزههای عید را گره زده و به آب میسپارند.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد